دانشنامه جامع عکاسی و تصویربرداری پزشکی
بهترینهای جهان برای تمام ایرانی ها 
قالب وبلاگ


الکترونها ذرات با بار منفی هستند که در یک توصیف ساده روی مداراتی به دور هسته می چرخند. با توجه به برابر بودن تعداد الکترونها و پروتونهای یک اتم در حالت عادی ،‌ این اتم از لحاظ بار خنثی می باشد. این توصیف که به منظومه شمسی شبیه است ، تفاوتهایی نیز با آن دارد ، از جمله اینکه در هر مدار بر خلاف مدارات منظومه شمسی بیش از یک الکترون وجود دارد و آن به این نحو است که در مدار اول حداکثر 2 الکترون ، در مدار دوم حداکثر 8 الکترون و...که اگر به صورت ریاضی این روند را نشان دهیم و شماره مدار را n فرض کنیم حداکثر تعداد الکترونی که می تواند در آن مدار قرار گیرد از رابطه Zn2 بدست خواهد آمد. ترتیب این مدارات با حروف لاتین که با حروف K شروع می شود ، نامگذاری شده است.

تفاوت دیگری که مدارات اتم با منظومه شمسی دارد ، کروی شکل بودن لایه مدارات است. الکترون لایه اول که نزدیکترین لایه به هسته است ، الکترون K نامیده می شود و به همین ترتیب لایه های بعدی N , M , L و... از هسته دور می شوند. قطر لایه های الکترون نشأت گرفته از سه اثر هستند که عبارتند از:
1- نیروهای هسته ای وارد بر الکترونها
2- مومنتوم زاویه ای
3- انرژی الکترون

نیرویی که بین هسته و الکترون برقرار است و الکترونها را در اتم نگه می دارد Binding Force نیروی همبستگی نامیده می شود و با عکس مجذور فاصله بین هسته و الکترون متناسب است. مومنتوم زاویه ای نشانگر حرکت منحنی شکل الکترون به دور هسته می باشد. ذرات مقید (Bound Particles) همواره انرژی منفی در خود دارند که این قضیه شامل الکترون ها نیز می شود که برای آزاد شدن این انرژی باید به مقدار صفر یا مثبت برسد و چون این انرژی به عنوان مقدار انرژی لایه در بردارنده الکترون به عنوان مثال تنگستن دارای یک انرژی لایه ای K به میزان kev 5/69 و انرژی لایه L به مقدار kev 11 می باشد.

تشعشع الکترومغناطیسی
* پرتو الکترومغناطیسی (electromagnetic Radiation)
* فوتون (photon):
یک فوتون کوچکترین کمیت هر پرتو الکترومغناطیسی است. همانند اتم که کوچکترین کمیت هر عنصر است. فوتون ممکن است بصورت باندهای کوچک انرژی که غالباً کوانتوم (quantum) نامیده میگردد و در فضا با سرعت نور حرکت می کند، درنظرگرفته شود.
ما فوتون های X-ray، فوتون های نور و انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی را با عنوان پرتو فوتونی (photon Radiation) می شناسیم و نام گذاری می کنیم.
یک فوتون X-ray یک کوانتوم انرژی الکترومغناطیسی است.
درقرن نوزدهم، MaXwell نشان داد که نور مرئی هم دارای خاصیت مغناطیسی است و هم دارای خاصیت الکتریکی، بنابراین نام این پرتو را پرتو الکترومغناطیسی گذاشت.
*سرعت و دامنه (Velocity & Amplitude) 

فوتونهای حامل انرژی در فضا با سرعت نور  (C) منتشر می شوند. سرعت نور 186.000 مایل برثانیه و یا درواحد SI سرعت نور 3.10 m/s است.
سرعت همه پرتوهای الکترومغناطیسی 3.10 m/s است.

اگر چه فوتونها به علت نداشتن جرم و درنتیجه نداشتن شکل قابل تشخیص، ولی آنها دارای میدانهای الکتریکی و مغناطیسی هستند که بطور پیوسته با زمان و بطور سینوسی  (sinusoidal)  تغییر می کنند. شکل  سه مثال از تغییر سینوسی را نشان می دهد. به این نوع از تغییرات معمولاً موج سینوسی (sine ware) گفته می شود. 

دامنه نصف فاصله بین قله (crest) تا دره (valley) درموج سینوس است.
* فرکانس و طول موج (frequency and wavelength)
مدل موج سینوسی پرتوهای الکترومغناطیسی، تغییرات میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را هنگام عبور پرتو با سرعت C را نشان می دهد. خواص مهم این مدل فرکانس   (f)(frequency)و طول موج (l)(ware length) است.
فرکانس (بسامد) معمولاً بصورت تعداد نوسانات در هر ثانیه تعریف می گردد و واحد اندازه گیری آن هرتز (Hz)(Hertz) است که برابر است با یک دوره بر ثانیه(1 cycle / second)
فرکانس برابر است با تعداد طول موجهایی که در هرثانیه از یک نقطه عبور می کند.
فاصله میدان دو قله و یا دو دره ویا دو نقطه متناظر در یک موج سینوسی طول موج (wavelength) نامیده می گردد. شکل  سه موج سینوسی با طول موجهای مختلف را نشان می دهد
همانگونه که مشاهده می گردد، با افزایش طول موج، فرکانس کاهش می یابد.
سه پارامتر سرعت، فرکانس و طول موج همگی برای بیان و توصیف یک پرتو الکترومغناطیسی لازم هستند.

Figure Three

دریک سرعت ثابت، فرکانس و طول موج نسبت عکس دارند.
سه پارامتر اصلی پرتوالکترومغناطیسی طبق معادله موج (ware equation) به هم مرتبط میگردند:
Velocity=Frequency × Wavelength
V=f. l
معادله موج هم برای پرتو الکترومغناطیسی و هم برای امواج صوتی مورد استفاده قرار می گیرد ولی این را در ذهن داشته باشید که امواج صوتی بسیار متفاوت از فوتونهای الکترومغناطیسی هستند.
منابع تولید صدا متفاوت هستند، این امواج درجهات مختلف منتشر می گردند وسرعت آنها دارای تغییرات زیادی است و سرعت امواج صوتی وابسته به ماده ای است که صوت در آن ها منتشر می گردد و امواج صوتی از خلاء نمی توانند عبور کنند.
بعد از این معادله موج معرفی شد، ما می توانیم این معادله را برای پرتوهای الکترومغناطیسی بصورت ساده شده زیر در آوریم (توجه گردد چون پرتوهای الکترومغناطیسی دارای سرعت ثابت (C) هستند.):
C: سرعت پرتوالکترومغناطیسی l            
f: فرکانس
l: طول موج
*طیف الکترومغناطیسی (Electromagnetic spectrum)
محدوده فرکانس پرتو الکترومغناطیسی تقریباً از 10 Hz تا 10 Hz است. طول موجهای فوتون مربوط به این پرتوها، تقریباً 10nm تا 10M به ترتیب است. این محدوده گسترده انواع زیادی از پرتوهای الکترومغناطیسی را که بیشتر آنها برای ما آشنا هستند، پوشش می دهد. این پرتوها روی هم، طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهند.
طیف الکترومغناطیسی شامل کل محدوده پرتوهای الکترومغناطیسی است.
طیف الکترومغناطیسی دارای سه منطقه مهم برای تکنولوژی رادیولوژی است که عبارتند از:
نورمرئی (visible light)، فرکانس های رادیویی (radiofrequency) و پرتو (X-radiation) X است.
قسمتهای دیگر این طیف الکترومغناطیسی شامل پرتوفرابنفش (ultraviolet radiation)، نور مادون قرمز (infrared light) و پرتو مایکروویو (microwave) است.
فوتونهای این پرتوهای گوناگون همگی یکسان هستند. یعنی هر فوتون بصورت یک باند انرژی شامل میدانهای متغییر الکتریکی و مغناطیسی است که با سرعت نور حرکت می کنند. تنها تفاوت بین این فوتونها، فرکانس و طول موج آنها است.
امواج ماوراصوت (ultrasound) به صورت فوتون نیست و این امواج دارای سرعت ثابت نیستند. ماوراء صوت، موج حاصل از حرکت مولکول هاست و این امواج به ماده نیاز دارند. در صورتیکه پرتوهای الکترومغناطیسی می توانند در خلاء هم وجود داشته باشند.
ماوارء صوت تشخیصی ، بخشی از طیف الکترومغناطیسی نیست.
* اندازه گیری طیف الکترومغناطیسی
 (Measurement of the electromagnetic spectrum)
طیف الکترومغناطیسی را می توان با سه مقیاس متفاوت بیان کرد، یعنی با انرژی، فرکانس و طول موج. چون سرعت تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ثابت است پس طول موج و فرکانس با هم نسبت عکس دارند. (C=f.l)
* نور مرئی (visible light)

هنگامی که نور مرئی را از یک منشور ( prism) عبور می دهیم، این نور به یک طیف رنگین کمانی (Rainbow) تفکیک می گردد. این پدیده را شکست ( refraction) گویند. 

هنگامی که نور سفید از یک منشور عبور داده می شود، چون این نور از فوتون هایی با یک محدوده طول موج تشکیل شده است، این نور شکست پیدا می کند و منشور به عنوان یک جدا کننده طیف نور براساس طول موج است. اجزای تشکیل دهنده نور سفید دارای محدوده طول موجی تقریباً از 400 nm برای رنگ بنفش تا 700 nm برای رنگ قرمز هستند.
نور مرئی کوچکترین قسمت از طیف الکترومغناطیسی را شامل می گردد و این تنها قسمتی است که ما می توانیم آن را به طور مستقیم احساس کنیم.
نور خورشید همچنین دارای دو نوع از نور مرئی است: مادون قرمز و فرابنفش (ماوراء بنفش).
نور مادون قرمز (Infrared light) تشکیل شده است از فوتونهایی با طول موجهایی بزرگتر از نور مرئی و کوچکتر از امواج مایکرویو. مادون قرمز به هر ماده ای که بخورد کند، آن را گرم می کند، که می توانیم این گرما را گرمای تشعشعی ( radiant heat) درنظر بگیریم.
نور ماوراء بنفش (ultraviolet light) در طیف الکترومغناطیسی ما بین نور مرئی و پرتوهای یون ساز (ionizing radiation) قرار دارد. این نور مسؤل واکنشهای مولکولی است که هنگام آفتاب سوختگی ایجاد می گردد.
* فرکانس رادیویی (RF) (radio frequency)
مهندسان تلویزیون و رادیو تابش فوتونها را با فرکانس هایشان توصیف می کنند.
کانالهای تلویزیون های ماهواره ای معمولاً بوسیله  فرکانس هایشان شناخته می شوند که این فرکانسها، فرکانسهای رادیویی یا RF می نامند.
فوتونهای فرکانس رادیویی دارای مقدار انرژی بسیار کم و طول موج بسیار بالای هستند.
فرکانس رادیویی که طول موج کوتاهی دارند به عنوان پرتوهای مایکرویو  (microware) شناخته می گردند. پرتوهای مایکروویو وابسته به استفاده، دارای فرکانسهای متغیری هستند. اما همیشه دارای فرکانس بیشتر از فرکانس رادیویی و کمتر از مادون قرمز هستند.
پرتوهای مایکروویو دارای استفاده های گوناگونی اعم از تلفنهای همراه، کنترل سرعت در اتوبان ها و در پخت و پز (مایکروویو) دارند.
* پرتو یون ساز (Iodizing Radiation)
برخلاف فرکانس رادیویی و نور مرئی، پرتو الکترومغناطیسی یون ساز معمولاً بوسیله انرژی فوتون ذخیره شده در آن، مختص می گردند.
یک فوتون پرتو X ، تقریباً مقدار قابل ملاحظه ای، بیشتر انرژی نسبت به فوتون نور مرئی یا فوتون فرکانس رادیویی دارد. فرکانس پرتو X بسیار بیشتر و طول موج آن بسیار کمتر از انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی است. تمایزی که گاهی وجود دارد این است که فوتونهای پرتو گاما از فوتونهای پرتو X میزان بیشتری انرژی دارند. این مطلب درگذشته درست بود، چون تجهیزات پرتو X موجود، میزان انرژی محدودی داشتند. ولی اکنون به علت وجود شتاب دهنده های خطی، ما می توانیم پرتوهای X با انرژی بسیار بالاتری نسبت به پرتوهای گاما تولید کنیم، بنابراین این تمایز مناسب نیست.
تنها تفاوت مابین پرتوهای X و پرتوهای گاما، در ذات آنها است.
پرتوهای X از ابرالکترونی یک اتم که بطور مصنوعی تحریک شده است، ساطع می گردند در حالیکه پرتوهای گاما از هسته های اتم رادیواکتیو ساطع می گردند.   
پرتوهای X در تجهیزات الکتریکی تولید می گردند، درمقابل پرتوهای گاما ازماده رادیواکتیو بطور خودبه خود ساطع می گردند.
این شرایط نیز در تفاوت بین ذرات بتا (Beta particles) و الکترون ها نیز یکسان است. این ذرات یکسان هستند به جز اینکه ذرات بتا از هسته می آیند و الکترونها از بیرون هسته میآیند.
نور مرئی بوسیله طول موج، فرکانس رادیویی بوسیله فرکانس و پرتوهای X بوسیله انرژی شناخته و تعریف می گردند.

هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی، ایجاد اشعه ایکس می کند.

Figure Four

به طور کلی اشعه در اثر دو فرایند تولید میشوند:
1- پدیده ترمزی  در این پدیده الکترونها به دلیل انرژی جنبشی که دارند به داخل اتمهای آند وارد میشوند و تحت تاثیر میدان اتمهای سنگین هدف از مسیر اولیه منحرف شده و دارای تغییر سرعت و کاهش انرژی میشوند. این انرژی به صورت پرتو  تابیده میشود. در این فرایند راندمان تولید اشعه بسیار کم  میباشد. در این طیف ماکزیمم انرژی مربوط به الکترونی است که بیشترین انحراف را توسط هسته داشته و هیچگونه اتلافی در انرژی آن صورت نپذیرفته است. مینیمم انرژی نیز مربوط به مواد جاذب سرراه فوتون ها است که چه کسری از انرژی آنها را جذب کرده اند. قله انرژی نیز مربوط به بالاترین انرژی اعمالی به تیوب است.

2- پدیده تابش اختصاصی: در این پدیده الکترون های تابیده شده از فیلامان به الکترون های مدارهای داخلی اتم های هدف نظیر kبرخورد می کنند و باعث کنده شدن این الکترون ها از مدار مربوطه می شوند و لذا در این لایه یک حفره به وجود می آید. با پُرشدن این حفره توسط الکترون های لایه های بالاتر، اختلاف انرژی دو لایه به صورت فوتون از ماده هدف خارج می شود. طیف اختصاصی برای تنگستن که عنصر سازنده آند در لامپ های اشعه  است   می باشد.
اگر شدت باریکه الکترونی را در نظر بگیریم، تولید نور و گرما خواهیم داشت. یعنی در سطح آند از انرژی اولیه باریکه الکترونی تشعشع خواهیم داشت.
تاثیر انرژی باریکه پرتو بر کیفیت تصویر نهایی:
میزان :  معرف قدرت نفوذ پرتو در بیمار و کیفیت تصویر نهایی است.
  پائین باعث ایجاد کنتراست زیاد و تمایز بهتر بافتهای نرم میشود. به همین دلیل در ماموگرافی از انرژی های پائین استفاده میشود.
بالا باعث افزایش انرژی و افزایش میزان نفوذ تشعشع در بافت و کاهش کنتراست میشود.
به طور کمی مقدار اشعه دریافتی در گیرنده تصویر با توان دوم  رابطه دارد.

Figure Five

 تیوپ شیشه ای:
حباب خلاء شیشه ای است که از شیشة مخصوص و محکم ساخته شده است و شامل:

1-  فیلامنت سیمی (از جنس تنگستن)،

2- متمرکزکننده از جنس مولیبدنیوم یا فولاد،

3- آند مسی که روی آن هدفی از جنس تنگستن است، میباشد.

Figure Six

 محفظة تیوپ:
از جنس فولاد بوده که مملو از روغن است و حباب شیشه ای را دربرمی گیرد. این محفظه محلی برای اتصال کابلهای فشار قوی داشته و دارای پایه ای است که تیوپ را نگه می دارد.
تمام پرتوهایی که از هدف منتشر می شوند به جز پرتوی که از طریق پنجره رادیولوسنت خارج  می شود، توسط لایه سربی که به صورت آستری محفظة تیوپ را پوشانیده، به شدت جذب می شوند. روغن داخل محفظه گرم و منبسط می شود. داخل محفظه وسیله ای بادکنکی است که فضای اضافی بوجود میآورد تا در زمان انبساط فضای لازم را ایجاد کند. وظیفة روغن ایجاد عایق الکتریکی و نیز انتقال گرما از آند به محفظه است. برای انتقال جریان از ترانسفورماتور فشار قوی به تیوپ اشعه ایکس از کابل های فشار قوی استفاده  می شود. در این دستگاه تیوپ اشعه ایکس ضمن تولید اشعه ایکس به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند. مزیت این دستگاه نسبت به دستگاه های مجهز به یکسو کننده تمام موج عبارت است از سادگی، کوچکی، قابلیت مانور، ارزان بودن و... و عیب آن محدودیت در درجة حرارت است.
گرمای ایجاد شده در هدف تیوپ اشعه ایکس بر حسب واحد گرمایی ( H.V) به این صورت محاسبه می شود:
          (زمان بر حسب ثانیه) T × (میانگین) mA × KVp = واحد گرمایی در ثانیه


 لامپ

این لامپ از جنس شیشه پیرکس است که درون آن خلاء بوده و حاوی دو الکترود است. لامپ به گونه ای طراحی شده که الکترونهای تولید شده در قطب منفی (کاتد یا فیلامنت) تحت تاثیر اختلاف پتانسیل زیاد به سمت قطب مثبت (آند) شتاب می گیرند. برخورد این الکترونها به آند منجر به تولید پرتو ایکس می شود.
کاتد:
قطب منفی لامپ اشعه X است که حاوی فیلامان یا منبع تولید الکترون و سرپوش کانونی است. فیلامان خود دارای ولتاژ (متوسط10 ولت) و جریان (متوسط 3 تا 5 آمپر) است و بوسیله آنها گرم میشود.
تعداد فوتونهای اشعه X تولیدی به تعداد الکترون هایی که از کاتد به سمت آند حرکت می کنند بستگی دارد. فیلامان سیمی است از جنس تنگستن که در اثر عبور جریان از آن گرم می شود و در اثر این دما تعدادی از الکترون های آن تا مسافت کمی از سطح فلز جدا می شوند. این فرایند تابش ترمویونیک نام دارد.
برای وقوع تابش ترمویونیک و ایجاد تعداد مفیدی الکترون فیلامان باید تا 2200 درجه گرم شود. به همین دلیل فیلامان را از جنس تنگستن می سازند چون این ماده به راحتی به شکل سیم نازک و محکم در آمده و نقطه ذوب بالایی(3370)   دارد و همچنین مقدار کمی تبخیر می شود. الکترون های تابش شده در اطراف فیلامان ابر کوچکی به نام فضای بار (Space Charge)  ایجاد می کنند. این ابر که دارای بار منفی است از تابش الکترون های دیگر جلوگیری می کند که به این اثر، اثر فضای بار (Space Charge Effect) می گویند. حال می توان بایک اختلاف پتانسیل مناسب این الکترون ها را به سمت آند شتاب داد.
به دلیل اینکه الکترون ها همگی دارای بار منفی هستند در طول مسیر به سمت آند از هم دور و پراکنده می گردند و سطح  بزرگی از آند را بمباران می کنند که دلخواه نیست.
به همین دلیل از سرپوش کانونی (Focusing Cap) که فیلامان را احاطه کرده استفاده می شود.
این وسیله دارای پتانسیل منفی است و باعث به هم فشرده شدن الکترون ها می شود. این وسیله که از جنس مولیبدیم است با نیروی الکتریکی موجب کانونی شدن سیم الکترونی می شود. لامپ های امروزی دارای دو فیلامان کوچک و بزرگ می باشند. فیلامان بزرگ برای تابش های بیشتر و فیلامان کوچک برای تابش های کمتر کاربرد دارند.


آند:
قطب مثبت لامپ اشعه  Xمیباشد که به دو صورت ثابت و دوار میباشد. آندهای ثابت یک صفحه کوچک تنگستن به ضخامت 2تا 3 میلی متر میباشند که در یک بلوک بزرگ مس قرار داده شده اند. به چند دلیل جنس آند از تنگستن انتخاب شده است. این ماده عدد اتمی بالایی دارد و لذا بازده تولید اشعه  بالاتری دارد. نقطه ذوب بالای تنگستن تحمل حرارتی خوبی به آن میدهد و در ضمن این ماده در جذب، انتقال و پراکنده سازی گرما نیز عملکرد خوبی دارد.آند را در بلوک مسی قرار میدهند تا انتقال و دفع گرما به خوبی صورت بگیرد. به دلیل اینکه در سیستمهای قدرتمند امروزی گرمای زیادی در سطح هدف ایجاد میگردد نیاز به روشی بود که تحمل گرما را برای هدف آسان سازد، لذا آندهای ثابت جای خود را به آندهای دوار دادند. این آندها مقاومت لامپ را در برابر گرمای زیاد ناشی از اکسپوژرهای طولانی افزایش میدهند.این آندها با سرعتی حداقل برابر  دور در دقیقه میگردند. هدف استفاده از آند دوار پخش گرمای ایجاد شده در خلال یک اکسپوژر، در سطح بزرگی از آند است. به دلیل تابش الکترونها به سطح آند پس از مدتی در سطح آن ناهمواری و و فرورفتگی هایی مشاهده میشود که این تغییرات فیزیکی ناشی از فشارهای حرارتی بوده و باعث کاهش خروجی لامپ اشعه می¬شوند به همین دلیل در ساخت آند مقداری رنیوم به تنگستن اضافه می¬کنند تا مقاومت سطحی آن افزایش یابد.

• محفظه شیشه ای:
این محفظه از جنس پیرکس می باشد که درون آن خلاء و شامل دو الکترود آند و کاتد است. به صورتی که الکترونهای تولید شده در کاتد (فیلمان) با سرعت زیاد به سمت آند حرکت می کنند که با ایجاد یک اختلاف پتانسیل بالا اتفاق می افتد. چون در هوا تعداد زیادی الکترون وجود دارد، سرعت بخشیدن به یک الکترون دراین فضا عملی نیست و به همین خاطر داخل محفظه را از هوا و هر گاز دیگر خارج می کنند تا الکترونها به راحتی با سرعت بالا حرکت کنند. این مقدار خلاء در حدود 01/0 میلی متر جیوه می باشد. دلیل دیگر ایجاد خلاء در فضای داخل محفظه عایق کردن محیط بین آند و کاتد است. هدف از ایجاد خلاء در لامپهای مدرن اشعه ایکس، کنترل مستقل تعداد و سرعت الکترونها شتاب گرفته شده است.
مزیت استفاده از شیشه در بدنه محفظه حذب کم اشعه ایکس، عایق الکتریکی بسیار خوب شیشه و انتشار حرارتی مناسب آن است. اما به دلیل رسوب بخارات تنگستن در سطح شیشه از سیمهای فلزی در درون دیواره لامپ استفاده می شود تا از رسوب جلوگیری کند. اما به دلیل اختلاف ضریب انبساط داخلی شیشه و فلز و ایجاد شکستگی در بدنه لامپ، عموماً از آلیاژهای خاصی مثل شیشه بروسیلیکات که ضریب انبساط خطی تقریباً مشابه فلز دارد در ساخت محفظه لامپها استفاده می شود.•
 حفاظ لامپ و کابلهای فشار قوی:
به دلیل ساطع شدن اشعه ایکس در تمام جهات از لامپ مولد با شدت تقریباً یکسان و اینکه بسیاری از این تشعشعات اکسپوژر غیر ضروری برای بیماران و پرسنل ایجاد می کند، و کیفیت فیلم را نیز کاهش می دهد، حفاظ فلزی لامپ این قسمت از اشعه اضافی و اشعه های پراکنده شده را جذب می کند.
طبق چهل و نهمین گزارش صادره از انجمن بین المللی حفاظت و اندازه گیری اشعه، تشعشع های نشتی که از فاصله یک متری منبع اندازه گیری میشوند،‌ نباید وقتی که لامپ در حداکثر جریان مداوم نامی برای استفاده از حداکثر توانایی آن کار می کند،‌ از 100 میلی رونتگن در یک ساعت تجاوز نماید.
وظیفه دیگر این حفاظ، ایجاد امنیت برای ولتاژ بالایی است که بین آند و کاتد در تیوب اعمال می شود در فاصله بین تیوب و محفظه فلزی روغن غلیظی ریخته میشود که درمقابل ولتاژ الکتریکی عایق بسیار خوبی است و از هر جرقه الکتریکی میان کابلهای ولتاژ بالا جلوگیری می کند. علاوه بر این روغن مورد استفاده خاصیت خنک کنندگی و جلوگیری از شکستن جداره شیشه ای را دارا می باشد.
• لامپ های اشعه ایکس فلزی/ سرامیک:
این نوع لامپ به جای محفظه شیشه ای معمولی یک محفظه فلزی و سه قسمت عایق سرامیکی دارد. که دو عایق برای کابلهای ولتاژ بالای منفی و مثبت که آنها را از محفظه فلزی لامپ جدا می کند و یکی برای تکیه گاه محود آند به کار می رود. جنس این سرامیک معمولاً اکسید آلومینیوم است.
از مزایای استفاده از این نوع لامپ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تشعشع کمترخارج از میزان                             2- عمر بیشتر تیوب
 3- تحمل بار بیشتر تیوب                                    4- اندازه کوچکتر تیوب

وظیفه تولید ولتاژ بالای لازم برای ایجاد اشعه ایکس را درتیوب ژنراتورهای ولتاژ بالا بر عهده دارند. تغذیه این ژنراتورها از برق v 220 شهر به گونه تکفاز و یا سه فاز می باشد که خروجی ای تاحد kv 150 در مدت زمان کوتاهی تولید می کند. این بخش از سیستم رادیولوژی از یک جعبه فلزی متصل به زمین و پر از روغن و ترانسفورماتور ولتاژ پائین برای تغذیه فیلمان ها، همچنین یک ترانسفورماتور ولتاژ بالا و مجموعه ای از دیودهای یکسوکننده ولتاژ بالا و تعدادی کنتاکتور تشکیل شده است. وجود روغن درون جعبه ژنراتور به دلیل عدم بروز جرقه الکتریکی ناشی از ولتاژ بسیار بالا می باشد.

• ژنراتورهای اشعه ایکس(X – ray Generator):
انرژی فوتون های اشعه ایکس تولید شده تابع 1- انرژی جنبشی الکترون ها، 2- اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ است. ابتدا ولتاژی حدود kv  150 – 40 به دو قطب تیوپ اشعه ایکس اعمال می شود. الکترون هایی که توسط فیلامان تولید شده اند دراین اختلاف پتانسیل به سمت قطب آند شتاب می گیرند و پس از برخورد به هدف به فوتون هایx – ray تبدیل می شوند. اختلاف پتانسیل در سر تیوپ، موجب افزایش انرژی جنبشی الکترون ها و تولید فوتون های پر انرژی تر می گردد. هر چه ضخامت عضو بیشتر باشد، فوتون های پر انرژی تری لازم است. برای به راه اندازی تیوپ و در تولید اشعه ایکس، از ژنراتور استفاده می شود.
- وظایف ژنراتور:
1- تأمین اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ اشعه ایکس.
2- ملتهب کردن فیلامان برای تولید الکترون.
3- کنترل اختلاف پتانسیل دو سر تیوپ.
ولتاژ مورد استفاده در ژنراتورهای اشعه ایکس از نوع ولتاژ متناوب است.
دو نوع ولتاژ متناوب داریم: 1- تکفاز و 2- سه فاز.
- نحوة تولید برق تکفاز:
مبنای کار، قانون القای الکترومغناطیسی است. در نتیجه گردش یک سیم پیچ درون میدان مغناطیسی ثابت با القای ولتاژ در سیم پیچ لازم است.
- نحوه تولید برق سه فاز:
در مولدهای سه فاز، سه سیم پیچ به طور همزمان درون میدان مغناطیسی می چرخند. هر سیم پیچ با اختلاف زاویه ˚120 نسبت به بقیه قرارگرفته است. به علت متفاوت بودن موقعیت سیم پیچ ها، مقدار ولتاژ تولیدی در هر سیم پیچ در یک زمان مشخص متفاوت است.
• ترانسفورماتورها:
وسیله افزایش یا کاهش ولتاژ نسبت به مقدار مبنا هستند و بر دو نوعند:
- ترانسفورماتور افزاینده (step up Transformer).
- ترانسفورماتور کاهنده (step down Transformer).
- اجزای ترانسفورماتور:
1- هسته فلزی.
2- دو سری سیم پیچ که بر روی هسته فلزی پیچیده می شوند.
سیم پیچ متصل به ولتاژ ورودی سیم پیچ اولیه و سیم پیچی که ولتاژ تغییریافته از آن خارج شده سیم پیچ ثانویه نام دارد. سیم پیچ ها نسبت به هم عایق بندی شده است. تشکیل میدان مغناطیسی موجب القای مجدد جریان در سیم پیچ های ثانویه و هسته فلزی می شود. برای آنکه در سیم پیچ ثانویه جریانی القا شود، بایستی ولتاژ ورودی متناوب(AC) باشد. ولتاژ متناوب، ‌میدان مغناطیسی متناوبی را در هسته ایجادکرده و شار در واحد زمان تغییرمی کند. بر مبنای قانون القای فارادی،‌ تغییر در شار مغناطیسی موجب القاء جریان جدید در سیم پیچ ثانویه می گردد.

- انواع ترانسفورماتورها (بر حسب شکل هسته و نحوه پیچیده شدن سیم پیچها)
1- ترانسفورماتور با هستةclose – core: این هسته ها به صورت یک مربع بسته ساخته شده اند که هر سیم پیچ جداگانه بر روی یک طرف هسته پیچیده می شود.
2- اتوترانسفورماتور: هستة آنها به صورت میله ای بوده و معمولاً یک سیم پیچ برروی آنها پیچیده می شود.  از این ترانسفورماتورها در مدار اشعه ایکس استفاده می شود.
3- ترانسفورماتور با هستة shell – type: هسته این ترانسفورماتور به صورت دو حلقه چسبیده به هم می باشد و سیم پیچ های اولیه و ثانویه بر روی هم روی ستون وسط پیچیده می شوند. از این نوع نیز در مدارهای اشعه ایکس استفاده می شود.


- مدار ژنراتور اشعه ایکس از دو قسمت تشکیل شده است:

1-  مدار ژنراتور اشعه ایکس.
2- تیوپ اشعه ایکس.
- مدار ژنراتور اشعه ایکس بر حسب مقدار ولتاژ عبوری دارای دو قسمت است:
1- مدار اولیه(Control console): ولتاژ عبوری از مداراولیه در محدوده ولتاژهای معمولی یا فشار ضعیف است. پانل کنترل به عنوان قسمتی از مدار اولیه است.
2-  مدار ثانویه(فشار قویHigh – Voltage): ولتاژ در محدوده ولتاژهای فشار قوی می باشد.• مدار سادة ژنراتور اشعه ایکس:
o مدار اولیه: فشار ضعیف است و دارای ولتاژ حدود V240 تا 415 می باشد.
- اجزای مدار اولیه:
فیوزها، کلید اصلی، قطع کننده های مدار، اتوترانسفورماتور، جبران کنندة ولتاژ اصلی، کنترل kv، کلید کنتاکتور اولیه، اندازه گیر kv، سیم پیچ اولیه ترانسفورماتور فشارقوی، مدار زمان سنج، مدار گرم کنندة فیلامنت، مدارات جبران کننده.
o مدار ثانویه: فشار قوی است و ولتاژ بیشتر از kvp 75 دارد.
-  اجزای مدار ثانویه:
سیم پیچ ثانویه ترانسفورماتور فشار قوی، یکسوکننده های فشارقوی، تیوپ اشعة ایکس، سیم پیچ ثانویه، ترانسفورماتور گرم کننده فیلامنت.
• اتو ترانسفورماتور:
از سیم ضخیمی که به صورت یک سیم پیچ به دور هستة آهنی پیچیده شده تشکیل شده است. تغییرات جریان متناوب در سیم پیچ 100 بار در ثانیه است و میدان مغناطیسی نیز به صورت انبساط و تراکم 100 بار در ثانیه تغییر می کند. در نتیجه ولتاژی به حلقة سیم پیچ و هستة آهنی القا می شود. با لایه لایه کردن هسته می توان از ایجاد جریان های گردابی جلوگیری کرد. با تراکم میدان، ولتاژی به هر حلقة سیم پیچ و در جهت عکس القا می شود.
= ولتاژ اعمالی (ورودی)/ ولتاژ به دست آمده (خروجی)
تعداد حلقه ها که در ولتاژ اعمالی وجود دارند/ تعداد حلقه هایی که ولتاژ خروجی از آنها گرفته ایم
• جبران کننده ولتاژ:
با ثابت نگه داشتن ولتاژ القایی به هر حلقة سیم پیچ اتوترانسفورماتور اثر تغییرات ولتاژ ورودی را جبران می کند. این عمل با تغییر تعداد حلقه هایی که به آنها ولتاژ اصلی القا شده، صورت می پذیرد. در جبران سازی اتوماتیک تغییرات ولتاژ باعث گردش چرخ دنده ای توسط یک میله محوری می شود تا حلقه های بیشتر یا کمتری از سیم پیچ به منبع برق وصل شود.
• کنترل kv:
با اعمال ولتاژ مناسب به سیم پیچ اولیه، از سیم پیچ ثانویه ترانسفورماتور فشار قوی، می توان هر kv دلخواهی را به دست آورد. این کار برای انتخاب ولتاژ مناسبِ حرکت کنترل چرخان که تعداد مناسبی از حلقه های اتوترانسفورماتور را در سیم پیچ اولیه انتخاب می کند، لازم است. مقدار kv مورد نظر بوسیله عقربه روی صفحه مدرج (scale) یا صفحة دیجیتالی نشان داده می شود.
• ترانسفورماتور فشار قوی:
از یک سیم پیچ اولیه و یک سیم پیچ ثانویه تشکیل شده است و وظیفة آن تأمین ولتاژهای بالا (تا kvp 150) برای تولید اشعة ایکس در تیوپ است. در اینجا میدان مغناطیسی از برقراری جریان در سیم پیچ اولیه به وجودآمده و توسط هستة فلزی متمرکز می شود.
o تنظیم ترانسفورماتور:
افت ولتاژی در ترانسفورماتور به وجود می آید که ناشی از تولید گرما در سیم پیچ ها و کاهش ولتاژ خروجی از سیم پیچ ثانویه یا ولتاژ دو سر تیوپ اشعه ایکس می باشد. اگر سیم پیچ ثانویه مدار باز و یا بی بار باشد افت ولتاژ نداریم. اما در حالت بار کامل افت ولتاژ حداکثر خواهد بود. تفاوت ولتاژ پیک ثانویه در شرایط بی باری و بار کامل تنظیم ذاتی ولتاژ نامیده می شود. وقتی جریان ولتاژ افزایش یابد باید ولتاژ اعمال شده به دو سر تیوپ اشعة ایکس کاهش یابد.
 
o ظرفیت ترانسفورماتور:
در واقع ظرفیت حداکثر، کیلوولت-آمپری (KVA) است که به طور ایمن از سیم پیچ ثانویه می توان گرفت. مثلاً در فلوروسکوپی از جریان کم با ولتاژ بالا استفاده می شود، ولی در پرتونگاری تشخیصی در مدت بسیار کوتاه از جریان زیاد با ولتاژ بالا استفاده می شود.
-  مواردی که ظرفیت ترانسفورماتور فشار قوی در دستگاه های رادیوگرافی تشخیصی دربر می گیرد:
1. حداکثر ولتاژی (kvp) که ترانسفورماتور می تواند با ایمنی کامل در شرایط بی بار تحویل دهد.
2. حداکثر جریانی که بیش از یک ثانیه در زمان سرد بودن می تواند عبور دهد که به نام بار لحظه ای یا منقطع نامیده می شود و در اکسپوژرهای تشخیصی به کار می رود.
3. حداکثر جریان ایمنی که بی وقفه می تواند جریان یابد و به نام بار پیوسته موسوم است که در فلوروسکوپی یا رادیوتراپی استفاده می شود.
4. تنظیم ذاتی ولتاژ وقتی حداکثر جریان با بار(loading) ناپیوسته برقرار می شود. این حد نباید از 15% حداکثر kvp در شرایط بی بار بیشتر باشد.
5. تنظیم ذاتی ولتاژ در حداکثر بار پیوسته که مقدار آن نباید از 5% حداکثر kvp در شرایط بی بار بیشتر باشد.
6. درصد مجاز بار اضافی(over load).
7. اطلاعات تکنیکی بیشتر در خصوص علایق بندی، حداکثر افزایش مجاز درجه حرارت در شرایط معین و غیره.
o جبران افت ولتاژ در کابل تغذیه کننده:
بدیهی است تمام انرژیی که در مدار ثانویه استفاده می¬شود، بایستی توسط مدار اولیه تأمین شود. در مدار ایده¬آل که افت انرژی وجود ندارد، توان ثانویه درست برابر توان اولیه است نه بیش از آن. زمانی که توان ثانویه با افزودن kv  و یا mA افزایش می یابد، می بایست جریان مدار اولیه نیز افزایش یابد. این کار موجب افزایش افت توان (به صورت گرما) در کابل های تغذیه کننده می شود. مقاومت کابل تأمین کننده نباید از مقدار مشخصی بیشتر باشد. افت ولتاژ در کابل برابر حاصل ضرب شدت جریان در مقاومت R) × (I می باشد. زمانی که لازم است توان ثانویه افزایش یابد، بایستی مقدار جریان اولیه نیز افزایش یابد. مقدار مقاومت Z  و نسبت سیم پیچ های x و y  عواملی هستند که به طور اتوماتیک اتلاف توان در کابل ها را جبران کرده و توان صحیح در اولیه و در نتیجه ثانویه ثابت نگه داشته می شوند.
• مدارات فشار قوی تشخیصی:
- مدار خود یکسوکننده (یک پالسی):
یکی از اجزاء مدار ثانویه است. چنین مداری اغلب با تیوب اشعه ایکس با آند  ثابت استفاده می شود که این تیوپ به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند.
- تیوپ اشعه ایکس با آند ساکن:
در بعضی دستگاه های متحرک، اغلب دستگاه های دندانی و دستگاه های پرتابل استفاده می شود. این تیوپ از حباب شیشه ای که محتوی کاتد و آند است و محفظه ای فلزی مملو از روغن که تیوپ در آن است تشکیل شده.
 تیوپ شیشه ای:
حباب خلاء شیشه ای است که از شیشة مخصوص و محکم ساخته شده است و شامل: 1-  فیلامنت سیمی (از جنس تنگستن)، 2- متمرکزکننده از جنس مولیبدنیوم یا فولاد، 3- آند مسی که روی آن هدفی از جنس تنگستن است، می باشد.
 محفظة تیوپ:
از جنس فولاد بوده که مملو از روغن است و حباب شیشه ای را دربرمی گیرد. این محفظه محلی برای اتصال کابل های فشار قوی داشته و دارای پایه ای است که تیوپ را نگه می دارد.
تمام پرتوهایی که از هدف منتشر می شوند به جز پرتوی که از طریق پنجره رادیولوسنت خارج  می شود، توسط لایه سربی که به صورت آستری محفظة تیوپ را پوشانیده، به شدت جذب می شوند. روغن داخل محفظه گرم و منبسط می شود. داخل محفظه وسیله ای بادکنکی است که فضای اضافی بوجود می آورد تا در زمان انبساط فضای لازم را ایجاد کند. وظیفة روغن ایجاد عایق الکتریکی و نیز انتقال گرما از آند به محفظه است. برای انتقال جریان از ترانسفورماتور فشار قوی به تیوپ اشعه ایکس از کابل های فشار قوی استفاده  می شود. در این دستگاه تیوپ اشعه ایکس ضمن تولید اشعه ایکس به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند. مزیت این دستگاه نسبت به دستگاه های مجهز به یکسو کننده تمام موج عبارت است از سادگی، کوچکی، قابلیت مانور، ارزان بودن و... و عیب آن محدودیت در درجة حرارت است.
گرمای ایجاد شده در هدف تیوپ اشعه ایکس بر حسب واحد گرمایی ( H.V) به این صورت محاسبه می شود:
          (زمان بر حسب ثانیه) T × (میانگین) mA × KVp = واحد گرمایی در ثانیه
در استفاده از دستگاه خود یکسوکننده، زمان اکسپوژر طولانی تر و مقدار mA کمتر خواهد بود. عیب دیگر این دستگاه پائین بودن کارآیی تیوپ و ضرورت افزایش عایق بندی است که این مشکلات توسط کاهنده ولتاژ معکوس کاهش می یابد.
- کاهنده ولتاژ معکوس:
بوسیله کاهنده ولتاژ معکوس، ولتاژ معکوس ثانویه را تقریباً به اندازه ولتاژ مثبت می توان کاهش داد. اجزای این وسیله عبارتند از لامپ دیود گازی (یا دیود خشک) و یک مقاومت درست شده که به طور سری به مدار اولیه وصل می شود.
- یکسوکننده تمام موج(دو پالس):
با استفاده مناسب از یکسوکننده ها در مدار ثانویه، جریان طی نیم سیکل در همان جهت نیم سیکل مثبت، از تیوپ اشعه ایکس می گذرد. بدین خاطر می توان گفت همیشه هدف تیوپ  اشعه ایکس مثبت و فیلامنت همیشه منفی خواهد بود. در هر لحظه فقط دو یکسوکننده در مدار قرار می¬گیرد و در هر نیم سیکل جریان نقطه دریک جهت از تیوپ اشعه ایکس عبور می کند.
- مدار پتانسیل ثابت تک فاز جهت switching ثانویه:
اجزای این مدار علاوه بر مدار قرارداری چهار لامپی(valve)، شامل دو خازن و دو لامپ خلاء تریود فشار قوی می باشد. لامپ تریود همان طوری که از نامش پیداست حباب شیشه ای خلاء است که شامل سه الکترود یعنی یک آند، یک کاتد و یک شبکه (grid) می باشد.
 آماده سازی اکسپوژر:
با فشار دکمة آماده سازی اکسپوژر فیلامنت های تیوپ اشعه ایکس و لامپ ها (valve) گرم شوند. آند شروع به چرخش می کند و کنتاکتور مدار اولیه برای بر قراری انرژی به ترانسفورماتور فشار قوی بسته می شود.
 تولید اکسپوژر:
با فشار کامل دکمه، اکسپوژر آغاز می شود. ولتاژ مثبت به گرید لامپ های تریود اعمال شده و بار منفی گرید خنثی میگردد. سپس جریان از لامپ ها و تیوپ اشعه ایکس عبور می کند. اعمال ولتاژ مثبت پس از زمان مشخص شده با تایمر متوقف گشته و با دادن ولتاژ منفی به گریدها، عبور جریان متوقف می شود.
 طرز کار مدار ثانویه:
در لحظه شروع اکسپوژر مقدار ولتاژ یکسوشده ترانسفورماتور صفر است. زیرا خازنها هنوز تخلیه نشده اند. درنتیجه تخلیه آنها توسط لامپهای تریود و تیوپ شروع می شود و ضمن تخلیه، ولتاژ آنها کاسته شده و کم کم با ولتاژ یکسوشده ترانسفورماتور فشار قوی برابر می گردد. ولتاژ ترانسفورماتور فشار قوی تا مقدار پیک افزایش یافته سپس خازنها مجدداً شارژ می شوند. ولتاژ خروجی ترانسفورماتور که شروع به کاهش می کند خازنها تخلیه شان شروع می شود و باز ولتاژها برابر می شوند سپس ولتاژ ترانسفورماتور خود به حداکثر رسیده و خازنها تخلیه می شوند و سپس با اعمال مجدد بار منفی به گرید لامپها، اکسپوژر خاتمه می یابد. در پایان ولتاژ خروجی ترانسفورماتور صفر است و خازنها تا حدی تخلیه شده اند.
 کنترل kv (با استفاده از تریودهای فشارقوی):
اختلاف پتانسیل (kv) دو سر تیوپ اشعه ایکس را با تغییر ولتاژ اعمالی به گرید لامپهای تریودی می توان تنظیم کرد. لامپ تریودی را که دارای امپدانس است درنظر می گیریم که مقدارش با بار گرید تغییر می کند. در عمل از اتوترانسفورماتوری استفاده می شود که بتواند کیلوولتاژی بیشتر از حد لازم تولیدکند. پس برای کاهش ولتاژ از لامپ تریودی استفاده می شود.
- مدار سه فاز شش پالس (با شش یکسوکننده):
ژنراتورهای تک فاز به سیم فاز خنثی کننده یا دو سیم فاز برق شهر وصل می شوند ولی ژنراتور سه فاز به سه سیم فاز وصل می شود.
مدار اولیه شامل سه اتوترانسفورماتور، سه سر متصل کننده (کنتاکتور) اولیه، سه سیم پیچ اولیه ترنسفورماتور فشار قوی و... می باشد. طرز کار مدار به صورت زیر است:
جریان فقط در یک جهت از تیوپ اشعه ایکس عبور می کند. جریان از یک یکسوکننده عبورکرده و از یک یکسوکننده دیگر باز می گردد و همیشه جهت جریان در تیوپ از فیلامنت به آند است. نحوه کار مشابه مدار پتانسیل چهار لامپی است، اما منبع برق قوی تری دارد. از تیوپ اشعه ایکس مجهز به کنترل گرید هم به عنوان مولد اشعه ایکس و هم به عنوان سوئیچ ثانویه مدار استفاده می شود که این نوع تیوپ تکرار اکسپوژرهای سریع را که برای سینه فلورگرافی ضروری است تأمین می کند.
• مزایای مدار سه فاز نسبت به مدار تک فاز در زمان اکسپوژر معین:
1- اشعه ایکس بیشتر
2- اشعه ایکس با متوسط طول موج کوتاه تر
• مزایای رادیوگرافیکِ ژنراتورهای اشعه ایکس سه فاز نسبت به تک فاز:
1- تولید پرتو نرم کمتر و کاهش دوز پوست بیمار.
2- تولید اشعه ایکس بیشتردر mA و kvp مشابه.
3- کاهش زمان اکسپوژر.
4- به¬دست آمدن ظرفیت تیوب (tube rating) در زمان اکسپوژر کوتاه.
5- افزایش عمر تیوپ اشعه ایکس به دلیل تحمل حرارتی آن.
- مدار 12 پالس (با 12 یکسوکننده):
با وجود آنکه ولتاژ موجی شکل حاصل از مدار سه فاز در مقایسه با تک فاز نوسان کمتری دارد، در مدار 12 پالس نوسان کمتر است و ولتاژ همواره مقدار ثابتی دارد.
- مدار گرم کننده فیلامنت تیوب اشعه ایکس:
ولتاژ این مدار با انتخاب تعداد مناسب حلقه های اتوترانسفورماتور به دست می آید. نوسان های طولانی مدت توسط جبران کننده، جبران می شود. ولی برای جبران نوسان های لحظه ای از ثابت کننده های استاتیک یا ثابت کننده الکترونیک استفاده می شود.
 ثابت کننده استاتیک:
فاقد قسمت متحرک است. از یک ترانسفورماتور و یک خازن تشکیل شده که اتصال آنها به گونه ای است که اثرات القایی و خازنی در یک فرکانس معین، ولتاژ خروجی ثابتی خواهد بود.
 ثابت کننده الکترونیکی:
از ترانسداکتور استفاده می شود. (ترانسداکتور، القاکننده ای است که امپدانس آن توسط سیم پیچ جداگانه d.c تغییر پیدا می کند)
- جبران کننده بار الکتریکی فضایی: اثرات بار الکتریکی فضایی را جبران می کند.
* بار الکتریکی فضایی: تجمع الکترون ها در اطراف فیلامنت و مقدار آن زمانی که به دو سرتیوب کیلوولتی اعمال نشود حداکثر است. درصورتی که ولتاژ آند بسیار کمتر از آن باشد که جریان اشباع تولیدکند، الکترون ها در اطراف فیلامنت باقی می ماند.
برای بازگرداندن جریان به مقدار اولیه اش (که توسط بار فضایی کاهش یافته) می توان جریان گرمایی فیلامنت را افزایش داد. تغییر جریان فیلامنت بوسیله جبران کننده بار فضایی بوجود می آید.
- کنترل میلی آمپر:
از تعدادی مقاومت تشکیل شده که به دلخواه می توان به هر کدام ولتاژ فیلامنت تیوپ را اعمال و  mA   مورد نظر را تولید کرد.
- مقاومت متغیر یا تریمر (Trimmer resistance): مقاومت متغیری است که برای تغییر مقادیر mA به کار می رود. هرگاه تمام مقادیر میلی آمپر از مقدار مورد نظر کمتر باشد، می توان مقاومت تریمر را کاهش داد تا مقادیر mAs به مقدار اولیه شان بازگردد.
- ترانسفورماتور کاهنده فیلامنت:
شامل دو سیم پیچ اولیه و دو ثانویه می باشد یکی برای فوکوس بزرگ  و یکی برای فوکوس کوچک می باشد. ولتاژ تغذیه کننده فیلامنت را می توان به هر دو سیم پیچ اولیه اعمال کرد. تنظیم سوئیچینگ مدار به نحوی است که در یک زمان فقط می توان به یک سیم پیچ اولیه انرژی داد.
- سوئیچینگ اکسپوژر (مدار اولیه):
با فشار دکمه اکسپوژر، مدار تایمر فعال می شود که سیم پیچ آهنربایی را فعال کرده و موجب بسته شدن کلید مدار اولیه می شود. جریانی که در این حال از مدارات اولیه و ثانویه می گذرد در هدف تیوپ،‌ اشعه ایکس تولید می کند. در انتهای مدت زمانی که توسط مدار تایمر تعیین می گردد انرژی سولنویید آهن ربا قطع شده و کلید مدار اولیه باز می شود و اکسپوژر خاتمه می یابد. سوئیچ مدار اولیه ممکن است مکانیکی (الکترومغناطیسی) و یا الکترونیکی باشد.
 سوئیچ کنتاکتور مکانیکی (الکترومغناطیسی)
1- اجزای ثابت شامل:
الف– سولنوئید که سیم پیچی آن با مدار تایمر به صورت موازی است.
ب– هسته که هنگام عبور جریان از سولنویید مغناطیسی می شود.
ج– تعدادی اتصالات مسی.
2- اجزای متحرک شامل:
الف– اتصالات مسی.
ب–  قطعه مغزی بزرگ که در هنگام عبور جریان از سولنویید به سمت هسته آن کشیده می شود.
• ترانسفورماتورهای سه فاز:
برای اینکه بتوانیم ولتاژ تقریباً c 1 در تیوب اشعه ایکس تولید کنیم از ژنراتورهای ولتاژ بالای سه فاز استفاده می کنیم که سه سیم پیچ در طرف اولیه و سه سیم پیچ در طرف ثانویه خود به صورت ستاره یا مثلث دارند، که با توجه به نحوه سیم بندی به سه نوع زیر تقسیم بندی می شود:
الف) شش پالس، شش یکسوکننده.
ب) شش پالس، دوازده یکسوکننده.
ج) دوازده پالس.


موضوعات مرتبط: مهندسی پزشکی، تصویربرداری پزشکی
[ شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۳:۸ ب.ظ ] [ آرمان ]

 

سیاری از عکاسان – حتی بعضی از عکاسان با تجربه و تحصیل کرده – همیشه در مورد کنتراست بخصوص هنگامی که کنتراست لنز مطرح باشد دچار سردرگمی می شوند. در عکاسی، کنتراست نظیر کلمه سرعت که به حداکثر دیافراگم لنز، اندازه فاصله پرده‌ها در شاتر با سرعت ثابت، یا حساسیت امولسیون اطلاق میشود، در چند مورد مختلف بکار می رود. منظور از کنتراست در کاغذ عکاسی بصورت کار نشده یا با تصویر نهایی روی آن، که به کنتراست کلی نیز معروف است، عبارتست از اینکه چگونه مواد روی کاغذ تغییرات طیفی از سیاه تا سفید یا از روشنترین تا تیره ترین ناحیه را توزیع می کند.
وقتی در مورد کنتراست لنز صحبت میکنیم، منظورمان آن کیفیت فوق نیست. بلکه منظور این است که توانایی لنز در ایجاد تمایز بین جزئیات هر چه کوچکتر و مقادیر طیفی هر چه نزدیکتر و شبیه تر به هم چقدر است. این مشخصه با عنوان میکروکنتراست نیز شناخته میشود. لنز هر چه کنتراست بهتری داشته باشد توانایی لنز در نشان دادن دو ناحیه با تفاوت جزئی در روشنایی و تشخیص مرز این دو ناحیه از یکدیگر بیشتر است. این موضوع ربطی به محدوده روشنایی و تاریکی یا توزیع طیفها در پرینت نهایی یا اسلاید ندارد.
در طراحی لنز نیاز به رزولوشن و کنتراست بالا داریم. رزولوشن عبارتست از اینکه جزئیات موجود در فیلم را چقدر خوب می توان تشخیص داد و کنتراست یعنی مرز بین رنگهای با طیف مشابه را در سطح میکرو بتوان بخوبی دید.
شما ممکن است لنزی داشته باشید با کنتراست خیلی پایین که بگونه ای ساخته شده باشد تا همان محدوده روشنایی و تاریکی یا سفیدی و سیاهی را ایجاد نماید که یک لنز با کنتراست بالا ایجاد می کند. فقط این لنز جرئیات ریز بسیار کمتری در عکس را نشان می دهد و عکس تقریبا بیروح و تیره به نظر می‌رسد. بعضی از عکسهای عکاسان حرفه ای دارای محدوده کاملی از طیفهای سفید تا سیاه هستند، اما استثنائا درجات کمی از آنچه که ما کنتراست لنز می نامیم را نشان می دهند. کنتراست کم لنز را می توان با استفاده از نصب یک  نرم کننده یا مات کننده (Softening) بر روی لنز ایجاد نمود. در این حالت شما هنوز عکسی با کنتراست کامل از سفید خالص تا حداکثر سیاهی دارید، ولی کنتراستهای بسیار ریز (میکروکنتراستها) شدیدا کاهش خواهند یافت.
متخصصان می گویند که رزولوشن و کنتراست یک چیزند. نهایتا، این دو کاملا دست در دست یکدیگر دارند، زیرا شما نمی توانید کنتراست را بدون رزولوشن تشخیص دهید و نیز رزولوشن بدون کنتراست قابل تشخیص نیست. اما این مساله مربوط به جزئیات بسیار ریز است، در حد 30 تا 40 خط بر میلیمتر یا حتی "تکرار"های بزرگتر که چشم معمولا قادر به تشخیص آنها در پرینتها و اسلایدها نیست. ("تکرار" یا Frequency در اینجا به فاصله بین خطوط سیاه و سفید با ضخامت مساوی گفته می شود که جداول MTF و خط بر میلیمتر را ایجاد می کنند)

 

 

Leica 35mm f/2 Summicron R
در سطوح درشتتر ( یا برای ساختارهای بزرگتر) مثلا 5 خط بر میلیمتر، شما ممکن است یکی از این دو (رزولوشن و کنتراست) را بیشتر از دیگری داشته باشید و در واقع طراحان لنز انتخابهایشان را در این محدوده انجام میدهند. مثلا لنز Leica 35mm F/2 Summicron-R را در نظر بگیرید که دارای کنتراست بسیار بالا در محدوده درشت ساختار (Large Structure) است، اما رزولوشن بسیار بالایی ندارد. بخاطر همین اگر با یک فیلم با گرین بسیار ریز عکس بگیرید و با یک میکروسکوپ به جزئیات نگاه کنید یا عکس را بزرگ کنید، ممکن است جزئیات واقعی بسیار ریزی را که در عکسهایی که با لنزهای دیگر گرفته شده است نبینید، ولی این لنز Leica با وجود نداشتن چنین جزئیاتی (بخاطر رزولوشن کمتر) هنوز در حد بسیار زیاد و رضایت بخشی احساس شارپنس در تصویر را ایجاد نماید (بخاطر کنتراست درشت ساختار بالا ).
رنگ کنتراست را ایجاد میکند
با اضافه شدن پارامتر رنگ در عکس این موضوع بیشتر دچار سردرگمی می شود، چون بعضی اوقات رنگ شبیه به کنتراست عمل میکند. دو ناحیه با مقادیر روشنایی یکسان ولی یکی با رنگ قرمز و دیگری سبز تصور نمایید. یک عکس سیاه و سفید از این ناحیه بگیرید، یک ناحیه خاکستری بدون تفاوت بین دو ناحیه مشاهده می نمایید. یک عکس رنگی از این ناحیه بگیرید، ناحیه سبز به راحتی از ناحیه قرمز تشخیص داده می شود. هر چند این موضوع ربطی به کنتراست اپتیکال یا حسی ندارد، ولی کنتراست رنگی به تشخیص و در نتیجه حس وضوح بیشتر از تصویر کمک می کند. یعنی لنزهای مختلف در مورد تصاویر سیاه و سفید و رنگی بصورتی مختلف عمل می نمایند. مثلا حدس زده می شود که طراحان Leica طبق عادت توجه بیشتری به کنتراست تقریبا سیکل پایین – یعنی 5 تا 20 خط بر میلیمتر – دارند و بنابر این رزولوشن لنز در این حد افت کرده است. این نگرش به نظر من هوشمندانه ترین طرح برای عکاسی سیاه و سفید است. لنزهایی که به این صورت بهینه شده اند در عکاسی سیاه و سفید بهتر به نظر می رسند. اما امروزه که بیشتر مردم رنگی عکاسی می کنند، به رزولوشن در فرکانسهای بالاتر توجه بیشتری می شود (در این زمینه کانن و مامیا کاملا موفق هستند) و استفاده از رنگ برای کمک به کنتراست یک نگرش هوشمندانه به حساب می آید.
جدول MTF چیست؟
اساسا ارزیابی لنزها بر اساس این انجام می شود که تا چه حد از فشردگی (خط بر میلیمتر) خطوط سیاه و سفید با توزیع یکنواخت را از هم تفکیک می کنند، مثلا 10، 20، یا 30 خط بر میلیمتر. هر چه این خطوط نزدیکتر به هم باشند، نویز بین خطوط لبه ها را مات تر میکند و باعث میشود خطوط سیاه خاکستری تیره و خطوط سفید خاکستری روشن به نظر برسند. همانطور که خطوط به هم نزدیکتر می شوند به جایی می رسیم که دیگر لنز قادر به تفکیک طیفی بین خطوط نیست و یک سطح خاکستری یک دست را می بیند. این توانایی از لحاظ لنز، بصورت نموداری جدول بندی شده و بنام MTF (Modulation Transfer Function) یا تابع انتقال مدولاسیون شناخته می شود.
نمودارهای MTF معمولا عملکرد لنز را در ارتفاع‌های مختلف تصویر جدول بندی می کنند. این ارتفاع به معنی فاصله از محور اپتیکال است که در مرکز نگاتیو در نظر گرفته میشود (در مرکز تصویر تشکیل شده توسط لنز). خود مرکز تصویر ارتفاع صفر دارد و به طرف گوشه ها که می رویم این ارتفاع زیاد می شود. پس جدول MTF یک دایره تصویر را که توسط لنز تشکیل می شود شرح می دهد. فرض می شود که هر شعاع دیگری از مرکز اپتیکی با آنچه که در نمودار نشان داده شده است معادل است. (در واقع فرش می شود که تمام اجزاء لنز بدرستی در مرکز نصب شده آ«د، ولی خطاهای ساخت و کنترل کیفی را نیز نباید از خاطر برد).
توجه نمایید که هر جدول MTF دو خط نمودار برای هر فرکانس دارد، یکی خط پر و دیگری خط نقطه چین. این نمودارها فقط خطوطی از جسم را اندازه می گیرند که موازی (sagittal) و عمود (tangential) بر شعاع دایره تصویر هستند (منظور از جسم در بحث اپتیکی همان سوژه در عکاسی است که لنز بر روی آن فوکوس کرده است) بعضی از لنزها در مورداین دو خط (موازی و عمود) بطور یکسان عمل نمی کنند. خطوط پر نمودار مربوط به خطوط موازی و خطوط نقطه چین نمودار خطوط عمودی دایره تصویر را نشان می دهند.
از لحاظ فنی، MTF تقریبا کم و بیش رزولوشن و کنتراست را بطور یکسان با هم اندازه می گیرد. به هر حال از نظر یک عکاس در نمودارهای MTF، معمولا موقعیت بالاترین خطها (معمولا 10 lp/mm خط بر میلیمتر، گاهی اوقات 5) بالاترین ارتباط با کنتراست لنز را بیان میکند. مجموعه پایینتر خطها ( 30 یا 40 lp/mm ) با بیشترین قدرت وضوح لنز ارتباط دارد. معمولا پایینترین مجموعه خطوط هنگام مطالعه جدول MTF برای انتخاب دردرجه دوم اهیت قرار دارند.
باید توجه داشته باشید که سازندگان مختلف با فرکانسهای متفاوتی جداول MTF را اندازه گیری میکنند. یک شرکت ممکن است خطوط نمودار 5 lp/mm را بکشد که لنزهایشان خوب به نظر آید. این خطوط معمولا به مرز بالایی نمودار نزدیکند. یک سارنده دیگر نیز ممکن است خطوط 10 lp/mm را به عنوان درشتترین ساختاری که اندازه گیری شده در نمودار نشان دهد. این دو جدول را نمی توان مستقیما با هم مقایسه نمود. در واقع، جداول MTF از دو منبع سنجش متفاوت را نیز نمی توان با هم مقایسه نمود. چون آنقدر تفاوتهای تجربی و روشی در این کار وجود دارد که مقایسه را بی معنی می سازد.
برای اینکه با استفاده از MTF در مورد راندمان لنزها به نظر خوبی برسیم، شما به یک خانواده از نمودارها نیاز خواهید داشت. هر لنز در دیافراگم های مختلف و فواصل متفاوت عملکرد متفاوتی خواهد داشت. اگر تنها بخواهیم جداول یک لنز F/16 را در سه فاصله جسم متفاوت – مثلا بی نهایت، فوکوس نزدیک و 20 برابر فاصله کانونی – را ترسیم نماییم به 21 نمودار مختلف از ترکیب فواصل و دیافراگم های مختلف نیاز خواهیم داشت. در واقع شما باید برای حداقل 6 (یا بطور ایدآل 30) محصول انتخاب شده بصورت اتفاقی این نمودارها را ترسیم نمایید تا نمودار واقعی آن محصول از متوسط آنها به دست آید. به علاوه شرایط مختلف دیگری نیز برای اندازه گیری در هر دیافراگم و فاصله وجود خواهد داشت. بنابر این می بینید که حجم اطلاعات آنقدر بالا می رود که دسترسی به آنها برای مشتاقان بسیار سخت می شود. پس هنگامی که یک سازنده فقط یک جدول برای یک لنز ارائه می دهد به یاد داشته باشید که این جدول تنها برای یک دیافراگم و یک فاصله استو این جدول چیز چندان زیادی به شما نمی گوید مگر معیاری نسبی و ممکن است چیزی که شما دقیقا مد نشر دارید را به شما نشان ندهد.
معمولا سازندگان دو نمودار ارائه می کنند، یکی برای پایینترین و دیگری بالاترین دیافراگم. هر چه این دو نمودار به هم بیشتر نزدیک باشند تقریبا نشان دهنده این است که تغییرات راندمان لنز در محدوده تغییرات دیافراگم کمتر است و بنابر این لنز بهتری است. عبارت تقریبا در اینجا برای این است که از نمودار دو لنز که بازترین دیافراگمشان یکی نیست (مثلا یکی F1.4 و دیگری F2.0) نمی توان نتیجه گرفت که هر دو در F2.0 عملکرد یکسانی دارند یا نه ونیاز به اطلاعات تجربی دارد.
ناهنجاریهای لنز در خارج از مرکز باعث ایجاد ماتی نامنظمی در تصاویر خواهد شد که بنام Bokeh شناخته می شود. بر هم قرارگیری (Superimpose) نسبی خطوط افقی و عمودی جدول MTF، یک پیش بینی کننده خوب برای Bokeh خوب یا هموار است.
بنابر این یک جدول MTF ایده‌آل و خیلی خوب چه شکلی است؟ باید یک جفت نمودار خوب یکی برای دیافراگم باز واید و دیگری دیافراگم متوسط (معمولا با فوکوس بی نهایت) در اختیار داشته باشیم. خطوط پر و نقطه چین برای هر فرکانس در جدول دیافراگم بسته، کم و بیش بصورت روی هم افتاده اند که نشانگر Bokeh خوب است، خطوط حرکت مستقیم در عرض نمودار دارند که نشانگر سازگاری خوب مرکز به مرکز اجزاء لنز است، مجموعه بالایی خطوط تا حد ممکن به بالای نمودار (ساختار درشت) نزدیکترند که نشانگر کنتراست خوب لنز است. سپس در جدول دیافراگم باز واید باید تا جایی که ممکن است نمودارها با جدول دیافراگم بسته شبیه باشند که نشانگر راندمان ثابت در تمام محدوده دیافراگم است. بر اساس تجربه، لنزهایی که با توضیحات فوق تطابق بیشتری دارند در تله های کوتاه و دیافراگمهای متوسط به شدت اصلاح شده و با کیفیت هستند. طراحان اغلب در طراحی لنزهای ماکرو دقت و هزینه بیشتری صرف می کنند، بنابر این می توان گفت لنزهای ماکروی 100 mm مانند Leica، Zeiss، Canon و Zuiko 90mm F/2 ساخت Olympus دارای نمودارهای MTF بسیار خوبی هستند.

 


 

( Modulation Transfer Function )

پارامتر شارپنس( وضوح ) لنز یکی از چالش برانگیزترین مباحث در بین عکاسان می باشد . شاید دلیل این امر ابهام در مفهوم واژه شارپنس می باشد زیرا تعبیر آن می تواند برای افراد مختلف و در شرایط مختلف ، واقعاً متفاوت باشد .

طراحان لنز از واژه MTF برای توضیح عملکرد لنز بخصوص توضیح رابطه پیچیده رزولوشن ( تفکیک پذیری ) و کنتراست ( تباین ) استفاده می کنند .سازندگان لنز رویکردهای متقاوتی در این زمینه دارند . بعنوان مثال ، شرکت زایس به حداکثر رزولوشن در لنزهای خود توجه دارد در صورتی که لنزهای شرکت لایکا به داشتن کنتراست بالا شهره اند .

heron917_thumb_web

رزولوشن و کنتراست

رزولوشن و کنتراست از هم قابل تفکیک نمی باشند . به خطوط متناوب فکر کنید : خط سیاه ، خط سفید ، خط سیاه و الی آخر . آنچه این خطوط متناوب را از هم متمایز می کند ، کنتراست است . اگر رنگ خطوط سیاه را روشن تر و رنگ خطوط سفید را تیره تر کنیم ، آنگاه نمی توانیم آنها را از هم تشخیص دهیم . به عبارت دیگر : " اگر خطی سفید بر روی کاغذی سفید رسم کنیم کنتراستی وجود نداشته در نتیجه رزولوشن ( تفکیک پذیری ) هم نخواهیم داشت . " در واقع بحث از رزولوشن بدون درنظر گرفتن کنتراست بی معنی است .

رزولوشن را معمولاً بصورت " خطوط در میلیمتر L/mm " یا " زوج خطوط در میلیمتر LP/mm " اندازه می گیرند . این دو روش با هم تفاوت دارند . عموماً مهندسین از روش " خطوط در میلیمتر" استفاده می کنند زیرا بدرستی فرض می کنند برای داشتن یک خط سیاه بایستی یک خط سفید هم داشته باشیم . اما عکاسان تا این حد سخت گیر نیستند و روش " زوج خطوط در میلیمتر " را بکار می برند . توجه داشته باشید هنگام محاسبه L/mm دو برابر LP/mm می باشد .

نکته بعدی اینست که رزولوشن کمیت علمی قابل شمارش نمی باشد . مفهوم رزولوشن در افراد مختلف و حتی در زمان های مختلف ، متفاوت است . یک مشاهده گر ممکن است در یک آزمایش 50L/mm را تشخیص دهد اما دیگری ممکن است در همین آزمایش 45L/mm یا حتی 55L/mm را تشخیص دهد . درصد خطایی برابر با 10 درصد برای یک مشاهده گر یکسان و در زمان یکسان کاملاً طبیعی است . اگر پارامترهای دیگر مانند خطای فوکوس راهم در نظر بگیریم ، آنگاه احتمال بروز خطای 30 درصد قابل پیش بینی است .

همچنین می توان براحتی ثابت نمود که کیفیت واقعی تصویر ایجاد شده توسط یک لنز فقط به میزان رزولوشن اندازه گیری شده بستگی ندارد . به همین دلیل است که در صنعت اپتیک ، عملکرد لنزها را با منحنی MTF بررسی می کنند .

50_mtf_web

منحنی MTF مربوط به لنز Canon 50mm F/1.4

تعریف MTF

قبل از اینکه به نحوه تفسیر منحنی MTF بپردازیم بهتر است تعریفی از MTF بدست دهیم .

لنز ایده آل لنزی است که 100 درصد نور وارد شده به آن را انتقال دهد ، اما هیچ لنزی ایده آل نیست و افت نور وجود دارد . اگر میزان افت نور را بر اساس کنتراست اندازه گیری کنیم ، آن را مدولاسیون کنتراست ( Modulation of Contrast) می نامند . بعبارت دیگر افت کنتراست اندازه گیری

می شود . ( مدولاسیون را در اینجا می توان همان اختلاف یا افت در نظر گرفت ) . این افت کنتراست را در فرکانس های مختلف اندازه می گیرند . به زبان ساده ، تعداد خطوط کنتراست در صفحه آزمایش از صفر تا 100 زوج خطوط در میلیمتر اندازه گیری می شود .

در منحنی MTF بالا ، محور عمودی دارای اعداد 0 تا 1 می باشد که خلاصه شده اعداد 0 تا 100 هستند . بنابراین عدد 0.1 یعنی 10 درصد کنتراست ، عدد 0.5 نشانگر 50 درصد کنتراست و عدد 1 نشانگر 100 درصد کنتراست می باشد .

محور افقی منحنیMTF بر حسب میلیمتر بوده و بیانگر فاصله از مرکز تصویر به سمت لبه های آن می باشد . بعبارت دیگر عدد صفر درمحور افقی نشاندهنده مرکز لنز و عدد 20 نشاندهنده 20 میلیمتر فاصله جانبی از مرکز لنز است . 

بنابراین هرچه نقطه ای بر روی منحنی به سمت بالاتر باشد انتقال کنتراست بالاتر است و هر چه نقطه منحنی از مرکز فاصله بگیرد انتقال کنتراست در لبه های تصویر نیز انجام می شود .

در منحنی MTF ، خطوط آبی و مشکی رنگ نازک و ضخیم و همچنین خطوط ممتد و منقطع دیده می شوند . در مجموع 8 نوع خط در یک منحنی MTF وجود دارد که توضیح آن ها بشرح زیر است :

- خطوط ضخیم اندازه گیری در رزولوشن پایین یا 10LP/mm و خطوط نازک اندازه گیری در رزولوشن بالا یا 30LP/mm می باشند .

- خطوط مشکی بیانگر اندازه گیری در بازترین دیافراگم و خطوط آبی رنگ بیانگر اندازه گیری در F/8 می باشند .

- خطوط ممتد بیانگر اندازه گیری Meridional ( نصف النهاری ) و خطوط منقطع بیانگر اندازه گیری Sagittal ( سهموی ) می باشند .

تعریف خطوط نصف النهاری و سهموی بشرح زیر می باشد :

مجموعه ای از خطوط ظریف تکرار شونده به موازات قطر یک قاب 35 میلیمتری که دقیقاً از مرکز ناحیه تصویر عبور می کند را خطوط سهموی و مجموعه ای از خطوط که با خطوط سهموی زاویه 90 درجه می سازند ، را خطوط نصف النهاری می نامند . در منحنی های MTF شرکت کانن معمولاً از حرف S برای خطوط سهموی و از حرف M برای خطوط نصف النهاری استفاده می شود . ( به شکل زیر توجه کنید . )

mer_sag_web


نکاتی برای تفسیر منحنی MTF

- هرچه موقعیت خطوط ضخیم ( 10LP/mm ) بالاتر باشد ، قابلیت لنز در تولید کنتراست بالاتر خواهد بود .

- هرچه موقعیت خطوط نازک ( 30LP/mm ) بالاتر باشد ، قدرت تفکیک پذیری و در نتیجه شارپنس لنز بالاتر خواهد بود .

- توجه داشته باشید خطوط مشکی رنگ در بازترین حالت لنز و خطوط آبی رنگ بیانگر دیافراگم F/8 می باشد بنابراین هرچه فاصله این مجموعه خطوط از هم کمتر باشد عملکرد لنز در حالت باز بهتر خواهد بود . در لنزهای عالی ، خطوط آبی و مشکی رنگ بسیار نزدیک به هم می باشند .

- بطور کلی اگر موقعیت خطوط ضخیم مربوط به یک لنز بالاتر از عدد 0.8 در منحنی باشد آن لنز را می توان لنزی با کیفیت بسیار خوب در نظر گرفت . بالاتر از 0.6 عملکرد رضایت بخش و پایین تر از 0.6 هم بهرحال پایین تر از رضایت بخش می باشد .

منحنی MTF می تواند میزان بوکه ( Bokeh ) یک لنز را نیز تعیین کند . اصطلاح بوکه اصطلاحی ژاپنی است که بیانگر عملکرد لنز در نواحی خارج از فوکوس می باشد . بعضی از لنزها نواحی خارج از فوکوس را به شکل دلپذیری تولید می کنند . تفسیر این پدیده در محنی MTF بعهده موقیعت خطوط نصف النهاری و سهموی می باشد . در واقع هرچه این خطوط به هم نزدیکتر باشند بوکه زیباتری خواهیم داشت .

از خطوط نصف النهاری و سهموی برای تعیین و ارزیابی آستیگماتیسم و مقدار خمیدگی لنز نیز استفاده می شود که از حوصله این مقاله خارج است .

اکنونمی توانید با ملاحظه منحنی MTF لنزهای مختلف تا حد زیادی عملکرد لنز را مورد ارزیابی قرار دهید . توجه داشته باشید که لنزهای تله فتو بطور کلی مشخصات بهتری در این رابطه نسبت به لنزهای واید دارند و نباید آن ها را با هم مقایسه نمایید .


 کنتراست نهایی که معمولا با آن سرو کار داریم با هر دوی این تعاریف متفاوت است و عبارتست از کنتراست محلی یا تفکیک طیفی در یک محدوده معین از طیفها. در ترکیب فیلم و کاغذ عکاسی که منحنی های مشخصه آنها به یک شیوه خاص به هم وابسته اند، می توانیم کنتراست بالایی در ناحیه خیلی روشن تصویر (Highlight) (البته تفکیک خیلی زیادی در این ناحیه نداریم) و کنتراست پایینی در ناحیه تاریک و یا کنتراست بالایی در ناحیه تاریک و کنتراست کمی در ناحیه روشن تصویر داشته باشیم. در لنزها کنتراست های محلی عمدتا در مورد مشکلاتی مانند فلر (Flare) و یا نقاب نوری روی عکس (veiling Glare) بکار می رود و با پوشش های (coating) روی لنز ارتباط دارد. یک لنز ممکن است دقیقا همان سطح از کنتراست کلی مشابه یک لنز دیگر را داشته باشد (یعنی همان محدوده تیرگی تا روشنایی را منتقل نماید)، اما در شرایط خاصی کنتراست سایه بسیار بدتری داشته باشد. در نتیجه نمی تواند بین اختلافهای جزئی سایه های خاکستری در نواحی خیلی تاریک عکس تفکیک ایجاد نماید. (رنگ نیز تا حد زیادی با راندمان پوشش های لنز و تاثیر نسبی فلر در ارتباط است).
هنگامی که از کنتراست محلی صحبت می شود همیشه یک علامت سوال بزرگ وجود دارد و آن اینست که در تمام شرایط واقعی عکاسی فلر و نقاب نوری بنوعی در عکس وجود دارد، تاثیر عوامل مختلف در میزان این مشکلات تا چه حد و به چه صورتی است. (نقاب نوری عبارت است یک تیرگی یا مه آلودگی کلی روی تصویر که به صورت یک نور مه مانند روی تمام تصویر پخش شده است). با وجود تحقیقات علمی بسیار زیادی که بر روی این قضیه انجام شده است، هنوز به نظر می رسد که این موضوع را دقیقا نمی توان کمی نمود یا تاثیر دقیق آن را بر روی یک سیستم معین در شرایط کار واقعی پیش بینی نمود. (منظور از سیستم لنز دوربین، فیلم، لنز بزرگنمایی و کاغذ است). فلز همیشه حتی در یک حد بسیار کم وجود دارد، ولی در دو سیستم متفاوت و در شرایط مختلف ظهور آن به یک شیوه نیست.
قبل از اینکه پوشش های روی لنز اختراع شود، فلر لنز یکی از عوامل تصمصم گیری در مورد کیفیت تصویر بود. بهترین لنزها معمولا آنهایی بودند که می توانستند با تعداد المانهای کمتری راندمان بالایی داشته باشند، زیرا در این صورت سطوح تماس هوا و شیشه آنها کمتر شده و فلر کمتری تولید می شد. در لنزهای مدرن امروزی پوشش روی لنز دارای اهمیت حیاتی می باشد، در واقع تمام لنزهای زوم و بسیاری از لنزهای چند المانی با پوششهای فراوان، بدون این پوشش ها در اغلب موارد عکاسی به درد نخور هستند. معمولا پوشش روی لنز است که تفاوت بین یک لنز عالی با یک لنز متوسط را ایجاد میکند.
آیا تا کنون دقت کرده اید که عکاسان اولیه 35 میلیمتری چقدر سعی می کرده اند از نور درخشان خورشید اجتناب نمایند. شاید با دیدن عکسها کسی فکر کند که تمام دهه 1940 هوا پوشیده از ابر بوده است! عکاسان دهه های 30 و 40 با آموزه های معلم تجربه، از راههای هوشمندانه بسیاری برای به حداقل رساندن فلر عکسهایشان در شرایط با استعداد فلر بالا استفاده می کرده اند. این تذکر آماتوری عکاسی که می گوید "هیچگاه در جهت تابش آفتاب عکس نگیر" از همین دوره بجای مانده است. این موضوع مربوط به دوره دوربینهای کوچک قبل از اختراع پوششهای چندگانه لنزها است.
اهمیت کنتراست لنز

 

کنتراست کلی عبارتست از محدوده روشنترین تا تیره ترین طیف تصویر. رزولوشن عبارتست از توانایی لنز در تفکیک جزئیات ریز و کنتراست لنز عبارتست از توانایی لنز در تمایز بین نواحی کوچک همسایه با تفاوت طیفی در پرینت نهایی، که مجموعا درک ما از بافت (texture) و سطح را ایجاد می‌کنند. کنتراست محلی عبارتست از توانایی لنز در تفکیک طیفهای مختلف در یک محدوده باریک، مثلا در نواحی سایه سمت چپ تصویر فوق. (چاپ پلاتینیوم پالادیوم)


به نظر می رسد که کنتراست لنز در ساختارهای تقریبا درشت اولین عامل تصمیم گیری در مورد کیفیت اپتیکال در لنز دوربین است. مثلا لنز قدیمی Leica 7-element 50mm Summicron برای کنتراست بالا در 5 lp/mm بهینه شده بود و در شرایط مطلوب عکاسی (یعنی پرهیز از فلر بالا و عدم استفاده از دیافراگم خیلی باز) این لنزها می توانند هنوز تصاویر خارق العاده ای ایجاد نمایند.
همچینی بسیار جالب است که کنتراست ظاهری لنز را می توان با روشهای دیجیتالی شبیه سازی نمود و این می تواند به عنوان نقطه ضعف عکاسی فیلمی مطرح شود که وابسته به نظر نهایی بیننده از چاپ می باشد. شارپ کردن تصویر تنها میکروکنتراست ظاهری را افزایش می دهد نه رزولوشن واقعی جزئیات را. اما رزولوشن ساختارهای خیلی ریز به کیفیت عکسهای چاپ شده کمک چندانی نمی کند و تنها وقتی صحبت از کیفیت لنز باشد به عنوان یک پارامتر مقایسه مهم می باشد.
تفرق نور
عکاسان آماتور بر اساس شنیده ها سعی می کنند بیشتر با دیافراگم F8 عکاسی کنند. ولی چرا F8؟
وقتی دانشمندان در ابتدای پژوهش در مورد خواص نور بودند، فهمیدند که نوری که از یک سوراخ کوچک عبور می‌کند تصویری دقیقتر نسبت به نوری که از یک سوراخ بزرگتر می گذرد ایجاد می‌کند. به هر حال، این سوراخ تا حدی می تواند کوچک باشد که پدیده مزاحم تفرق نور که شارپنس سوارخ کوچک را در هم می ریزد ایجاد نشده باشد.
تفرق نور هنگامی روی می دهد که امواج نور از میان یک سوراخ کوچک عبور نموده و نور نزدیک به لبه سوراخ خمیده شود. در مورد عکاسی سوراخ کوچک همان دیافراگم یا پرده شاتر است و هر چه که دیافراگم کوچکتر باشد تفرق نور نقش بیشتری در بر هم زدن شارپنس دیافراگم های کوچک بازی می کند.
برای بررسی این موضوع یک سری عکسهای آزمایشی از بازترین دیافراگم تا بسته ترین دیافراگم گرفته شده است. با دقت در این عکسها می توان دید که با ببستن دیافراگم تصاویر بهبود می یابد تا به دیافراگم F5.6 یا F8 برسیم و بعد از آن هر چه دیافراگم را بیشتر ببندیم کیفیت بتدریج کاهش بیشتری پیدا میکند. با مقایسه یک عکس که در F22 گرفته شده با همان عکس در F2.8 (با لنز Nikkor 80-200mm f2.8) مشاهده می شود که تصویر در هر دوی این دیافراگم ها نسبت به دیافراگم های متوسط دارای رزولوشن ضعیفتری است.
از دست رفتن رزولوشن از F11 به پایین برای این لنز 80-200mm به علت تفرق نور است. امواج نور که از لبه دیافراگم عبور می‌کنند خمیده شده و روی کیفیت تصویر اثر بدی می گذارند. نور در لبه ها پخش شده و به امواج تحت تاثیر قرار نگرفته نور اضافه می شود، بنابر این هر چه دیافراگم کوچکتر باشد، نور پخش شده بیشتری به تصویر اضافه می شود. این نور پخش شده در هر جاییکه نور از کنار یک لبه همانند لبه های تیغه دیافراگم عبور می کند، وجود دارد.
دلیل دیگری برای استفاده از دیافراگم های متوسط بجای دیافراگم های باز وجود دارد. وقتی که دیافراگم کاملا باز است، تمام سطح لنز استفاده می شود و وجود احتمالی اندکی مشکل در عدسی های لنز می تواند برای عکس مشکل ساز شود. (معمولا این مشکلات در لبه های عدسی ها وجود دارد و با کیفیت ترین جای عدسی ها مرکز آنهاست). با کوچکتر شدن دیافراگم لنز از بخش کمتری از لبه های عدسیهای لنز استفاده می شود و بنابر این بتایج با کیفیت تری تولید می شود. با کاهش دیافراگم در حدود متوسط می توان عوامل دیگری نظیر کاهش میزان نور را نیز کاهش داد.
بر اساس تئوری اگر لنزی بسازید که دارای دیافراگم صفر باشد، هیچ تفرق نوری نخواهید داشت و 100 درصد کنتراست دارید. ولی در واقعیت طراحی و ساخت لنزی سریع با کیفیت عالی در دیافراگم های باز (حتی با در نظر نگرفتن عکاسی در دیافراگم دست نیافتنی f/0 ) کاری بسیار مشکل است. لنزهایی که می توانند در دیافراگم های باز به خوبی دیافراگم های بسته عمل کنند دارای قیمتهای بسیار بالایی می باشند.


اعوجاج تصویر
یکی از مشخصات تعیین کننده کیفیت لنز این است که تصویر ایجاد شده روی فیلم یا سطح سنسور نسبت به خود اشیاء و سوژه دارای چه حد از اعوجاج است. این مشخصه نیز عملکرد لنز در لبه ها را نشان می دهد. انحراف مثبت به عنوان انحراف بالشتکی (Pincushion) معروف است که خطوط صاف در لبه عکس به سمت داخل خمیده می شوند، مثل اینکه لبه ها فشرده شده باشد، و انحراف منفی با نام انحراف خمره ای (Barrel) نامیده می شود و لبه ها به سمت بیرون خمیده می شوند، همانند یک خمره که به سمت بیرون خمیدگی دارد. لنزهای زوم اغلب در انتهای محدوده واید لنز دارای مشکل انحراف خمره ای و در انتهای محدوده تله لنز دارای انحراف بالشتکی هستند. مثلا لنز پرکاربرد 80-200mm وقتی روی یک شیئ بصورت واید و تله کامل فوکوس می کینم دارای این انحرافات می باشد. برای دیدن این تغییرات حتی نیاز به گرفتن عکس هم نیست و این مشکلات در منظره یاب دوربین نیز بخوبی مشاهده می شود. البته خود منظره یاب ها هم مشکلات اعوجاج مربوط به خودشان را دارند.


انحنای تصویر
این مشکل هنگامی پدیدار می شود که مرکز تصویر در فوکوس بوده و لبه های آن خارج از فوکوس است و بر عکس. این مشکل از آنجا ناشی می شود که ما می خواهیم یک شیئ 3 بعدی را روی یک سطح دو بعدی فیلم یا سنسور تصویر نماییم. چون در حالت عادی تصویری که یک عدسی تشکیل می دهد، روی یک سطح خمیده تشکیل می شود و نمی توان این تصویر را درون یک صفحه صاف قرار داد. برای حل این مشکل در لنزها علاوه بر استفاده از المانهای مختلف با اشکال و انحناهای مختلف، همیشه سعی می شود کادر ثبت شده روی فیلم یا سنسور در مرکز دایره تصویر تشکیل شده توسط لنز باشد. چون این انحنا در مرکز دایره تصویر بیشتر بوده و هر چه از مرکز دور شویم تصویر بیشتر خارج از فوکوس و خمیده می شود.


خطای کروی
بنوعی همانند خطای انحنای تصویر است و عبارتست از اینکه نوری که از مرکز لنز وارد می شود در فاصله ای متفاوت با نوری که از لبه ها ی لنز وارد شده، فوکوس می شود.


کما (Coma)
عبارتست از کشیده شدن یک چشمه نقطه ای نور روی فیلم یا سنسور، هنگامی که خارج از مرکز لنز وارد دوربین می شود. از آنجا که این پدیده شبیه ستاره دنباله دار (Comet) است، به این پدیده هم Coma گفته اند.


انعکاس تصویر
این مشکل در دوربین های دیجیتال بر اثر انعکاس تصویر تشکیل شده بر روی سنسور تصویر که سطحی بسیار براق و صاف دارد بر روی سطح آخرین المان لنز (المانی که به سنسور نزدیکتر است) ایجاد میشود و بصورت یک دایره نورانی شبح مانند و عجیب در عکسها دیده می شود. برای رفع این مشکل از پوششهای ویژه بر روی سطح آخرین المان لنز استفاده می‌شود.


خطای رنگی
قبلا در این مورد در چند مقاله صحبت شده است. ولی در اینجا برای اینکه مبحث خطاهای رایج در لنزها کامل شود دوباره بطور خلاصه در مورد آن توضیح می دهم. خطای رنگی هنگامی روی می دهد که امواج مختلف نور (قرمز، سبز و آبی) پس از عبور از لنز در یک نقطه فوکوس نمی شوند. در نتیجه این مشکل خطای لبه های رنگی (Fringing) که در مناطق پرنور تصویر مشاهده می شود به وجود می آید. استفاده از شیشه با تفرق نوری بسیار پایین (ED) باعث می شود که امواج نوری در یک نقطه فوکوس شده و از تشکیل لبه های رنگی جلوگیری شود.خطاهای نوری معمولا در لنزهای تله فتو بوجود می آید که به همین دلیل در این لنزها اخیرا از شیشه های ED و پوشش های ویژه استفاده می شود. به هرحال، با گسترش دوربین های دیجیتال در بین حرفه ای ها و آماتورهای علاقمند، انتظار می رود استفاده از المانهای دارای تفرق نوری پایین ED برای کاهش لبه های رنگی (که معمولا به صورت لبه های رنگی بنفش، آبی، صورتی و گاهی سبز دیده می شود) در بیشتر لنزهای امروزی گسترش یابد.


 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ شنبه سی و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۳ ق.ظ ] [ آرمان ]

photography learning part4

نور به عنوان اصلی ترین مولفه ای که دیدن را میسر می کند، در ثبت تصویر نیز نقش اساسی دارد. فارغ از هر نوع و گرایشی در عکاسی، شاید بتوان نور را اولیه ترین عامل قابل توجه در عکاسی دانست. نور، مقوله ایست که در رشته های مرتبط با عکاسی، زمان بسیار زیادی را به خود اختصاص می دهد و استفاده مناسب از آن، دانش و تجربه زیادی را طلب می کند. بسیاری از اصول و مقدمات علمی و هنری عکاسی بر پایه درک مناسب و تسلط بر کیفیت ها و شرایط نوری بنا شده و این مهم حاصل نخواهد شد، مگر با کسب دانش، تفکر و تجربه مداوم در این زمینه.

اهمیت نور در عکاسی تا جایی است که بسیاری از بزرگان عکاسی، پس از سال ها تجربه و خلق آثار متعدد، با تاکید بر نقش نور سعی در گسترش درک و دانش خود در این زمینه را دارند. همچنین، نور به تنهایی، موضوع اصلی بسیاری از عکس های ارزشمند بوده است.

شناخت کافی از نور حتی در مقدماتی ترین مراحل عکاسی امری ضروری است. عدم آگاهی از نقش نور و نحوه واکنش وسایل عکاسی به آن، در بسیاری از مواقع باعث ایجاد تاثیرات ناخواسته در عکس می شود و در نهایت باعث خواهد شد که نتوان تصویر دلخواه را ثبت کرد. عدم کسب نتیجه دلخواه، چه از جنبه فنی و چه از جنبه هنری، منحصر به افراد غیر حرفه ای نبوده و حتی عکاسان با تجربه و حرفه ای هم کما بیش با این مشکل دست در گریبان بوده و یقینا نور یکی از عوامل اصلی است.

نور به تنهایی شامل ویژگی هایی است که در خلق تصویر نقش تعیین کننده ای ایفا می کند. ویژگی هایی که در عکاسی با واژه هایی چون رنگ نور، تیزی و نرمی (Soft و Hard)، زاویه نور و شدت نور (میزان نور ورودی) عنوان می شوند.

در این فصل با تنظیماتی آشنا می شویم که در اغلب دوربین های عکاسی از دوربین های حرفه ای تا دوربین های موبایل مورد استفاده قرار می گیرند و امکاناتی را در زمینه برخی ویژگی های نوری در اختیار عکاس قرار می دهند.

 تاثیر میزان نور در ثبت تصویر

ابتدایی ترین عاملی که عکاس باید بدان توجه داشته باشد «میزان نور» موجود روی سوژه است، زیرا اگر میزان نور از حدی بیشتر یا کمتر باشد تصویر سوژه ثبت نخواهد شد.

نور بازتابیده شده از سوژه پس از عبور از اجزاء دوربین، در نهایت، با تاثیر روی صفحه حساس، تصویر سوژه را ثبت می کند. نور بازتابیده شده، صفحه حساس را متاثر نخواهد کرد مگر اینکه از میزان مناسبی برخوردار باشد. اگر این نور از حد استاندارد کمتر باشد تصویر سوژه، سیاه یا بسیار تیره می شود. حال اگر میزان نور ورودی به دوربین از حد استاندارد بیشتر باشد تصویر سوژه سفید یا بسیار روشن خواهد شد.

 نورسنج

حال سوال اینجاست که چگونه میزان نور مناسب را تشخیص دهیم و حتی کنترل کنیم. در ابتدای ظهور عکاسی، تشخیص میزان نور مناسب، تا حد بسیاری به تجربه و مهارت عکاس وابسته بود. با اختراع وسیله ای به نام «نورسنج»  (از بزرگترین انقلاب ها در عرصه عکاسی)، تشخیص میزان نور کافی بسیار ساده تر شد. امروزه نورسنج در اکثریت قریب به اتفاق فرآیندهای عکس برداری، چه با تنظیم های دستی چه به صورت خودکار، مورد استفاده قرار می گیرد. چگونگی عملکرد نورسنج به این شکل است که با سنجش میزان نور تابیده شده به سوژه یا نور بازتابیده شده از آن، عدد مناسب دیافراگم و سرعت شاتر براساس ISO مشخص می شود. معیار نورسنجی برای نشان دادن نور بهینه، خاکستری ۱۸ درصد که رنگی خنثی است  می باشد. اصطلاحات «دیافراگم»، «سرعت شاتر» و «ISO» در ادامه بحث، تشریح خواهند شد.

امروزه بسیاری از دوربین ها، خود مجهز به نورسنج داخلی هستند که نحوه رفتار آن در بخش «نورسنجی خودکار» مورد بررسی قرار خواهد گرفت. اما نورسنج های دستی که به صورت مستقل از دوربین قابل استفاده هستند به دو نوع عمده تقسیم می شوند که نورسنج های دستی امروزه اغلب هر دو نوع را در خود جای داده اند.

- نورسنجی انعکاسی (Reflected Light Metering): در این نوع با نشانه گرفتن نورسنج به سمت سوژه، نور بازتابیده شده از آن خوانده می شود.

- نورسنجی اتفاقی (Incident Light Metering): در این نوع نورسنج از محل سوژه به سمت دوربین نشانه روی می شود تا میزان نوری که به موضوع تابیده می شود را بخواند. این نوع نورسنج، با حباب سفیدی که روی آن قرار می گیرد (جهت دریافت نور از جهات مختلف) به راحتی شناخته می شود.

نورسنج ها می توانند برای خواندن نور اتفاقی، انعکاسی (به صورت کلی یا نقطه ای) و نور فلش، به صورت مستقل و یا یکجا طراحی شوند.

سرعت شاتر
در دوربین، میزان نوری که به نگاتیو می رسد با دو عامل کنترل می شود؛ یکی از این عوامل مدت زمانی است که نور از سوژه به صفحه حساس می تابد. هر چه این مدت زمان بیشتر باشد، طبیعتا میزان نوری که به صفحه حساس می تابد نیز بیشتر خواهد بود. این مدت زمان با دریچه ای به نام شاتر (Shutter) تنظیم می شود. اگر چه شاترها اشکال مختلفی دارند (مرکزی، تیغه ای، پرده ای و…) اما جهت تنظیم مدت زمان ورود نور به دوربین، کاربرد مشابهی دارند. شاتر مرکزی یا پره ای در لنز قرار دارد و شاتر پرده ای (افقی، عمودی، پارچه ای، تیغه ای) در دوربین قرار دارد. باید توجه داشت که در حالت عادی، هر دوربین فقط به یک شاتر مجهز است.

گاهی به علت کمبود نور روی موضوع مجبور می شویم از سرعت های پایین استفاده کنیم به این معنی که دریچه شاتر به مدت طولانی باز می ماند. طولانی شدن زمان نوردهی، احتمال مات شدن عکس را به علت حرکت دوربین یا حرکت خود سوژه بالا می برد. بنابراین توصیه می شود در سرعت های خاصی عکاس از سه پایه استفاده کند یا سوژه بی حرکت باشد تا عکس به این علت مات نشود.

واژه های انگلیسی رایج که بیانگر سرعت شاتر هستند عبارتند از Shutter Speed و Time Value یا TV.

شاتر در دوربین

برخی از اعداد رایج که نمایانگر سرعت هستند عبارتند از ‘۲ و ‘۱ و… و “۲ و “۱ و… و… و ۸ و ۱۵ و ۳۰ و ۶۰ و ۱۲۵ و ۲۵۰ و ۵۰۰ و ۱۰۰۰ و…

اعدادی که هیچ نشانه ای به همراه ندارند نمایشگر کسری از ثانیه هستند؛ مثلا سرعت ۱۵ یعنی زمان نوردهی برابر یک پانزدهم ثانیه و سرعت ۱۰۰۰ یعنی زمانی برابر یک هزارم ثانیه.

اعدادی که با نشانه ثانیه هستند (“۲) به معنای زمان نوردهی به ثانیه (۲ ثانیه در این مثال) و اعدادی که با نشان دقیقه هستند (‘۱) نیز نشانگر مدت زمان نوردهی به دقیقه (در این مثال یک دقیقه) هستند.

هر کدام از این اعداد را یک پله، گام و یا به اصطلاح رایج تر استاپ (Stop) می گویند.

در بعضی از شرایط، سرعت های بسیار پایین و نوردهی های طولانی در حد ساعت مورد نیاز است. در چنین شرایطی در اکثر دوربین ها و در قسمت تنظیم سرعت، گزینه ای به نام سرعت B (Bulb وجود دارد که تنظیم سرعت را به صورت دستی در اختیار عکاس قرار می دهد. وقتی از سرعت B استفاده می شود، تا زمانی که عکاس کلید شاتر را فشار می دهد، دریچه شاتر هم باز است. کلید شاتر به زبان ساده همان دکمه ای است که عمل عکسبرداری را انجام می دهد. عملکردهایی روی بعضی از دوربین ها و یا تجهیزات جنبی وجود دارد که می تواند کلید شاتر را قفل کند و عکاس دیگر نیازی به نگه داشتن کلید شاتر به صورت دستی و مداوم نخواهد داشت.

نگه داشتن کلید شاتر در حالت فعال یا حتی گاهی فشردن کلید شاتر ممکن است ایجاد لرزش کند. برای جلوگیری از این نوع لرزش می توان از کابل دکلانشور، کنترل از راه دور و یا از Self Timer دوربین استفاده کرد. Self Timer عملکردی است که پس از فشردن کلید شاتر، دوربین با تاخیر چند ثانیه ای عکس می گیرد.

دکلانشور (Shutter Release)

دکلانشور (Shutter Release)

با ظهور دوربین های متنوع و خصوصا تکنولوژی دیجیتال، سرعت شاتر با اعداد مختلفی بر روی دوربین ها نشان داده می شوند اما آنچه حائز اهمیت است این است که وقتی عدد تقریبا دو برابر می شود (سرعت یک استاپ افزایش میابد)، میزان نور ورودی هم نصف می شود. مثلا نور ورودی “۱ نصف نور ورودی “۲ است و نور ورودی سرعت ۵۰۰ دو برابر سرعت ۱۰۰۰.

گاهی عکاس با انتخاب سرعت های پایین می تواند به صورت آگاهانه و یا با منظوری خاص، جلوه هایی چون مات شدگی و کشیدگی در تصویر را ایجاد کند. این تاثیرات قادرند بعضا جلوه های هنری و بصری زیبا و یا احساس حرکت و غیره را در بیننده القا کنند. البته سرعت های شاتر بسیار بالا نیز می توانند در ایجاد جلوه های هنری و مفهومی نقش داشته باشند. مانند عکاسی از لحظه برخورد تیر با یک جسم در حال شکستن.


 

از مواردی که عکاس باید به آن دقت کافی داشته باشد حداقل سرعت مطمئن برای عکاسی روی دست است. بدین معنی که با چه سرعتی می توان روی دست عکاسی کرد بدون اینکه حرکات ناخواسته و لرزش دوربین در عکس ثبت شود. این حرکات ناخواسته می تواند ناشی از لرزش و حرکاتی باشد که توسط عکاس به دوربین منتقل می شود و عمده ترین راه جلوگیری از آن یا افزایش سرعت شاتر و یا استفاده از سه پایه است (البته گاهی عکاس آگاهانه تمایل دارد که اثر حرکات دوربین در عکس ثبت شود).

اینکه حداقل سرعت مطمئن برای عکاسی روی دست چقدر است تا حدی به میزان لرزش و حرکات عکاس بستگی دارد و تا حدی به لنز و دوربین مورد استفاده. طبیعتا در شرایطی که عکاس حس می کند حرکات بیشتر و سریعتری (ناشی از عوامل گوناگونی چون لرزش دست یا وسیله نقلیه حامل عکاس) توسط او روی دوربین اعمال می شود باید از سرعت های بالاتر یا سه پایه استفاده کند. در برخی از دوربین ها ساختارهای تثبیت کننده تصویر (Image Stabilizer) تعبیه شده که لرزش ها را تا حدی مهار می کند. همین ساختار در برخی از لنزها نیز تعبیه شده که استفاده از آنها به عکاس اجازه می دهد در سرعت های پایین تری بدون استفاده از سه پایه عکس بگیرد. اما نکته تعیین کننده دیگر در امر تشخیص سرعت مطمئن، اصطلاح «فاصله کانونی» است. این مفهوم  در بخش لنزها کاملا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. در دوربین های قطع کوچک (SLR)، پیشنهاد می شود حداقل سرعت مطمئن، کسر یک بر فاصله کانونی باشد مثلا برای لنزی با فاصله کانونی ۵۰۰mm حداقل سرعت مطمئن، حدود یک پانصدم ثانیه باشد. اما به طور کلی پیشنهاد می شود این سرعت بالای یک پانزدهم ثانیه باشد. هر چند برخی با سرعت های پایین تر نیز قادر به ثبت عکس هایی با وضوح بسیار بالا، بدون سه پایه هستند.

 

دیافراگم
دیافراگم دریچه ای است که معمولا روی لنز تعبیه شده و میزان گشادگی آن با میزان نور ورودی به دوربین ارتباط مستقیم دارد. هر چه دریچه دیافراگم تنگ تر باشد، حجم نور ورودی نیز کمتر خواهد بود. اعداد (استاپ های) رایج در دیافراگم عبارتند از: ۱.۴ و ۲ و ۲.۸ و ۴ و ۵.۶ و ۸ و ۱۱ و ۱۶ و ۲۲ و ۳۲ و…

همان طور که مشاهده می شود، اعداد یکی در میان، دو برابر می شوند. با بالا بردن هر استاپ دیافراگم، نور ورودی نصف می شود یعنی هر چه عدد دیافراگم بالاتر، دریچه آن تنگ تر خواهد بود. لذا در اعداد فوق، ۱.۴ بیشترین گشادگی را داراست.

‫‫مثال‬‬: ‫‫فرض می کنیم با قرائت نورسنج مشخص شد که اعداد مناسب برای سرعت، ۵۰۰ و برای دیافراگم، ۸ است. حال اگر به هر دلیلی بخواهیم با سرعت ۱۰۰۰ عکاسی کنیم از آنجا که نور ورودی نصف می شود می توان با عدد دیافراگم این اتلاف نور را جبران کرد. بنابراین دیافراگم مناسب یک گام بازتر یعنی ۵.۶ خواهد بود تا میزان نور ورودی را دو برابر کند و در نهایت اثر نصف شدن نور ورودی توسط سرعت جبران شود.

هر استاپ در سرعت شاتر یا دیافراگم، میزان نور ورودی را دو برابر یا نصف می کند. البته با ظهور تکنولوژی دیجیتال، اعداد میان استاپ مانند نیم استاپ و یک سوم استاپ نیز بین استاپ ها قرار گرفت.

بهترین کیفیت اپتیکی لنز، در اعداد میانی دیافراگم حاصل می شود و نه در پایین ترین یا بالاترین عدد دیافراگم.

معمولا برای نشان دادن دیافراگم از حرف لاتین f استفاده می شود مانند f 2.8.

دیافراگم

همان گونه که در شکل بالا دیده می شود، دریچه دیافراگم از تیغه هایی تشکیل شده که در نهایت دریچه ای دایره مانند را ایجاد می کنند. حال اگر در شکل دایره ای ایجاد شده، گوشه ها کمتر محسوس باشند (دریچه دایره ای تر باشد)، طبق نتایج به دست آمده از آزمایش های دقیق، تصویر نهایی از کیفیت بالاتری برخوردار خواهد بود.

تاثیر دیافرگم

دیافراگم از عوامل تنظیم عمق میدان نیز می باشد. در لنزهای آنالوگ، دیافراگم از طریق حلقه مربوطه روی لنز و در لنزهای دیجیتال، از طریق دوربین تنظیم می شود.

در دوربین های انعکاسی برای اینکه تصویر در منظره یاب از روشنایی کافی برخوردار باشد تا لحظه ای که عکاس کلید شاتر را فشار می دهد، دیافراگم در بازترین حالت قرار دارد. البته معمولا روی بدنه، کلیدی تعبیه شده که به عکاس امکان می دهد در منظره یاب تصویر را با همان دیافراگم تنظیم شده ببیند.

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۴۸ ق.ظ ] [ آرمان ]

بدنه؛ بدنه اصلی دوربین است که اجزاء دیگر به آن متصل می شوند.

لنز؛ از اجزاء اصلی یک دوربین بوده که معمولا شامل یک یا چند عدسی با سطح مقطع دایره ای است. البته دوربین های عکاسی بدون لنز نیز مانند Pin Hole Camera مورد استفاده قرار می گیرد.

صفحه حساس به نور؛ صفحه ای که تصویر سوژه روی آن تشکیل می شود و معمولا در نقاط  انتهایی بدنه و در کانون لنز قرار می گیرد. در عکاسی آنالوگ، فیلم عکاسی و در دیجیتال، سنسور (CCD یا CMOS) نقش این صفحه را ایفا می کند. براساس اندازه این صفحه، دوربین ها به سه دسته عمومی قطع کوچک، قطع متوسط و قطع بزرگ تقسیم می شوند. دوربین های معمولی از دسته دوربین های قطع کوچک هستند.

عقبه یا Back؛ در بعضی از دوربین ها مانند برخی از دوربین های قطع متوسط یا قطع بزرگ، صفحه حساس در بخشی مجزا از بدنه دوربین قرار می گیرد که عقبه یا Back نامیده شده و امکانات ویژه ای را در اختیار عکاس قرار می دهد.

منظره یاب (View Finder)؛ به بخشی از دوربین اطلاق می شود که عکاس می تواند منظره ای را که توسط لنز به سمت آن نشانه رفته، در آن ببیند. منظره یاب در اکثر اوقات جهت انتخاب کادر دلخواه و واضح سازی به کار می رود. در برخی از دوربین ها، به علت مشکلات تکنیکی، تصویر در منظره یاب کاملا منطبق بر تصویر ثبت شده روی عکس نیست.

علت اینکه منظره یاب به صورت مجزا مطرح شد این است که در برخی از دوربین ها، منظره یاب جزئی مجزا از بدنه دوربین بوده و قابل تعویض است.

در دوربین های انعکاسی مانند SLRها، تصویر حاصل از لنز، پس از انعکاس از آینه ای در پشت لنز و عبور از منشوری در پشت منظره یاب، به چشم عکاس می رسد.


جهت رسیدن پرتوهای نور از لنز به چشم در دوربین های SLR 

در زمان عکاسی، آینه بالا رفته و نور به دریچه شاتر که در پشت آینه قرار گرفته می رسد. از مشکلات دوربین های انعکاسی، این است که در لحظه عکس برداری، آینه به سمت بالا چرخیده و عکاس قادر به دیدن سوژه نیست. عیب دیگر این نوع دوربین صدا و لرزش حاصل از چرخش آینه است.

در دوربین هایی غیر انعکاسی یا دو لنزی که تصویر از لنز دیگری غیر از لنز عکاسی، به چشم می رسد، اگر چه با مشکلات بالا مواجه نیستیم، اما خطای پارالاکس وجود دارد. در این نوع از دوربین ها، از آنجا که مکان لنز منظره یاب و لنز عکاسی، متفاوت است، تصویری که عکاس می بیند، دقیقا با تصویر ثبت شده یکی نیست. به این عدم انطباق، خطای پارالاکس گویند.

دوربین دو لنزی

 

دسته بندی دوربین ها
همان طور که در عنوان قبلی مشاهده شد یک دسته بندی رایج در دوربین ها، براساس اندازه صفحه حساس آنهاست که سه دسته اصلی قطع کوچک (Small Format)، قطع متوسط (Medium Format) و قطع بزرگ (Large Format) را شامل می شوند.

Large Format

 

Medium Format

Small Format

یک دسته بندی رایج دیگر، عبارت است از دوربین های ببین و بگیر (Point and Shoot)، کامپکت (Compact)، تک عدسی انعکاسی (Single Lens Reflex- SLR)، دو لنزی (Dual/Double Lens).

Point and Shoot؛ در این دسته، کافی است، عکاس، منظره را در منظره یاب ببیند و کلید شاتر (Shutter) را فشار بدهد تا دوربین به صورت خودکار عکاسی کند. معمولا امکانات و کیفیتی که این دوربین ها در اختیار عکاس قرار می دهد بسیار پایین تر از دوربین های دیگر است. بسیاری از دوربین های کامپکت دیجیتال نیز از این دسته اند.

دوربین ببین و بگیر

Compact Cameras؛ دوربین های کوچکی که معمولا لنز آنها قابل تعویض نیست و غالبا جهت مصارف غیر حرفه بکار می روند. البته در عرصه دیجیتال دوربین های کامپکتی با قابلیت های بسیار حرفه ای و کیفیتی حتی بالاتر از برخی از دوربین های حرفه ای عرضه شده اند. دوربین های دیجیتال سری G شرکت Canon از این دسته اند.

دوربین کامپکت

تک عدسی انعکاسی یا Single Lens Reflex- SLR؛ این دوربین رایج ترین گونه دوربین خصوصا در عرصه حرفه ای است. مهمترین خصیصه آن، این است که روی بدنه دوربین فقط از یک لنز استفاده می شود که قابل تعویض نیز هست.

دوربین SLR

Dual (Twin, Double) Lens Camera؛ روی بدنه این دوربین ها از دو لنز استفاده می شود. این طراحی در دوربین های قطع متوسط بیشتر دیده می شود.

 

به طور کلی دوربین های حال حاضر یا دیجیتال (Digital) هستند که صفحه حساس الکترونیک (سنسور) دارند و یا آنالوگ (Analogue) که صفحه حساس شیمیایی دارند. بعضا تولیدکنندگان در دوربین های دیجیتال از حرف D در ذکر دسته یا نام دوربین استفاده می کنند مانند DSLR و Canon 1D و Nikon D90 و… .

هر کدام از انواع ذکر شده، دارای مزایا و معایبی هستند که عکاس باید با توجه به نیاز خود و ویژگی های هر دسته، دوربین مناسب را اختیار کند.



صفحه حساس

 

فیلم عکاسی
فیلم عکاسی صفحه ای است با پوششی از مواد شیمیایی که تصویر را ثبت می کند. فیلم ممکن است به صورت نگاتیو (معکوس) یا پوزیتیو (مانند اسلایدها) تصویر را ثبت کند. در نگاتیوها، نور و رنگ به صورت معکوس ثبت می شوند؛ به این معنا که در نگاتیو، قسمت های تیره نماینده قسمت های روشن در واقعیت است و هر رنگ نماینده رنگ مکمل آن است. مثلا در یک نگاتیو، رنگ زرد نماینده رنگ آبی در واقعیت می باشد. حال آنکه در پوزیتیو تصویر همرنگ با موضوع است.

به طور کلی، فیلم عکاسی از لایه های مختلفی تشکیل شده که روی یک صفحه پایه قرار گرفته است. لایه های اصلی فیلم عبارتند از:

فیلم عکاسی

- لایه محافظ (Super Layer) که روی سطح فیلم قرار دارد و در واقع مانند یک لایه ضد خش، از آسیب دیدن لایه های زیرین حفاظت می کند.

- لایه محافظ نور ماورای بنفش (UV Absorbing Layer) که پرتوهای ماورای بنفش را تا حدی جذب می کنند. گر چه این پرتوها با چشم قابل رویت نیستند، اما اثر مخربی در تصویر ثبت شده دارند (چه در فیلم و چه در سنسور). این پرتوها ممکن است باعث مات شدن تصویر یا ایجاد تُن های رنگی غیر طبیعی مانند تُن آبی شوند.

- لایه امولسیون (Emulsion Layer) که در واقع لایه حساس به نور است، خود از لایه های مختلفی تشکیل شده و عمل ثبت تصویر و رنگ ها را انجام می دهد. امولسیون از مواد شیمیایی چون هالیدهای نقره (حساس به نور) تشکیل شده است و در یک محیط ژلاتینی قرار دارد. عکسی که به صورت آنالوگ گرفته می شود، از دانه های ریزی تشکیل شده که در واقع همان مواد شیمیایی حساس به نور هستند که در زمان چاپ به صورت کریستال در امولسیون قرار دارند. به این دانه ها اصطلاحا گرین (Grain) گفته می شود. هر چه این کریستال ها درشت تر باشند، به نور حساس ترند. فیلم های دارای ISO بالا، دانه درشت تر هستند. این امر باعث می شود که در عکس حاصله از این فیلم ها، گرین درشت تر بوده و بیشتر خودنمایی کند که البته این امر همیشه مورد پسند عکاس یا بیننده نمی باشد.

- Subbing Layer وظیفه اتصال امولسیون به صفحه پایه را به عهده دارد.

- وجود لایه یا صفحه پایه فیلم (Film Base) صرفا جهت ایجاد یک سطح مقاوم جهت نگهداری مواد شیمیایی می باشد، زیرا مواد شیمیایی مورد استفاده در فیلم، به تنهایی بسیار آسیب پذیر هستند و با حرکت های مکانیکی دوربین و یا جابجایی، ممکن است دچار گسیختگی شوند. جنس صفحه های پایه امروزی، معمولا از ترکیبات پلاستیکی یا سلولوئیدی هستند. در زمان های گذشته، صفحه پایه، شیشه ای بود. علل مختلفی چون وزن زیاد، شکنندگی آن، دشواری پوشش دادن مواد شیمیایی روی آن، باعث تغییر این نوع صفحه ها شد. البته علیرغم قدیمی بودن آنها هنوز هم عکاسانی هستند که از این صفحه های شیشه ای استفاده می کنند.

- لایه ضد هاله (Anti halation Backing) از عبور کردن نور از فیلم و برخورد آن به بدنه داخلی دوربین جلوگیری می کند. انعکاس مجدد نور از بدنه داخلی دوربین به فیلم، باعث متاثر شدن مجدد فیلم شده و تصویری معیوب ایجاد می کند. در اصطلاح به این حالت Flare گفته می شود.

برای سازگاری بیشتر فیلم ها با شرایط عکاسی، آنها را در انواع مختلف و با ویژگی های تصویری متفاوتی می سازند. مثلا در بعضی از فیلم ها اندازه کنتراست، غلظت رنگ ها، تُن های رنگی، شرایط گرین و… متفاوت می باشد. دو نوع رایج از این فیلم ها ،فیلم های نور روز و نور شب هستند. از آنجا که رنگ نور حاصله از منابع مصنوعی، با نور سفید خورشید متفاوت است، رنگ طبیعی سوژه را مورد تاثیر قرار داده و باعث می شود موضوع با رنگ دیگری به نظر برسد (در بخش تراز سفیدی به صورت گسترده مورد بحث قرار می گیرد). برای جبران طیف زرد رنگ ناشی از منابع مصنوعی، فیلم های نور شب ارائه شده اند و فیلم های نور روز برای عکاسی در نورهای با کلوین  (درس نورسنجی، تراز سفیدی) بالاتر مانند نور روز مناسبند.

سنسورها (حسگرها)
سنسور های عکاسی نیمه هادی هایی هستند که برای اولین بار در اواخر دهه ۶۰ میلادی توسط ناسا مورد استفاده قرار گرفتند. آغاز استفاده از این سنسورها در دوربین های عکاسی روزمره به دهه ۸۰ میلادی باز می گردد. با جایگزینی سنسور به جای فیلم، دوربین های دیجیتال پا به عرصه عکاسی گذاشتند و با گذشت زمان در رقابت از دوربین های آنالوگ پیشی گرفتند. این دوربین ها تسهیلات و امکانات بسیاری را برای صنعت و هنر عکاسی فراهم ساختند. برخی از این تسهیلات عبارتند از:

- عدم نیاز به خرید فیلم هایی با شرایط و حساسیت های گوناگون

- قابلیت مشاهده، ویرایش و پاک کردن عکس های گرفته شده توسط آن

- ظرفیت بالا در ذخیره سازی تصاویر

- ارزان بودن

- انتقال سریع اطلاعات دیجیتال

- امکان ویرایش و طبقه بندی آسان

- کیفیت بسیار بالا به گونه ای که در برخی از دوربین های دیجیتال، امروزه کیفیت عکس بالاتر از نوع آنالوگ مشابه است.

البته عکاسی دیجیتال خود، مبحث بسیار گسترده ای است که در درس حاضر امکان پرداختن به آن نمی باشد.

سنسورهای عکاسی، از سلول های حساس به نور تشکیل شده اند که وظیفه ثبت کوچکترین اجزای یک عکس دیجیتال را به عهده دارند. به این اجزاء، پیکسل (Pixel) گفته می شود.

سنسورها

صفحه حساس در دوربین دیجیتال (سنسور)

سنسورهای عکاسی به طور عمومی در دو نوع CMOS و CCD مورد استفاده قرار می گیرند. هر کدام از این دو نوع، مزایا و معایبی دارند که باعث می شود سازندگان بسته به کاربرد، از آنها استفاده کنند. بهبود این سنسورها باعث شده که همچنان سازندگان بزرگ از هر دو نوع سنسور در تولید محصولات حرفه ای استفاده کنند. البته به طور معمول،در هر دوربین، فقط از یکی از این انواع استفاده می شود.

سنسورها نیز مانند فیلم ها در اندازه های مختلف ساخته می شوند. در بسیاری از دوربین های SLR قطع کوچک دیجیتال، به خصوص به علت گرانقیمت بودن، ابعاد سنسور، کوچکتر از ۲۴mm در ۳۶mm یا Full Frame است که اصطلاحا به آنها سنسورهای Crop می گویند.

نویز در عکاسی
نویز، عبارت است از اغتشاشاتی که در تصویر دیجیتال به وجود می آید. نویز ناشی از عوامل متفاوتی است از جمله نور کم، زمان نوردهی بالا، ویژگی های فنی سنسور، حساسیت و… . در عکاسی دیجیتال هر چه ISO بالاتر رود، تصویر نویز (اغتشاش) بیشتری پیدا می کند. این اغتشاش به دو صورت عمده در عکس نمایان می شود. یکی نویز رنگی (Color) است که باعث ایجاد نقاط رنگی غیر طبیعی در تصویر می شود و دیگری، نویز نوری (Luminance) که بصورت نقاط روشن و تیره در سطح تصویر دیده می شوند.

نویز در عکاسی


نویز در عکس سمت چپ کاملا محسوس است


 

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ پنجشنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۲۶ ق.ظ ] [ آرمان ]
 

در آغاز قرن بیستم ، نهضت بزرگی بر ضد رئالیسم و امپرسیونیسم پا گرفت که آرام‌آرام مکتب “اکسپرسیونیسم” از دل آن بیرون آمد. واژه‌ی اکسپرسیونیسم برای اولین بار در تعریف برخی از نقاشی‌های «اگوست اروه » به کار رفته است.

اکسپرسیونیسم جنبشی در ادبیات بود، که نخست در آلمان شکوفا شد. هدف اصلی این مکتب نمایش درونی بشر، مخصوصاً عواطفی چون ترس، نفرت، عشق و اضطراب بود.

به عبارت دیگراکسپرسیونیسم شیوه‌ای نوین از بیان تجسمی است که در آن هنرمند برای القای هیجانات شدید خود از رنگ‌های تند و اشکال کج و معوج و خطوط زمخت بهره می‌گیرد.

اکسپرسیونیسم به نوعی اغراق در رنگها و شکلهاست، شیوه ای عاری از طبیعت گرایی که می خواست حالات عاطفی را هرچه روشنتر و صریح تر بیان نماید. دوره شکل گیری این مکتب از حدود سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۳۵ میلادی بود ولی در کل این شیوه از گذشته‌های دور با هنرهای تجسمی همراه بوده و در دوره‌های گوناگون به گونه‌هایی نمود یافته‌است.

مثلا مکتب تبریز را در نگار گری ایرانی، اکسپرسیونیسم هنر ایران می نامند.

عنوان «اکسپرسیونیسم» در سال ۱۹۱۱ برای متمایز ساختن گروه بزرگی از نقاشان به کار رفت که در دههٔ اول سدهٔ بیستم بنای کارشان را بر باز نمایی حالات تند عاطفی، و عصیان گری علیه نظامات ستمگرانه ی حکومت‌ها، مقررات غیر انسانی کارخانه‌ها و عفونت زدگی شهرها و اجتماعات نهاده بودند.

این هنرمندان برای رسیدن به اهداف خود رنگ‌های تند و مهیج و ضربات مکرر و هیجان زدهٔ قلم مو و شکل‌های اعوجاج یافته و خارج از چارچوب را با اینجاد ژرفانمایی و بدون هیچگونه سامانی ایجاد می کردند و هر عنصری را که آرامش بخش و چشم نواز بود از کار خود خارج می کردند.

Mother
Aleksej Cvelov
Expressionism

هنرمندان این سبک:

ونسان ویلِم ون گوگ (۱۸۵۳- ۱۸۹) نقاش معروف این سبک، زاده هلند بود. نام او در زبان هلندی فینسِنت فان خُخ تلفظ می شود. ونسان، تلفظ فرانسوی اسم کوچک اوست و در انگلیسی وینسنت می گویند( Vincent van Gogh)

ون گوگ عاشق گل آفتابگردان بود و مجموعه گل های آفتابگردان او از معروفترین نقاشی هایش است که در کل از یازده اثر تشکیل شده، وی می‌گفت:” زردی آفتابگردان بهترین رنگی است که می توان پیدا کرد. خیلی شاد است. واقعا شاد است.”

او از بیماری روانی رنج می برد و در طی یک حادثه قسمتی از گوشش را برید! ونگوگ جوانی خود را به عنوان دلال هنری، معلم و واعظ هنری گذراند. او کار هنری خود را به عنوان یک هنرمند از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. در ابتدا از رنگهای تیره و محزون استفاده می کرد تا اینکه در پاریس با امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم، آشنا شد و این آشنایی پیشرفت هنری او را سرعت بخشید. در ۱۰ سال آخر عمرش حدود ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی بر جای گذاشت. برخی از مشهور ترین آنها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده اند و در ۲ ماه پایانی عمرش تنها ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. در سال ۱۸۹۰ به دکتر روانشناس (Dr.Gachet) که از او پرتره ای کشیده است، مراجعه کرد. اولین برداشت وان گوگ از دکتر این بود که دکتر خودش از او بیمار تر است. فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق تر شد و در جولای ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی به سمت کشتزار ها قدم زد و گلوله ای در سینه اش خالی کرد. او در روز بعد در مهمان سرای Ravoux مرد. برادرش به بالین او آمد و او آخرین احساسش را اینگونه بیان کرد:غم برای همیشه باقی خواهد ماند.وقتی ونگوگ مرد تابوتش راپر از گل های آفتابگردان کردند.

شب پر ستاره اثر ونگوگ

 

دیگر هنرمندان این سبک:

جیمز انسور در ۱۸۶۰در بلژیک به دنیا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت.

ادوارد مونک یا (مونش) نروژی که پردهٔ معروفش “جیغ ” به تنهایی مفهوم کامل شیوهٔ اکسپرسیونیسم را نمایان می سازد.

امیل نولده، در ۱۸۶۷در شلزویگ،ناحیه‌ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سیبول درگذشت. نولده به خاطر انتخاب رنگهای پر معنی و رسایش مشهور است. قرمز پر رنگ و زرد درخشنده اغلب در کارهایش دیده می‌شود که حالتی نورانی به کارهایش می‌دهد، در غیر اینصورت کارهایش تاریک و محزون است وی یکی از بزرگترین نقاشان آبرنگ است.وی با تجسم بخشیدن به پندارهای دینی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش یکی از نقطه‌های اوج این شیوه را در وجود می‌آورد.

ژرژ روئو در۱۸۷۱ در پاریس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنیا رفت. وی در بیشتر آثارش الهامات دینی و تلخ کامی‌های خود را با شکلهای زمخت و چهره‌های سرد و عبوس (که از جهاتی یادآور تصویر سازی قرون وسطایی و تنگ افتاده در فضایی فشرده‌اند)مجسم می‌سازد. او همچنین در آثارش رنگهای تند و تیره و خطوط سیاه بسیار کلفت(همانند بند کشی سربی در شیشه‌های منقوش کلیساهای گوتیک) به کار می‌برد.

پیکره سازی

پیکره تراشی اکسپرسیونیستی به کارگیری حفره و برآمدگی، راست خطی و خمیدگی، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبیعی به شیوهٔ اکسپرسیونیسم را بر ما عرضه می‌دارد. زادکین پیکره تراش روسی(که در فرانسه به کار مشغول بود) آثاری در این سبک از خود به جا گذارده ‌است. با بهره برداری از اصول و اسلوب آن مکتب تدرجا تمایلات اکسپرسیونیستی را در آثار خود نمایان ساخت و سرانجام تنها آن شیوه را برای ابراز عصیان و بدبینی عمیق خود مناسب یافت.

اکسپرسیونیسم در سینما و عکاسی

اکسپرسیونیسم ریشه در تاریخ اقوام شمالی اروپا دارد. اقوامی که جنگلهای سیاه و متراکم شمالی را برای به دست آوردن زمین مناسب برای کشاورزی و زندگی مسطح کردند و ترس از ناشناخته های همین جنگلهای متراکم بود که باعث ساختن افسانه های موجودات عجیب و خارق العاده و خون آشامانی شد که این اقوام تصور می کردند در دل تاریک این جنگلها وجود دارند.

سینمای اکسپرسیونیستی در کشور آلمان آغاز شد وبه اوج رسید و پس از مدتی سینمای وحشت به عنوان شاخه مورد پسند اکثریت جامعه از همین سینمای فرهیخته و روشنفکر منشعب شد.

پنج سال ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۴ که کشور آلمان به دلیل شکست در جنگ جهانی اول، شورش و کودتا، کاهش ارزش پول و گرسنگی، در شرایط اقتصادی وحشتناکی به سر میبرد،غنی ترین دوران سینمای آلمان را ساختند. سینمایی که بازتاب وحشت مردم از جنگ، گرسنگی و ورشکستگی بعد از آن بود.

با به قدرت رسیدن حکومت رایش سوم در سال ۱۹۳۳ عده ای از کارگردانان پیشروی سینمای اکسپرسیونیستی که میدانستند با شرایط جدید امکان کار در کشور را نخواهند داشت ، دست از کار کشیدند. عده ای با اهداف حکومت جدید همسو شدند و عده ای دیگر نیز که به نوعی در فیلمهای خویش ظهور خون آشام را پیش بینی کرده بودند، به ایالات متحده مهاجرت کردند. سینمای آلمان نیز پس از آن تا پایان جنگ جهانی دوم به نوعی از سینما با عنوان سینمای تبلیغی یا – پروپاگاندا – روی آورد که مطابق اهداف هیتلر بود و در آن هیتلر پیشوای بزرگ نژاد برترمعرفی می شد.

فیلم- دانشجوی پراگ- نسخه اول به سال ۱۹۱۹ که یکی از پیش زمینه های مهم سینمای اکسپرسیونیستی آلمان هست موضوع جدیدی را وارد سینما کرد:شعبده بازی که دانشجویی را به کار میگیرد و او را وادار میکند تا دست به قتلی زند سپس گناه قتل را به گردن دانشجو میاندازد او ناچار به خودکشی میشود. انسانی توسط نیروهای نامرئی کنترل میشود و دست به اعمالی میزند که خود را در قبال آنها مسئول نمی داند.حکایتی از مردم کشور آلمان در خلال جنگ جهانی دوم و نمادی از سایه یا شر درون وجود انسان.

“اکسپرسیونیسم ” که اساسا درونگرایی و پرداختن به روحیات درونی بشر از ویژگی های آن به حساب می آید، با نوع سینمای هراس عجین گشت و از آنجا که فیلم های این سبک به ابعاد ناشناخته آفاق و انفس انسان نظر دارد و این ابعاد معمولا برای اغلب افراد ، وجه ی هراسناک و رعب آور ایجاد کرده ( هر عنصر ناشناخته ای بطور طبیعی برای آدمی وحشت آور می باشد) نخستین آثار “اکسپرسیونیستی ” سینما در وادی سینمای ترسناک قرار گرفت.

فیلم هایی مانند :”گولم ” داستانی متعلق به افسانه های یهودیان که در آن موجودی سفالی با کمک اورادی زنده میشود وگرایشاتی غیر مجاز نسبت به دختر صاحب خود پیدا میکندو سرانجام دچار جنون میگردد، در اینجا نیز موضوع رهایی از موجودات ناشناسی مطرح است که بطور ناشناخته به شکل نیروی ضمیر ناخود آگاه ظهور میکنند، ” دانشجوی پراگ ” در دهه دوم قرن بیستم و بعد از آن ” مرگ خسته ” و”اتاق کار دکتر کالیگاری” از معروفترین فیلمهای اکسپرسیونیستی به شمار می آیند.

” اتاق کار دکتر کالیگاری ” داستانی شبیه به دانشجوی پراگ- سری فیلم های ” دکتر مابوزه ” و “نوسفراتو” به همراه فیلمسازانی مانند :”فریتس لانگ ” و ” مورنائو”و “روبرت وینه ” و….اولین پدیده ها و خالقان اکسپرسیونیستی سینما به عنوان پدران سینمای هراس شناخته شدند.

تصویر مخلوقات کریه و قدرتمند که آسایش و امنیت جامعه را برهم می زنند ، پدیده های متافیزیکی که باعث اختلال روحیات بشری می گردند و انسان های با قدرت های مافوق که برای تحت انقیاد درآوردن انسانها به اعمال خشونت بار و مشمئز کننده دست می زنند ، از جمله مهمترین سوژه هایی بود که در آثار فوق به کار گرفته می شد.

با ورود سینمای اکسپرسیونیستی به سینمای هالیوود، این سینما وجه روشنفکرانه خود را تاحدی از دست داد و به سلیقه عامه مردم روی آورد و کم کم ژانر سینمای وحشت با ساخت فیلمهایی چون فرانکشتاین، دراکولا و…شکل گرفت ولی آنچه در طول سالیان دراز این سینما را به پیش راند وحشت انسان از پدیده های مختلفی که در زندگی برای او رخ میداد و ترسهایی چون گرسنگی، مرگ،فقر، ترس از برخورد با ناملایمات و… بود که بن مایه های سینمای وحشت را از ابتدا تا کنون ساخت و در شکل موجودات عجیب، انسانهایی که تحت شرایط مختلف تغییر میکنند و…بر پرده آمد و در واقع ابعاد مختلف ترسهای درونی انسان به شکلهای مختلف بر پرده سینما جان گرفت.

سینمای امروز علاوه بر مضامین جدیدی که سینمای اکسپرسیونیستی وارد سینما کرد، وامدار طراحی دکور خاصی است که با این ژانر وارد عرصه سینما شد ، دکور و نورپردازی که به ایجاد تعلیق و دلهره در این سینما کمک کرد.

در سینمای امروز جهان هنوز در آثار سینما گران بزرگی همچون- تیم برتون- میتوان رگه هایی از سینمای اصیل اکسپرسیونیستی را مشاهده کرد.

تصاویری که هنر عکاسی نیز از آن وام گرفت مواردی که امروزه عکاسان اکسپرسیونیستی از آن بهره می جویند عبارتند از: ایجاد سایه های پر کنتراست، نورپردازی ترسناک، استفاده از گریم عروسکی( سفید کردن بیش از حد صورت و ایجاد سایه های تیره اطراف چشم) استفاده از زوایای خشن و رعب آور مثل شیشه های شکسته و لبه های تیز، نورپردازی دهشتناک، استفاده از نور پایین در پرتره جهت ایجاد سایه های غلیظ در اطراف بینی، حلقه ی تیره زیر چشمها و سایه ابروها، برای نشان دادن تصاویر شیطان و…

و همچنین استفاده از نورهای قرمز یا تک رنگ گرم، منابع نوری اسپات جهت تیز تر کردن سایه ها و همچنین استفاده از دکورهای اکسپرسونیستی، بافت های خشن و پر کنتراست و غیره از عناصر اصلی عکاسی اکسپرسیونیستی است.

جيمز انسور در ۱۸۶۰در بلژيک به دنيا آمد و در ۱۹۴۹ در همان شهر درگذشت.

ادوارد مونک نروژی که پرده ی معروفش جيغ در سال به تنهايی مفهوم کامل شيوهٔ اکسپرسيونيسم را در نظر بيننده روشن می سازد.

اميل نولده در ۱۸۶۷در شلزويگ،ناحيه ای در شمال غربی آلمان متولد شد و در۱۹۵۶ در سيبول درگذشت.

وی با تجسم بخشيدن به پندارهای دينی و صور کابوسی ذهن آشفته‌اش يکی از نقطه‌های اوج اين شيوه را در وجود می آورد.

 ژرژ روئو در ۱۸۷۱ در پاريس متولد شد و ۱۹۵۸ در همان شهر از دنيا رفت.

وی در بيشتر آثارش الهامات دينی و تلخ کامی های خود را با شکلهای زمخت و چهره های سرد و عبوس (که از جهاتی يادآور تصوير سازی قرون وسطايی و تنگ افتاده در فضايی فشرده اند)مجسم می سازد. او همچنين در آثارش رنگهای تند و تيره و خطوط سياه بسيار کلفت(همانند بند کشی سربی در شيشه های منقوش کليساهای گوتيک) به کار می برد.

کته اشميت کلويتز متولد کالينينگراد(Kaliningrad)در 1867 و در درسند (Dresden) در سال 1945 درگذشت.

 اکسپرسيونيسم در فرانسه

در فرانسه می توان دو مکتب اکپرسيونيسم و فوويسم را از برخی جهات فنی و صوری چون،رنگ های به نهايت تند، شکلهای ساده شده،جزييات از قلم افتاده،با هم قرين و مشابه دانست. ولی فوويست ها از رنگهای تند و خطوط ضخيم برای ايجاد نمای ديداری استفاده می کردند حال آنکه اکپرسيونيست ها از اين خصوصيات برای بيان حالات درونی سود می جستند.

 اکسپرسيونيسم در انگلستان

انگلستان از اين نهضت های هنری برکناری ماند و تنها ماتيو اسميث با آثار فوويست ها آشنايی يافت و به شيوه ی آنان رنگهای گرم و تابان بر پرده های خود نشاند. اکسپرسيونيسم با سجيه ی عصيانگری و مهار گسيختگی خود اصولا از پسند خوی خوددار و سنت پرست انگليسی ها به دور بود.

 پيکره سازی

پيکره تراشی اکسپرسيونيستی به کارگيری حفره و برآمدگی، راست خطی و خميدگی، برش و حجم آفرينی به شيوه ی حجم گری، اعوجاج بخشی و برهم زنی تناسبات طبيعی به شيوه ی اکسپرسيونيسم، بر ما عرضه می دارد. زادکين پيکره تراش روسی(که در فرانسه به کار مشغول بود) آثاری در اين سبک از خود به جا گذارده است. با بهره برداری از اصول و اسلوب آن مکتب متدرجا تمايلات اکسپرسيونيستی را در آثار خود نمايان ساخت، و سرانجام تنها آن شيوه را برای ابراز عصيان و بدبينی عميق خود مناسب يافت.

جنگ های جهانی

پس از جنگ جهانی اول اکسپرسيونيسم گسترش و تنوع بيشتر يافت. درهلند،بلژيک،دانمارک،ايتاليا و سپس در آمريکا شيوه ی نامبرده طبعا با پاره ای تمايلات و رنگهای محلی آميخته شد و آثار فراوان و گوناگون به بار آورد. پس از جنگ جهانی دوم اکسپرسيونيسم در آلمان و دانمارک هلند و بلژيک و فرانسه شکوفايی و جنبش تازه يافت، و از ۱۹۴۸ به بعد اکسپرسيونيسم با هنر انتزاعی در آميخت و تحولی عمده به وجود آورد که مرکز باروری آن اين بار به نيويورک انتقال يافت.

"ادوارد مونک"

ادوارد مونک (متولد: ۱۲ دسامبر، ۱۸۶۳؛ درگذشت: ۲۳ ژانويه ۱۹۴۴)، يک نقاش اکسپرسيونيست نروژی بود. معروفترين نقاشی او يعنی جيغ (۱۸۹۳ که در اصل يأس ناميده می‌شود). يکی از آثار هنری او در مجموعه‌ای است که «کتيبه زندگی» ناميده می‌شود. که در اين مجموعه مونک موضوعات مختلف زندگی از قبيل : عشق، ترس، مرگ و سودا را کاوش کرده‌است.

زندگی

مونک در شهر اسلو، بزرگ شد. او مادرش را در سال ۱۸۶۸ به خاطر بيماری سل از دست داد و بعد از او نيز خواهرش را از دست داد. پس از آن پدرش را در جوانی از دست داد. پس از مرگ مادرش، پدر مونک اين ترس را در ذهن کودکانش جای داد که اگر به هر طريقی گناه کنند بدون هيچ بخششی محکوم به مرگ و فنا خواهند شد.

 يکی از خواهران مونک در سن جوانی به بيماری روحی مبتلا شد. مونک نيز تقريبا بيمار بود. از ۵ خواهر و برادر مونک تنها يکی از برادرانش ازدواج کرد که او نيز مدتی پس از عروسی مرد. مونک بعدا می‌گويد: بيماری، ديوانگی، و مرگ، فرشته‌هايی بودند که تمام زندگی ام مرا احاطه کرده بود.

 او در ابتدا در کالج فنی برای تحصيل در رشتهٔ مهندسی ثبت نام کرد. اما بيماریش مانع از ادامهٔ تحصيلش شد و در سال ۱۸۸۱ در مدرسهٔ هنر و طراحی ثبت نام کرد. موضوعات مونک سمبليسم است و بيشتر از واقعيات بيرونی کيفيتی از ذهن را بيان می‌کند.


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۵۴ ق.ظ ] [ آرمان ]
 

Dallas Fine Art Impressionist Portrait Photography - Gail Nogle Fine Art Photographer

معرفی و آشنایی با سبک های مهم هنری، سبک امپرسیونیسم و نئوامپرسیونیسم

امپرسیونیسم Impressionism
امپرسیونیسم در لغت به معنای ، دریافت آنی، یا دریافت حسی است. در بهار 1874 گروهی از هنرمندان فرانسوی تحت نام انجمن هنرمندان گمنام گرد هم آمدند و یک استودیوی عکاسی (آتلیه نادار) را برای نمایش آثارشان اجاره کردند و در معرض دید عموم گذاشتند حدود هشت نمایشگاه گذاشتند که گوستاو کوربه دردومین نمایشگاه به آنان پیوست.

 Abstract Impressionism Photography Defines the Influence

با این کار شدید ترین و خصمانه ترین واکنش ها را که تا آن هنگام در دنیای هنری پاریس با آن مواجه بودند برانگیختند، اینان نظام آموزشی متداول و هنر "آکادمیک" را مردود می شمردند و نیز با اصل رمانتیسم که مهمترین مقصود هنر انتقال هیجان عاطفی هنرمند است، مخالف بودند. اما برعکس، این نظر رئالیست ها را می پذیرفتند که مقصود هنر باید ثبت پاره ای از طبیعت و زندگی به مدد روحیه علمی و فاغ از احساسات شخصی باشد. بر این اساس می توان امپرسیونیسم را ادامه ی منطقی رئالیسم در سده نوزدهم دانست. پس از آخرین نمایشگاه، گروه، متلاشی شد. مونه تنها کسی بود که همچنان به طور تعصب آمیز به ترویج ایده های امپرسیونیستی پرداخت.

 

در سال 1874، به استثنای مونه كه به سالن رسمی وفادار ماند، كلیه ی نقاشان گروه در معرض توهین و شماتت عامه قرار گرفتند. تا سال 1876، هفت نمایشگاه مشترك برگزار شد. در همین سال دورانتی نویسنده و منتقد هنری، كتاب نقاشی نو را - كه عنوانی در خور توجه است - انتشار داد و جهت گیری نقاشان جوان را زیركانه تجزیه و تحلیل كرد: اینان با طی طریق كشف و شهود، به تدریج نور خورشید را به اشعه و عناصر آن تجزیه كردند و با هماهنگی كلی رنگ های قوس و قزحی كه به روی بوم پراكندند، وحدت آن را، از نو می سازند. در طی سده ی نوزده میلادی رابطه بین جامعه و هنرمند به طور روز افزونی تصنعی می شد تا اینکه سرانجام در همین نمایشگاه آثار امپرسیونیست ها به نقطه ی گسست خود رسید. امپرسیونیسم حقیقتاً نخستین و مهمترین جنبش مدرن هنری در سده نوزدهم محسوب می شود.

 

امپرسیونیسم مکتبی با برنامه و اصول معین نبود، بلکه تشکل آزادانه هنرمندانی بود که به سبب برخی نظرات مشترک و به منظور عرضه مستقل آثارشان در کنار هم قرار گرفتند. امپرسیونیسم صرفا یک سبک نقاشی نبود بلکه یک رویکرد نوین به هنر و زندگی بود.


آثار نقاشی تمایل منظره پردازان امپرسیونیست به ثبت "بیان تصویری لحظه ها" به جای جنبه های پایدار موضوعات آن ها را وادار می کرد تا با نقاشی در فضای باز گنجینه ای غنی فراهم سازند و اتمام تابلو در نقطه ای پیش از آنکه شرایط نوری عوض شود. بازی نور مستقیم و بازتاب شده با این وجود این نظریه ها تمامی نقاشان امپرسیونیست حتی مونه که بیشتر از همه مروج نقاشی در فضای باز بود بیشتر و بیشتر تمایل می یافت تا آثار خود را در کارگاه اصلاح یا رتوش کند. با انجام چنین کاری او به یک تناقض ذاتی در رویکرد امپرسیونیستی اعتراف کرد، زیرا هرچقدر که هنرمند به تاثیر تغییرات جوی حساسیت داشته باشد زمان کمتری برای ثبت آن پیش از تغییر روی بوم دارد. وی در اکتبر 1890 وقتی بر روی مجموعه "کومه ی علف خشک" کار می کرد نوشت: من به شدت بر روی آثارم کار می کنم و با مجموعه ای از تاثیرات متفاوت کلنجار می روم، اما در این وقت از سال خورشید چنان غروب می کند که نمی توانم خودم را با او همگام کنم" نخستین هسته ی این جنبش توسط مونه، رنوار، سیسلی و پیسارو بود که وجه اشتراکشان گسست از آموزش های رسمی فرهنگستانی بود. این هنرمندان ابتدا نام خود را "انجمن هنرمندان نقاش مجسمه ساز و گراور گمنام" گذاشتند. اما بعدا نام یکی از تابلوهای مونه به نام امپرسیون طلوع آفتاب منتقد جوان لوئیس لروی (لویی لروا) را و اداشت تا در مجله charivari (شاری واری) کل گروه را امپرسیونیست ها نام نهد و این نام که با لحنی تمسخر آمیز ابداع شده بود، بعداً از سوی خود هنرمندان گروه به عنوان گواهی بر حداقل یکی از جنبه های برجسته اهداف آنان پذیرفته شد. در نقاشی های آن ها نه به رنگ خاکستری و سیاه بلکه به رنگ مکمل نقاشی می شدند.

 

رُنوار با "رنگ گزینی رنگین کمانی"، زدودن رنگ های تیره از سایه ها، حذف خطوط مرزی شکل اشیا، گام بلندی در این زمینه برداشت. بدین سان، منظره نگاری به هنری بدل شد که در آن نقاش می کوشید تصویر منعکس شده بر روی شبکیه چشم را از نو بسازد و معادل کیفیت زنده ی چشم انداز تابناک را به مدد رنگ ها بیافریند. او فام های خالص را در هم می آمیخت، ولی از رنگ های موضعی نیز یکسره چشم نمی پوشید. سایه ها را نه با رنگ های خاکستری و سیاه بلکه به مدد مکمل رنگ های اشیا نشان می داد. با حذف خطوط مرزی، خصلت بارز شکل اشیا از میان رفت و نقاشی های امپرسیونیست به تصاویری از نور و جوّ و بازی های رنگ مستقیم و انعکاسی بدل شد. در سال های بعد، مونه تجزیه و تحلیل دریافت های بصری را با دقت ادامه داد. پیسارو به نظریه نئوامپرسیونیسم جلب شد. ولی رُنوار با تاکید بر طراحی خطی، به اسلوبی لطیف در پیکر نگاری زنان برهنه دست یافت. عادت نقاشی کردن در زیر آفتاب تابان، استفاده از فام های خالص برای انتقال روشنایی طبیعت و کاربست تک ضربه های قلم مو بر روی بوم، خاص خود امپرسیونیست ها بود. با "کم ارج کردن خطوط اشیا" ارجحیت خصوط اشیا را گرفتند و نقاشی های امپرسیونیستی بدل به رنگ آمیزی نور و فضا شدند. در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود.

 

از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده ای دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی آن، جزیی از زیبایی متغیر آن بود. چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه می توانست كرد؟
در دهه 1890، امپرسیونیسم سراسر اروپا را فرا گرفت و سپس به آمریکا راه یافت. ولی مقارن با تثبیت اصول امپرسیونیسم واکنش هایی نیز علیه آن بروز کرد، نقاشی امپرسیونیستی در آغاز با گنگی و تمسخر مواجه شد. همزمان با دومین نمایشگاه منتقدی نوشت: پنج یا شش آدم روانی در اینجا گرد آمده اند تا کارهای خود را به نمایش بگذارند... نمایش رعب آوری است که بیهودگی انسانی تا آستانه جنون برسد. کسی باید به آقای پیسارو بگوید که آقای عزیز! درختان هرگز بنفش نیستند! آسمان هرگز به رنگ کَره ی تازه نیست، این که در هیچ کجای دنیا چیزهایی که در تابلویشان کشیده اند یافت نمی شود!"

 fineart-bwcprom-010 lg copy-700x525

در حقیقت، نقاش امپرسیونیست منحصراً توسط كشف و شهود فردی خویش هدایت می شد و تنها بر صداقت خود اعتماد می كرد و هر یك از آثارش - به عنوان یك كار خلاقه - اثبات و كشف دوباره ی نقاشی بود. از نظر او، دنیا، یكباره و برای همیشه در یك قالب ثابت زیست نمی كرد، بكله با هر نظر، در تازگی احیا شده یی دوباره كشف می شد، و كمترین جلوه ی آن، جزیی از زیبایی متغیر آن بود. چنین آزادی ای، جز به خشم آوردن مردم آن زمان، چه می توانست كرد؟ مردمی كه دیدشان توسط مدرسه ی هنرهای زیبا (به عنوان نمودی از تحجر اجتماعی) منجمد شده بود.حتی وقتی ژروم ( نقاش فرهنگستانی) رئیس جمهور را در غرفه های نمایشگاه بین المللی پاریس 1900 همراهی می کرد، در برابر سالن امپرسیونیست ها به او گفت: "علیا حضرت اینجا افراد نالایق فرانسه حضور دارند"
پذیرش امپرسیونیست ها در انگلستان به آهستگی صورت پذیرفت. اما از سال 1926 که مونه، پیرمرد بزرگ نقاشی فرانسه درگذشت، نرخ های حراجی ها برای نقاشی های امپرسیونیست ها رو به افزایش یافت و از دهه 1950 به سمت ارقام نجومی میل کرد. طوری که کمتر نظریه ی هنری مدرن را می توان شناخت که بر اساس کشفِ رنگ امپرسیونیست ها استوار نبوده باشد. تاثیر امپرسیونیست ها بسیار عظیم بود و بخش عمده ی تاریخ نقاشی اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم، حکایت بسط و توسعه ی جنبش های متاثر از آن یا در مقابل آن بود.


امپرسیونیسم در سینما و عکاسی
در این سبک، معتقد به نوعی مبانی زیبایی شناسی تصویری در هنر سینما و عکاسی بودند. امپرسیونیست ها با داستان پردازی به شیوه معمول در سینما مخالف بودند و هر نوع قصه را نفی می کردند، اما در عمل کمتر به آن وفاداربودند در واقع فیلم های آن ها رهایی از چنگ موضوعات روزمره بود. "دلوک" که به عنوان "پدر نقد سینمایی فرانسه" شناخته شده معتقد بود عناصر تشکیل دهنده سینما عبارتند از: نور ، دکور ، ریتم و ماسک( منظور هنرپیشگان است ).

 

به طورکلی امپرسیونیست ها اعتقاد داشتند که ریتم فیلم دارای قدرتی است که می تواند برانگیزاننده رویا باشد. و این رویاگونگی در عکس هایی به این شیوه با دخل و تصرف عکاس نمود عینی پیدا کرد. در دوران این سبک هم در عکاسی و سینما مشخصات ظاهری خاصی بروز کردند از جمله: بازی نور و سایه ،حرکت(در سینما) و ریتم تصویری نرم(در عکاسی)، نگرش ایجازی به اشیاء (در هردو) و قدرت القایی در تصاویر سینمایی رشد کرد. هدف اصلی در این سبک ، به وجود آوردن نظم نبود.

 

بلکه هدف رسیدن به افکار و احساسات موجود ولی نادیدنی و رسیدن به نوعی امپرسیونیسم ظریف دربرش فیلم بود.

 

نئوامپرسیونیسم Neo-Impressionism
در آثار آخر سورا "نیش قلم ها" تبدیل به نقطه چین ها یا پرداز ظریفی از رنگ تابناک می شود که بنابر نظریه ی علمی نقاش می بایست در چشم نگرنده، با هم بیامیزد تا رنگ های فرعی بسی درخشان تر از آنچه که با مخلوط کردن مواد رنگی بر روی تخته شستی حاصل می شود، به وجود آورد.

 

 این شیوه ی نقاشی به نام های گوناگون نئوامپرسیونیسم، پوانتیلیسم(نقطه چین کاری رنگ) و نیز دیویزیونیسم(یا پرداز رنگ) خوانده شده است.

نئو امپرسیونیست ها سعی کردند تا اصول بصری امپرسیونیسم را بر بنیانی علمی بنا نهند و پُست امپرسیونیست ها آغازگر زنجیره ای طولانی از جنبش ها بودند که تلاش داشتند تا رنگ و خط را از کارکردهای بازنمایانگر محض اش رها کنند و به ارزش های حسی و نمادینی بازگردانند که امپرسیونیست ها آن را صرف تاکید خود بر عنصرگذرزمان و اجمال لحظات کردند.

 

هنگامی که سزان و سورا دست به کار جایگزینی امپرسیونیسم با شیوه جدیدتر و استوارتری از نوع کلاسیک بودند، "وینسنت ونگوگ" (1853-1890) ( نخستین نقاش بزرگ هلند) مسیری مخالف در پیش گرفته بود زیرا احساس می کرد که مکتب امپرسیونیسم هنوز به نقاش چنان که باید، آزادی ابراز عواطفش را نمی داد. و از آنجا که داعیه اصلی ون گوگ همین ابراز عواطف با بیانی گویا بود، برخی از هنرشناسان وی را نقاشی از مکتب اکسپرسیونیسم( توضیح فصل های آینده) یا هیجان گری به شمار آورده اند.


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۸:۳۹ ق.ظ ] [ آرمان ]
Exit - Photography Composition

چند لنز و فیلتر نمی تواند ابزار کافی برای گرفتن عکس هنری و زیبا باشد.


عکاسی، هنر و پدیده ای است که می آموزد، اطلاع رسانی می کند و به ثبت خاطرات می پردازد و به بخش جدایی ناپذیری از زندگی انسان امروزی در آمده است. «عکاسی هنری» شاخه ای از این هنراست که به سبب ویژگی های خلاقانه اش در میان عکاسان و علاقمندان عکس دارای محبوبیت ویژه ای است. هنر به تنهایی در بردارنده مفهوم واقعی خلاقیت است. اما مفهوم «عکاسی هنری» درتار و پور واقعی خلاقیت و ابداع تنیده شده. در لغتنامه آکسفورد در برابر واژه «عکاسی هنری» آمده: هنری خلاقانه به ویژه در زمینه هنرهای بصری که بیشترین بها را به ویژگی های زیبایی شناسانه و مفاهیم روشنفکرانه (از طریق اصول تصویری) داده. این شاخه از عکاسی زمانی دارای اهمیت و ارزش واقعی هنری می شود که در معنای واقعی و خالصانه هنری از آن یاد شود. این شیوه عکاسی ویژگی های خودش را دارد و گاهی با علایق شخصی برخی از عکاسان جور در نمی آید.


Tornado - Photography Composition

این روزها عکاسی دیجیتال به کمک این شاخه از عکاسی آمده و آن را از روش های سنتی، کاملاً متمایز کرده است. تا چند سال پیش همه عکس های سیاه و سفید هنری به شکل کاملاً آنالوگ گرفته و به روش دستی چاپ می شد. این روش هنوز هم به نحوی ادامه دارد چون عکاسان قدیمی که عکاسی اصیل هنری را به شکل دستی شروع کرده اند، هنوز هم بخش اعظم کارشان را روی نگاتیو و در مرحله ظهور و چاپ انجام می دهند. می توان ادعا کرد که کلیه سوژه ها در عکاسی هنری جای خود را دارند ولی با تغییرات محسوسی که دید هنری به آنها می دهد، شکل ویژه ای می گیرند. پرتره، طبیعت و عکاسی از بدن و آناتومی انسان در این سبک موضوعات ثابت محسوب می شوند. نورپردازی در «عکاسی هنری» حرف اول را می زند و نگاه هر عکاس در نوع نور و زاویه آن نشان داده می شود. یکی از ویژگی های عکاسی هنری این است که گاهی باور کردن عکس و سوژه سخت می شود. سوژه به واسطه ترکیب بندی و نور آنقدر آرمانی و رویایی می شود که تا حد زیادی دور از واقعیت به نظر می رسد. تکنیک های عکاسی، نقش اساسی را در آفریدن این گونه عکس ها تشکیل می دهند. همین مورد خاص باعث شده تا عکس های این شاخه دارای تنوع و گوناگونی باشد. این روزها عکاسی هنری بهانه ای شده تا هر کسی به فکر پیدا کردن سبک خود باشد. امروزه بسیاری از عکس های پرتره و عکس هایی که در آنها ریتم به کار می رود، تلاش دارند گوشه هایی از عکاسی هنری را در خود داشته باشند. اما همین مسأله باعث می شود که خیلی ها راه را اشتباه بروند. چند لنز و فیلترنمی تواند ابزار کافی برای گرفتن عکس هنری و زیبا باشد.

Half - Photography Composition

بسیاری از عکاسان تازه کار ترجیح می دهند به این مسأله توجهی نکنند. این دسته از عکاسان تصور می کنند فیگور، فرم و ریتم تنها معانی واقعی عکاسی هنری است در حالی که این نوع عکاسی از آغاز پیدایشش خالصانه ترین مفاهیم را با کمترین نمادها منتقل می کرده است. مفاهیم و موضوعات عکاسی هنری آنقدر گسترده شده که در همه کشورها، کالج و دانشگاه هایی برای آنها در نظر گرفته شده تا روش های اساسی و قوانین این هنر ابتدا آموزش داده شود و بعد عکاسان نوجو، به دنبال سبک و پرورش هدف خود بروند. بدون شک هر عکس با هر گونه گرایش و کاربردی، دارای یک سری ارزش های بصری است، برخی از آنها نکته هایی را در خود نهفته دارند که تنها می توان از طریق مکاشفه دست به راز گشایی شان زد و زوایای پنهان آن را نمودار ساخت. همه عکس ها و از جمله عکس های هنری با خود نشانه هایی دارند. حتی ضعیف ترین آنها که توسط عکاسان علاقمند و مبتدی تهیه شده اند. این عکس ها به دلیل اینکه حداقل اطلاعاتی بصری را در خود دارند دارای اهمیت هستند. هر اثر هنری با مخاطبینش کامل می شود و خلق هر اثری بدون داشتن مخاطب معنایی نخواهد داشت. در پروسه تولید یک اثر هنری، هنرمند و مخاطب، مولفه های اصلی محسوب می شوند و در کنار خود اثر، سه ضلع یک مثلث را تشکیل می دهند.

با حذف هنرمند در حقیقت هیچ اثر هنری تولید نخواهد شد و با کنار گذاشتن مخاطب نیز اثر هنری به تولیدی بی مصرف تبدیل شده و خود رو به نابودی خواهد رفت. تحلیل و نقد عکس پیوند میان اثر، هنرمند و مخاطب را ایجاد می کند که موجب برخورداری بیشتر مخاطب از برخی اندیشه های ذهنی و پیچیدگی های موضوعی عکس ها می شود. لذا هر حرکتی در جهت درک، ارزشیابی و شناخت بیشتر مخاطب از یک اثر هنری، مهم و دارای ارزش است. هر چند بهترین تفسیر و برداشت ها را خود تصویر می سازد و آنها بایستی خود سخن بگویند لیکن بررسی و تحلیل جامع درمعنی و محتوای عکس ها و همچنین بررسی ساختار زیبایی شناسی آنها می تواند درک و شناخت مخاطب را بیشتر کند. پرداختن به فضای درون عکس های هنری که ممکن است مضامینی واقعی، فرا واقعی، شاعرانه، رویاگونه و یا فلسفی داشته باشند از مواردی است که در تجزیه و تحلیل عکس ها مورد توجه و بررسی قرار می گیرند. معمولاً در تحلیل یک عکس، علاوه بر پرداختن به محتوای هنری و جنبه های فنی و تکنیکی آن می توان جنبه های کاربردی، تاریخی، روانشناختی و اجتماعی آن را نیز مورد بررسی قرار داد. هر چند درنقد و تحلیل عکس ها هیچ فرمول و روش خاص و تعریف شده ای وجود ندارد و نویسنده هر بار با خلاقیت های نوشتاری سعی در بیان متفاوت تحلیل های خود دارد، لیکن نمی تواند یک سری قواعد مرسوم را نیز نادیده بگیرد.

Little nightmares - Photography Composition


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۴:۲۱ ب.ظ ] [ آرمان ]

قطرات آب، رنگ های زیبایی ک حاصل انعکاس موضوعات رنگی از پشت این قطرات هستند یکی از سوژه های ناب عکاسی است. این شیوه از عکاسی نیاز به صبر و حوصله زیادی داره. عکاسی از قطرات آب ساده، جذاب و پر ارزشه.


قطره تان رو طراحی کنید.

ظرفی رو انتخاب کنید که قطره درون آن بیافتد. ظرف های رنگی روشن برای داشتن یک تصویر مرتعش بهترین گزینه هستن مخصوصا اگر از یک ظرف شیشه ای با یک ورق رنگی در پشت شیشه استفاده کنین. قبل از اینکه قطرات آب سرتاسر ظرف رو پر کنن سطح ظرف رو باید از مو و گرد و غبار پاک کنین. شما باید تصویر قطره آب رو به وسیله تنظیم فاصله قطره از سطح ظرف ، عمق کم ظرف ، کنترل کنین. بلندی و کوتاهی قطرات هم در این زمینه باید کنترل بشن.


برای جذابیت بیشتر از طرح های رنگی برای پس زمینه کارتون استفاده کنین. به این ترتیب تصویر نهایی که حاصل انعکاس آب از یک پس زمینه رنگی هست زیبا و خارق العاده خواهد بود.

تنظیمات دوربین


استفاده از سه پایه در عکاسی از قطرات آب الزامیست. مطمئن شید که قطرات اب درون قاب دوربین تان خوب جلوه می کنن. ریزش قطره رو جوری باید تنظیم کنین که قطره تو وسط قاب بیفته و بهترین انعکاس رو تو صفحه داشته باشه. هیچ نگرانی در مورد ترکیب بندی نداشته باشین. فقط تلاش کنین که قطره در قاب عکس جا بگیره. بعدا با برش می تونین به یک ترکیب بندی مناسب برسین.


دوربین را در حالت دستی قرار بدید و فوکوس را نقطه ای در نظر بگیرین تا امکان پوشش ریزش قطره را فراهم کنه. سرعت شاتر سریع ( حدود ۱/۲۰۰ ثانیه ) و دیافراگم بین f/4 – f/5 را باید در این نوع عکاسی انتخاب کنین. فلاش را در آخرین لحظات روشن کنین و محیط اطاق را تاریک کنید.


همه چیز در مورد زمانبندی

تنظیم زمانبندی در عکاسی از قطرات اب سخت ترین کاره. استفاده از یک پیپت آزمایشگاهی یا قطره چکان می تونه در این رابطه کمک خوبی براتون باشه و زمان عکاسی را براتون بالا ببره. می تونید چندین بار این عمل را تکرار کنید تا به یک نتیجه قابل قبول برسین. سعی کنید همه راهها را آزمایش کنین و تمام عکسهایی رو که گرفتین با هم مقایسه کنین. بهترین شیوه در عکاسی از قطرات آب اینه که عکس را بگیرین و در فتوشاپ با تنظیم رنگ، کنتراست بهترین عکس را جاودانه کنین.


سعی کنین از مایعات دیگر هم استفاده کنین.


مایعات فراوانی هستن که می تونن مثل آب در زمینه عکاسی از قطرات استفاده بشن مثل شیر، اسانس های خوراکی و نوشابه. تلاش کنین ظروف محتوای این مایعات مثل قاشق، زیر سیگاری یا ظرف یخ شکل و فرم جذابی داشته باشن تا شما بتونین به بهترین نتیجه برسین. یک روش دیگر استفاده از مایعات رنگی در یک پس زمینه دیگه هست. مثلا ریزش قطرات اسانس رنگی در درون ظرف محتوی شیر. از ترکیب رنگ ها می توان به تصاویر زیبایی دست پیدا کرد.



موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۴:۱۱ ب.ظ ] [ آرمان ]

نویسنده:سرور بهبهاني،محمد كريمي مريداني

فيزيوتراپي، درماني غير دارويي است. اين روش درماني در بسياري از مشكلات جسماني كاربرد فراوان دارد. ازجمله موارد كاربرد اين روش مي توان به فيزيوتراپي پس از جراحي قلب، ارتوپدي، جراحي زنان و زايمان، جراحي هاي مغز و اعصاب، بيماري هاي مغز و اعصاب، پوست، كودكان معلول و... اشاره كرد. در فيزيوتراپي هدف بالا بردن عملكرد جسماني است. فيزيوتراپيست در اين رشته به عنوان درمانگر شناخته مي شود. دانش فيريوتراپيست براساس شناخت آناتومي بدن و فيزيولوژي حركت است. فيزيوتراپي به عنوان يك رشته باليني كه با استفاده از امكاناتي مانند مداليته‌ها ، درمان‌هاي دستي   تمرينات بدني گروه‌هاي گوناگون بيماري و ناتواني‌ها را درمان مي‌كند. اين رشته همچنين با شناسايي گروه‌هاي خاص افراد اقدام به پيشگيري از بيماري‌ها و غربال‌گري ناتواني‌ها مي كند.

فيزيوتراپي به شناسايي و افزايش پتانسيل‌هاي حركتي براي بهبود، پيشگيري ، درمان و ناتواني، مي‌پردازد. فيزيوتراپي شامل اثرات متقابل فيزيوتراپيست، بيمار و خانواده آن‌هـا يا ساير افرادي است كه از بيمار مراقبت مي‌كنند، بر يكديگر است، تا بتوانند پتانسيل‌هاي حركتي بيمار را ارزيابي كرده و در ايجاد اهداف مورد نظر با استفاده از دانش و مهارت‌هاي ممتاز فيزيوتراپيست به توافق برسند.
ديدگاه منحصر به فرد فيزيوتراپيست از بدن و نيازها و پتانسيل‌هاي حركتي آن براي رسيدن به تشخيص و استراتژي درماني نقش اساسي دارد و تثبيت كننده هر موقعيتي است كه در آن خدمات ارايه مي‌شود. اين شرايط با توجه به هدف فيزيوتراپي در بهبود سلامت، پيشگيري، درمان و بازتواني، متغير است.
فيزيوتراپي داراي دوره‌هاي تخصصي خاص خود است. مهم ‌ترين آن‌ها  عبارتند از : طب سوزني، كودكان، بهداشت زنان، ارتوپدي،  سالمندي، نورولوژي، طب ورزش.

ماهيت فرايندهاي فيزيوتراپي
فيزيوتراپي،  عملي است كه تنها توسط  يا با هدايت و نظارت يك فيزيوتراپيست صورت مي‌گيرد و شامل : بررسي، تشخيص، برنامه ريزي درماني، مداخله و ارزيابي است. همچنين ويژگي‌هاي فيزيوتراپي به سه ديدگاه بيمار نگر)Holistic(، غير تهاجمي و  ديدگاه سلامت ‌نگر تقسيم مي شود.

بررسي  (Assessment)
شــامـل معـاينـه ‌انفـرادي و گـروهـي نقـص‌هـاي بـالقـوه يـا بـالفعـل، محـدوديـت‌هـاي عملكردي، ناتوانايي‌ها، يا ساير مشكلاتي كه توسط گرفتن تاريخچه، غربال‌گري و همچنين با استفاده از آزمايش‌هاي خاص و اندازه گيري و ارزيابي نتايج معاينات از طريق آناليز آن ها در چارچوب يك فرايند منطقي باليني مي‌توان به آن پي برد.

تشخيص  (Diagnosis)
از معاينات و ارزيابي آن ها به دست مي‌آيد و بيانگر نتيجه حاصل از فرايند منطقي بـالـيـنـي اسـت. تـشـخـيـص مـمـكـن اسـت بـه صورت نقص حركتي بيان شود يا شامل دسته‌هاي گوناگوني از آسيب‌ها، محدوديت‌هاي حركتي، توانايي‌ها، ناتوانايي‌ها يا سندرم‌ها باشد.

برنامه ريزي  (Planning)
برنامه ريزي با تعيين نياز به مداخله آغاز مي‌شود و معمولا به ايجاد برنامه‌اي براي مداخله ختم مي‌شود كه شامل اهداف نهايي قابل اندازه گيري كه با خانواده بيمار يا فردي كه از وي مراقبت مي‌كند، قابل بحث است.

مداخله (Intervention)
مداخله ها  انجام مي‌شوند و براي رسيدن به اهداف توافق شده تغيير مي‌يابند و مي‌تواند شامل: درمان با دست، بهبود حركتي، استفاده از وسايل فيزيكي، مكانيكي و الـكتريكي-درماني، آموزش عملكرد، فراهم كردن وسايل كمكي و نحوه استفاده از آن‌ها، راهنمايي و ارائه مشورت به بيمار، مستند سازي، هماهنگي و ارتباطات باشد. مـداخـلات هـمـچـنـيـن مـمـكن است با هدف پيشگيري از آسيب‌ها، محدوديت‌هاي حركتي، ناتواني‌ها يا صدمات صورت گيرند كه در اين صورت شامل بهبود و حفظ سلامتي، كيفيت زندگي و توانايي در تمام سنين و جمعيت‌ها است.

ارزيابي (Evaluation)
ارزيابي مستلزم انجام دوباره معاينات با هدف ارزيابي نتايج حاصل است.

نقش فيزيوتراپيست در حوادث پيش‌‌بيني نشده
وقوع حوادث وسيع با تلفات انساني نياز به آمادگي قبلي و مديريت در هنگام وقوع حادثه را دارد. لذا تمامي اعضاي گروه‌هاي پزشكي بايد آمادگي لازم جهت مقابله با وقوع حوادث پيش‌‌بيني نشده و عواقب آن را داشته باشند.
يكي از اعضاي گروه پزشكي كه از ابتدا در تمامي طول حادثه ‌تا توانبخشي حضور مستمر دارد، فيزيوتراپيست است.
حوادث غيرمترقبه به لحاظ زماني به سه مقطع تقسيم مي شود كه تمامي گروه‌هاي پزشكي بايد براي آن برنامه داشته باشند.فيزيوتراپيست‌ها نيز براي اين مقاطع زماني داراي برنامه خاصي هستند.
1)  در محل: ‌حضور در محل  كه به دو مرحله زماني24 ساعت اوليه و پس از آن تقسيم مي شود. امداد و نجات آسيب ديدگان، ارزيابي آسيب‌هاي جسمي حادثه ديدگان، ارزيابي سامانه تنفسي- قلبي، مديريت تخليه بيمار و حمايت از ديگر اعضاي گروه‌هاي پزشكي در صورت وقوع تروما از وظايف فيزيوتراپيست در اين مرحله ‌است.
2) در بيمارستان:‌ حضور در بيمارستان است، سينه اي‌، تقويت عضلاني، كنترل درد از اهم وظايف فيزيوتراپيست است.
3) پس از بيمارستان: ‌كمك به بيمار جهت به دست آوردن   توانايي ادامه زندگي با كيفيت ‌مناسب است.
همچنيـن ‌در زمـان حضـور فيـزيـوتـراپيسـت در بيمـارستـان منطقه حادثه ديده، اين فيزيوتراپيست داراي وظايف خاصي است كه بايد آن را اجرا كند، اين وظايف شامل موارد زير است:
1)قبل ازوقوع: چيدمان مناسب بخش وكاهش آسيب به بيماران ناشي از پرتاب اجسام، آموزش و تهيه تجهيزات مناسب براي زمان حادثه
2)حين وقوع: تخليه بخش فيزيوتراپي
3)بعداز وقوع: حضور مستمر در بخش‌هاي بستري، اعزام به ناحيه

جايگاه درمان فيزيوتراپي 
فيـزيـوتـراپـي يكـي از بخـش‌هـاي اسـاسي در سـيـسـتــم‌هــاي ارائــه دهنـده خـدمـات مـرتبـط بـا سـلامـت اسـت. فـيـزيـوتـراپـيـسـت‌هـا بـه شـكـلي مـسـتـقـل از سـايـر افـرادي كـه خدمات مرتبط با ســـلامـــت ارائـــه مـــي‌دهــنـــد و بـــر طـبــق اصــول بـرنـامـه‌هـاي بـازتـوانـي و نـوتـواني، براي احياي دوباره عملكرد و كيفيت بهتر زندگي در افرادي كـه بدون حركت هستند يا نقص‌هاي حركتي دارنـد، بـه كـار مـي‌پـردازنـد. فـيـزيـوتـراپـيـست‌ها ممكن است درگير يكي از اهداف زير شوند.
 ‌بـهـبـود و حـفـظ سـلامتي اشخاص و كل جامعه
جلوگيري از آسيب‌ها و محدوديت‌هاي عملكردي و ناتواني‌ها در افرادي كه در معرض خــطـــر تــغــيــيـــر رفــتـــارهـــاي حــركـتــي بــه دلـيــل فاكتورهاي مرتبط با سلامتي يا پزشكي، عوامل تنش زاي اجتماعي- اقتصادي و شيوه زندگي، قرار دارند.
‌انـجــام مــداخـلــه‌هــا بــراي احـيــاي دوبــاره تـمـامـيـت سيستم‌هاي اساسي بدن و مورد نياز براي حركت، افزايش عملكرد و بهبودي مجدد، به حداقل رساندن عدم ظرفيت مربوطه، و بهبود كيفيت زندگي در افراد و گروه‌هايي است كه در اثـــر آســيـــب‌هـــا، مـحــدوديــت‌هــاي حــركـتــي و ناتواني‌ها دچار مشكلات حركتي شده اند.
فـيـزيـوتـراپـيـسـت ممكن است در مكان‌هاي گــونــاگــونـي بـراي رسـيـدن بـه اهـدافـش بـه كـار بپردازد.
درمان و بازتواني معمولا در جامعه و مراكز مــراقبتـي حـاد انجـام مـي‌شـود كـه ممكـن اسـت شامل موارد زير باشد، اما تنها به آن ها محدود نمي‌شود.
آسايشگاه‌ها
بيمارستان‌ها
مراكز نگهداري
مراكز بازتواني و اقامتگاه‌ها
مطب/ كلينيك‌هاي خصوصي فيزيوتراپي
درمانگاه بيماران سرپايي
مراكز اجتماعي: مراكز مراقبت هاي مرتبط با سلامتي اوليه، خانه‌هاي اشخاص

مراكز آموزشي و پژوهشي
پــيـشـگـيـــري و بـهـبـــود ســـلامـتـــي بـيـشـتـــر در مـكـان‌هـاي زيـر صـورت مـي‌ گـيرد اگر چه اين مراقبت‌ها به صورت جزئي از درمان و نوتواني در مراكز مراقبتي ديگر نيز ارائه مي‌شوند.
مراكز بهداشت حرفه‌اي
مدارس
مراكز مراقبت از شهروندان سالمند
مراكز ورزشي
شركت‌ها و محل‌هاي كار
مـكـان‌هـاي عـمـومـي (مـانـنـد تـفـرج‌گاه‌ها) براي بهبود سلامت

كيف فيزيوتراپي
امـروزه فـيـزيوتراپيست ها بايد آمادگي لازم براي مقابله با بيماري ها و عوارض آن را داشته باشند، اين فقط شامل مهارت ها و دانش نيست . ايــن پـزشـك مـدرن بـايـد بـتـوانـد از خـود پـاسـخ مـنــاسـبــي بــروز دهــد . بــراي ايــن امــر كـيــف بـا مجموعه‌هاي مختلفي پيشنهاد شده است ولي در ظاهر كار كيف پيشنهادي انجمن فيزيوتراپي آمريكا از همه مقبول تر است. اندازه هاي كيف عبارتند از : 17اينچ -12 اينچ - 4 اينچ

ابزارها مورد نياز در كيف
 استتسكوپ
 چكش رفلكس
 دستگاه فشار خون
 متر اندازه گيري
 كمربند با طول 60 اينچ
 قيچي بانداژ
 گونيامتر 180 درجه و 360 درجه
 مـجـموعه آچار آلن(جهت تنظيم بريس، اروتز، پروتز، عصا)
 آچار فرانسه(جهت تنظيم بريس، اروتز، پروتز، عصا)
 پـيـچ گـوشتي(جهت تنظيم بريس، اروتز، پروتز، عصا)
 باند لاستيكي جهت تمرينات
 چراغ قوه
 ترمومتر
 دفترچه ثبت اطلاعات بيمار و پيگيري
 كـــــارت ويـــــزيــــت : شــــامــــل اطــــلاعــــات فردي،تلفن، تلفن ضروري (موبايل)


فيزيوتراپي شامل سه بخش است:
1-بخش الكتروتراپي 
2-بخش حركت درماني و مكانوتراپي
3-بخش آب درماني يا هيدروتراپي
در بخـش الكتـروتـراپـي از وسـايـل و دستگـاه‌هاي مختلف الكتريكي جهت بهبود نـاتـوانايي‌هاي عضلات،رفع چسبندگي ها، كاهش درد، جلوگيري از آتروفي شدن سريع عضلات و... استفاده مي شود. 
در بخش مكانوتراپي كه به عنوان بخش ورزش درماني نيز گفته مي شود از وسايل مختلـف مثـل فنـر، كيسـه شـن، وزنـه، دوچـرخـه ثـابـت، صفحـه نقـالـه، قـرقره و نخ در وضعيت‌هاي مختلف و ... جهت افزايش قدرت عضلات، افزايش توانايي، افزايش محدودهِ حركت مفاصل، افزايش و هماهنگي بيشتر اندام ها و عضلات درحين حركت، افزايش كارايي عملكرد قلب و ريه و ... استفاده مي شود . 


دستگـاه هاي مورد استفاده در الكتروتراپي با هدف كاهش درد، كاهش اسپاسم، كاهش چسبندگي، بازآموزي و تقويت عضلات بيماران به صورت زير تقسيم بندي مي‌شود :

TENS

 

 

 

 

 

 

TENS


 1-دستگـاه تحـريـك الكتـريكـي  Transcutaneous Electrical Nerve Stimulation  : كـه از ايـن دستگـاه جهـت بازآموزي حركت به عضلات، كاهش حس درد توسط روش هاي مختلف، كمك به افزايش حركت عضله، كمك به افزايش دامنهِ حركت مفصل با ايجاد انقباض در عضله  استفاده مي شود. 


2-اشعه مادون قرمز: ‌اشعه مادون قرمز جرياني با طول موج 1000 تا 40000 آنگسترم است كه وقتي با بدن برخورد مي كند به گرما تبديل شده و باعث افزايش جريان خون در نقطه درمان مي‌شود و در نتيجه باعث بهبود تغذيه و دور شدن مواد زايدي كه به علت سيكل درد ايجاد شده ‌اند مي شود. از اين وسيله جهت افزايش دماي سطحي بدن، افزايش گردش خون، دفع بهتر مواد زائد تجمع يافته،كاهش درد و ... استفاده مي شود. 
3-استفاده از كيسه داغ: ‌كيسه مخصوصي است كه داراي گرماي مرطوب بوده و ضمن گرم كردن ناحيه مورد درمان با خاصيت افزايش گردش خون در ناحيه درمان كاربردهاي زير را دارد.
موارد كاربرد : 1- كاهش اسپاسـم، 2- كاهــش درد، 3- كاهش‌چسبندگي، 4- كاهش سفتي بافت نرم، 5- افزايش دامنه حركتي، 6- كاهش گرفتگي عضله، 7- آماده‌سازي‌‌ بيمار‌براي‌ انجام‌حركات‌ورزشي‌ و تكنيك هاي‌ درماني.
4-استفاده از امواج مافوق صوت: ‌اشعه مافوق صوت با فركانس بيش از 20000 هرتز و شدت 5/0 تا 3 ولت بر سانتيمتر با عمق نفوذ حدود 5 سانتيمتر كه با ايجاد گرماي عمقي در بدن باعث افزايش گردش خون و نفوذ پذيري غشاء سلولي و نيز تخليه منطقه درمان از مواد دردزا مي‌شود.

موارد كاربرد
 1- از بين بردن چسبندگـي، 2- كاهش التهاب، 3- كاهش اسپاسم عضلاني، 4- كاهش درد و ...، 5- آزاد‌سازي‌‌ بافت‌از مواد دردزا، 6 - افزايش‌دامنه‌حركتي.
 5-استفاده از امواج دياترمي: ‌از انواع امواج كوتاه راديويي است كه طول موج  SWDمورد استفاده در فيزيوتراپي 11متر و فركانس آن 27/12مگاسيكل است. طول موج  MWDمورد استفاده در فيزيوتراپي 12 متر و فركانس آن 2450 مگاسيكل است كه باعث ايجاد گرماي عميقي در ناحيه درمان مي شود.
موارد كاربرد
 1- كاهش اسپاسم، 2- كاهش درد، 3- افزايش دامنه حركتي
 6-استفاده از جريان گالوانيك: ‌در عضلاتي كه به علت قطع عصب يا ضايعه عصبي قادر به انقباض نيستند، زمان تحريك بالايي لازم است تا جريان به همه فيبر هاي عضله برسد و باعث انقباض آن عضله شود و جريان گالوانيك با شدت 5/0 تا 5/2 ميلي آمپر، ولتاژ كمتر از 100 ولت، زمان تحريك 100، 300، 1000، 3000 ميلي ثانيه را انتخاب كرده و باعث انقباض عضله مي شوند.

موارد كاربرد
 1- ضايعات نخاعي، 2- قطع عصب، 3- نروپاتي هاي شديد
7-استفاده از جريان فاراديك: ‌جرياني با زمان تحريك كوتاه است يعني با زمان تحريك 1/0، 3/0، 1 و 3 ميلي‌ثانيه و در مواردي كه عصب سالم بوده ولي عضله توانايي لازم براي انقباض را ندارد به كار مي رود.

موارد كاربرد
 1- سكته مغزي، 2- بيماران ناتوان، 3- بعد از تاندون ترانسفر، 4- سالمندان ناتوان، 5- نروپاتي هاي خفيف و ميوپاتي ها.
8-استفاده از جريان هاي پر فركانس: در اين جريان از تداخل دو جريان پرفركانس، يك جريان مدوله شده كم فركانس ايجاد مي شود كه امواج 2000 هرتز آن جهت تقويت عضلات عمقي و امواج 4000 هرتز جهت كاهش درد و اسپاسم استفاده مي‌شود.
موارد كاربرد
 1- كــاهــش درد، 2- كاهش التهاب، 3- تقويت عضلات، 4- كــاهــش ادم، 5- بازآموزي عضلات، 6- درمان‌بي‌اختياري ‌ادرار
9 : TENS -يعني با استفاده از جريان الكتريكي از طريق پوست باعث تحريك عصب ناحيه درمان مي شود و جرياني با فركانس 50 تا 150 هرتز است كه شدت آن بين 12 الي 30 ميلي آمپر بوده كه با اشكال مختلف و به صورت ضربه اي و نرمال طراحي شده است و از طريق بسته شدن دريچه درد و ترشح آندروفين باعث تشكيل درد مي شود.

موارد كاربرد
 1- كاهش‌دردهاي عصبي، 2- كاهــش اسپاسم، 3- كاهش دردهاي متعاقب اعمال جراحي، 4- كاهش ‌دردهاي ‌متعاقب‌صدمات ‌و ضايعات ‌ورزشي، 5- كاهش دردهاي مزمن و مداوم مثل كمر درد، سردرد.
10- ولتاژ بالا: ‌اشعه اي با طول موج 100 تا 400 نانومتر بوده كه با بلوكه كردن سيستم سمپاتيك باعث افزايش گردش خون در ناحيه مي شود.

موارد كاربرد
 1- افراد ديابتي، 2- زخم هاي فشاري، 3- بيماران سرمازده
 11-استفاده از اشعه ليزر: تقويت نور به وسيله گسيل تشعشع تحريك شده كه به اختصار، ليزر خوانده مي شود. در فيزيو تراپي از ليزر كم توان جهت ترميم و كاهش درد و ... استفاده مي شود.

موارد كاربرد
 1- كاهش التهاب، 2- كاهش درد، 3- كاهش چسبندگي، 4- تاندونيت و بورسيت
12 - فرابخش: ‌اشعه با طول موج 1800 تا 3900 آنگستروم و با عمق نفوذ كمتر از 1/0 ميلي متر است و با تأثيرات شيميايي كه در بافت هاي بدن ايجاد مي كند جهت درمان بـرخـي از اختـلالات و بيمـاري هـاي پوستي و جلدي به كار مي رود و بنابراين جريان خون و در نتيجه ساخت و ساز در ناحيه را افزايش داده و به ساخته شدن ويتامين  Dنيز كمك مي شود.

موارد كاربرد
 1- تــرمـيــم زخــم بـسـتــه، 2- استئـو مـالاسـي، 3- زخم عفوني
13-استفاده از ماساژور: ‌ماساژ عبارت است از يك سري حركات منظم و ريتميك كه توسط يـك فـيزيوتراپيست ماهر و يا با استفاده از يك دستگاه ويبريتور انجام مي شود و بر روي سيستم عصبي عضلاني و گردش خون تأثير مي گذارد.

موارد كاربرد
1- ايـــجــــــاد آرامــــــش در بـــــدن، 2- كـــــاهـــــش ‌چـسـبـنـــدگــي، 3- كـمــك بــه بــازگـشــت خــون، 4- كــــاهـــش درد، 5- تـخـلـيـــه تـــرشـحـــات ريـــه، 6- كاهش اسپاسم
از ديگر وسايل الكتريكي موجود در فيزيوتراپي شورت ويودياترمي، ميكرويودياترمي، هايولتاژ، وازوترين، كرايوتراپي، ميوفيديك و ... است كه در مشكلات مختلف جسمي كاربرد دارند . 
كودكان CP (فلج مغزي) كه جزء بيماران مغز و اعصاب هستند و كودكاني با مشكل مغزي كه اختلالات استخواني - عضلاني و مفصلي دارند هم از خدمات فيزيوتراپي استفاده مي كنند.

حركت درماني و مكانوتراپي

در ورزش درماني با توجه به اينكه مشكل بيمار محدوديت حركتي، كوتاهي يا ضعف و ناتواني عضله است تكنيك هاي درماني مانند Mobilization، Hold Relax،  P.N.F و ورزش هاي ايزومتريك و ورزش هاي مقاومتي برنامه ريزي شده و با استفاده از وسايل موجود در فيزيوتراپي از قبيل فنر، قرقره، وزنه، صندلي چهار سر، پارالل، دوچرخه ثابت، چرخ شانه، نردبان شانه، كشش مكانيكي گردن و ... هدف درماني پيگيري مي شود كه ورزش درماني در دستور فيزيوتراپي تحت عنوان  EXS مطرح مي شود.

آب درماني يا هيدروتراپي
 ‌استفاده از آب و خواص آن جهت اهداف درماني را هيدروتراپي مي نامند . در فيزيوتراپي از خواص درماني آب در جهت كاهش اسپاسم و كاهش سفتي مفاصل و ... استفاده مي شود. 
موارد كاربرد : 1- افراد فلج مغزي، 2- رفع خستگي، 3- كاهش‌استرس هاي ‌روحي‌ و رواني، 4- بيماري هاي‌ روماتيسمي‌‌ مانند آرتريت‌روماتوئيد و ...

تكنيك‌ها و مداليته‌ها 
الف-درمان هاي دستي (Manual Therapy)
1Mobilization)
2Manipulation)
3Acupressure)
4Massage)

ب: مداليته‌ها
 ‌يونرفروزيز ، فاراديك و فانكشنال فاراديك ‌، IDC، دياديناميك‌،  اينترفرنشيال، TENS، ليزر،  مگنوتراپي، شوك، ويوتراپي، هات پك (H.P)،  مادون قرمز (IR)، انواع اسپري‌ها (سـر كننـده و كـاهنده درد)،  ويودياترمي كوتاه (SWD)، مايكروويودياترمي (MWD)، اولتراسوند (US)، حمام پارافين، بيوفيدبك، ويبراتور، پرتو فرابنفش.

ج: تجهيزات تمرين درماني
فـريـم، كشـش گـردن وكمر، تخت تمرين، تخت الكتروتراپي، دست ورز، FEPS، دستگاه CPM، آينه، پارالل، پله، دوچرخه ثابت، دمبل و كيسه شن، انواع فنر، قرقره، طناب و اسـلـيـنــگ، تختـه تعـادل، تـريـد ميـل‌، تـوپ‌هـاي درمـانـي ، تشـك درمـانـي ‌، صنـدلـي كواردريسپس.

د: تجهيزات ارزيابي و كمكي
گونيامتر، دستگاه فشارخون، چكش رفلكس، كپسول 2O، نگاتوسكوب، گوشي پــزشـكــي، شــاقــول، ســايــر ابـزارهـاي تـسـت‌هـاي پـزشـكـي، انـواع Tape، انـواع Cast، اسپيلنت‌ها، باندهاي كشي، انواع Corset ِ Medical Collar، انواع فيكساتورها.

هـ: آب درماني
انواع وان، ويرپول،استخر، تجهيزات مربوطه

كاربردهاي فيزيوتراپي
اكنون براي تمامي گروه‌هاي بيماري‌ها همانند قلب، ريه، مثانه، سامانه اعصاب، سامانه گردش خون، زنان، كودكان، آسيب‌هاي ورزشي، ارتوپدي، سوختگي و ديگر بـيـمـاري‌هـا روش‌هـاي فـيـزيـوتـراپـي وجـود دارد. مـهـم‌تـريـن كاربرد فيزيوتراپي ارائه خـدمـات بـه بـيـمـاران بـسـتري است. همچنين در بخش‌هاي ويژه كارايي بسياري را مي‌توان برشمارد.

زمينه‌هاي كاربردي فيزيوتراپي در بيماران بستري
-كاهش زمان بستري
-كاهش عوارض بستري
-‌فيزيوتراپي در بيماري هاي قلبي و تنفسي
فيزيوتراپي در بيماران تنفسي شامل اصلاح الگوي تنفسي، تقويت عضلات سامانه تنفسي، تخليه ترشحات داخل ريه و مجاري تنفسي، همچنين تحريك رفلكس سرفه و آموزش روش‌هاي تنفسي و تمرينات تنفسي است.
براي درمان بيماران قلبي بستري شامل بهبودي وضعيت بيمار و نيز افزايش كارايي سامانه قلبي-عروقي است.
بيماري‌هايي كه نياز به فيزيوتراپي تنفسي دارند عبارت‌اند از: جراحي در ناحيه قفسه سينـه، ضعـف در عضـلات سـامـانـه تنفسـي، شكستگي دنده‌ها، بيماري‌هاي تنفسي، آمبـولـي و آبسـه ريـه، بـرونشيـت مـزمـن، آمفيـزم، آسـم و سـرطان عناصر تنفسي و نيز بيماري‌هايي همچون ايسكمي قلبي، واريس و غيره.
براي تمامي جراحي‌ها فيزيوتراپي ريه قبل و پس از عمل جراحي توصيه مي شود.
مداخلات درماني كه توسط فيزيوتراپيست انجام مي‌شود شامل
- تمرين درماني
-‌ درمان دستي
- ‌تمرينات افزايش تحمل قلب و عروق
-استراحت
- بيوفيدبك (Biofeedback) تراپي
- فيزيوتراپي قلب و ريه
- انواع مداليته‌ها  (كيفيت ها) مانند: انقباض   اولتراسوند،  بسته‌هاي گرمايي  (Hot Pack) ليزر  الكترو تراپي
- تجويز وسايل كمكي مانند پروتز و ارتز
- به كارگيري تكنيك‌هاي طب مكمل
فيزيوتراپي مي تواند جهت توانبخشي و نجات بيماران به عنوان يكي از بازوهاي توانمند تيم پزشكي وارد عمل شود و جامعه را از زمين گير شدن و ناتوان شدن گروهي از جوانان و سالمندان كه به دليل تصادفات و حوادث ناگوار و كهولت سن مشكل پيدا مي كنند رهايي بخشد.

 ‌اهداف فيزيوتراپي
 فيزيوتراپيست با به حداقل رساندن عوارض بيماري ها و درمان بيماري ها و نيز از بين بردن عوامل محدود كننده و ناتوان كننده در جهت مستقل نمودن بيمار در طول زندگي تلاش و به طور خلاصه هدف فيزيوتراپي مستقل كردن بيمار در طول زندگي است.

موارد كاربرد فيزيوتراپي: با توجه به هدف فيزيوتراپي كه عنوان شد، مي توان كاربرد آن را به راحتي بيان كرد به اين صورت كه هرگاه عوامل محدود كننده و ناتوان كننده باشد با از بين بردن آن بيمار را در رسيدن به هدف توانبخشي كمك كرد ولي به طور اختصار جهت آشنايي بيشتر به موارد زير اشاره مي شود:
-فيزيوتراپي در بيماران ارتوپدي
-فيزيوتراپي در بيماري هاي روماتولوژي
-فيزيوتراپي در بيماري هاي اعصاب
-فيزيوتراپي در اطفال 
-فيزيوتراپي در بيماري هاي زنان
-فيزيوتراپي در اعمال جراحي
-فيزيوتراپي در بيماري هاي پوستي
-فيزيوتراپي در بيماران بستري در بخش هاي بيمارستان
-فيزيوتراپي در بيماري هاي قلبي و تنفسي
-فيزيوتراپي در سالمندان

فيزيوتراپي در بيماران ارتوپدي
از جمله موارد ارتوپدي كه مي توان در آن ها با فيزيوتراپي مفيد واقع بود عبارتند از : شكستگي استخوان ها و دررفتگي مفاصل، تعويض مفاصل (ارتروپلاستي ها)، اختلالات اسكلتي عضلاني مثل : كمردرد و گرفتگي عضلات، ايجاد تغييرات فرسايشي در مفاصل مثل آرتروز‌:  زانو، شانه، ران و ستون فقرات و غيره، اختلال در ستون فقرات : اسكليوز، كيفوز و اختلال ناحيه گردن مانند : تورتيكوليو نيز ضايعات بافت نرم مثل پيچ خوردگي، پارگي ليگامان ها، پارگي مينيسك ها، فتق ديسك بين مهره اي، كندرو مالاسي، كشيدگي تاندون عضلات، پارگي تاندون عضلات و اختلالات مادرزادي مانند دررفتگي مفصل ران، تشكيل نشدن كامل مهره ها، كف پاي صاف، پا چنبري، پا پرانتزي، پا ضربدري، دنده گردني، لغزش مهره هاي ناحيه كمر و ... و در مورد قطع اندام ها به دليل تصادفات و بيماري ها و ... و نيز مواردي همچون خشكي مفصل شانه، آتروفي سودك، ضايعه گلف البو و ضايعه تنيس البو و جراحي‌هاي دست و ... مي توان از فيزيوتراپي استفاده كرد.

فيزيوتراپي در بيماري هاي روماتولوژي
 ‌بيماري هاي مفاصل و بافت نرم را اصطلاحا بيماري هاي روماتولوژي مي نامند و فيزيوتراپي در بيماران روماتولوژي مي تواند جهت كاهش درد و كاهش تورم و التهاب و نيز جلوگيري از پيشرفت عوارض بيماري و به دست آوردن حداكثر كارايي دوباره از مفصل مفيد واقع شود و از جمله اين بيماري ها عبارتند از : پولي ميوزيت (التهابي است كه در عضلات ايجاد مي شود)، در ماتوميوزيت (تارهاي عضلاني و پوست ملتهب مي شود)، اسپونديليت انكيليوزان (التهاب ستون فقرات و بافت هاي مجاور آن) آرتريت روماتوئيد (التهاب مفاصل، رباط و كپسول مفصلي) و بيماري هايي مثل آرتروز زانو، ران و ستون فقرات  و اختلافات ديگر مثل بورسيت، كپسوليت، تندونيت، تنوسينويت، آرتريت ها و آرتروزها و غيره.

فيزيوتراپي در بيماري‌هاي اعصاب
 ‌با توجه به اينكه در بيماران اعصاب، عضلات بيمار گرفتار مي شوند. فيزيوتراپي جهت تقويت عضله و راه اندازي بيمار موثر است و از جمله اين بيماري ها عبارتند از: بيماري هاي عفوني مغز يا سيستم عصبي مثل آبسه مغزي، سرخجه، سيفليس، مننژيت، فلج اطفال و غيره و بيماري هاي عروق مغز مثل سكته مغزي، تومورهاي سيستم عصبي مثل تومور مغز، تومور مخچه، تومورهاي نخاع و ضايعات ديگر همچون ضايعات نخاع، ضايعات اعصاب و اعصاب محيطي. همچنين فيزيوتراپي در درمان بيماري  MSو پاركينسون به ويژه در مراحل اوليه اين دو بيماري نقش بسيار مهمي دارد.

فيزيوتراپي در اطفال
 ‌نزديك به 10% از كودكاني كه به دنيا مي آيند دچار نوعي از معلوليت هستندكه با فيزيوتراپي به موقع مي توان در معلوليت موجود اقدامات موثري را انجام داد و از جمله اين معلوليت ها عبارتند از : فلج مغزي، فلج اطفال، فلج زايماني ، تور تيكولي (كودكاني كه با گردن كج به دنيا مي آيند)، اختلال در مچ پا (مثل كف پاي صاف.)

 ‌فيزيوتراپي در بيماري هاي زنان
فيزيوتراپي در بيماري هاي زنان را با هدف كاهش درد و از بين بردن برخي عفونت ها و چسبندگي ها كه در بافت هاي مختلف دستگاه تناسلي ايجاد مي شود و نيز تقويت عضلات ناحيه شكم و اطراف لگن انجام داد و از جمله اين موارد عبارتند از: كمر درد كه منشا آن بيماري‌هاي زنان است، ضعف عضلات ناحيه شكم و لگن و بيماري هاي التهابي و در برخي از جراحي هاي دستگاه تناسلي زنان و غيره.

فيزيوتراپي در اعمال جراحي
حال عمومي بيماران و جلوگيري از ايجاد و كنترل و حفظ دامنه حركات مفاصل اطراف محل عمل براي از بين بردن درد و چسبندگي و محدوديت حركتي مي توان از فيزيوتراپي استفاده كرد و از جمله موارد آن عبارتند از : سوختگي ها و در برخي اعمال جراحي در ناحيه فك و صورت و غيره.

فيزيوتراپي در بيماري هاي پوستي
 ‌در بيماري هاي پوستي مي توان با كاهش درد به بهبودي سريع و بهتر صدمات پوستي كمك كرد و از جمله اين بيماري هاي پوستي عبارتند از: سوختگي پوست، زنا، آكنه، لوپوس و در اعمال جراحي پلاستيك و اعمالي كه براي زيبايي انجام مي شود با كنترل چسبندگي محل عمل و غيره.

فيزيوتراپي در بيماران بستري
در بخش هاي بيمارستان با توجه به اينكه وقتي بيماران در بيمارستان بستري مي شوند از هر گونه حركت عاجزند كه به دنبال آن خشكي مفاصل و ضعف عضلات و نيز تجمع ترشحات در ريه آن ها و نيز بيماري هاي زخم بستر آن ها را تهديد مي كند و براي پيشگيري از به وجود آوردن اين مشكلات لازم است بعد از تجويز پزشك هر روز حداقل يك نوبت فيزيوتراپيست با انجام حركات فعال و غيرفعال و نيز تمرينات تنفسي و همچنين با ارائه راهنمايي هاي لازم از به وجود آوردن گرفتاري بيشتر پيشگيري مي‌كند و زمينه لازم براي توانبخشي بيمار را فراهم مي كند.

فيزيوتراپي در بيماري‌هاي قلبي و تنفسي
 ‌فيزيوتراپي در بيماران تنفسي شامل اصلاح الگوي تنفسي تقويت عضلات سيستم تنفسي و تخليه ترشحات داخل ريه و مجاري تنفسي و همچنين تحريك رفلكس سرفه و آموزش روش هاي تنفسي و تمرينات تنفسي است و همچنين آموزش وضعيت هاي خاص براي تخليه ترشحات از ريه است و براي درماني در بيمارستان قلبي شامل : بهبودي وضعيت بيمار و نيز افزايش كارايي سيستم قلبي عروقي كه از جمله موارد قلبي تنفسي عبارتند از : جراحي در ناحيه قفسه سينه، ضعف در عضلات سيستم تنفسي، شكستگي دنده ها، بيماري هاي تنفسي مثل پنوموني يا ذات الريه، آمبولي ريه، آبسه ريه، برونشكتازي، آتلكتازي، برونشيت مزمن، آمفيزم و آسم و سرطان عناصر تنفسي و غيره‌.  و نيز بيماري هايي همچون ايسكمي قلبي، ترومبوفلبيت، واريس و غيره.

فيزيوتراپي در سالمندان
 ‌با توجه به اينكه سالمندان با بالا رفتن سن و كاهش فعاليت روزانه دچار ضعف و ناتواني مي شوند لازم است زير نظر فيزيوتراپيست ماهر به حركت ورزشي ادامه داده و از بروز مشكلات پيشگيري كنند. در پايان اشاره به اين نكته ضروري است كه يكي از دلايل ثمر بخش بودن درمان بيماران در كشور هاي پيشرفته وجود ارتباط تنگاتنگ بين پزشك معالج از قبيل جراح ارتوپد، جراح اعصاب، داخل اعصاب، متخصص روماتولوژي، متخصص قلب و عروق و متخصص ريه و جراح و ... با ساير كادر درمان همچون تيم توانبخشي (فيزيوتراپيست) است. بنابرين اگر روزي بتوان بين پزشك معالج و فيزيوتراپيست ارتباط تنگاتنگ درماني را بيش از پيش تقويت كرد فيزيوتراپي مي تواند گام بلندي را در درمان فيزيكي بيماران سكته مغزي، فلج اندام ها، آرتروز زانو، ضايعات مفاصل و ستون فقرات و عوارض شكستگي، ضايعات نخاعي، بيماران قلبي و عروقي و ريوي و ... بردارد.
به كارگيري عوامل فيزيكي (همچون گرما و سرما) و مكانيكي (همچون كشش كمر و كشش گردن)، به كارگيري تجهيزات الكتروتراپي پيشرفته، تمرينات جسماني مانند كشش گروه هاي عضله خاص و تكنيك هاي حركت از طريق آموزش صحيح نرمش‌هاي درماني و روش هاي صحيح فعاليت هاي روزانه مي تواند اختلالات به وجود آمده در اثر ضايعه را به حداقل برساند.

زير مجموعه هاي فيزيوتراپي شامل چندين قسمت مي شود:

1-مداليته هاي گرمايي: شامل اشعه مادون قرمز، امواج ماوراء صوت (US) و پك هاي گرم

2-مداليته هاي مكانيكي: شامل تعليق درماني (Suspention) و كشش (Traction) انواع قرقره و فنر - دوچرخه ثابت عادي و برقي - صندلي كوادر و ...

 3-مداليته هاي الكتريكي: شامل تجهيزات الكتروتراپي از قبيل  TENSو فاراديك، اينترفرنشيال و غيره. مداليته هاي الكتريكي درد بيمار را كاهش داده و پروسه ترميم بافت‌ها را سرعت مي بخشد.

 4-حركت درماني يا تمرينات جسماني: عبارت از انجام تمرين درماني روي قسمت هاي مختلف بدن در قالب ورزش هاي تقويتي يا كششي به صورت ايزومتريك يا ايزوتونيك است. اين روش كاربرد گسترده اي براي معالجه اختلالات جسمي حركتي دارد. از يك بي حركتي موضعي مفصل و خشكي يا سفتي مفصلي گرفته تا فلج نيمه بدن در اثر سكته مغزي
5- ماساژ : از قديمي ترين روش هاي درماني است كه به كمك دست يا دستگاه صورت مي گيرد و انواع و اقسام مختلف دارد بسته به نوع ضايعات و نوع موضع مورد درمان يكي از روش هاي ماساژ به كار گرفته مي‌شود.

تاثير خدمات بخش فيزيوتراپي بر بدن
1-افزايش قابليت انعطاف پذيري و ارتجاع‌پذيري عضلات و تاندون هاي كوتاه شده كه به مرور زمان در اثر ضايعه يا بي حركتي دچار اين اختلال شده‌اند.
 2-افزايش دامنه حركتي يا  ROMكاهش يافته به دنبال ضايعه يا به دنبال بي حركتي.
 3-به تاخير انداختن روند تحليل و لاغري عضلاني (آتروفي) در عضلاتي كه عملكرد خود را از دست داده‌اند ايجاد مي‌شود تا زماني كه مددجو بتواند از آن ها در عملكرد روزمره استفاده كند.
 4-افزايش قدرت عضلات ضعيف و تسهيل الگوي حركتي صحيح.
 5-اصلاح كردن تون غير نرمال عضلاني و مهار رفلكس هاي پاتولوژيك كه مانع ايجاد حركت صحيح مي شود.
 6-بهبود تعادل و هماهنگي حركتي و تصحيح طرز ايستادن و گام برداشتن مددجو.
 7-بهبود عملكرد دستگاه‌هاي قلبي - تنفسي و استقامت عضلاني مددجو در صورت نياز.
انتخاب روش درمان فيزيوتراپي و تعيين پروتكل هاي درماني به وسيله متخصص طب فيزيكي و توانبخشي صورت مي گيرد و درمانگران فيزيوتراپيست با تشخيص اهميت كار گروهي در بهبود هرچه سريع تر مشكلات مددجو هماهنگ با ساير اعضاي تيم توانبخشي و با مشاركت فعال خانواده در امر درمان به ارائه خدمت مي پردازند.

تله مديسين در فيزيوتراپي

گسترش دانش، سريع تر از هر زماني ادامه دارد، به خصوص در حيطه پزشكي  ‌اين امر اهميت بيشتري مي يابد. موضوعاتي از قبيل تشخيص ،تصميم گيري درماني ، ارتباط با بيمار، ارزيابي، آمار تجهيزات مصرفي پزشكي، عملكرد حوزه هاي پاراكلينيك و بسياري از اين‌گونه مطالب در اين حيطه مي گنجد. در اين روش سعي بر آن است تا در خصوص استفاده اجتناب ناپذير تله مديسين و امكاناتي كه ابزارهاي ارتباطي جديد براي فيزيوتراپي مي‌گشايد مطالبي را بيان كرد.

فيزيوتراپي مجموعه اعمال درماني است كه شامل : برآورد ، تشخيص، طرح درمان‌، مداخله درماني و ارزيابي  ‌است كه منجر به مداخلات فيزيوتراپي شامل تمرين درماني، مداليته ها و توصيه هايي مي شود و در خطوط سه گانه بهداشتي، درماني و توانبخشي كاربرد دارد. حيطه فيزيوتراپي اكنون تمامي بيماري ها  مانند استخواني و عضلاني، قلبي و عروقي، ريوي، نورولوژي و تقريبا تمامي گروه هاي بيماري ها را در بر مي گيرد.
سرعت فيزيوتراپي در توليد دانش و همچنين ميزان حضور و كنترل در خطوط درماني سه گانه به حدي بالا رفته است كه به ناچار فيزيوتراپيست ها بايد عنوان دكتري حرفه اي (DPT) براي خود انتخاب كنند و اين تابلو جديد لزوم استفاده از  ITو تله مديسين را در فيزيوتراپي گريز ناپذير مي كند.

جمع آوري دانش
اكنون مباحث كلينيكي فيزيوتراپي بر مبناي  EBMو  EBPحركت مي كند، كه موضوعاتي فراتر از منابع پزشكي متعارف است و اين مطلب مورد نياز مبرم در تصميم‌گيري ‌است و اين به لطف تله مديسين قابليت عملياتي فراواني يافته است.

مراقبت اوليه سلامت (primary health care)
حضور فيزيوتراپيست ها اكنون محدود به درمان  ‌و توانبخشي   نيست بلكه به سرعت به سمت جلو  در حال حركت است. حيطه مراقبت هاي اوليه، جايي است كه ارزش اقتصادي و بهداشتي فراواني دارد و تله مديسين در اين مسير رهگشاست.

توانبخشي مبتني بر جامعه
(community-based rehabilitation)
ارايه خدمات از طريق موسسه يا مركز فيزيوتراپي يا حتي فيزيوتراپيست ‌با توجه به حجم بالاي جمعيتي، غير قابل اجراست و به همين دليل توانبخشي مبتني بر جامعه ‌شكل گرفته است. تله مديسين مي تواند در آموزش هاي اجتماعي ومديريت توانبخشي مبتني بر جامعه  (CBR) به كمك فيزيوتراپيست ها بيايد.

فعاليت تيمي
بسياري از فعاليت هاي فيزيوتراپي اكنون در قالب تيمي ‌است و تله مديسين در به‌وجود آوردن ماتريس عملياتي نقش بسزايي دارد.

مانيتورينگ دائمي 
اكنون در بستر تله مديسين مي توان يك رصد دايم براي بيمار به وجود آورد و هر لحظه اطلاعات لازم براي بيمار را براي تصميم گيري در دست داشت و يك ارتباط دايمي با بيمار برقرار كرد.
در انتها بايد گفت به طور اصولي فيزيوتراپي با وظايف آن در اين هزاره نمي تواند جدا از عمليات  Web Baseو تله مديسين باشد، ابزاري كه فيزيوتراپي براي عمليات به آن نياز روزمره و غيرقابل انكار دارد.
سالن الكتروتراپي شامل كابين هاي درماني مجزا از هم است و داراي تجهيزات استاندارد الكتروتراپي شامل   TENS, IF, US, ES,HP, Dynatronاست. 
علاوه بر دستگاه هاي رايج الكتروتراپي كه در بالا ذكر شد، دستگاه هاي  تخصصي زير نيز كه هر كدام به طور مختصر توضيح داده مي شود نياز است.

دستگاه هاي ( Continuous passive Motion  (CPM
دستگاه هاي حركت پسيو مداوم  ‌كه به طور معمول با نام دستگاه هاي  CPMخوانده مي‌شوند، جهت حفظ و بازگرداندن دامنه حركتي مفاصل مورد استفاده قرار مي گيرند. بازگشتن دامنه حركتي مفاصل پس از جراحي يا تروما به كيفيت توانبخشي بستگي دارد. تاخير در توانبخشي ممكن است منجر به عملكرد ضعيف مفصل يا بي حركتي شود.  توانبخشي مفاصل شامل استفاده از حركات اكتيو و پسيو به منظور بازگرداندن تحرك مفصل است. حركات پسيو مي تواند توسط يك فيزيو تراپ يا توسط  CPMانجام شود. 
 ‌براي اينكه يك  CPMكارايي خوبي داشته باشد مي بايست بتواند عضو آسيب ديده را در الگوي صحيح حركتي، به شكل مداوم و با تكرار، با يك سرعت حركتي ثابت، براي مدت زمان مشخص شده، در دامنه حركتي تعيين شده، طي كردن يك دامنه حركتي يكسان در هر بار حركت، حركت داد.

 ‌مزاياي CPM
1  -امكان استفاده زود هنگام از اين وسيله در دوره بهبودي پس از عمل جراحي 
2 -گرم و در حالت كشش نگه داشتن ناحيه مفصلي كه منجر به افزايش جريان خون و انعطاف پذيري بيشتر محل مي شود در نتيجه بيمار سريع تر حركاتش را باز مي يابد. 
3 -كاهش درد   بيمار به ميزان قابل توجه 
4 -كاهش مدت زمان بهبودي به مدت حداقل دو ماه و در نتيجه فراهم آوردن امكان بازگشت سريع فرد به شغل و حرفه خود 
5 -صرفه جويي در زمان، هزينه هاي مربوط به كاهش درد و جلسات فيزيوتراپي 
6 -كمك به ترميم و بازسازي غضروف هاي مفصلي 
سري كامل  CPMاندام فوقاني (شانه، آرنج، مچ، انگشتان) و تحتاني ساخت شركت  TMCكانادا است. از جمله موارد استفاده اين وسايل براي بيماران بعد جراحي هاي ارتوپدي است. زاويه خميدگي يا انهناي دستگاه   CPMتا 180 درجه است، تايمر آن ديجيتالي و بيش از 99 دقيقه است، دو عدد دستگيره اينچي براي تنظيم زاويه شروع وجود دارد، سرعت آن واحد و ثابت است و ساق پاي چپ و راست را مي توان توسط تنظيم كوچك تمرين داد.

 ‌دستگاه آب درماني (Whirlpool)
مخصوص اندام فوقاني و تحتاني ساخت شركت انراف هلند. اين دستگاه براي بيماران با دردهاي عصبي و عضلاني كاربرد دارد.

 ‌دستگاه EMG-Biofeedback
به وسيله اين دستگاه، بيمار به طور فعال كنترل عملكرد عضله خود را كنترل مي كند. از جمله موارد استفاده آن، كاهش اسپاسم عضلات مختلف نظير عضلات اندام ها، گردن، اختلالات عضلاني مفصل فك و ... كاربرد دارد. 

 ‌دستگاه پارافين
اين دستگاه از جمله وسايل توليد كننده گرماي سطحي است و خصوصا براي بيماران روماتولوژي كاربرد درماني فراواني دارد. 
Short wave Diathermy
اين دستگاه ها داراي موارد كاربرد فراواني از جمله درمان بافت هاي آسيب ديده، عفونت‌هاي حاد مانند: ‌درمان دردهاي با منشا دژنرانس مفاصل، دردهاي نورولوژيك (نظير كازالژي، آتروفي سودك، درد فانتوم) و غيره از ديگر موارد كاربرد اين دستگاه است.
Microwave Diathermy
اين دستگاه داراي اثر گرمايي است و خصوصا براي افزايش گردش خون درون عضلات و گرم نمودن موضعي بافت ها كاربرد دارد.

فيزيوتراپي بعد از ACL
توانبخشي بعد از ترميم ليگامان متقاطع قدامي به پنج مرحله تقسيم مي شود كه در هر مرحله اهدافي در نظر گرفته شده و جهت رسيدن به آن اهداف تمرينات لازم انجام مي‌شود كه انجام تمرينات، زير نظر جراح و فيزيوتراپيست بيمار صورت مي گيرد تا بهترين نتيجه درمان حاصل شود.
در پيوندهاي  ACLضعيف ترين و آسيب‌پذيرترين مرحله جايگزيني رباط، دو الي سه ماه اول است بنابراين تا آن زمان نبايد فشار زيادي به رباط وارد شود.
طول دوره درمان 9 ماه است كه در اين مدت بيمار بايد تحت نظر جراح و فيزيوتراپيست باشد.

تمرينات توانبخشي بعد از جراحي ترميمي ليگامان متقاطع قدامي
-مرحله اول : از روز جراحي تا پايان هفته دوم
 -مرحله دوم : از هفته دوم تا پايان هفته چهارم
-‌مرحله سوم : از هفته چهارم تا پايان هفته دهم
 -مرحله چهارم تا ششم : از هفته دهم تا ماه دهم

مرحله اول :
از روز جراحي تا پايان هفته دوم
اهداف اين مرحله شامل:
1-زانو تا 90 درجه خم شود.
 2-عضله چهار سر تقويت شود.
 3-راه رفتن بيمار به طور نرمال انجام شود.
 4-عضلات پشت ران تقويت شود.

تمرينات
 1-جهت كنترل درد و تورم، از يخ، تحريك الكتريكي و اسپيلنت مناسب به مدت چند روز استفاده مي شود.
 2-حركات موبيليزيشن پاتلا در تمام جهات خصوصا در جهات فوقاني و تحتاني انجام مي‌شود.
 3-در صورت ضعف شديد عضله چهار سر،از تحريك الكتريكي جهت بازآموزي استفاده مي شود.
 4-جهت تقويت عضله چهار سر، زانو را به تخت فشار داده و تا 6 ثانيه نگه داشته مي‌شود.
 5-  ‌جهت تقويت عضلات پشت ران در حالت دمر زانو به كمك پاي سالم خم و راست مي شود.
 6-  ‌اگر زانو لقي   ‌نداشته باشد در تمام جهات، پا صاف بالا برده مي شود.
بيمار با استفاده از عصاي زير بغل و بريس فانكشنال راه رفتن طبيعي را آموزش ببيند و تا آخر هفته دوم 50 تا 70 درصد وزن بدن را  تحمل كند و در اين مدت لبه تخت نشسته و زانو را  تا 90 درجه خم كند ولي بايد براي صاف كردن زانو از پاي مقابل استفاده كند كه در غير اين صورت ليگامان  ACLپاره مي شود.

مرحله دوم :
 از هفته دوم تا پايان هفته چهارم
 1-زانوي بيمار به طور كامل صاف شود.
 2-  ‌بيمار بدون عصا و به طور نرمال راه برود.
 3-  ‌عمل انقباض عضله چهار سر به طور دقيق انجام شود.

تمرينات 
 1- ‌بيمار لبه تخت نشسته و زانوي خود را صاف كند.
 2-  ‌در حالت به شكم خوابيده، زانوي بيمار صاف شود.
 3-  ‌اگر زانو تا 100 درجه خم مي شود از دوچرخه ثابت استفاده شود.
 4-  ‌تمرينات بالا رفتن از پله از طرف جلو و از طرف پهلو انجام شود.

مرحله سوم :
 از هفته چهارم تا پايان هفته دهم
 1-زانو بايد تا آخر صاف و خم شود.
 2-عضله چهار سر و عضلات پشت ران به طور كامل تقويت شود.
 3-بيمار به طور آهسته به جلو و عقب بدود.

مرحله چهارم تا ششم :
از هفته دهم تا ماه دهم
اين دوره درمان براي افرادي است كه به صورت حرفه اي ورزش مي كنند و لذا ورزش‌هايي از قبيل درجا دويدن و مارپيچ دويدن اضافه مي شود تا ورزشكار بتواند به ورزش حرفه اي خود برگردد و در اين مدت قدرت عضله چهار سر بايد 85 درصد عضله چهار سر سمت مقابل و قدرت عضلات همسترينگ ها بايد 90 درصد قدرت عضلات همسترينگ سمت مقابل باشد و زانو تا 135 درجه خم شود و به طور كامل صاف شود.

دستگاه كشش يا انقباض  (Traction)
دستگاه كشش يا انقباض  (Traction) با قابليت كشش پيوسته و منقطع است.

قابليت ها
—داراي قابليت تنظيم نيروي  Tractionاز 1 تا 91 كيلوگرم براي كشش كمري
ث‌داراي قابليت تنظيم نيروي  Tractionاز 1 تا 9 كيلوگرم براي كشش گردني
 ث‌داراي قابليت تنظيم زمان درمان از 0 تا 99 دقيقه
ث‌داراي قابليت تنظيم  hold timeو  pause timeاز 0تا 99 ثانيه و تنظيم فاز افزايش و كاهش

كشش
ج‌داراي سوئيچي براي توقف كشش توسط خود بيمار در موارد اضطراري.

دستگاه تركيب  (Combination)
دستگاهي مركب از دو كانال الكتروتراپي مجزا، اولتراسوند، قابليت درمان تركيبي (Combination) و ليزر (به صورت انتخابي) است. 
 

 

قابليت ها
-داراي 21 نوع جريان درماني و چندين برنامه از پيش تعيين شده شامل ليست بيماري ها و روش هاي درماني و حافظه اي با ظرفيت 20 برنامه قابل ذخيره 
-‌قابليت توليد امواج اولتراسوند با فركانس‌هاي 1 و 3 مگا هرتز توسط اپليكاتور
-‌قابليت درمان يك نقطه با تركيب اولتراسوند و الكتروتراپي (Combination therapy)
- ‌قابليت درمان دو ناحيه مجزا با دو جريان متفاوت (Simultaneous therapy)

 

دستگاه 1000Cryoflow
دستگاهي با قابليت سرما درماني جهت كاهش درد در آسيب هاي ورزشي، پس از جراحي و التهابات حاد و مزمن بدون تماس مستقيم با بدن بيمار است. 

 

قابليت ها
-داراي يك لوله دو جداره به طول  m1/60 ‌و يك سر قابل چرخش تا 360 با قابليت كاهش دما تا c 32 -
-‌داراي قابليت تنظيم حجم هوا از 50 تا 700 ليتر در دقيقه براي مدل  700 Cryoflowو از 100 تا 1000 ليتر در دقيقه براي مدل  .1000 Cryoflow
-داراي يك صفحه  LCDشفاف و نرم افزاري به زبان هاي مختلف.

 

دستگاه Cryoflow Infrared
دستگاهي با قابليت سرما درماني جهت كاهش درد در آسيب هاي ورزشي، پس از جراحي و التهابات حاد و مزمن بدون تماس مستقيم با بدن به همراه سيستم بيوفيدبك است.

قابليت ها
-داراي يك لوله دو جداره به طول  m1/60 ‌و يك سر قابل چرخش تا 360 با استفاده از يك پايه نگهدارنده.
-داراي يك سيستم بيوفيدبك براي كنترل حرارت پوست بيمار و جلوگيري از سوختگي ناشي از سرما.
-داراي يك صفحه LCD شفاف حاوي ليست درماني كامل و نرم افزاري به زبان هاي مختلف.

دستگاه اسكن اولتراسونيك (200)DUS
دستگـاه اسكـن اولتـراسـونيـك ديجيتـال همـراه بـا نـرم افزار راهنما و تصويرجهت تشخيص و معاينه به صورت هم‌زمان استفاده مي شود. 
 

 

قابليت ها
حمجهز به نرم افزار  GISبراي كمك به فيزيوتراپيست ها و پزشكان در تشخيص پروسه درمان به اين صورت
1-انتخاب منطقه درمان (براي هر نقطه از منطقه درمان، برنامه يك عكس از آن نقطه مي گيرد .)
2-تصـويـر استـانـدارد اولتراسونيك ( ارائه يك تصوير استاندارد از ناحيه درمان و مقايسه با تصويري كه از بيمار وجود دارد.)
3-تصوير پاتولوژيك اولتراسونيك (اين تصوير موارد غير عادي را كه فرد مي تواند بيابد نشان مي دهد.)
4-استفاده آسان با لپ تاپ
5-كانال
6-فركانس اپليكاتور استاندارد :MHz 5-10
7-فركانس اپليكاتور انتخابي :MHz 2-5
8-مناسب جهت تكميل چرخه درماني با شاك ويو براي تشخيص منطقه درمان و پيگيري پروسه بهبودي به اين صورت:
1Localization and follow up-
2Cryotherapy Treatment-
3Shockwave Treatment-
در ضمن در  Beauty conceptبراي از بين بردن سلوليت يك برنامه 8 هفته اي به شرح زير پيشنهاد مي شود :
1-استفاده از  cell-meterجهت تعيين مرحله سلوليت
 2- ‌استفاده از  shockwaveبا اپليكاتورD-Actor
 3-استفاده از دستگاه vibration
 4-استفاده از ژل هاي تثبيت كننده

دستگاه PRO 4 EMP
دستگاهي پرتابل با چهار كانال الكتروتراپي است.

قابليت ها
-داراي مدلاسيون فركانس   TENS, TENS burst
-muscle stimulator
-‌حاوي 96 برنامه درماني جهت pain treatment , muscle stimulation , Incontinence therapy , wellness , sport, beauty, fitness, relaxation
-قابل استفاده با باتري قابل شارژ

دستگاه Fitvibe Excel Pro
دستگاه Whole body vibration كنترل شده با لرزش هاي عمودي است.

قابليت ها
 "قابل استفاده از طريق برنامه هاي انتخابي و پروتكل هاي از پيش تعيين شده براي هر گروه عضلاني
 -‌فركانس قابل تنظيم 20تا 60 هرتز
-‌شدت قابل تنظيم: كم / زياد
-زمان قابل تنظيم: 0 تا 180 ثانيه
-وزن قابل تحمل: 250 كيلوگرم
 "قـابـل استفـاده بـا كـارت  ICSبراي شخصي كردن پروتكل تمرين

دستگاه Fitvibe Smart
دستگاه  Whole body vibrationكنترل شده با لــرزش هــاي عـمــودي مـنــاســب جـهـت مـراكـز درماني و استفاده شخصي است.

قابليت ها
-قابل استفاده از طريق برنامه هاي انتخابي و ليست برنامه هاي از پيش تعيين شده
-داراي يك صفحه سياه و سفيد با قابليت نمايش وضعيت صحيح شكل تصويري و كليه پارامترهاي قابل تنظيم
-وزن قابل تحمل: 100 كيلوگرم
-فركانس قابل تنظيم: 30، 35 و 45 هرتز
-شدت قابل تنظيم: كم / زياد
-‌زمان قابل تنظيم: 15 تا 180 ثانيه
-‌داراي دستگاه كنترل از راه دور

 

دستگاه Electrostim
اين دستگاه علاوه بر اينكه داراي تكنولوژي كـلـيــدي پــوشــه و صـفـحــه نـمــايـش LEDاسـت،  بـهــداشـتــي بــوده و بــه راحـتــي تـمـيـز مـي شـود. خروجي دستگاه توسط جريان الكتريكي تغذيه مي شود. در طول درمان،  توان الكتريكي به منظور درمان به عضله انتقال داده مي شود. 
 

 

 

تجهيزات درماني
محصولات با كيفيتي تاكنون در تجهيزات درماني توليد شده اند . اكثر اين مدل ها كـارآمـد بـوده و داراي كيفيت بالايي هستند. مدل هاي مختلفي از تخت ها طراحي شده‌اند كه در بخش‌هايي همچون فيزيوتراپي و توانبخشي مورد استفاده قرار مي گيرند.
تخت معاينه با پشتي قابل تنظيم كه مي تواند در هر ارتفاعي براي موقعيت مورد نظر تنظيم شود يكي از اين تجهيزات است. مشخصات و تصوير اين تخت  در جدول 5  نشان داده شده است.
نوع ديگري از تخت به نام تخت معاينه يا آزمايش  ‌وجود دارد كه به منظور درمان پايه‌اي استفاده مي شود. ابعاد اين تخت 60*‌ 180  سانتيمتر با ارتفاع كاري ثابت 80 سانتيمتر است. طول تكيه گاه 67 سانتي متر بوده و قابليت تنظيم آسان در هر موقعيت دلخـواهي را دارد. پايه هاي لوله اي براي پايداري بيشتر طراحي شده و به آساني با ابزارهاي ساده قابل جمع شدن هستند.
نوع ديگر از تخت معروف به تخت درمان بالا-پايين  به منظور انجام بهتر فيزيوتراپي بيماران وجود دارد كه داراي ارتفاع متغير بوده و از سه بخش تشكيل شده كه براي معاينه و درمان مناسب استفاده مي شود، قسمت پشتي و ساق پا بدون آنكه بيمار حركت كند قابل بلند شدن است. قسمت انتهايي تخت را مي توان  تا  شيبي معادل20- درجه پايين آورد. اين تخت 199 سانتي متر طول و69 سانتي متر عرض دارد. ارتفاع ميز با موتوري بسيار قدرتمند از 52 سانتي متر تا 101 سانتي متر قابل تنظيم است (سيستم جك.) سيستم بالا بر سريع و بدون سر و صدا بوده و تحت ولتاژ 220 ولت  ACكار مي كند.
تخت الكتريكي شيب دار كه به طور الكتريكي ‌عمل مي كند داراي بالشتك و سه تسمه براي نگهداري بيمار است. موتور سنگين، عمل بلند كردن بدون سر و صدا و همـوار بيمـار را بـا فشـردن كليـد كنتـرل فـراهـم مـي كنـد. دامنـه شيـب قـابل تنظيم بين 85-0 درجه است. رويه ميز داراي 61 سانتي متر عرض در 198سانتي متر طول در 80 سانتي متر بلندي است و در يك چارچوب فولادي با چهار چرخ به منظور حركت آسان با قطر 10 سانتي متر كه قابليت قفل شدن نيز دارد قرار گرفته است

 منابع:

[1] Medical and Physiotherapy management following Cerebrovascular accidents.
[2] pt-shokoofeh.com
[3]Physical therapy management of demyelinating, inflammatory, infectious, degenerative and metabolic diseases of the nervous system.
[4] fa.wikipedia.org
[5] lmgh.blogfa.com
[6] ww_accordmedicalproducts_com-images physiotherapy_equipments.
[7] Physiotherapy management of peripheral vascular disorders.
[8] Winick R. L. Cranial electrotherapy stimulation (CES): a safe and effective low cost means of anxiety control in a dental practice // Gen. Dent, 1999. - Vol. 47. - P. 50-55.
[9] www.drfarkhani.com
[10] Lichtbroun A. S., Raicer, -MC and Smith RB. The treatment of fibromyalgia with cranial electrotherapy stimulation // J. Clin. Rheumatol, 2001. - No. 7. - P. .72-78.
[11] D. Tz. Dimitrov, S. Guergov, N. D. Ralev, Multifunctional Adaptive System for Physiotherapy with Measurement Devices, Faculty of Telecommunication, Technical University,2010.
[12] joojoobims.blogfa.com
[13] American Physical Therapy Association (2008-01-17). "APTA Background Sheet 2008". American Physical Therapy Association. Retrieved 2008-05-29.
[14]American Physical Therapy Association. "Discovering Physical Therapy. What is physical therapy". American Physical Therapy Association. Retrieved 2008-05-29.

 


موضوعات مرتبط: مهندسی پزشکی
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۲:۴۰ ب.ظ ] [ آرمان ]
 

Markus Hartel

ترکیب بندی یا کمپوزیسیون (composition)، در هم آمیختن بخشها یا عناصر جداگانه و ایجاد یک کل است. در عکاسی برای گرفتن عکسهای خوب، وجود چنین تفکری لازم و ضروری است.

 رهنمودهای زیر از جمله نکاتی هستند که هنگام عکاسی باید به آنها توجه شود، اما به کاربردن تمام آنها در هر عکس، لزومی ندارد زیرا در این صورت جای خلاقیت در آثار عکاسی شما کاملا حس خواهد شد. هنگامی که شما این قوانین و ترفندها را آموختید بیش از پیش برای یافتن زوایا، فرصتها و موضوعات جذاب عکاسی آماده خواهید بود.

قبل از اینکه راه بیافتید و عکس بگیرید، باید بدانید که چگونه ایده های خود را در بخشهای جذاب عکس خود به مخاطبین نشان دهید. باید از خود بپرسید که سوژه اصلی چیست؟ نور از چه زاویه ای باید با سوژه برخورد کند؟ آیا عامل تصویری خاصی وجود دارد که بتواند به تاثیر موضوع اصلی را افزایش دهد؟

 این سوژه باید در کجای کادر قرار بگیرد؟ تمام اینها نکات مهمی هستند که باید در نظر گرفته شوند اما بازهم لزومی ندارد که شما تمام آنها را-مو به مو- اجرا کنید.

● قانون یک سوم (۳/۱ )

قرنهاست که قانون یک سوم در ترکیب بندی مورد استفاده قرار میگیرد و شاید مهمترین قانون و روش ترکیب بندی باشد. قانون یک سوم به این شکل اجرا میشود که کادر، به یک جدول ۳x۳ تقسیم میشود. نقاط تلاقی خطوط عمودی و افقی، بهترین جا برای قرار گرفتن بخشهای مهم تصویر به شمار می آیند. با قرار دادن بخش مهم تصویر خود در یکی از این ۴ نقطه تلاقی، موضوع عکس خود را در موقعیتی بسیار جذابتر از زمانی که آنرا درست در وسط کادر بگذارید، قرار میدهید.

این روش در زمانی که عکس شما بیش از یک سوژه مهم دارد نیز بسیار مفید است. این نقاط حتی در حالتی که بیش از یکی از آنها مورد استفاده قرار بگیرد هم، کارایی دارند. استفاده دیگر از این خطوط فرضی، در زمانی است که بخواهید کل تصویر را تنظیم کنید، محل خط افق را انتخاب کرده یا جهت نگاه سوژه و...را مورد بررسی قرار دهید. این قانون، در واقع شکل ساده قانون تقسیمات طلایی است که در تمام عکسها و آثار ناشی بزرگان هنر، به نحوی، رعایت شده است.

● سادگی

سادگی، به این معناست که اطلاعات تصویری موجود در یک عکس را تا حد امکان ساده نگهداریم. اگر موضوع اصلی عکس شما در بخش جلوی کادر و نزدیک به دوربین قرار دارد ، باید تا حد امکان پس زمینه این سوژه را خلوت و ساده بگیرید تا چشم بیهوده به سمت جزئیات ناخواسته کشیده نشود. شما باید بخشهای بی اهمیت را فاقد جذابیت نمایش دهید تا آنچه حائز اهمیت است، کاملا توجه بیننده را جلب کند.

به خصوص باید از پس زمینه یا فضایی که خطوط متعددی در آن است اجتناب کنید. زیرا خطوط به سادگی چشم را به دنبال خود کشانده و از موضوع دور میکنند.

● قاب بندی

تعیین قاب (کادر یا فریم frame) تدبیری است که در طی آن عکاس با اشتفاده از عوامل موجود در صحنه، معنای بیشتری به سوژه خود میبخشد. این قاب میتواند هر چیزی باشد، چند بوته، درختان، یک پنجره یا یک درب، همه میتوانند قابی دیگر در قاب اصلی عکس ایجاد کرده و توجه بیننده را به موضوع اصلی معطوف نمایند.

 شما برای انجام دادن این کار باید بسیار مراقب باشید که فاصله و نور دوربین را بر روی اسن قاب تنظیم نکنید، بلکه شما باشد فاصله و نورسنجی را برای سوژه درون قاب انجام دهید. اگر شرایط نور را طوری فراهم کنید که بتوانید از دیافراگم بسته استفاده کنید بسیار بتر است، زیرا عمق میدان وضوح بیشتری خواهید داشت. ممکن است که نور سنجی صحیح موجب شود بخشی از این قاب، تاریکتر از بقیه عکس باشد، که این حالت هم میتواند به حس دراماتیک عکس کمک کند.

●بافت

بافت میتواند تا حد زیادی بر جذابیت عکس بیافزاید. هنگامی که بیننده بافت یک جسم را در عکس ببیند، تخیل خود را بیش از پیش به کار انداخته و تصور لمس این جسم را در مغز خود ایجاد میکند. اینکار مخاطب را بیش از پیش وارد دنیای عکس میکند. بافت، به خصوص هنگام عکاسی از صخره ها، دیوارها، سطوح مختلف، دستها و برگ درختان تاثیر گذار خواهد بود. برای اینکه از قابل رویت بودن بافت اجسام در عکس اطمینان یابید، باید نور رتا طوری تنظیم کنید که از کنار بر سطح بتابد و با ایجاد نور و سایه، بافت سطح را به نمایش بگذارد.

● خطوط هادی

خطوط هادی، برای هدایت چشم به سمت موضوع اصلی یا وارد عمق تصویر کردن بیننده مورد استفاده قرار میگیرند. خطوط مستقیم، منحنی، موازی یا اریب همه در افزایش توجه نقش عمده ای دارند. جاده ها، رودخانه، نهر، پل، شاخه ها یا ردیف نرده ها همه نمونه هایی از موارد بیشمار خطوط جذاب در تصویر هستند. توجه کنید که خطوط هادی، با خطوط بی هدفی که توجه را از سوژه دور میکنند و در بخش "سادگی" مورد اشاره قرار گرفته اند، متفاوت هستند.

● رنگ

رنگها، احساسات و عواطف را به عکس وارد میکنند. ترکیب بندی رنگهایی خاص میتواند موجب بهت و حیرت بیننده شوند. رنگها میتوانند هرنوع تاثیر و تاکیدی را ایجاد کنند. اما باید مراقب باشید که با بازی رنگها، توجه را از موضوع اصلی دور نکنید.

Nature and Landscape Photography: Composition Photography Course

شاید بد نباشد که عنوان این نکات کلیدی را یادداشت کرده و هنگام تمرین عکاسی همراه داشته باشید. طبعا، مانند هر کار دیگر، تمرین و آزمودن امکانات مختلف تصویر، ضامن موفقیت است. اگر بتوانید از هر سوژه عکسهایی از زوایای متعدد و نورهای مختلف بگیرید و آنها را با یکدیگر مقایسه کنید، بهتر متوجه ارزش استفاده از راهکارهای مذکور خواهید شد.


گاهی اوقات، بیشتر اوقات یا هر روز، مهم این است که بتوانید عکسی زیبا بگیرید و آن را برای خودتان یک گوشه‌ای ذخیره کنید. روی دستکتاپ کامپیوترتان بیاندازید یا چاپ کنید.

اما قبل از این که شروع به گرفتن عکس بکنید باید یک سری قوانین را درباره عکاسی بدانید. اگرچه از قدیم گفته‌اند، قانون هنر، بی‌قانونی است، اما برای ترکیب بندی عکس یک سری خطوط راهنما وجود دارند که تقریباً هر موقعیتی را در بر می‌گیرند. با استفاده از این راهنما می‌توانید تاثیرگذاری بیشتری روی بیننده داشته باشید. در اینجا تعدادی قانون مهم ترکیب‌بندی عکس را برای گرفتن عکس‌های زیباتر می‌خوانید.

یک سوم طلایی

فرض کنید کادر عکس به وسیله در خط افقی و دو خط عمودی با فاصله‌های مساوی به نه قسمت مساوی تقسیم شود. حالا سعی کنید، مهم‌ترین سوژه تصویر را روی این خطوط یا روی نقاط تقاطع این خطوط قرار دهید. این قانون آن‌قدر مهم است که حتی در برخی از دوربین‌ها، با زدن یک دکمه، خطوط راهنمای یک سوم طلایی روی LCD نمایان می‌شوند و با استفاده از آن‌ها می‌توانید راحت‌تر ترکیب بندی کنید.

تراز کردن کادر

این که با استفاده از قانون یک سوم طلایی، سوژه اصلی را دورتر از مرکز قرار دهید، زیبایی زیادی به عکس‌تان می‌دهد، اما مراقب باشید که با این کار ترازبندی عکس‌تان را از بین نبرید، زیرا در صورتی که سوژه اصلی در یک سوم یک گوشه قرار بگیرد، گوشه دیگر خالی به نظر می‌رسد. برای هم «وزن» کردن کادر، با سو ژه کم اهمیت‌تری سمت دیگر کادر را پر کنید.

0Stop fighting - Photography Composition

خطوط راهنما

اغلب اوقات وقتی به یک عکس دارای خطوط ممتد نگاه می‌کنید، ناخودآگاه چشم انسان آن خطوط را دنبال می‌کند.

اگر هنگام ترکیب‌بندی، خطوطی این چنینی در تصویر می‌بینید، می‌توانید به گونه‌ای کادربندی کنید که این خطوط، چشم بیننده را به سمت سوژه اصلی‌تان هدایت کند. خطوط راهنمای ممتد انواع مختلفی دارند: مستقیم، مورب، زیگزاگ، گرد و غیره. فقط نکته مهم اینجا است که توسط خطوط دیگر قطع نشوند و چشم را منحرف نکنند.

الگوها، تناسب و تقارن

اطراف ما پر است از الگوها و تناسب و تقارن که برخی از آن‌ها دست ساز و برخی طبیعی هستند. مردم اصولاً از تناسب و تقارن لذت می‌برند و عکس‌هایی که بر اساس این الگوها گرفته می‌شوند، بسیار چشمگیر خواهند بود. نمونه این لذت از تقارن را می‌توانید از انواع عکس‌هایی که از بازتاب‌ها (رودخانه، دریاچه و دریا) گرفته می‌شوند، ببینید. به خصوص اگر موقعیتی را به تصویر بکشید که در آن‌ها انتظار تقارن و تناسب نمی‌رود. استفاده دیگری که از تقارن می‌شود، شکستن تقارن است! برخی اوقات نیز شکستن تناسب در صحنه‌ای که کاملاً متقارن است، می‌تواند زیبایی دو چندانی به آن صحنه بدهد.

Power - Photography Composition

زاویه دید خاص

قبل از این که شروع به عکاسی از یک سوژه بکنید، اول خوب فکر کنید که کدام زاویه برای عکاسی از آن مناسب است. زاویه‌ای که معمولاً از آن نگاه می‌کنید، بسیار معمولی است، زیر بارها و بارها آن را دیده‌اید. بد نیست زاویه بالا، پایین، چپ یا راست، روبه‌رو و پشت سر را نیز ببینید. حتی گاهی اوقات بد نیست برای ایجاد جلوه‌های خاصی از سوژه خیلی دور یا به آن خیلی نزدیک شوید.

Predator - Photography Composition

پس زمینه

چند بار شده است که یک عکس زیبا گرفته‌اید و فقط به خاطر پس زمینه عکس آن را کنار گذاشته‌اید؟ پس زمینه شلوغ و بی‌تناسب می‌تواند زیبایی یک سوژه را نیز از بین ببرد. چشم انسان در ایجاد تمایر بین سوژه و پس زمینه آن بسیار هوشمند عمل می‌کند، زیرا همه چیز را سه بعدی می‌بیند. در حالی که در یک تصویر دوبعدی، همه چیز تخت و یکدست می‌شود. اگرچه در عکاسی روش‌های مختلفی برای محو کردن زمینه پشت سوژه وجود دارد، اما یکی از بهترین ترکیب‌بندی‌ها، قرار دادن سوژه در زمینه خالی است. بااین کار تاکید بسیار زیادی روی سوژه عکس می‌شود.

Lady with hat - Photography Composition

ایجاد عمق در تصویر

همان‌طور که گفته شد، عکس یک رسانه دو بعدی است. به همین دلیل برای ایجد عمق در تصویر (این جدای از عمق میدان است) می‌توانید از ترکیب‌بندی‌های خاص استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر بتوانید در یک عکس، پیش زمینه، زمینه میانی و پس زمینه را با هم بگنجانید، تصویرتان عمیق‌تر خواهد شد. در ضمن روش دیگری که می‌توانید استفاده کرد، پوشاندن یک سوژه توسط سوژه دیگری با لبه‌های مشخص است که اگر چه بخشی از سوژه پشتی را ناپدید می‌کند، اما موجب ایجاد عمق تصویر در ذهن می‌شود. چشم انسان این دو را از هم جدا کرده و‌آن‌ها را با فاصله فرض می‌کند.

Warsaw Open 2010 - Klaudia Gawlik - Photography Composition

قاب بندی

دور و بر شما پر است از سوژه‌هایی که هر کدام به نوعی یک قاب طبیعی یا مصنوعی محسوب می‌شوند. درختان، دالان‌ها، تونل‌ها، نرده‌ها، درها و هر چیز دیگری که یک کادر بسته را تشکیل می‌دهد، می‌تواند یک قاب باشد. با قرار دادن این قاب‌ها دور تا دور ترکیبی که می‌خواهید از آن عکس‌ بگیرید، به نوعی می‌توانید آن ترکیب‌بندی را از جهان اطرافش ایزوله کنید. با این کار چشم بیننده روی سوژه شما فوکوس بیشتری پیدا کرده و توجه بیشتری به آن می‌کند.

Geometriical Shapes - Photography Composition

برش زدن

برخی اوقات، عکس آن چنان که باید تاثیرگذار نیست. دلیلش هم این است که سوژه اصلی که قرار است بیننده روی آن دقیق‌تر شود به اندازه‌ای کوچک است که توسط کادر دور تا دور پوشیده می‌شود و اصطلاحاً به چشم نمی‌آید. با برش زدن کامل آن سوژه که گاهی اوقات توسط لنزهای تله و گاهی اوقات توسط لنزهای ماکرو انجام می‌شود، می‌توانید تا جای ممکن دور تا دور سوژه را از کادر بیرون گذاشته و اطمینان پیدا کنید که بیننده تنها سوژه مورد نظر را خواهد دید.

با ورود به دنیای دیجیتال، دیگر نگرانی بابت پردازش فیلم‌ها یا به پایان رسیدن فیلم وجود ندارد. در نتیجه، می‌توان با تجربه کردن انواع کادربندی‌ها و ترکیب‌بندی‌های مختلف، تجربه‌های متفاوتی از یک کادر را ثبت کرد. حالا می‌توانید بدون هیچ هزینه‌ای ده‌ها عکس پشت سر هم از یک صحنه بگیرید و بعداً هر کدام را که نخواستید، حذف کنید. حتی گاهی اوقات، بسته به نتیجه‌ای که می‌خواهید از یک عکس بگیرید یا رسانه‌ای که می‌خواهید عکس را روی آن منتشر کنید، این امکان را دارید که پس از عکس برداری، در داخل نرم‌افزار دوباره کادر بندی‌تان را تصحیح کنید و عکس را از هر جا که دوست دارید، برش بزنید.

ترکیب‌بندی در عکس بیشتر از یک عمل، یک حس است. اگر صحنه‌ای را دیدید که دوست دارید آن را با ترکیب‌بندی خودتان ثبت کنید این کار را بکنید. هیچ قانونی نمی‌تواند شما را مجاب کند که کارتان اشتباه بوده است. مهم این است که شما یک عکس را دوست داشته باشید. حتی اگر به قوانین عمل نکنید.

15 minutes of happyness - Photography Composition

هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند.

 ▪ قانون یک سوم در کادربندی و ترکیب

یکی از مهمترین و حیاتی ترین مباحث در عکاسی و نقاشی٬ ترکیب بندی و انتخاب چگونگی قرارگیری عناصر در صفحه است. در این مطلب سعی شده تا در مورد یکی از مهمترین مسائل کادربندی توضیحاتی ذکر شود.

قانون یک سوم: در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادربندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند.

۴ خط تقسیم کننده کادر خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند. (شکل C۱ و C۲)

از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد.

در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت یک سوم و قسمت دیگری دو سوم تصویر را شامل شود.

Abstract Objects Inside - Photography Composition

● ترکیب بندی عکس

ترکیب بندی تصویر، در کتابها و مجلات تخصصی عکاسی، اغلب به شکل یک نسخه تجویزی ارائه میشود. انگار که پیروی از تعدادی قاعده میتواند نتیجه قانع کننده ای را تضمین کند. شاید بهتر باشد این قواعد را تنها به عنوان چکیده ایده هایی در نظر گرفت که عکاسان (و البته نقاشان و سایر هنرمندان قرنها پیش از اختراع دوربین) آنها را برای خلق یک تصویر تاثیر گذار، مفید یافته اند.

هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند. اگر عکاسی را تازه شروع کرده اید، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی عکس، بسیار سطحی است.

▪ تقارن:

ترکیب های متقارن برای نشان دادن استحکام، پایداری و قدرت به کار میروند. این ترکیب ها همچنین در عکاسی از موضوعاتی شاکل جزییات مفصل، مفید هستند. حس دیگری که یک عکس متقارن القا میکند، سادگی است.

▪ ترکیب ساده:

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

▪ قطری (مورب):

خطوط قطری، چشم را از یک سمت عکس به سمت دیگر هدایت میکنند و نسبت به خطوط افقی، انرژی بیشتری را منتقل میکنند. در این تصویر، خمیدگی نته درخت به همراه حرکت پسرک و سگش در امتداد آن، بیننده را ترغیب میکند تا تمام عکس را از نظر بگذراند. این کار به طور طبیعی با حرکت چشم از پس زمینه نورانی سمت چپ پایین عکس به قسمت راست بالای آن، صورت میگیرد.

▪ هم پوشانی:

هم پوشانی اجزا یک سوژه، نه تنها باعث افزایش عمق پرسپکتیو میشود بلکه بیننده را به بررسی تضادهای موجود بین عناصر صحنه تشوق میکند. در مورد اول، از آنجایی که یک شیء، تنها هنگامی می تواند شیء دیگری را بپوشاند که جلوی آن قرار گرفته باشد بنا براین حس فاصله القا میگردد. در مورد دوم، هم پوشانی موجب می شود که دو یا چند شیء که با فاصله از هم جدا شده اند، کنار هم مشاهده شوند و به این ترتیب تضاد شکل، رنگ یا نور آنها قابل تشخیص گردد. در این تصویر، هم پوشانی عناصر معماری، تمثیلی از رقابت برای برتری در تصویر است.

Abstract Objects Inside - Photography Composition

▪ قاب بندی:

قراردادن قاب در قاب دیگر، ابزاری از هنر نقاشی است که اغلب در عکاسی استفاده می شود. این کار نه تنها توجه بیننده را به سمت موضوع جلب میکند، بلکه غالبا بر موارد گسترده تری از حال و هموای موضوع دلالت میکند. همچنین رنگ های قاب، میتواند اشاره ای به محل عکسبرداری باشد. در این پرتره، رنگ چوبها انسان را به یاد سرزمین های آمریکای مرکزی یا جنوبی می اندازد. در حالی که ساختار کلبه و موضوع اصلی یادآور آفریقا است. حقیقت چیزی دور از انتظار است، این کلبه در یک روستای آفریقایی در مکزیک قرار دارد که محل سکونت بازماندگان برده های فراری آفریقایی است.

▪ الگوهای هندسی:

شکل های هندسی نظیر مثلث ها و مربع ها، از آن جهت که با قاب مستطیلی عکس تقابل دارند، به مبحث ترکیب بندی عکاسی راه یافته اند. در این نما از مغازه های بسته، شکلهایی نظیر مستطیل های بزرگ و کوچک و مثلث های باریک وجود دارند. کارکرد آنها در قسمتهایی از عکس باعث ایجاد هماهنگی است (فواصل میان مغازه ها) و در قسمتهای دیگر (مثلث باریک ناشی از شیب خیابان) حسی از تنش در ترکیب بندی بوجود می آورد.

▪ مثلث ها:

پنجره های ساختمان منعکس شده روی شیشه محدب اتومبیل، شدیدا معوج به نظر می رسند و درون قاب مثلث شکل شیشه قرار گرفته اند. گرچه بلافاصله نمی توان از شکل کلی عکس دریافت، ولی نمونه ای از قاب بندی است که در آن تمامی عناصر، حساب شده هستند (از جمله خطوط و مستطیل های تکراری و نوارهای نور و سایه). شکل مثلث در ترکیب بندی، غالب در جاهایی که خطوط موازی به نظر متقاطع می رسد ایجاد می گردد، نظیر حاشیه های یک خیابان یا ریل های خط آهن که تا فاصله دور امتداد دارند. در یک عکس چاپ شده دو بعدی یا بر روی صفحه نمایشگر رایانه، این امر باعث القاء عمق و فاصله میشود.

Water & Light - Photography Composition

▪ الگوهای غیر منظم:

ردیف های نه چندان منظم این گونی ها که برای خشک شدن در آفتاب چیده شده اند، بی تردید چشم شما را به سمت مردی که بوجود آورنده آنها است هدایت میکنند. نقوش و تکرار ها، مسائلی بدیهی هستند ولی یک عکاس خوش فکر می داند که چگونه بجای استفاده از این عناصر بعنوان موضوع اصلی، از آنها برای القای ایده های مهمتر بهره گیرد.

ترکیب بندی تصویر، در کتابها و مجلات تخصصی عکاسی، اغلب به شکل یک نسخه تجویزی ارائه میشود. انگار که پیروی از تعدادی قاعده میتواند نتیجه قانع کننده ای را تضمین کند. شاید بهتر باشد این قواعد را تنها به عنوان چکیده ایده هایی در نظر گرفت که عکاسان (و البته نقاشان و سایر هنرمندان قرنها پیش از اختراع دوربین) آنها را برای خلق یک تصویر تاثیر گذار، مفید یافته اند.

هر ترکیب بندی عکسی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن عکس، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با تنظیم محل دوربین و میزان نور دهی، آنها را از دل سایر اطلاعات تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، بسیاری از عکسها را خراب میکنند. اگر عکاسی را تازه شروع کرده اید، بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی عکس، بسیار سطحی است.

در این مقاله به معرفی سه روش کاربردی در امر ترکیب بندی تصویر پرداخته خواهد شد. در آغاز به معرفی کلی تکنیکی میپردازیم که قرنهاست شناخته شده است یعنی قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean). این قانون در واقع یک فرمول هندسی است که توسط یونانی های باستان ابدا شده.استدلال بر این است که ترکیب بندی ای که بر اساس این تئوری تشکیل شده باشد، تاثیرگذار و قوی مینماید. ایده اصلی که در پس این تئوری است در واقع استفاده از خطوط هندسی است که به سادگی توسط چشم بیننده دنبال شوند.

طی قرون متمادی، قانون تعادل (یا قانون طلایی - Golden Mean) راهبردی مهم و ابزاری کارآمد برای هنرمندان و نقاشان به حساب می آمد. امروزه با توجه به ارزش این ابزار، آشنایی با آن به عکاسان نیز توصیه میشود.

▪ قانون یک سوم (خطوط و نقاط طلایی):

قانون یک سوم در واقع مختصر شده مفهوم طلایی است. فلسفه اصلی که در پشت این مفهوم قرار دارد از یک ترکیب و کادر بندی متقارن و مستقر در مرکز کادر که معمولا کسل کننده است جلوگیری می کند.

۴ خط تقسیم کننده کادر، خطوط طلایی و محل برخورد این خطوط، نقاط طلایی نامیده میشوند.

از بین بردن تقارن با استفاده از قانون یک سوم به دو شکل می تواند صورت بگیرد. در یک روش می توان تصویر را به دو بخش مجزا تقسیم کرد به نحوی که یک قسمت یک سوم و قسمت دیگری دو سوم تصویر را شامل شود.

در روشی دیگر، تمرکز مستقیما بر روی نقاط طلایی است. فرض کنید که منظره ای بسیار زیبا و بدیع پیش رو دارید اما این منظره فاقد یک نمای هندسی و به اصطلاح Geometric خوب و جذاب است. به عبارت دیگر در عین اینکه منظره بسیار خاص و زیبا است اما اگر به صورت تصویر در بیاید تا حدودی کسل کننده خواهد شد.

راه حل چیست؟ سعی کنید در این منظره یکنواخت یک نقطه عطف و تمایز پیدا کنید، نقطه ای که بتواند یکنواختی و یکدستی نما را از بین ببرد. سپس این سوژه را روی یکی از نقاط طلایی قرار دهید. این نقطه اولین نگاه بیننده را جذب کرده و مخاطب را به دیدن باقی تصویر دعوت میکند.

▪ مثلث طلایی:

در ابتدا به بررسی مفاهیمی ساده در این تئوری میپردازیم. فرمول با یک مربع (شکل شماره سه - رنگ آبی) شروع میشود. سپس قاعده مربع را به دو بخش مساوی تقسیم میکنیم. نقطه X را مرکز دایره ای در نظر میگیریم که شعاع آن فاصله X تا Y است. سپس قاعده مربع را تا حدی گسترش میدهیم که با دایره ما به مرکزX تماس پیدا کند(نقطه Z).

حالا مربع ما میتواند به یک مستطیل با نسبت عرض و طول ۵:۸ تبدیل شود. جالب است که نسبت اندازه پاره خط C به A با نسبت اندازه A به B یکی است. خوشبختانه نسبت ابعاد ۵:۸ به نسبت اندازه فیلم ۳۵ میلیمتری (۲۴میلیمتر در ۳۶ میلیمتر ۵:۷.۵) بسیار نزدیک است.

محصول کار ما در مرحله قبل یک مربع مستطیل کامل است. در این مرحله ابتدا یک خط از گوشه بالای سمت چپ مستطیل به گوشه پایین سمت راست میکشیم(شکل شماره چهار). نقطه &#۰۳۹;Y را در شکل شماره سه پیدا کنید، از گوشه بالا سمت راست نیز یک خط به &#۰۳۹;Y بکشید و این خط را تا محل برخورد با خط اول ادامه دهید (شکل شماره چهار). با این اقدامات مستطیل ما به سه قسمت متفاوت تقسیم میشود.

حالا ابزار برای استفاده آماده است. کافیست شما سعی کنید که سوژه های مورد نظر خود را طوری در کادر قرار دهید که به طور تقریبی در این سه بخش قرار بگیرند. ترکیب بندی بدست آمده یک ترکیب بندی موزون و زیباست.

شما میتوانید این فرمول را با توجه به نیاز خود بچرخانید و یا برعکس کنید. این تکنیک بیشتر در مواردی که صحنه ما دارای خطوط مورب است کاربرد دارد.

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۸:۳۰ ق.ظ ] [ آرمان ]
 

Handy Dandy DSLR Camera Hand Strap

درست گرفتن دوربین بهترین راه جلوگیری یا کم کردن تکان دوربین است. محکم گرفتن دوربین با دست راست و ساپورت آن از زیر با دست چپ، باعث می­شود که هنگام فشار دادن شاتر، دوربین به سمت پایین حرکت نکند و عکس­های شارپ و واضحی حتی در سرعت­های پایین ترحاصل شود.

تصویر زیر طرز صحیح گرفتن دوربین را به شما نشان می دهد. با فشار شاتر دوربین به سمت پایین حرکت می کند ولی اگر با دست چپ، مانند عکس، از پایین دوربین را ساپورت کنید این اتفاق نمی افتد.

معمولا دوربین­ ها طوری طراحی شده­ اند که با چشم راست بتوان در ویزور نگاه کرد و عکس گرفت اگرچه با چشم چپ هم می­ توان این کار را کرد ولی معمولا استفاده از چشم راست برای همه راحت­تر می باشد.

رعایت اصول صحیح گرفتن دوربین شاید در ابتدا کمی مشکل به نظر برسد ولی بعد از مدتی بسیار طبیعی و راحت خواهد شد.

حتی اگر نور مناسب و کافی وجود داشته و سرعت شاتر هم بالا باشد، باز اگر این اصول رعایت نشود تصویر واضحی در نهایت نخواهیم داشت که البته این موضوع ربطی به نوع تجهیزات و دوربین نداشته و تنها بستگی به میزان دانش ما از اصول دارد.

 

وضعیت استاندارد یا افقی :

دست چپ عمده وزن دوربین را تحمل و تکیه گاه آن است . دوربین را روی این دست قرار دهید طوریکه انگشتان دست به نرمی لنز را در بر گیرند.

 همواره سعی کنید دست را در نقطه ثقل دوربین قرار دهید تا تعادل دوربین و لنز در دست به بهترین شکل مقدور گردد. در مواردیکه از یک لنز بلند استفاده میکنید ممکن است دست در میانه های طول لنز قرار گیرد و بدنه لنز را اصلا لمس نکند.

از دست راست برای کنترل تنظیمات دوربین بهره بگیرید. سه انگشت انتهایی دستگیره ( grip ) دوربین را در بر میگیرد، انگشت اشاره بر روی دکمه شاتر و انگشت شست در پشت دوربین. در اینحالت چنانچه دست چپ را از دوربین بردارید، دوربین همچنان براحتی در دست راست قابل کنترل است.

در حالیکه دوربین را بروش فوق در دست گرفته اید آرنجها را محکم به سینه فشار دهید. با اینکار یک سه پایه انسانی میسازید و حرکات ناخواسته دوربین را به حداقل میرسانید.

حالا دوربین را به پیشانی بفشارید و سر را اندکی به سمت دوربین متمایل کنید.

- اشتباهات رایج در وضعیت استاندارد یا افقی :

در زیر 4 اشباه رایج در نگاه داشتن دوربین در وضعیت استاندارد شرح داده خواهد شد:

بدترین کاری که میتوانید انجام دهید آنستکه دوربین را بایک دست نگاه دارید. در اینحالت تکیه گاهی برای دوربین وجود ندارد.

دومین اشتباه رایج فاصله داشتن آرنجها از سینه است . در اینحالت تکیه گاهی برای دستها وجود ندارد و حرکت دستها براحتی به دوربین منتقل شده، تصویر را مخدوش میکند. اغلب این خطا با در دست گرفتن تنها بدنه دوربین و نه لنز با بدنه همراه میشود.

مواظب بند دوربین هم باشید!.

بند دوربین بایستی اطراف گردنتان باشد در غیر اینصورت اگر دوربین از دستتان افتاد چه خواهید کرد؟ خرید یک دوربین و لنز دیگر؟!!

اغلب دست راست بدرستی قرار میگیرد ولی دست چپ چه؟ در بسیاری موارد دست چپ تنها زیر لنز قرار داده میشود بدون اینکه لنز را در بر گیرد و یا دست چپ طوری لنز را نگاه میدارد که شست دست به سمت پایین قرار دارد، در حالیکه انگشت شست بایستی به سمت بالا اشاره کند:

در اینحالت علاوه بر آنکه ممکن است انگشتها بطور اتفاقی در جلوی لنز قرار گرفته و تصویر را مخدوش کند، تکیه گاهی برای دوربین نیز نخواهد بود در حالیکه دست چپ بایستی عمده وزن دوربین را تحمل نماید.

کاری که باید بکنید آنست که دوربین را روی دستها بخوابانید، در حالیکه ارنج راست را بالا آورده اید.

این روش به شما امکان میدهد که به آرامی در حول محور بدن در جهت افقی بچرخید ( مثلا برای عکاسی پانوراما ) و عارضه آن نیز آنست که دست چپ غیر فعال میشد و امکان اعمال تنظیمات مورد نظر بر روی لنز دیگر مقدور نخواهد بود.

2- وضعیت عمودی :

در وضعیت عمودی، طرز نگاه داشت دوربین کمی متفاوت است :

دست راست دوربین را نگاه میدارد و تنظیمات دوربین را کنترل میکند.

دست چپ بعنوان حائل دوم دوربین عمل کرده، دوربین را به پیشانی میفشارد و تنظیمات لنز را کنترل میکند.

در وضعیت عمودی نیز شما با فشردن آرنجها به سینه و ایجاد تعادل بیشتر یک سه پایه انسانی خواهید ساخت.

 میدانم که این شیوه اندکی مشکل بنظر میرسد ولی بهترین تعادل را ایجاد میکند و در صورت استفاده طولانی مدت از دوربین، کمتر باعث خستگی خواهد شد.

اشتباه رایجی که در وضعیت عمودی دیده میشود، استفاده از دست چپ برای نگاه داشت دوربین و کنترل تنظیمات و دست راست به عنوان تکیه گاه دوربین است.

در اینحالت برای آنکه بتوانید از داخل منظره یاب نگاه کنید ناچارید دوربین را بالاتر بیاورید که وضعیتی نامتعادل ایجاد میکند، ضمن آنکه کنترل تنظیمات دوربین بسیار مشکل میشود.

اشتباهات دیگر مانند آنچه در وضعیت استاندارد دیدیم در این وضعیت هم دیده میشود که از ذکر انها خودداری میکنم.

- وضعیت پاها :

برای ایجاد تعادل بهتر بایستی پاها را به اندازه عرض شانه ها از هم باز کنید و پای چپ را برای ایجاد تعادل بیشتر اندکی جلوتر قرار دهید. مدرسه تعطیل است و نیازی به خبردار ایستادن نیست.


قبل از عکس برداری یا فیلمبرداری حتما این مقاله ی کاملا علمی را در این خصوص مطالعه کنید. طرز صحیح نگاه داشتن دوربین بسیار مهم است چراکه در بسیاری موارد نیاز به استفاده از سرعتهایی چندین گام کمتر از سرعت مطمئنه دوربین میباشد.
بقیه در ادامه مطلب…
۱- وضعیت استاندارد یا افقی :دست چپ عمده وزن دوربین را تحمل و تکیه گاه آن است . دوربین را روی این دست قرار دهید طوریکه انگشتان دست به نرمی لنز را در بر گیرند. همواره سعی کنید دست را در نقطه سقل دوربین قرار دهید تا تعادل دوربین و لنز در دست به بهترین شکل مقدور گردد. در مواردیکه از یک لنز بلند استفاده میکنید ممکن است دست در میانه های طول لنز قرار گیرد و بدنه لنز را اصلا لمس نکند.
از دست راست برای کنترل تنظیمات دوربین بهره بگیرید. سه انگشت انتهایی دستگیره ( grip ) دوربین را در بر میگیرد، انگشت اشاره بر روی دکمه شاتر و انگشت شست در پشت دوربین. در اینحالت چنانچه دست چپ را از دوربین بردارید، دوربین همچنان براحتی در دست راست قابل کنترل است.
در حالیکه دوربین را بروش فوق در دست گرفته اید آرنجها را محکم به سینه فشار دهید. با اینکار یک سه پایه انسانی میسازید و حرکات ناخواسته دوربین را به حداقل میرسانید.
حالا دوربین را به پیشانی بفشارید و سر را اندکی به سمت دوربین متمایل کنید.
۴ اشباه رایج در نگاه داشتن دوربین در وضعیت استاندارد :
بدترین کاری که میتوانید انجام دهید آنستکه دوربین را بایک دست نگاه دارید. در اینحالت تکیه گاهی برای دوربین وجود ندارد.دومین اشتباه رایج فاصله داشتن آرنجها از سینه است . در اینحالت تکیه گاهی برای دستها وجود ندارد و حرکت دستها براحتی به دوربین منتقل شده، تصویر را مخدوش میکند. اغلب این خطا با در دست گرفتن تنها بدنه دوربین و نه لنز با بدنه همراه میشود.
مواظب بند دوربین هم باشید!. بند دوربین بایستی اطراف گردنتان باشد در غیر اینصورت اگر دوربین از دستتان افتاد چه خواهید کرد؟ خرید یک دوربین و لنز دیگر؟!!
اغلب دست راست بدرستی قرار میگیرد ولی دست چپ چه؟ در بسیاری موارد دست چپ تنها زیر لنز قرار داده میشود بدون اینکه لنز را در بر گیرد و یا دست چپ طوری لنز را نگاه میدارد که شست دست به سمت پایین قرار دارد، در حالیکه انگشت شست بایستی به سمت بالا اشاره کند:
- سایر روشهای در دست گرفتن دوربین در وضعیت استاندارد یا افقی :
ساده ترین روش نگاه داشتن دوربین همان است که در بالا شرح داده شد ولی روشهای دیگری نیز هست و این یکی از آن روشهاست :
کاری که باید بکنید آنست که دوربین را روی دستها بخوابانید، در حالیکه ارنج راست را بالا آورده اید.
این روش به شما امکان میدهد که به آرامی در حول محور بدن در جهت افقی بچرخید ( مثلا برای عکاسی پانوراما ) و عارضه آن نیز آنست که دست چپ غیر فعال میشد و امکان اعمال تنظیمات مورد نظر بر روی لنز دیگر مقدور نخواهد بود.
۲- وضعیت عمودی :
در وضعیت عمودی، طرز نگاه داشت دوربین کمی متفاوت است :
دست راست دوربین را نگاه میدارد و تنظیمات دوربین را کنترل میکند.
دست چپ بعنوان حائل دوم دوربین عمل کرده، دوربین را به پیشانی میفشارد و تنظیمات لنز را کنترل میکند.
در وضعیت عمودی نیز شما با فشردن آرنجها به سینه و ایجاد تعادل بیشتر یک سه پایه انسانی خواهید ساخت. میدانم که این شیوه اندکی مشکل بنظر میرسد ولی بهترین تعادل را ایجاد میکند و در صورت استفاده طولانی مدت از دوربین، کمتر باعث خستگی خواهد شد.
اشتباه رایجی که در وضعیت عمودی دیده میشود، استفاده از دست چپ برای نگاه داشت دوربین و کنترل تنظیمات و دست راست به عنوان تکیه گاه دوربین است. در اینحالت برای آنکه بتوانید از داخل منظره یاب نگاه کنید ناچارید دوربین را بالاتر بیاورید که وضعیتی نامتعادل ایجاد میکند، ضمن آنکه کنترل تنظیمات دوربین بسیار مشکل میشود.
اشتباهات دیگر مانند آنچه در وضعیت استاندارد دیدیم در این وضعیت هم دیده میشود که از ذکر انها خودداری میکنم.
- وضعیت پاها :برای ایجاد تعادل بهتر بایستی پاها را به اندازه عرض شانه ها از هم باز کنید و پای چپ را برای ایجاد تعادل بیشتر اندکی جلوتر قرار دهید.
طرز صحیح نگاه داشتن دوربین کمپاکت با مانیتور LCD :نگاه داشتن دوربین کمپاکت در مقایسه با دوربین SLR متفاوت است چراکه دوربینهای کمپاکت سبکتر و بسیار بسیار کوچکترند و لذا در دست گرفتنشان به نوعی مشکلتر است.
اگر دوربین کمپاکت شما منظره یاب خوبی دارد از آن استفاده کنید، اینکار دوربین را به بدن شما نزدیکتر میکند و در نتیجه تعادل بیشتری ایجاد خواهد کرد. روش کار همانند آنچه در مورد دوربینهای SLR در بالا شرح داده شد است ولی به یاد داشته باشید که منظزه یاب دوربینهای کمپاکت به دقت دوربینهای SLR نیست و از آن تنها به عنوان راهنما استفاده کنید.
ولی اغلب دوربینهای کمپاکت فاقد منظره یاب هستند و بایستی از مانیتور LCD آنها برای کادر بندی و فوکوس استفاده کرد . برای این منظور ناچار بایستی دوربین با دست دور از بدن نگاه داشته شود که این امر احتمال تکانهای ناخواسته دوربین را بیشتر میکند .
بعلاوه کوچکی دوربینهای کمپاکت باعث میشود که در دست گرفتن آنها مشکلتر شود و احتمال آنکه انگشتان بطور ناخواسته جلوی لنز و یا فلاش دوربین قرار گیرد و عکس را مخدوش نماید افزایش پیدا میکند.
- بنابر این چطور یک دوربین کمپاکت را بایستی در دست گرفت؟ :
نخست آنکه دوربین را با دو دست نگه دارید. درست است که دوربین بسیار کوچک و سبک است ولی نگاه داشتن آن تنها با یک دست معادل است با تکان های ناخواسته و این چیزی استکه باید به شدت از آن پرهیز کرد.
زیاد دوربین را از بدن فاصله ندهید. آنرا در حدود ۳۰ سانتیمتری صورت نگاه دارید تا بتوانید مونیتور را بخوبی ببینید و با فشردن آرنجها به سینه یک سه پایه ی انسانی بسازید.
و سوم اینکه بند دوربین را به دور مچ بیاندازید تا از افتادن اتفاقی دوربین جلوگیری شود:
- انگشتانتان کجاست؟به آنها دقت کنید. انگشتانتان ممکن است لنز یا فلاش را پوشانده باشند.
انگشتان بایستی از پهلو و زیر، دوربین را در بر گیرند.
راحت ترین شیوه آنست که دوربین را روی دست بخوابانید. دست چپ را به شکل حرف L بگیرید و دوربین را روی آن قرار دهید. دست چپ میتواند مثل یک L عمودی ( شکل بالا ) و یا یک L افقی ( شکل زیر ) باشد و دوربین براحتی روی آن قرار گرد:
- در وضعیت عمودی نیز کار به همین شیوه است :یک حرف L درست کنید و یا دوربین را از بالا در دست بگیرید و مراقب انگشانتان هم باشید:
- عکاسی از زاوایه ای پایینتر :در بسیاری از موارد نیاز به عکاسی از منظری پایینتر میباشد و لذا عکاسی در وضعیت ایستاده امانپذیر نیست.ساده ترین شیوه آنست که زانو بزنید. در حالیکه زانوی راست روی زمین قرار دارد و زانوی چپ بعنوان تکیه گاهی برای آرنج چپ عمل میکند. اگر به شیوه ای که پیش از این شرح دادم دوربین را در دست بگیرید، باز هم عمده وزن دوربین روی دست چپ خواهد بود و دست راست عمدتا برای کنترل تنظیمات دوربین بکار گرفته میشود.
اگر نمیخواهید روی زمین نشسته و احیانا کثیف شوید، چمباتمه زده روی پای راست بنشینید.
روش دیگر آنستکه روی زمین بنشینید و آرنجها را روی پا تکیه دهید.
هر شیوه ایکه انتخاب میکنید بیاد داشته باشید که آرنجها را بمنظور ایجاد تکیهگاهی بهتر حتما روی پاها تکیه دهید.
- استفاده از تکیه گاههای دیگر :اگر مقدور است از تکیه گاهای محیط کمک بگیرید، یک دیوار، یک درخت ، یک صخره، یک اتومبیل و یا هرچیز دیگری میتواند یک تکیه گاه خوب باشد.
هم میتوان دوربین را روی این تکیه گاه ها قرار داد ( در صورت مسطح بودن ) و هم میتوان بدن را به تکیه گاه ها تکیه داد. این تکیه گاهها باید قسمت بالایی بدن را حمایت کنند. همچنین برای ایجاد تعادل بهتر لازم است پاها را به اندازه عرض شانه ها از هم فاصله دهید.
میتوان از یک دیوار به عنوان تکیه گاه استفاده کرد. دیوار بایستی قسمت بالایی بدنتان را حمایت کند. اگر میتوانید سر را به دیوار بفشارید و یا به دیوار تکیه دهید :
استفاده از درخت
ویا اتومبیل
- وضعیت درازکش
در ماکروگرافی و عکاسی حیات وحش گاه نیاز به عکاسی در وضعیت درازکش میباشد :
از هردو آرنج به عنوان تکیه گاه بهره بگیرید و کمی به جلو متمایل شوید.
حالا که طرز صحیح نگاه داشتن دوربین را آموختیم بیایید عکس بگیریم.
در زمان فشردن دکمه شاتر نفس نکشید! شوخی نمیکنم !
به بیان دیگر پیش از فشردن دکمه شاتر نفس بکشید ، نفس را حبس کنید و سپس عکس بگیرید و بعد نفس را بیرون دهید و یا بالعکس، نفس را بیرون دهید، عکس بگیرید و سپس عمل دم را انجام دهید ( بستگی دارد که با کدامیک راحت ترید )
… و آخرین نکته آنکه دکمه شاتر را به آرامی فشار دهید. ابتدا تا نیمه و پس از فوکوس کردن تا انتها. هرگز به یکباره روی دکمه شاتر ضربه نزنید. بسیاری از موارد لرزش دوربین، درست در همین لحظه فشردن دکمه شاتر ایجاد میشود.
- نتیجه گیری :گرفتن یک عکس شارپ و بدون لرزش بسته به آنست که دوربین را صحیح و همراه با تعادل در دست بگیرید. یکی از شیوه های بالا را که با ان راحت ترید انتخاب کنید. ممکن است پیش از این به شیوه ای صحیح عادت کرده باشید ولی اگر چنین نیست چندین شیوه را امتحان کنید و راحت ترین آنها را انتخاب نمایید.


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۲:۳۴ ب.ظ ] [ آرمان ]
نوشته: مسعود معصومی


معمولاً صرف نظر از عکس‌ها و یا سوژه‌هایی که به دلایل ذهنی‌گرایی و خلاقیت هنری و یا نشان دادن حرکت و دینامیک کردن تصویر از محو بودن یعنی غیر واضح بودن استفاده می‌کنیم بطور عموم سوژه و عکس باید کاملاً واضح باشد مسئله  واضح نشان دادن تصویر بخصوص شدید واضح نشان دادن در بیشتر رشته‌های عکاسی نشان دهنده تسلط عکاس به تکنیک عکاسی و شناخت درست او از فیلم و لنز و حتی ظهور و چاپ خوب است.

 


اینکه میلیون‌ها تومان برای یک لنز اضافه می‌پردازیم یا چندین برابر قیمت استاندارد برای یک دوربین خرج می‌کنیم بیشتر به همین مساله وضوح مربوط می‌شود. یک پرتره شدیداً واضح و خوش کنتراست را با یک پرتره محو و وارفته و بد رنگ مقایسه کنید و یا قطرات زیاده از حد واضح آب را روی یک گلبرگ یا برگ‌های مثلاً حسن‌یوسف را که با لنزی گران قیمت با فیلم مناسب مثلاً 50 آ.اس.آ عکاسی کرده‌اید و خیلی از سوژه‌های مشابه در یکایک رشته‌های متنوع عکاسی که وضوح تصویر، دل و هوش از هر بیننده‌ای می‌برد و عکاس آن چنان احساس غرور خواهد کرد که در اصل این غرور باید به دوربین و لنز و فیلم دست بدهد و آنچنان به عکاس مربوط نمی‌شود این مختصری بود از خواص وضوح ولی عمق میدان یا وسعت دایره وضوح مسئله دیگری است. کاربرد میدان وضوح بیشتر به دیدگاه و خلاقیت شما مربوط می‌شود و اینکه چه تصمیمی در مورد مقدار وضوح یا محو بودن و مخصوصاً دایره و وسعت آن بگیرید.

 

مجسم کنید دهها شمع روشن را که از پرسپکتیو مثلاً 45 درجه تماشا می‌کنید این به دیدگاه هنری و خلاقیت زیبا پسند شما مربوط می‌شود که فقط یکی از شعله‌ها را واضح نشان بدهید یا تمام شمع‌ها را با بستن دیافراگم و انتخاب لنز مناسب کاملاً واضح و روشن کنید. اگر از سه نفر پرتره دسته جمعی بیاندازید بطوریکه یکی از مدل‌ها پشت سر دو مدل جلویی قرار گرفته احتمالاً محو بودن نفر پشت به پرتره دسته جمعی شما لطمه خواهد زد و اینکه ندانسته محو شده باشد با توضیحات مثلاً هنری و ذهنی‌گرایی و غیره قابل توجیه نیست ولی در مورد شمع‌ها این طور نیست و صرفاً واضح بودن یا محو بودن آنها سلیقه است و توضیح لازم ندارد.

 


 


شناخت و تجربه اینکه چه سوژه‌هایی و چه موقع و از چه زاویه‌ای بهتر است محو یا واضح باشند به خلاقیت، کادربندی و دیدگاه هنری شما بستگی دارد که بعد از تصمیم نهایی از تکنیک و وسائل، جهت اجرای خواسته خود کمک بگیرید.

 


معمولاً محل قرار گرفتن دوربین و نوع لنز زاویه دید آن در رابطه با سوژه‌هایی که یک فرم یا سوژه تکرار شده باشد در تصمیم گیری واضح یا محو شما مؤثر است. به این منظور بهتر است وقتی در مقابل سوژه‌های مخصوص قرار می‌گیرید که انبوه تکرار شده از یک سوژه باشد با انتخاب لنز واید یا تله و با تماشای دیافراگم بسته و کاملاً باز متوجه خواهید شد که چه تفاوت باور نکردنی در تصویر شما بوجود خواهد آمد.

 


از ستون‌های پشت سر هم یا نقش تکرار شده سرامیک کف یک راهرو، از کنار هم نشستن کبوترها تا صدها گل شقایق یا لاله‌های یک پارک و هزاران هزار سوژه‌های تکرار شده مشابه آن به شما این امکان را می‌دهد که خلاقیت خود را با تغییر زاویه دید و تعویض لنز و بالاخره مسئله عمق میدان وضوح به کار بگیرید.

 


اینکه یک سوژه واضح ولی سایه آن سوژه محو باشد یا بخاطر زاویه دید و لنز شما تغییر فرم داده باشد همه و همه جزیی از ذهنی‌گرایی خلاق شما محسوب می‌شود.

 


هر چه تسلط شما به تکنیک و شناخت مواد اولیه بیشتر باشد، مسلم است حساسیت کمتر فیلم، زیباتر جواب خواهد داد. و بر عکس وقتی در یک باغچه پر از گل نرگس که تعداد زیادی از گل‌ها در کادر شما قرار دارند ولی فقط قرار است یک گل واضح شود مسلماً کنتراست کم، تصویر مناسب‌تری خواهد داد. دقت کنید اگر محو شدن تصویر با تکان خوردن دوربین یا حرکت سوژه بوجود آمده باشد با محو شدنی که شما خودآگاه با انتخاب دیافراگم بوجود میآورید تفاوت زیادی دارد.

 

در بسیاری از تصاویر که شما موضوع و سوژه‌ای را جلوی زمینه انتخاب شده خاصی قرار می‌دهید مثلاً یک انسان در جلوی یک بنای تاریخی یا نقوش کاشی. مسلماً اینکه چقدر میدان وضوح خود را انتخاب می‌کنید تا زمینه پشت به اندازه دلخواه شما واضح شود نه کمتر و نه بیشتر این مسئله در مورد اشیاء مثلاً یک مجسمه در پارک یا میدان شهر، شدت وضوح زمینه پشت در دست شما است و این شمایید که باید بدانید اولاً چه لنزی انتخاب کنید که بزرگ نمایی سوژه مورد نظر شما نسبت به زمینه چقدر باشد در ضمن چه دیافراگمی انتخاب کنید که سوژه شما از نظر فرم در زمینه ادغام شود یا کاملاً مجزا خود را نشان بدهد.

 


توجه داشته باشید درست است که دیافراگم‌های خیلی بسته مثلاً 32 میدان وضوح بیشتری دارد ولی چون وضوح یک نقطه نیست بلکه سطحی از تصویر شما است اجزای زیادی را در دیافراگم‌های خیلی بسته از دست خواهید داد، در ضمن اگر عقب بهترین نقطه وضوح می‌گردید از نزدیک‌ترین نقطه تا دورترین نقطه را فرضاً به سه قسمت تقسیم کنید و متراژ را روی خط تقسیم اول قرار بدهید

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱:۲۶ ب.ظ ] [ آرمان ]

 

نوشته: مسعود معصومی

 black and white photography

بسیاری از مواقع که با صبر و حوصله و با آرامی از داخل ویزور دوربین و از وسط یک لنز تله اطراف را تماشا می‌کنیم، با قطع‌ها، برش‌ها و تداخل فرم‌هائی برخورد می‌کنیم که ارزش عکاسی دارند.

 

اینکه شما یک فرم را بصورت کلاسیک می‌پسندید یا برش مدرن و سوررئالی از دنیای اطراف را ثبت کنید فرقی نمی‌کند مهم این است که شما با این کار یک تصویر خلق کرده‌اید.

 

حال اگر در این حرکت آرام سوژه‌ای را بخاطر می‌سپارید و تصمیم می‌گیرید آنرا در کنار فرم دیگری که پسند کرده‌اید قرار دهید و خلاقیت خود را عینی‌تر یا ذهنی‌تر جلوه بدهید، این کار نشان‌دهنده تجریه شما و فرار از کار کلیشه‌ای و تکراری است. هر چند این کار مشکل و نفس‌گیر است ولی به تقلا و سعی شما می‌ارزد، چون مهم نتیجه‌ای است که بدست خواهید آورد.

 

مثلاً اگر کنار پنجره بزرگ و قدی یک ویترین ایستاده‌اید و لکه بزرگ ابر در آن منعکس شده و حال شما منتظر مدل خاصی با فرم شنل، روپوش، بارانی و چتر و کلاه یا پیر خمیده یا یک جوان می‌شوید که هر سه سوژه را در هم ادغام کنید، نشان‌دهنده شناخت شما و تجربه شما در کامل کردن خلاقیت تصویر است. مخصوصاً اگر با انتخاب لنز زاویه خاصی از تصویر ِتخیلی فوق را کادره می‌کنید و قبل از عکاسی کادر خود را نیز انتخاب کرده‌اید.

 Silly Walk

در خلق یک تصویر، افقی بودن، آرامش و هماهنگی بیشتری بوجود خواهد آورد، در فرم‌های عمودی همان تصویر هیجانی‌تر و گرم‌تر خواهد شد.

 

مساحت رنگ‌های بزرگ، مثلاً سفید وسیع آسمان، بدنه ساختمان یا دیوار سفید را باید در تقسیم‌بندی فرم‌های افقی دقت کنید در تصویر نهائی زیادی بنظر نیاید. تقسیم‌بندی لکه‌های رنگ اهمیت فراوانی در خلق تصویری افقی دارند.

 

محل توقف، و زاویه و ارتفاع شما در خلق فرم و مساحت رنگ‌ها سرنوشت‌ساز است.

 

به علت عجله و بی‌حوصلگی معمولاً بعضی از سوژه‌های ضروری از کادر بیرون رفته‌اند و برعکس سوژه‌هایی که چیزی برای گفتن ندارند بیخودی و زیادی چشم را اذیت می‌کنند. علی‌رغم سرعت عمل باید با یک گردش قرینه در طول و عرض صحنه رابطه‌ی مساحت رنگ و فرم‌ها را تشخیص داده باشید و با حرکت و جابجائی خودتان و دوربین و احتمالاً انتخاب لنز بهتر کادر ایده‌آل را در رابطه با خلق تصویری خود مشخص کنید، آنچه را که باید دقت کنید این است که:

 

۱-     چه تغییری در رابطه‌ی فرم سوژه اصلی با زمینه‌ی پشت بوجود می‌آید اگر شما قدری به طرف راست یا طرف چپ حرکت کنید.

 

۲-     شاید بالای یک چهارپایه یا نردبان رفتن ضروری باشد.

 

۳-     و حتی شاید از بالای یک دیوار یا ایوان مشرف به صحنه کادربندی کنید جذاب‌تر شود.

 

۴-     شما با تجربه‌ی پرسپکتیو تصویری در همان لحظه اول متوجه ارتفاع ایده‌آل خود در صحنه خواهید شد.

 

۵-  بریدن هر یک اضلاع با حرکت دادن لنز به طرفین در قطع فرم‌ها باید دلیل تصویری داشته باشد. نور با شدت و نوع و زاویه‌ی تابش خود باید همانند نور محراب ما را به مرکز ثقل انتخاب و تفکر تصویری شما راهنمائی کند.

 

۶- مواظب عادت‌های خود و تکرارهای خود باشید که در خلق تصویر به هر صحنه‌ای کاملاً با نگاه کشف و نوآوری تمرکز کنید و از کلیشه کاری خودتان و دیگران بپرهیزید.

 

۷- در همان لحظه به امکانات و تغییرات تصویری توسط ظهور و چاپ نیز فکر کنید و فکر کنید تجربیات بعدی چه کمکی به لحظه‌ی خلق تصویری شما می‌کند. چه بسا تشخیص می‌دهید یک برش غیراستاندارد افقی خیلی باریک مثلاً یک به پنج 1:5 افقی چاپ خواهید کرد.

مثلاً در قبرستان ماشین‌های قراضه و کهنه توجه کنید که چگونه با برش تصویری توام با صبر و حوصله عکس‌های خلاقه جذابی بوجود خواهید آورد. با لنز تله و یک واید شدید تماشا کنید تا یک سوژه با دو حالت و کاراکتر کاملاً متفاوت را کشف کنید.

 

حال اگر بجای سوژه و محل بسته‌ی فوق از یک جشن محلی یا تعزیه عکاسی می‌کنید. خلاقیت شما روی حرکت ماسک‌ها، رنگ‌ها، فیگورهای بدن، انسان و اسب، خوب و بد و آنچه که بصورت سری در یک مجموعه خلاقیت خود را امتحان می‌کنید. در یک چنین صحنه‌ای تعویض بسرعت لنز از تله به واید و نزدیک شدن به سوژه‌ها و حرکت از نزدیک در لابلای آنان و قرار دادن آسمان در زمینه‌ی پشت مدل‌ها چه متوجه شما باشند، چه نباشند تصاویر سوررئال زیبائی ثبت خواهید کرد. مواظب وضوح باشید که از دست نرود. شاید صلاح باشد از حساسیت بالاتر تا حدود800ASA استفاده کنید. تنوع در یک سری تصویری اهمیت دارد.

 

1-     معماری اطراف اگر از نظر قدمت و زمینه‌ی پشت با صورت‌ها هارمونی دارد.

 

2-     کوچه‌های تنگ و باریک (مانند کوچه کاه‌گلی‌های یزد و ابیانه و کاشان و مشابه)

 

3-     انتخاب رنگ‌های قرمز و سبز و سیاه پرچم‌ها در مساحتی از تصویر و تداخل صورت‌ها یا فضا با یکایک این لکه‌های پارچه‌های رنگی.

 

4-     تغییر ارتفاع در نتیجه زاویه دید شما ناگهان فضای جدیدی جلوی چشم شما بوجود می‌آورد، از زیر ِزیر یا بالای بالا تضاد آرامش و هیجان شدید را نشان خواهد داد.

 

5-     بدون هول شدن محل خود و دوربین را با زاویه تابش خورشید حساب کنید نورهایی‌ که از پهلو بتابد بمراتب جذاب‌تر و خوش کنتراست‌تر از نورهایی است که از پشت شما به سوژه بتابد و آنها را شدیداً بدون حجم و مسطح خواهد کرد.

 

6-     دقت کنید سایه خود شما در تصاویر نیافتد بعضی مواقع کنتراست سایه‌های دیگران یا اشیاء بازی جالبی بوجود می‌آورد.

 

7-     در صورت امکان از علامت، بیرق‌ها تیغ‌های علامت و سوژه‌هایی مثل زنجیر سنج و طبل با یک مساحت سوررئال در تصویر استفاده کنید.

 

8-     پرتره‌هایی که کاراکتر جذاب تصویری دارند و وینچرسواری‌های شاد و خندان پیرمردهای در حال گریه، کودکان هیجان‌زده سقاهای سبز‌پوش کوچک، دختران با لباس‌های محلی، در خلق یک رپرتاژ سری کمک می‌کنند.

 

9-     استفاده از فیلترهای حالت دهنده یا نیمه‌رنگی بعضی مواقع یک دو عکس متنوع بوجود بیاورند البته زیاده‌روی نکنید. خون، قربانی، قمه‌زدن و سوژه‌هایی شبیه آن را امتحان کنید به خلاقیت تصویری کمک چندانی نمی‌کنند و مشمئز کننده خواهند شد. مگر اینکه ژورنالیسم و در حالت دسته عزاداران عکاسی شوند.

 

بعد از پایان یک مراسم با وسائل موجود و مصنوعی تنظیم کردن صحنه‌ها با پارچه و مدل‌ها و سوژه‌های باقیمانده و چیدن آنها البته خیلی دقیق، تعجب خواهید کرد که به نتایج بمراتب بهتر و خلاق‌تری دست پیدا کرده‌اید، امتحان کنید.

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۰:۱۳ ق.ظ ] [ آرمان ]
نوشته: مسعود معصومی

01 Atmospheric Photography with Long exposure

کیفیت تصویری طبیعت هر لحظه تغییر میکند. تغییرات نور خورشید نه تنها از نظر زاویه دید تابش و شدت آن هر ساعت فرق میکند بلکه ساعت تابش آن نیز در تغییرات رنگ و کنتراست آن مؤثر است. سحرگاه که هنوز هاله‌ی خورشید از افق سر برنیاورده است، رنگ افق تا امتداد آسمان بالای سر دوربین از طلائی براق و شفاف تا بنفش روشن تغییر میکند و بمحض اینکه هلال خورشید در افق دیده شود حالت مه‌آلود زرد رنگ میشود و آسمان هم به رنگ آبی جذاب خود تغییر میکند.

06 Atmospheric Photography with Long exposure

ما بعنوان عکاس طبیعت با تماشای حالات و تغییرات نور و بخصوص رنگ آن باید هدف تصویری خود را بخاطر بسپاریم و در لحظه‌ی رنگ مورد دلخواه خود دست به دوربین آماده باشیم. هر نوع تغییرات موضعی وضعیت رنگ ِلحظه‌ی در مورد نظر ما، به دانش و تجربه‌ی عکاسی ما در رابطه با فیلم و فیلتر و لنز و تکنیک مربوط میشود. اگر در لحظه سحرگاه رنگ آسمان را پسندیدیم ولی از رنگ زمین راضی نیستیم باید از تجربیات تکنیکی مربوط به عکاسی طبیعت استفاده کنیم. به همین دلیل تعجب ندارد اگر برای یک عکس خاص که مورد نظر شما بوده یکی دو ساعت صبر کرده‌اید تا لحظه‌ی دلخواه شما برسد. متاسفانه بعضی مواقع بفراخور ساعت روز و زاویه‌ی عکاسی و حضور خورشید در تصویر مورد نظرتان، تمام نقشه‌ها و تصمیمات از قبل گرفته‌ی شما بهم میریزد و دیگر عکس آن چیزی نیست که قبلاً دیده و انتخاب کرده بودید. این مسئله متاسفانه بعلت در اختیار نداشتن لنزهای پوشش‌دار و یا فیلم‌های رنگی خاص است اتفاق میافتد که با یکی دوبار تجربه و قدری هم مطالعه‌ مطالب مربوط به رابطه نور و تکنیک، این اشکال هم برطرف میشود.

اینکه بعضی از عکس‌های طبیعت عکاسان معروف باعث تعجب توام با قدری حسرت ما میشود هیچ موضوع خاص و مهمی نیست فقط داشتن صبر و حوصله و وقت و علاقه به رفع عیب و اشکال رنگ و کنتراست و فرم تصویر طبیعت است. فراموش نکنید حتی در عکاسی طبیعت هم مانند عکاسی خبری، لحظه و زمان عکاسی سرنوشت ساز است.

اگر یکایک نصایح و پیشنهادات فوق را رعایت کردید و باز از عکس خود راضی نیستید ناراحت نشوید چون محل نیز در تغییرات نور و رنگ تاثیر گذار است. ممکن است محل ایستادن شما نسبت به رابطه‌ی نور با سوژه‌های موجود در عکس طبیعت اشکالاتی ایجاد کرده‌است. مثلاً یک کوه بلند و عمود طرف راست تصویر شما را پوشانده و این ارتفاع تیره و بلند دیدگاه شما را نسبت به طرف چپ تصویر بهم ریخته‌است. معمولاً در مواقعی که مانع طبیعی از قبیل کوه یا دره عمیق و قطعه ابر بزرگ تیره تعادل دیدگاه خلاقه شما را بهم ریخته‌است، بهترین کار تغییر و تمرین گرفتن همین عکس در ساعات دیگر است. تجربه ثابت کرده در بیشتر مواقع همین موانع دردسر ساز در ساعات دیگر نه تنها عیب و اشکالشان برطرف میشود بلکه بسیاری مواقع نور جدید و زاویه‌ی خلاقه جدیدی برایتان بوجود میاورد. مثلاً یک آبشار باریک و بلند که از لابلای یک کوه سنگی به پایان میریزد، فقط در لحظات خاص از روز حالت شفاف و مرواریدی‌شکل خود را نشان میدهند و در بسیاری از لحظات دیگر بعلت تاریکی موضعی، فرم زیبای شفاف و سفید خود را از دست میدهند.

 

[ دوشنبه بیست و ششم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۳۸ ق.ظ ] [ آرمان ]
مسیر پیشنهادی من ظاهراً به صورت مراحل مختلف است اما در عمل، گاه لازم است چندین مرحله را با یکدیگر طی کرد.

تکنیک صحیح عکاسی برای کسی که می‌خواهد در عکاسی پیشرفت کند، ضروری است. نباید آن را دست کم گرفت و یا از آن گذشت. مطمئن باشید کسی که تکنیک عکاسی را به‌خوبی می‌داند، ‌به‌تر و سریع‌تر پیشرفت خواهد کرد.

مرحله اول :۱- آشنایی با تکنیک عکاسی

technique photography Rugby League Varsity Part II :  Shooting and Camera technique

۱-۱ : آشنایی دقیق با دوربین: روی کلمه «دقیق» تأکید دارم تا بگویم که باید دوربین مانند موم در دستان‌تان باشد. هم برای آن که بتوانید از آن برای تهیه عکس‌هایی که می خواهید، استفاده کنید و هم برای آن که دوربین مانند یک عنصرمزاحم برای شما باعث عدم تمرکز نگردد. بعداً خواهم گفت که تمرکز، دیدن و تفکر، شرایط ضروری برای تهیه عکس خوب هستند و هیچ چیزی نباید مانع این مسیر گردد. دوربینی که حاوی دکمه‌ها و کنتر‌ل‌های مختلف است، برای کسی که با آن آشنایی ندارد، بیشتر یک عامل مزاحم خواهد بود تا وسیله‌ای برای تهیه عکس خوب.

دفترچه راهنمای دوربین‌تان را کاملاً و چند بار، از ابتدا تا انتها بخوانید و بر روی دوربین تمرین کنید. نکاتی را که به نظرتان مهم هستند، یادداشت کنید و با مرور چندباره، به‌خاطر بسپارید.

1x1.trans The Top 4 Street Photography Techniques

۱-۲: آشنایی با مفاهیم اولیه تکنیک عکاسی: شاتر، دیافراگم، ایزو، نورسنجی، فوکوس، فاصله کانونی، براکت، فرمتهای فایلی عکس و تمام مواردی که موقع عکاسی به آن‌ها نیاز دارید. این‌ها را باید یاد بگیرید و به صورت دقیق تمرین کنید و با کنترل‌های دوربین‌تان تطابق دهید. روش آموختن آنها، کتاب‌های عکاسی، مطالب آنلاین فارسی و انگلیسی وشرکت در کلاسهای عکاسی است. باز هم باید این آموختن دقیق باشد. باید بتوانید از حالات مختلف نورسنجی دوربین در شرایط خاص استفاده کنید و باید بتوانید عکس‌هایی بگیرید که مشکل تکنیکی نداشته باشند.

۱-۳ : آشنایی با پروسس عکس: برای کسی که می‌خواهد در عکاسی پیشرفت کند، این مرحله نیز الزامی است. پروسس عکس نه به معنای عامیانه «دستکاری» که به معنای بهبود اطلاعات عکس و استخراج آن و تغییر این اطلاعات بر حسب هدفی است که اصلاً عکاس، عکس را برای آن تهیه کرده است. در این فرآیند می‌توان روشنایی و طیف تونال عکس را اصلاح کرد و آن را تغییر داد. می‌توان رنگ‌ها بهینه کرد و می‌توان جزییات عکس را تغییر داد.

احتمالاً شنیده‌اید که برخی می‌گویند عکس دوربین را نباید وارد نرم‌افزار کرد تا اصالتش از بین نرود. اینان در اساس به‌علت عدم آشنایی با دوربین و فرآیند عکاسی دیجیتال چنین احکامی صادر می‌کنند. عکسی که از دوربین بیرون می‌آید قبلاً توسط پردازنده ضعیف دوربین و نرم‌افزار ساده آن، تغییر پیدا کرده است و اصلاً حاوی هیچ‌گونه اصالتی نیست!

پروسس فایل با نرم‌افزارهای مختلفی صورت می‌گیرد که محصولات شرکت ادوبی در این زمینه پیشتازند. فتوشاپ در زمینه عکاسی و پروسس عکس بسیار کامل است و با توجه به رایگان بودنش در اینجا بهتر است سراغ نرم‌افزار دیگری نروید. اما محصول دیگری نیز ادوبی دارد به نام لایت‌روم. این محصول نیز می‌تواند بسیاری از نیازهای عکاسان را پاسخ دهد و از سوی دیگر امکان مدیریت فایلی را نیز برای آنان فراهم می کند. این مدیریت فایلی جزئی از یک فرآیند بزرگ‌تر است با نام «روند کاری» که از هنگام تهیه عکس شروع می‌شود و با انتقال فایلها به دوربین ادامه می‌یابد و بک‌اپ‌گیری و پروسس و تهیه خروجی‌های مختلف، از جمله مراحل دیگرش هستند.

علاقمندان جدی عکاسی بهتر است (یا واجب است) که به تدریج به سمت استفاده از فایلهای RAW بروند. این فایل‌ها برخلاف فایلهای JPEG، حاوی اطلاعات خام دوربین هستند و علاوه بر اینکه توسط پردازنده دوربین دست‌کاری نشده‌اند، امکانات فوق العاده‌ای برای عکاس فراهم می‌کنند تا بتواند بهترین پردازش را مطابق نظر خود بر روی فایلها انجام دهد. پروسس این فایلها هم در لایت‌روم و هم در فتوشاپ امکان‌پذیر است.

روش آموزش این مرحله: کتاب‌هایی است که در آنپروسس را برای عکاسان توضیح می‌دهند. اصلاً نباید کتاب‌هایی را تهیه کنید به آموزش نرم‌افزار فتوشاپ می‌پردازند. بلکه کتاب‌هایی مفید هستند که فقط نیازهای عکاسان را نشانه گرفته‌اند. اگر زبان می‌دانید از کتاب‌های زبان اصلی استفاده کنید. شرکت در کلاسها و مطالب آنلاین نیز راههای دیگری برای یادگیری هستند.

مرحله دوم: تمرین دیدن

دیدن صحیح را باید تمرین کنید. باید بتوانید دنیا را از طریق دید اختصاصی خود به بیننده نشان دهید و این کاری مشکل‌تر از مراحل قبل است.

روش آموزش: کتاب‌های ترکیب‌بندی و مطالب وسیعی که در محیط آنلاین وجود دارد.

۲-۱ کلاسهای عکاسی: آشنایی با اصول ترکیب‌بندی عکس و دیزاین: در اینجا باید بیاموزید که چه کادری قوی استو چه کادری ضعیف. چگونه عناصر مختلف را در کادر جای‌دهی کنیدو چگونه عناصر غیر ضروری را حذف کنید.

۲-۲ تمرین دیدن: پس از طی مرحله قبل باید تمرین کنید تا «دید»تان را تقویت کنید. عکس‌های معروف را ببینید. در نمایشگاههای عکس شرکت کنید و با دقت عکسها را ببینید و سعی کنید نقاط قوت و ضعف آن‌ها را از لحاظ ترکیب شناسایی کنید. عکسهای قبلی خودتان را ببینید.

هر جایی که هستید، حتی بدون دوربین، سعی کنید که با چشم‌تان سوژه های اطراف را ببینید و کادر بندی کنید. این تمرین بسیار مفید است و دید‌تان را تقویت خواهد کرد. سعی کنید در جایی که اصلاً سوژه‌ی قابل توجهی ندارد، کادرهایی مناسب پیدا کنید.

مرحله سوم: بهبود تفکر و دید هنری

خب این مرحله چندان قابل نسخه‌پیچی نیست. چون اصولاً زیاد سرراست و مشخص نیست. نیاز به سعی و تلاش بسیار دارد. باید با مطالعه کتاب‌ها بخصوص کتاب‌هایی در زمینه هنر عکاسی و فلسفه آن، با تفکر عکاسی آشنا شوید. این سطح مشخصاً بالاتر از سطوح قبلی است و برای پیشرفت در عکاسی به سطحی فراتر از تکنیک و کادر، به آن نیاز خواهید داشت. باید عکس‌های معروف را ببینید و نقدهای معروف را بخوانید. باید بفهمید که چرا یک عکس که در نظر شما چیز مهمی نیست، در طول تاریخ آن‌قدر معروف شده و آن‌قدر ارزش پیدا کرده است. تاریخ هنر، فلسفه هنر، تاریخ عکاسی، ارتباط عکاسی با سایر هنر مانند ادبیات و موسیقی، نقد عکس، مفهوم زیبایی و فلسفه زیبایی از دید فلاسفه بزرگ، برخی از عناوینی‌ هستند که باید با آن‌ها آشنا شوید.

مرحله چهارم: نمایش عکس‌های شخصی

خب این مرحله لازم نیست که الزاماً در آخر باشد. در پایان همه مراحل قبل باید عکس‌های تان را به نمایش بگذارید تا از نظر دیگران بهره ببرید. مطمئناً این «دیگران» فقط پدر و مادر و همسر و دوستان نزدیک نیستند. باید عکس‌های خود را در معرض دید افراد آشنا با فن و هنر عکاسی قرار دهید تا با شنیدن راهنمایی‌های آن‌ها، عیوب خود را برطرف کنید. گالری‌های آنلاین بسیاری وجود دارند که در آن‌ها اعضا به نقد عکس‌ها می‌پردازند. نشان دادن عکس‌ها به استادان عکاسی و صاحب‌نظران بسیار ارزشمند است. داشتن فتوبلاگ و شنیدن نظرات مخاطبین مختلف می‌تواند نکته‌های زیادی به شما بیاموزد.

مسیری که ترسیم شد برای پیشرفت عکاسی است اما بی‌نیاز از تأکید است که در این نوشتار کوتاه نمی‌توان به همه جزیبات پرداخت. این مطلب را فقط به عنوان یک نقشه ابتدایی در نظر بگیرید و بتدریج از نظرات افراد صاحب‌نظر و مجرب استفاده کنید.


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۲:۴۸ ب.ظ ] [ آرمان ]

در دنیای عکاسی اعدادی هستند که از آنها به عنوان دیافراگم‌های استاندارد نام می‌بریم. این اعداد را همه ما می‌شناسیم:

f/1 ، f/1.4 ، f/2 ، f/2.8 ، f/4 ، f/5.6 ، f/8 ، f/11 ، f/16 ، f/22 ، f/32

در نگاه نخست، به نظر می‌رسد که تمامی این اعداد به صورت اتفاقی در این سری قرار گرفته‌اند. اما واقعیت این است که تمامی این اعداد بر اساس یک روند کاملا علمی ساخته شده‌اند. به خاطر سپردن این اعداد نیز به شما کمک می‌کند که در هنگام نوردهی به سرعت و راحت‌تر بتوانید بین آنها جابجا شوید. اما چرا این اعداد تا این حد مهم هستند و چگونه باید آنها را به خاطر بسپاریم؟

دیافراگم کامل چیست؟
اعداد دیافراگم، یک سری عداد هندسی متوالی هستند که به عنوان گام‌های کامل شناخته می‌شوند و چیزی که آنها را متمایز می‌کند این است که هر کدام از آن اعداد نماینده عددی از دیافراگم هستند که نور آن دیافراگم دقیقا دو برابر یا نصف نور دیافراگم همسایه خود است. به عنوان مثال دیافراگم f/5.6 دقیقا دو برابر نور عبوری از دیافراگم f/8 را از خود عبور می‌دهد. بنابراین اگر قصد داشته باشید از دیافراگم F/5.6 به دیافراگم f/8 بروید و میزان نوردهی شما همچنان ثابت بماند، باید سرعت شاتر خودتان را دقیقا دوبرابر کندتر کنید. فرضا ذاگر در حال عکاسی در سرعت 1/200 ثانیه باشید باید آن را به 1/100 ثانیه کاهش دهید.

با خاطر داشتن اعداد دیافراگم به شما امکان می‌دهد به راحتی بین دیافراگم‌های مختلف جابجا شده و به سرعت میزان نوردهی جدید را محاسبه کنید.

ممکن است شما روی دوربین‌تان با بخشی از این اعداد روبرو شوید. البته برخی اوقات نیز اعداد دیافراگمی که می‌بینید، با افزایش یا کاهش نصف یا یک سوم گام از یکی از این گام‌های کامل آغاز می‌شود. به یاد داشته باشید که بهرحال برای محاسبه به گام‌های کامل نیاز دارید و این افزایش و کاهش نیز می‌تواند به عنوان کسری از میزان نورسنجی به حساب بیاید.


این اعداد عجیب و غریب از کجا می‌آیند؟

در لنز‌های مختلف با دهانه‌های مختلف، میزان نور یک گام از دیافراگم دقیقا مشابه است. یعنی میزان نور ورودی دیافراگم f/5.6 در یک لنز با دهانه 52 میلی‌متر با یک لنز با دهانه 72 میلی‌متر مشابه است. برای اینکه این مقادیر روی تمامی لنز‌ها یکسان باشند، در واقع عدد دهانه دیافراگم را از یک فرمول کاملا وابسته به اندازه لنز بدست می‌آورند تا میزان نور در همه لنز‌ها یکسان باشند:

(قطر لنزی که از آن استفاده می‌کنیم) / (فاصله کانونی) = عدد دیافراگم


برای مثال، اگر در حال عکاسی با یک لنز با فاصله کانونی 100mm باشید، و دهانه دیافراگم شما دارای قطری برابر 25mm باشد، قطعا روی دیافراگم 4 قرار دارید. زیرا 100/25=4 است.

aperture

احتمالا الان می‌توانید حدس بزنید که چرا لنز‌های تله بلند سریع (لنز‌هایی که دارای دیافراگم‌های بسیار باز هستند) تا بدین حد گرانقیمت ونایاب هستند. فرض کنید اگر کانن بخواهد لنزی با فاصله کانونی 200 میلی‌متر (مانند همان لنز‌های معروف 70-200mm) و دهانه دیافراگم 1.8 تولید کند، باید قطر دهانه لنز چیزی حدود 111 میلی‌متر باشد(200/Diameter=1.8). البته این اندازه عدسی دوربین است و با لبه لنز و محل اتصال فیلتر‌ها و غیره به بیش از 13 سانتی‌متر می‌رسد. حجم و وزن چنین لنزی را حدس بزنید!

 depth-of-field-comparison

حالا شاید فکر کنید که برای دوبرابر کردن نور ورودی، دهانه دیافراگم باید چقدر تغییر کند. این مقدار دو برابر نیست. زیرا همانطور که می‌دانید درباره سطح یک دایره، قطر دایره رابطه مستقیم با مساحت آن ندارد. اگر شما بخواهید سطح یک دایره را دوبرابر کنید، باید قطر آن به اندازه جذر عدد 2 یا دقیقا 1.414 برابر شود. به همین دلیل است که تمامی اعداد دیافراگم دقیقا با دیافراگم بعدی خود با اندازه ضرب در فاکتور 1.414 برابر هستند:

2.8 = 2.0 * 1.414
4 = 2.8 * 1.414
5.6 = 4 * 1.414

...

شاید این اولین باری باشد که در دنیای عکاسی اینهمه عدد و رقم و محاسبه می‌بینید. اصولا عکاسان حرفه‌ای در حین عکاسی این شمارش و ضرب و تقسیم را انجام نمی‌دهند. در واقع اعداد دیافراگم همانند نت‌های موسیقی برای یک موزیسین، در ذهن عکاسان جاریست. اما حداقل این یک روش خوب برای فهم و به یادسپردن این نت‌های عکاسی در قدم‌های نخست یادگیری است.

 


موضوعات مرتبط: آموزش عکاسی
[ شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۲:۳۰ ب.ظ ] [ آرمان ]

نویسنده: مهندس ساناز احمدزاده، ‌مهندس سيده زينب طالب‌زاده، مهندس زهرا حسن زاده،


بيماري‌هاي قلبي عروقي از مهم‌ترين و شايع‌ترين بيماري‌ها در سراسر جهان به شمار مي‌روند. پزشكان همواره تاكيد مي‌كنند پيشگيري بهتر از درمان است و اين واقعيتي انكار ناپذيراست. پيشگيري از بيماري هاي قلب و عروق به جز عوامل ژنتيك تا حد زيادي به شيوه زندگي و عادات غذايي بستگي دارد. رعايت يك برنامه غذايي مناسب و سالم ، داشتن تحرك در زندگي روزمره، كنترل وزن، عدم استعمال دخانيات و دوري از استرس، لازمه سلامت قلب هستند. درصورت انسداد سرخرگ‌هاي قلب اقدامات پزشكي براي رفع آن لازم است و براي جلوگيري از پيامدهاي ناخوشايند ناشي از بيماري‌هاي قلبي، بايد درمان لازم صورت گيرد. با پيشرفت علم و تكنولوژي‌هاي اخير مهندسان پزشكي همواره به دنبال روش‌هايي با هزينه و زمان كمتر براي كمك به بيماران بوده‌اند كه در اينجا به برخي از اين قبيل روش‌ها در كمك به بيماران قلبي اشاره مي‌كنيم.

قلب
قـلـب عـضو بسيار مهم و حياتي است كه از چهار حفره اصلي (‌دو دهليز و دو بطن)  تشكيل شـده اسـت و بـا انـقباض خود (حدد 70 بار در دقيقه) خون را در ريه‌ها و سراسر بدن به جريان مي‌اندازد و بدين طريق اكسيژن و مواد مورد نياز را بــه سـلــول‌هــا رسـانـده و مـواد زائـد نـاشـي از سوخت و سازسلول‌ها را جمع‌آوري و توسط كليه‌ها و پوست دفع مي‌كند. به علاوه قلب با تلمبه كردن خون تيره سياهرگ‌ها به ريه موجب اكسيـژن‌گيـري مجـدد و دفـع دي اكسيـد كـربن خـون تـوسـط ريـه‌هـا مـي‌شود. خود قلب براي انجام عمل انقباض و خونرساني به جريان خون كافي و مناسب نيازمند است كه اين كار توسط شــريــان‌هــايــي بـه نـام (شـريـان كـرونـر) صـورت مي‌گيرد. اين شرائين در اصل از ريشه آئورت كه شاهرگ اصلي بدن است منشاء گرفته و خون را به بافت عضلاني قلب مي‌رساند.

 اختلالات قلبي عبارتند از :
آترواسكلروز(تصلب شرائين:) به طور معمول ديواره داخلي سرخرگ‌ها صاف و انعطاف پذير است كه امكان حركت جريان خون را به راحتي فراهم مي‌كند، اما گاهي با گذشت زمان تجمع باقيمانده ذرات چربي در داخل ديواره رگ منجر به تشكيل يك پلاك عروقي مي‌شود. زماني كه اين روند (كه آترواسكلروزيس يا تصلب شرايين نام دارد) باعث شكنندگي و تنگي سرخرگ كرونر شده و آن را دربرگيرد بيماري عروق كرونر رخ خواهد داد. ادامه تشكيل و رسوب باقيمانده‌هاي چربي در ديواره عروق، باعث باريك‌تر شدن سرخرگ‌ها شده و جريان خون كاهش مي‌يابد. اين پلا ك‌ها مي‌توانند جريان خون سرخرگي را به حدي كاهش دهند كه باعث درد قلبي (آنژين) يا حمله قلبي شوند. 
آنژين صدري: ‌به صورت درد و ناراحتي در قفسه سينه، بازو، گردن يا فك ظاهر مي‌شود و زماني روي مي‌دهد كه عروق كرونر اجازه عبور خون كافي را به عضله قلب نمي‌دهند. آنژين به طور مشخص طي فعاليت بدني يا استرس روحي يعني زماني كه قلب شديدتر كار مي‌كند و به اكسيژن بيشتري نياز دارد، روي مي‌دهد و تنها چند دقيقه (5- 1دقيقه) طول مي‌كشد و با استراحت فروكش مي‌كند. در آنژين صدري آسيب دائمي به عضله قلب وارد نمي‌شود.
حمله قلبي(آنفاركتوس :) در حمله قلبي، يك لخته خون معمولا در قسمت بار يك رگ شكل مي‌گيرد و راه عبور خون را مسدود مي‌كند. اين قطع جريان خون داراي اكسيژن در عضله قلب منجر به صدمه به بخشي از عضله قلب مي‌شود. برخلاف درد آنژين، درد ناشي از حمله قلبي معمولا بيش از 15 دقيقه طول مي‌كشد و با استراحت برطرف نمي‌شود. براي جلوگيري از وقوع حمله قلبي ناشي از انسداد عروق كرونر امروزه روش‌هاي تشخيصي و كارآمدي وجود دارد. يكي‌از مطمئن‌ترين روش‌ها براي تشخيص وجود گرفتگي در عروق كرونر آنژيوگرافي است. در انفاركتوس بخشي از عضله قلب دچار نكروز يا آسيب دائمي مي‌شود.


تاريخچه آنژيوگرافي
اين روش كه در ابتدا بر روي حيوانات آزمايشگاهي انجام شد، براي اولين بار در سال 1929 توسط ورنر فورسمن بر روي انسان صورت گرفت. هدف فورسمن ابداع روشي براي رساندن مستقيم داروها به درون قلب بود، اما قابليت تكنيك فورسمن، به عنوان يــك ابـزار تشخيصـي تـوسـط افـراد ديگـر مـورد تـوجـه قـرار گرفت. امروزه سالانه بيش از يك ميليون كاتتريزاسيون و آنژيوگرافي قلبي براي اهداف تشخيصي، مداخله درماني يا هردو انجام مي‌پذيرد.

آنژيوگرافي
آنــژيــوگــرافــي يــا آرتــريــوگــرافـي يـك روش تصـويـربرداري پزشكي است كه در آن اجزاي دسـتـگــاه گــردش خــون شــامــل: ســرخــرگ‌هـا، سـيـاهـرگ‌هـا و حـفـره‌هـاي قـلب با تابش اشعه ايكس به تصوير كشيده مي‌شوند. آنژيوگرافي يكي از اقدامات تهاجمي قلبي به شمار مي‌رود به اين صورت كه كاتتر يا لوله‌اي باريك از طريق سياهرگ يا سرخرگ‌هاي پا يا دست به سمت قلب هدايت شده و مستقيما اندازه گيري‌ها و تصويربرداري‌هاي لازم را ميسر مي‌سازد.
نتايج به دست آمده از آنژيوگرافي كرونري عبارتند از مشخص كردن تعداد عروق كرونري، نـشـان دادن مـحـل دقـيق انسداد داخل عروق و نشان دادن وسعت انسداد عروق.
 راه‌هــاي درمـان گـرفـتـگـي رگ‌هـاي كـرونـر بـراسـاس ميـزان گـرفتگـي عـروق شـامـل درمان دارويي، آنژيوپلاستي و عمل جراحي قلب باز است.

كاربرد درماني آنژيوپلاستي
در اين روش بادكنك يا بالون بسيار ظريفي به داخل رگ‌هاي بدن فرستاده مي‌شود و با فشار بر ضايعه‌اي كه موجب تنگي رگ شده است باعث ايجاد شكاف شده و ميزان گرفتگي را به ميزان قابل توجهي كاهش مي دهد. گاه از حلقه‌هاي ظـريـف و فنر مانندي استفاده مي‌شود كه مانع گرفتگي مجدد رگ مي‌شود.

استنت 
استنت يك لوله مشبك و فنر مانند است كه در محل گرفتگي تعبيه مي‌شود تا از گرفتگي مجدد رگ جـلــوگـيــري كنـد و عمـومـا شـامـل دو نـوع دارويي (آغشته به ماده دارويي ضدپلاكتي) و غير دارويي است.

ليزر جايگزين بالون 
آنژيوپلاستي با ليزر، جايگزين مناسبي براي بالون است كه در دهه اخير توسعه يافته و يك روش مـفـيد براي بيماري‌هاي عروق كرونري است.  اثر ليزر آنژيوپلاستي به عنوان يك روش تجربي تا مدت ها باقي مي‌ماند و در برخي مراكز تحقيقاتي انجام مي‌شود. اين روش مشابه بالون آنژيوپلاستي است، با اين تفاوت كه كاتتر ليزر، برنده و تيز است و يك پروب فلزي يا يك كابل فيبر نوري دارد كه توسط يك دسته از پرتوهاي نوري، ضايعات چربي را كه در ديواره عروق كرونر رسوب كرده از بين مي‌برد.

عوارض آنژيوگرافي و آنژيوپلاستي
‌بيمار ممكن است به ماده كنتراست واكنش حساسيتي نشان دهد. 
 خطر لخته شدن خون درون لوله كاتتر و انتقال آن به عروق و انسداد رگ‌ها
 كاهش عملكرد كليه‌ها در بيماران مبتلا به ديابت يا مشكل كليوي به دليل دفع ادراري ماده كنتراست
 ممكن است آنژيوگرافي موفق به رفع گرفتگي نشود، حتي اگر توانست تنگي را برطرف كند امكان تنگي مجدد وجود دارد يا امكان دارد استنت در محل مناسب تعبيه نشده باشد. 
‌به دليل استفاده از اشعه ايكس،در خانم‌ها بايد تست بارداري انجام شده و عدم بارداري اطمينان حاصل شود (مقدار اشعه بي خطر به نظر مي‌رسد)
 در آنژيوپلاستي مانند آنژيوگرافي عوارض كم و ناچيز است اما به ندرت اتفاق مي‌افتد كه كاتتر عروق را پاره كند و موجب خونريزي داخلي شود و نيز امكان دارد كاتتر قسمتي از ديواره داخلي عروق خوني را كنده و باعث  انسداد شود.

دستگاه سي‌تي آنژيو 
عـوارض دستگـاه سـي تـي آنـژيـو قطعـا بسيـار كمتـر از آنژيوگرافي است اما گاهي متخصصان قلب بدون توجه به اين مسئله براي بيمار آنژيوگرافي تجويز مي‌كنند و به صورت خودارجاعي خودشان انجام مي‌دهند. دستگاه‌هاي كه به عنوان دستگاه سي تي آ‌نـژيـو معـروف شده‌اند در واقع دستگاه‌هايي سي تي اسكن 64 اسلايس هستند كه مي‌توانند علاوه بر اسكن قسمت‌هاي مختلف بدن از داخل رگ و عروق كرونر قلب هم تصويربرداري كنند.
‌تصـويـربـرداري ايـن دستگاه‌ها بسيار دقيق است و عوارض آن به مراتب كمتر از دستگاه‌هاي آنژيوگرافي است . ديگر لازم نيست وسيله تصويربرداري وارد رگ بيمار شود و مثل يك عكس ساده كليه با تزريق وريدي از جلوي آرنج ، تصويربرداري از عروق انجام مي‌شود و فرد مراجعه كننده بلافاصله مي‌تواند از روي تخت بلند شود و به خانه برود و هيچ عارضه‌اي ندارند. در حالي كه آنژيوگرافي بسيار دردناك است و فرد بيمار بايد عوارض زيادي را تحمل كند، ‌هزينه سي تي آنژيو نيز در گران‌ترين مراكز خصوصي كمتر از نصف آنژيوگرافي است اما برخي متخصصان قلب براي اينكه سي تي ‌آنژيو را متخصص راديولوژيست انجام مي‌دهد براي بيمار آنژيوگرافي تجويز مي‌كنند و به صورت خود ارجاعي خودشان اين كار را انجام مي‌دهند بدون اينكه هيچ مرجع ديگري بر لزوم اين كار نظارت داشته باشد. بحث خودارجاعي پزشكان در تمام كشورها يك بحث چالش برانگيز است و هيچ بعيد نيست كه منـافـع مـادي در تجـويز اين موارد دخيل باشد، نـمــي‌تــوان گـفــت كــل ايـن نـوع خـدمـات خـود ارجاعي ممنوع شود اما بايد قانونمند شود و يك گـروه مـتـخـصـص بـايـد ايـن موارد را تأييد كنند و‌گر‌نه ممكن است پزشك براي سود بيشتر به بيمار يا بيمه ضرر بزند. مسئله ديگر اين است كه تعداد دستگاه‌هاي سي تي آ‌نژيو در كشور كمتر از نياز كشور است، در زمان حاضر حدود ‌3تا 4دستگاه سي تي آنژيو در كشور  وجود دارد كه برخي از آن‌ها در بخش خصوصي است و براي رسيدن به اين هدف بايد در هر استان حداقل يك مركز سي‌تي آنژيو يا سي تي اسكن ‌64 اسلايس وجود داشته باشد.

مزاياي سي تي آنژيوگرافي
‌سي تي آنژيوگرافي قادر است تنگ شدن عروق خوني را به موقع تشخيص دهد و درنتيجه زمان كافي براي درمان وجود دارد.
 سـي تـي آنـژيـوگرافي جزئيات آناتوميك دقيق تري از عروق خوني نسبت به  MRI مي‌دهد.

محدوديت‌هاي آنژيوگرافي CT
در شـخـصـي كـه بـسـيـار چـاق اسـت تصاوير كيفيت بسيار خوبي نخواهند داشت. 
در بـيـمـارانـي كـه بـيـمـاري كليوي پيشرفته يا ديابت شديد دارند نبايد انجام شود چون ماده حـاجـب مـي‌تـوانـد بـه عـمـلـكـرد كـلـيوي صدمه بيشتري بزند. 
اگر بيماري، ضربان نامنظم قلب داشته باشد يا پلاك هاي متعدد كلسيمي در جدار رگ داشته باشد ممكن است CT آنژيوگرافي به سختي تفسير شود . 
CT آنژيوگرام به اندازه آنژيوگرافي با كاتتر در عكس‌برداري از عروق پيچ در پيچ قابل اطمينان نيست . به خصوص در شريان‌هاي كرونري در قلبي كه به سرعت در حركت است.
CT آنژيوگرافي براي ديدن عروق خوني در نقاط كليدي بدن استفاده مي‌شود كه شامل : مغز، كليه‌ها، لگن، پاها، قلب گردن و شكم است.

پزشكان از روش سي تي آنژيو براي موارد زير استفاده مي‌كنند :
‌تشخيص بيماري‌ها و آنوريسم (بزرگ شدن)آئورت و ساير رگ هاي بزرگ.
‌تشخيص تنگي‌ها در رگ‌هايي كه جريان خون را به مغز محدود مي‌كند و منجر به حمله مغزي مي‌شود.
‌تشخيص بيماري‌ها در شريان‌هايي كه به سمت پاها مي‌روند و نازك شده‌اند. 
‌ديدن مسير رگ‌هاي كليه براي پيوند كليه يا بيماري‌هاي رگ‌ كليه. 
‌صدمه را در شريان‌هاي گردن، سينه، شكم و لگن نشان مي‌دهد. 
‌شريان‌هاي تغذيه كننده به تومور را قبل از جراحي ارزيابي مي‌كند. 
‌شريان‌هاي ريوي را براي تشخيص آمبولي ريه بررسي مي‌كند

منابع

[1]Sohaili Ikram MD, Massoud Leesar MD, Ibrahim Fahsah MD, ebook " Peripheral Angiography "
Micheal W. Cleman,." Cronary Angioplasty and  interventionalCardiology" 

 

[ شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۱:۶ ق.ظ ] [ آرمان ]
 

کلینیک پروتز چشم (چشم مصنوعی )بهرو‌پروتز چشم يا چشم مصنوعي وسيله يا چيزي است كه به جاي چشم از دست رفته يا تغيير شكل داده قرار مي گيرد تا شكل طبيعي براي آن ايجاد كند.متاسفانه در بعضي موارد به علت ضربه، عفونت، ناهنجاري هاي مادرزادي يا بيماري هاي اكتسابي، فرد يك چشم خود را از دست مي دهد. در اين موارد هدف چشم پزشك احياي ظاهر فرد با استفاده از پروتز متحرك است. در سال هاي اخير كاشت پروتزهاي متخلخل كروي باعث نتايج بهتر و عوارض كمتر در جراحي كاشت پروتز در كاسه چشم شده است.

 

پـروتـزهاي چشم از يك ديدگاه به دو دسته پيش ساخته (آماده) و قالب گيري شده تقسيم مـي‌شـونـد. پـروتـزهاي پيش ساخته به صورت انـبـوه تـوليد شده و قيمت ارزان‌تري دارند. در عــوض مـعــايـبــي داشـتــه و مــزيــت پــروتـــزهـاي قـالب‌گيري شده را ندارند و جز براي استفاده مــوقــت تــوصـيـه نمـي شـونـد. پـروتـزهـاي پيـش ساخته در بسياري از كشورها تنها در كوتاه مدت و بـراي اسـتـفـاده مـوقت مورد استفاده قرار مي گيرند . حركت نا‌مناسب، تفاوت زياد با چشم ديگر، جنس اكريليك نا مرغوب، ضريب خطا و آسـيب بالا به حدقه از معايب پروتزهاي پيش ساخته است. پروتزهاي قالب گيري و ساخته شده از نظر هماهنگي با چشم و مزايــاي ديگر به هيچ وجه با پروتزهاي پيش ساخته قابل مقايسه نبوده و ضمنا بهاي بيشتري دارند.
پروتزهاي چشم از جنبه مواد مورد استفاده در سـاخـت نـيـز بـه دو دسـتـه آكـريـلـي و شـيـشـه‌اي تقسيـــــم مـي شـونـد كـه نـوع شيشه اي بيشتر به صورت پيش ساخته مورد استفاده قرار مي گيرد.كاربرد پروتزهاي شيشه اي در دنيا روزبه روز كاهش يافته و حتي در برخي كشورها  مانند ايالات متحده آمريكا منسوخ شده است و تنها در كشورهايي مثل آلمان و سوئيس هنوز ساخته شده و مورد استفاده قرار مي‌گيرند.
از معايب عمده پروتزهاي شيشه اي شكننده بودن آن ها است و تنها با يك برخورد جزيي از بين مي روند. بالعكس پروتزهاي آكريلي در مقابل ضربه و افتادن مقاوم هستند. پروتزهاي شيشه اي پس از ساخته شدن ديگر قابليت تغيير و اصلاح ندارند و در صورتي كه نياز به اصلاح پيدا كنند بايد پروتز را به طور كامل تعويض كنند. در حالي كه پروتزهاي آكريلي قابليت اصلاح دارند.
در حدود 6 هفته پس از انجام عمل تخليه چشم و به تشخيص پزشك معالج ، بيمار مي‌تواند براي دريافت پروتز به كلينيك سازنده مراجعه كند.

تخليه چشم (Enucleation)
بيماران در هنگام عمل تخليه چشم بر روي آنان نسبت به قيافه ظاهري خود بعد از عمل جراحي احساس نگراني مي كنند كه البته مسأله اي طبيعي است. برخي از دلايل تخليه چشم عبارتند از:
1-چشم دچار نابينايي و دردناك است.
2-تومور يا تومورهايي در چشم رشدكرده اند.
3-جراحت يا ضايعه شديد در چشم پيش آمده است.
از ديدگاه يك چشم پزشك عمل تخليه چشم آخرين راه حل است و زماني انجـــام مي‌شود كه درمان هاي ديگر پاسخگو نباشد. در طي اين عمل كره چشم از محل خود خارج شده و يك ايملنت  )Implant( به جاي آن قرار داده مي شود. ايمپلنت مانند يك توپ پلاستيكي و داراي انواع مختلفي است كه جديدترين آن از نوع هيدروكسي آپاتيت    ‌است و از نوعي اسفنج دريايي ساخته مي شود . اين ايمپلنت با بدن انسان تطابق و هماهنگي بالايي داشته و بافت دروني آن به استخوان انسان شباهت زيادي دارد.
ايمپلنت درون حفره چشم قرار گرفته و عضلات چشم بر روي آن متصل  مي شود. بعد از انجام عمل تا زمان بهبود جراحت يك قطعه پلاستيكي به نام كانفورم  به طور موقت در زير پلك‌ها قرار مي گيرد.

ساخت پروتز چشم
 ‌براي ساخت پروتز چشم بايد ابتدا از حفره چشم فرد قالب گيري شود كه اين مرحله براي بيمار دردي ندارد. ماده مورد استفاده در ساخت پروتزهاي چشم قالب گيري شده‌، نوعي رزين آكريليك است كه در تماس با بدن حساسيت ايجاد نمي كند. مراحل پي در پي ساخت پروتز چشم عبارتند از :
1-قالب گيري  
2- پرو اوليه  
3- پرو اسكلرا       
4-  رنگ آميزي  
5- روكش پروتز  
6- پرداخت و پوليش
قبل از بررسي چگونگي ساخت پروتز، لازم است در مورد گروهي از بيماران متقاضي براي دريـافـت پـروتـز تـوضيحي داده شود. اين دسته افراد براي مدت طولاني قصد استفاده از پروتز را نداشته اند و چشم آن ها به صورت خود به خود تــرمـيــم شــده و بــافــت پـيــونــدي پــوســت آن را فرا‌گرفته. اين گونه افراد براي استفاده از پروتز ابتدا مي بايست يك جراحي به نام  DFG  يا Graft انجـام دهنـد. در ايـن جـراحي قسمتي از چربي باسن يا شكم يا سينه جدا شده و به حدقه چشم پيوند زده مي شود تا بستر و فرم  مناسب حاصل شود .
بـراي سـاخـت پـروتـز چشـم ابتـدا كـامفـورمر چـشـمــي در حـدقـه قـرار داده شـود. كـامفـورمـر چشمي از جنس سيليكون شفاف و با چگالي كم اسـت كـه هـدف اصـلي از استفاده آن، كاملا از اسـمــش مـشـخــص اســت. Comfort، بــه مـعـنــي آسـودگـي و كامفورمر به معني راحت كننده يا همان آسوده كننده است. بنابراين كامفورمر به منظور فراهم كردن فضايي نرم و راحت براي پذيرش پروتز استفاده مي شود. همچنين باعث حفظ شكل و ثبات حفره چشمي مي شود. در حقيقت كامفورمر همان نقش سافت سوكت در پروتز هاي پا را دارد.

 


آينده پروتز چشمي
بــا پـيـشــرفـت روز افـزون عـلـوم كـامـپـيـوتـر و الكترونيك، اميد است پروتز چشمي با قابليت بينـايي ساخته شود. اين رويا در حال حاضر با تمركز بر‌ در حال تحقق است. اين اصطلاح به معني شبكيه مصنوعي است و ركن اصلي آن تكنولوژي ( بايو چيپ) است. بايو چيپ به گنگليون هاي آوران اطلاعات چشمي متصل مي شود و در سطح شبكيه اي آن آرايه  الكترودي و در سطح قرنيه اي آرايه سنسوري متصل مي شود .
 ‌طول عمر پروتز چشم به طور متوسط 3 تا 4 سال است اما بايد سالي يكبار براي پوليش و پرداخت سطح  ‌ ‌پروتز و از بين بردن خطوط و خراش هاي احتمالي به كلينيك مراجعه كرد. همچنين به علت تغييرات خاص در حفره چشم، بيمار  يا علل ديگر ممكن است پروتز زودتر از 3 سال نياز به تعويض داشته باشد.
بروز چند مسأله تعويض پروتز چشم را الزامي مي كند: الف) پروتز چشم فرد كوچك شده و پلك بالايي دچار افتادگي شده است .ب) به علت گذشت زمان طولاني از عمر پروتز رنگ آن تغيير كرده است و با چشم ديگر فرد تفاوت بسياري پيدا كرده است. ج) خطوط و خراش هايي بر روي سطح پروتز ايجاد شده كه كه موجب افزايش ترشح چشم و احيانا تحريك و دردناك شدن چشم شده است. د)پروتز از محل طبيعي خود منحرف شده و ظاهر آن را مختل كرده است. هـ) به علت ضربه يا زمين خوردن پروتز دچار آسيب شده است.

پروتز گوش
يك پروتز كامل جايگزين استخوانچه گوش، وسيله‌اي است كه به منظور بازسازي كامل عملكرد استخوانچه كاشته مي‌شود و انتقال موج صدا را از پرده صماخ به گوش داخلي تسهيل مي‌كند. اين وسيله از موادي نظير پلي‌تترا فلورو اتيلن، كامپوزيت پلي‌تترا فلـورواتيلـن و اليـاف كربن شيشه‌اي، پلي‌اتيلن متخلخل يا تركيبي از مواد فوق تهيه مي‌شود.
براي برقراري شنوايي چندين نوع پروتز وجود دارد كه بسته به وضعيت گوش مياني استفاده مي شوند. 1- اگر استخوان ركابي چسبندگي داشته باشد از پروتز تفلون پيستون استفاده مي شود. 
2- اگـر استخـوان ركـابـي و اينكـوس مشكـل داشتـه بـاشند از پروتز  TORPاستفاده مي‌شود. 
3- اگر استخوان ركابي سالم باشد اما ساير استخوانچه ها مشكل داشته باشند از پروتز  PORPاستفاده مي شود.
جراحي هاي مربوط به كاشت پروتز، نقش سمعك را در داخل گوش مياني ايفا مي‌كند. دو دسته مشكل بر سر راه استفاده از پروتز وجود دارد كه يكي تهيه پروتز و ديگري فن‌آوري هاي لازم براي كاشت آن است.
روش كاشت پروتز گوش مياني درمان مناسبي براي آن دسته از افرادي است كه به  كاهش شنوايي حسي-عصبي مبتلا هستند. تعداد زيادي از كساني كه كاهش شنوايي حسي-عصبي داشته اند و به شكل سنتي محكوم به كم شنوايي مادام‌العمر بوده اند، پس از اين جراحي مي‌توانند صداها را به شكل طبيعي بشنوند و در واقع با انجام اين جراحي به زندگي عادي باز گردند.
در اين جراحي، پروتز شنوايي در پشت پرده گوش در داخل گوش مياني جاسازي شده و بخش ديگر آن كه محل قرار دادن باطري است، در زير پوست سر در پشت گوش بيمار كار گذاشته مي شود كه دوسيم از آن به استخوانچه هاي شنوايي متصل مي شوند. اين سيم ها يكي به استخوانچه اول و ديگري به استخوانچه سوم وصل شده و  پرده گوش  نيز نقش ميكروفن را در شنوايي بازي مي كند كه باعث تقويت ارتعاش دريافتي در پرده گوش مي شود. 
در اين جراحي به دليل عدم وجود ميكروفن صداهاي زايد هم منتقل نمي شوند، بنابراين صداي دريافتي بلندتر و باكيفيت تر است تا جايي كه مي توان موفقيت بازگشت شنوايي بعد از انجام اين جراحي را تا 99 درصد برآورد كرد البته اين روش هرگز جاي شنوايي خدادادي را نمي‌گيرد. 


دستگاه ايمپلنت پاستيم شامل چند قسمت است ، پردازشگر گفتار كه پشت گوش و زير پوست كاشته مي شود و نيز دو سيم مربوط به آن كه يكي حس كننده ارتعاشات صوتي است و روي مفصل بين استخوانچه چكشي و سنداني در حين عملي جراح با سيمان مخصوص بيولوژيك شده ، سيم دوم كه حركت دهنده است به استخوانچه ركابي متصل مي شود.
در حقيقـت به جاي مسير طبيعي شنوايي كه انتقال صوت از طريق پرده تميان به استخوانچه هاي اول ، دوم و سوم شنوايي است ، اين مسير تغيير كرده و از دستگاه پردازشگر گفتار عبور مي كند تا اين دستگاه صورت را تقويت و نيز اصوات زائد را فيلتر كند و سپس انرژي به اندازه مناسب را به گوش داخلي از طريق استخوانچه سوم شنوايي (استخوانچه ركابي) انتقال مي دهد.
همچنين اين دستگاه شامل يك كنترل از راه دور است كه مي تواند قدرت دستگاه و در نتيجه شنوايي بيمار را كم يا زياد كند.
تكمه هاي خاصي روي كنترل از راه دور دستگاه تعبيه شده كه با فشردن آن شنوايي بيمار متناسب با محيط وي تغيير مي كند مثلا با فشار يك تكمه كنترل در محيط هاي شلوغ صداهاي زمينه اي به ميزان بيشتري فيلتر شده و در نتيجه شخص قادر خواهد بود صداي مخاطبش را بهتر بشنود.
يكي از مزاياي اين پروتز كه ارجحيت آن را نسبت به سمعك نشان مي‌دهد اين است كه دستگاه ايمپلنت پاستيم به صورت كامل كاشته مي‌شود و بيمار وجود اين ايمپلنت شنوايي را در بدن خود احساس نمي‌كند. همچنين دستگاه فوق به هيچ وجه از بيرون توسط ديگران قابل مشاهده نيست.
همچنين در اين روش صداهاي  زمينه مزاحمي كه در استفاده از سمعك مرتب شنيده مي‌شوند وجود ندارد و فرد كم شنوا از كيفيت شنوايي بسيار خوب و طبيعي برخوردار مي‌شود ضمن اينكه ديگر به راحتي مي تواند با پروتز خود استحمام كند و به استخر برود، اعمالي كه هنگام استفاده از سمعك امكان پذير نيستند.
برتري ديگر پروتز اين است كه بر خلاف آنكه باطري سمعك‌هاي معمولي هر دو روز تا هفته اي يك بار بايد تعويض شوند، زمان تعويض باطري اين پروتز هر 5 سال يك‌بار خواهد بود.
كاشت پروتز روشي براي كم شنوايان بالاي 18 سال است كه براي هر دو جنس زن و مـرد تفـاوتـي نداشته و قادر است تا كم‌شنوايي هاي در حد 85 دسي بل را درمان كند. البته هزينه اين عمل به علت گراني پروتز، حدود 150 تا 200 ميليون ريال است.

كاشت پروتز شنوايي داخل مغز 
جديدترين نوع از پروتزهاي شنوايي در ساقه مغز(بصل النخاع) كاشته مي شوند. بصل النخاع پائين ترين بخش مغز است كه مراكز حياتي و حسي حركتي انسان در آن قرار دارد. در اين عمل جـراحـي ، پـس از بـاز شـدن جمجمـه، الكتـرود شنوايي بر مركز شنوايي در مغز كاشته مي شود.
اين جراحي كاري مشترك با جراحان مغز و اعصاب است. كاشت پروتز شنوايي بر ساقه مغز به افرادي كه به علت تومور مغزي يا در اصطلاح پزشكي ، نوروفيبروماتوز ، به واسطه فشار تومور بر عصب شنوايي يا آسيب عصب پس از خارج كردن تومور  ناشنوا شده اند كمك مي كند كه به تدريج شنوايي از دست رفته خود را بازيابند.
الكترود اين پروتز داخل مغز و بخش ديگري از آن بـه شـكـل سـمـعـك در خارج از بدن قرار مـــي‌گــيـــرد كـــه حـــاوي بـــاتـــري ايـــن الــكــتـــرود اســـت.كـــودكـــانـــي كـــه بـــه صــورت مــادرزادي اختلالي در عملكرد يا آناتومي عصب شنوايي دارند يا اين عصب به شكل كامل در آنها تشكيل نـشـده اسـت و همچنيـن بيمـارانـي كـه بـه علـت تصادف يا سانحه اي دچار قطع دو طرفه عصب شـنـوايـي شـده اند، افراد ديگري هستند كه اين شـيـوه جـراحـي مـي تواند به درمان ناشنوايي يا اصلاح كم شنوايي آنان كمك كند.

ساخت ايمپلنت پروتز مفصل ران به كمك سي تي اسكن
در اين طرح، پروتز مفصل ران بيمار بر اساس اطلاعات سي تي اسكن بيمار پس از مدل‌سازي بـر اسـاس چهـار پـارامتـر انطبـاق و پرشوندگي، زاويه  CCD، زاويه  Anteversionو افست فمورال مــدل‌ســازي شــده و سـپــس مستقيمـا بـه كمـك فناوري مدرن    Rapid  Manufacturing  ‌از جنس تـيـتـانـيـوم بـراي بـيـمـار مورد نظر ساخته شده و ايمپلنت مي‌شود.
مـشـكــل پــروتـزهـاي مـفـصـل ران اسـتـانـدارد موجود، عدم انطباق كافي با بدن بيمار است كه به دليل ايجاد تنش غير هم محوري در ستون فقرات بـدن بيمـار بـه كمـردرد، شـل شـونـدگـي پـروتـز، كـاهـش عـمـر پـروتـز و عـدم رضـايتمندي بيمار منجر مي‌شود.
از آنجايي كه پروتز ساخته شده اين طرح بر اساس اطلاعات <سي تي اسكن> بيمار تهيه شده اسـت، مشكلات پروتزهاي استاندارد را كه به صورت توليد انبوه و به صورت سايزبندي ارائه مي‌شوند، ندارند. از سوي ديگر از آن‌جايي كه پـروتـز بـه صـورت سه بعدي ايجاد شده است، اســتــفـــاده از تــكــنــيــك‌هــاي واقـعـيــت مـجــازي )Virtual Raelity( و بـــــرنــــامــــه‌ريــــزي جــــراحــــي بــه كـمــك رايــانـه امـكـان شـبـيـه‌سـازي جـراحـي  Total Hip Replacement - THR و بـه كـارگيـري مـجازي پروتز مفصل ران را براي تيم جراحي فراهم مي‌كند.
ايــــن تــكــنــــولــــوژي نــــويــــن كــــه در واقــــع از يكپارچه‌سازي چند تكنولوژي ديگر به دست آ‌مــده اســت، بــراي اولـيــن بــار در جـهــان اجــرا مـــي‌شـــود و در آيـنــده جــايـگــزيــن پــروتــزهــاي اسـتــانـدارد  Hipخـواهـد شـد. از جـمـلـه مـزايـاي پروتزهاي ساخته شده به كمك اين تكنولوژي مــي‌تــوان بــه كـيـفـيـت بـالا، طـول عمـر پـروتـز و رضايتمندي عملكرد آن اشاره كرد.

پروتز هاي سينه
در ميان اعمال جراحي پلاستيك شايع،  عمل پروتز سينه از جمله موفق ترين جراحي هاست كه تاثير زيادي در بهبود اعتماد به نفس در روابط خانوادگي و اجتماعي فرد دارد. بيش از 40 سال است كه پروتز سينه استفاده مي شود. با پيشرفت تكنولوژي به طور مرتب نسل هاي جديدتر و با كيفيت بهتر اين پروتز ها وارد بازار مي شود.
به طور كلي كانديداهاي پروتز سينه را مي‌توان به 2 دسته تقسيم كرد:1 -‌ افرادي كه بافت سينه شان رشد كافي نداشته است كه اين عدم رشد مي تواند دو طرفه (متقارن) يا يك طرفه (غير‌متقارن و با تفاوت زياد سايز دو سينه با هم) باشد. همچنين كساني كه عدم تناسب سايز موجود سينه با پهناي قفسه سينه و باسن دارند و گذشته از بحث مسائل ظاهري به علت مشكل در پيدا كردن لباس مناسب در بسياري از موارد انگيزه انجام عمل جراحي پروتز سينه را پيدا مي‌كند.2- افرادي كه پس از زايمان كاهش وزن شديد افزايش سن يا عمل جراحي سرطان سينه بافت طبيعي سينه را از دست داده اند. اين دسته افراد معمولا بيش از 30 سال دارند. 


پوسته خارجي يا پوشش تمام پروتزها از سيليكون ساخته شده است. اگرچه، ماده پر‌كننده موجود مي تواند متفاوت و از مواد مختلف باشد كه اين مواد عبارتند از : آب نمك، ژل سيليكون خالص كه خود به دو دسته ژل ساده و ژل منسجم (همبسته) تقسيم مي شود. ژل شكر و نمك (هيدروژل) و روغن سويا (تري لوسنت) كه اخيرا كشف شده‌اند، فعلا تا بررسي هاي بيشتر در مورد ايمني آن ها، مورد استفاده قرار نمي گيرند. ژل سيليكوني فعلا رايج ترين نوع مورد استفاده است. در اروپا نمودارهاي فعلي توزيع فروش (70%سيليكون، 15% آب نمك و15% بعدي  پر كننده هاي ديگر مثل هيدروژل و روغن‌هاي سويا) را نشان مي دهند. چون ژل سيليكوني از سال 1963در دسترس است بنابر اين جراح ها بيشتر از 40 سال است كه در مورد اين نوع پروتز ها تجربه دارند و در حال حاضر استفاده از آن، بيش از هر نوع ديگري معمول است. پروتز ژل سيليكون استاندارد بيش از انواع پروتزها همان احساس سينه طبيعي را ايجاد مي كند، كه احتمالا اين مسئله به خاطر نرمي ذاتي ژل سيليكوني است.

 ‌پروتز سينه در چه مواردي كاربرد دارد؟
1-افزايش اندازه در كساني كه بافت سينه در آن ها رشد نكرده است يا به دنبال كاهش وزن شديد يا شيردهي تحليل يافته است.
2-بهبود افتادگي خفيف  يا كمك به ترميم افتادگي هاي متوسط يا شديد ضمن عمل ليفت
3-بهبود عدم تقارن هاي مادرزادي
 4-ترميم محل به دنبال برداشته شدن به علت سرطان
 5-كمك به ايجاد تناسب با عرض قفسه سينه
انواع مختلفي از پروتز وجود دارد . بيشتر اين نوع پروتز ها كه فعلا مورد استفاده قرار مي گيرند، هنوز گرد هستند. اگر از روبرو به آن ها نگاه شود، مدور هستند و نيم نماي (پروفايل)آن به صورت نيمه  ماه است. قوام اكثر پروتزهاي گرد معمولا نيمه‌سيال بوده و بيشتر شبيه به يك ژل چسبنده و ضخيم هستند. اخيرا يك پروتز سيليكوني جديدتر و منسجم ساخته شده است كه معروف به پروتزهاي آناتوميك يا اشكي هستند.چون تركيب اين ژل سفت است، در مقايسه با ژل هاي سيال تر و روان تر پروتزهاي گرد، شكلي به خود مي گيرد كه مشابه نيم نماي سينه هاي طبيعي است. اين نوع پروتزها به جاي اينكه پهن ياشند كمي بلندتر هستند و در قسمت پايين پرتر هستند.
پروتزهاي سينه انواع و اندازه هاي مختلف دارند و هر زني ممكن است به راحتي انواع اندازه ها را انتخاب كند. بيشتر زنان بر اساس اندازه  سينه بندها اندازه  پروتز سينه را مشخص مي كنند. هدف از آزمايشات، اين است كه چه اندازه از پروتزهايي كه بايد كار گذاشته شود ظاهري مطلوب و دلخواه دارد. همانطور كه مي توانيد تصور كنيد، پروتز سينه با اندازه هاي مختلف در زمان مختلف نتايج متفاوتي ايجاد مي كند. رمز انتخاب اندازه پروتز سينه اين است كه اين پروتز به طور كلي به فرد ظاهري موزون تر و مناسب‌تر بدهد.

پروتز سينه و  ايجاد سرطان
هيچ مدركي كه نشان دهد پروتز هاي سينه ايجاد سرطان در انسان مي كنند، وجود ندارد. بر عكس مطالعات اخير نشان داده است كـه زنـانـي كـه پروتز سينه گذاشته اند نسبت به جمعيت كلي 30 % كمتر دچار سرطان سينه مي شوند.
شايد مهمترين موضوع در مورد پروتز هاي سينـه امكـان بـه تـأخير افتادن تشخيص سرطان سينه با پروتز هاي سينه   سيليكون و پر شده با آب نمك است. هر دوي اين مواد حاجب هستند و اشعه و پرتو ها را از خود عبور نمي دهند. اين بدين معني است كه مانع ديده شدن بافت اصلي سينـه در جـريـان مـاموگرافي مي شوند. اگرچه تكنيك هاي ماموگرافي در اين چند سال اخير بهبود يافته و پيشرفت كرده اند و راديولوژيست مي‌تواند تا جايي كه ممكن است قسمت هايي از بافت اصلي سينه كه زير پروتز سينه پنهان است را بـبـيـنــد. تشخيـص 10 تـا20% سـرطـان هـاي سينـه نسبت به اشعه   ايكس قابل تشخيص و مرئي نيستند و بنابراين بيشتر سرطان هاي سينه هنوز هـم تـوسط خود شخص يا با معاينات فيزيكي قابل تشخيص و كشف هستند.


موضوعات مرتبط: مهندسی پزشکی
[ شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۸:۲۹ ق.ظ ] [ آرمان ]
نوشته: مسعود معصومی


1-    عکاسی پرتره: یک نفره، دو نفره و دسته‌جمعی- پرتره کاربردی مد- ورزشی- سیاسی اجتماعی- یادگاری- تاریخی- مشاغل- سینما و تئاتر- دسته‌جمعی در محیط کار- تبلیغاتی یا پرترۀ مصرفی- جشن‌ها و عروسی‌ها.

 

2-    عکاسی معماری: مراحل مختلف ساختمانی- گزارش مصور- عکاسی معماری هوایی- معماری تاریخی- سبک معماری‌ها- مواد و مصالح مصرفی در معماری- معماری آموزشی در تصویر- تغییرات معماری یا تکنیک عکاسی؛ پرسپکتیو و تغییرات آن یا تغییرات رنگ آن با وسایل و فیلتر در عکاسی- ماکت ساختمان تنها- ماکت ساختمان با فضای اطراف آن- عکاسی معماری و شهرسازی؛ تبلیغاتی برای فروش تولیدات معماری- نمایش سبک مورد نظر سازندگان و معماران- عکاسی معماری تبلیغاتی و تجاری از ماکت ساختمانی- نمایش راحتی و رفاه کاربردی با وجود انسان در عکس معماری- استفاده از نور و وسایل زندگی برای تبلیغ ساختمان- دتای معماری- آشپزخانه‌ها- مهمان‌خانه‌ها- حیاط و استخر و ایوان و پنجره‌های پانوراما و غیره برای تبلیغ تجاری.

 

3-    عکاسی تبلیغاتی: معرفی کالا در هوای آزاد یا در استودیو با نور مصنوعی- استفاده از هنر طراحی و گرافیک در عکاسی تبلیغاتی- موارد مصرف عکس تبلیغاتی؛ کاتالوگ- پوستر کوچک- پوستر دیواری بزرگ- کتابچه‌ای برای آگهی در مطبوعات- طرح و طراحی عکاسی تبلیغاتی در خدمت نمایش، معرفی؛ جذابیت بیشتر برای فروش کالا.

 

4-    عکاسی طبیعت: چهار فصل، جهت؛ تقویم- پوستر دیواری- کتاب- علمی- نمایشی- جغرافیایی- تبلیغاتی- توریستی- نمایش اختصاصی یک فصل در یک محل یا دتای طبیعت برای استفاده تبلیغاتی یا نمایش زیبای دتای آن برای منظور مورد نظر دکور دیواری بزرگ؛ تلفیق طبیعت برای هدف خاص توریستی، معماری ساختمانی و یا گزارش جغرافیایی یک فضا، محل یا سوژه مورد نظر.

 

5-    عکاسی صنعتی: عکسبرداری برای سازندگان- عکسبرداری برای مصرف کنندگان- عکاسی برای استفاده تبلیغاتی تولیدی برای یک شرکت یا یک ارگان صنعتی کشور- نمایش و دقت در انحصاری بودن و نداشتن مشابه تولید با کارخانجات یا تولیدات مشابه در ایران یا دنیا- ابتکار در استفاده از عکسهای حرفه‌ای صنعتی برای نمایشگاههای ایران و جهان؛ دقت در رعایت عدم تشابه و تقلید- استفاده از عکسهای متری فتودکور توام با طراحی انحصاری در زیباتر کردن و ابتکار در تولیدات- عکس و اشیاء در هدیه برای مردم و موسسات صنعتی و تبلیغاتی در بالا بردن اثرات نمایشگاه در تولیدات و فروش کالا در رقابت با سایر تولید کنندگان مشابه.

 

6-    عکاسی ماکرو: بالابردن تجربه و دانش عکاسی ماکرو- تهیه لنز و لوازم ضروری و شناخت کاربرد وسائل در عکاسی ماکرو. ابتکار و خلاقیت در استفاده از عکسهای ماکرو در تبلیغات- دکور- مطبوعات- نمایشگاه‌ها و آموزش عکاسی- تلفیق انسان با مقیاس معمولی و مقیاس ماکرو در کنار هر سوژۀ تولیدی یا جذاب صنعتی- تبلیغاتی در بالابردن اثر بیشتر و گیرایی تصویری. کنار هم قرار دادن خلاقه و ابتکاری انسان و اشیاء و تولیدات در بالابردن اثرات تصویر و عکس در تبلیغات و هنر و صنعت و علوم. حداکثر استادانه از تشابه فرم و شکل یک تولید صنعتی مورد نظر با ماکروهای جذاب از نظر رنگ و فرم که در طبیعت موجود است و ساختن فرم قرینه و جذاب از سوژه های موجود در طراحی تبلیغاتی سفارش داده شده.

 

7-    عکاسی ژورنالیستی : تمام حوادث بشری و یا هر سوژه‌ای  که برای بشر در نوشته‌ها، گفتارها؛ تلویزیون و هر چه که خبری نامیده میشود مقصود عکاسی ژورنالیستی است که به زبان ساده‌تر تمام عکاسی‌های مختلف ممکن است استفاده ژورنالیستی هم بشود؛ هر چه عکاس سواد و تجربۀ فرهنگی و اجتماعی بیشتری داشته باشد در عکاسی ژورنالیستی موفق‌تر خواهد بود.

 
 

شناخت و یادگیری وسائل ضروری در رشته‌های عکاسی:

یکایک عکاسی‌ها احتیاج به دوربین و لنز و فیلترهای مخصوص بخود را دارد ولی این واقعیت تجربی است که عکس با کمک نور بوجود میاید. بدون نور عکس و عکاسی وجود نخواهد داشت. هر چه نور و تنوع کاربرد آنرا بهتر یاد بگیریم کیفیت و تنوع عکسهایمان بیشتر خواهد شد. در طول یک قرن که از عمر هنر عکاسی میگذرد سعی کرده‌ایم برای خلاقیت و سلیقه خود نورها را نیز متنوع و چند کاره کنیم؛ نور خورشید و ماه با صدها تنوع رنگ و شدت در خلق عکسهای متنوع عکاسان نقش بزرگی بازی کرده‌اند. هر چه تنوع در کار عکاسان بیشتر شد کشف نورهای جدید و شیشه و فیلترها و فیلمهای مختلف هم ساخته شد و امروزه عکسهایی را میبینیم که نوع فیلم همراه یک نور خاص عکس منحصر و خلاقانه‌ای توسط عکاسان بوجود آمده است. از نور شمع تا نور ماوراء بنفش. از نور فلاش تا فلورسنت همراه فیلترها و فیلمهای مختلف عکس‌های متفاوت و باورنکردنی بوجود آورده‌اند.

برای پرتره انسان در هر زمان و هر منظره‌ای به نورهای مختلف به عکسهای کاملاً متفاوت دست پیدا کرده‌ایم. البته در شروع کار عکاسی با نور لامپ مخصوصاً با وات بالاتر مثلاً تا هزار وات عکاسی میکردیم و رنگ زرد موجود در فیلم و عکس را در هنگام چاپ یا با کمک فیلتر هنگام عکاسی اصلاح میکردیم با گذشت زمان با اختراع نور فلاش هم از تعداد عکسهای خراب کم کردیم و هم نور و رنگ و شناخت عکس‌ها را بالا بردیم.

امروزه باید نورها با تنوع رنگ و قدرت را در خلق عکس‌های خود کاملاً بشناسیم و اگر ایدۀ جدیدی در تغییرات رنگ و کنتراست عکس خود داریم توسط نورهای موجود به عکس مورد نظر خود دست پیدا کنیم. در ضمن اثر و تغییرات مخلوط شدن نورها را با یکدیگر یا با نور روز بیاموزیم. امروزه عکس‌های هنری بسیار جذاب بعلت تسلط و شناخت عکاس به نور بوجود آمده‌اند در یک عکس خورشید در انتهای افق در حال غروب کردن است و در جلوی تصویر یک سوژه جذاب بدون اینکه نور خورشید در حال غروب بآن بتابد توسط عکاس بقدری طبیعی و زیبا روشن شده که فکر میکنیم غروب دیگری در حال طلوع کردن نور خود را به سوژۀ مورد نظر عکاس تابانده است. بکار بردن نورهای متنوع در یک عکس علاوه بر سلیقه و خلاقیت به دانش شناخت کاربردی نور هم احتیاج داریم که باید آنرا بیاموزیم. در عکاسی باید نوع فیلم را در رابطه با نور مورد احتیاج خود انتخاب کنیم. فیلم‌ها یا برای نور روز Day Light با 5600 کلوین و یا برای نورهای مصنوعی Tungstan  یا 3200 کلوین ساخته شده‌اند که اگر اشتباه استفاده کنیم عکس ما یا آبی و یا زرد خواهد شد البته ممکن است بفراخور ابتکار و خلاقیت و سلیقه مخصوصاً فیلم دیگر انتخاب میکنیم. اگر بین فیلم انتخابی ما در عکاسی آنالوگ و اشتباه فیلتر در دیجیتال ما به تصویر واقعی و حرفه‌ای نخواهیم رسید. شدت و کنتراست نورها در خلق تصویر حرفه‌ای نیز باید با یکدیگر هارمونی لازم را داشته باشند. وجود لامپ‌های نئون و فلاش یا لامپ نور مصنوعی با نئون یا فلاش حتماً قسمتی از تصویر ما را که تحت تاثیر نور اشیاء باشد بد رنگ و خراب خواهد کرد.

فراگرفتن و شناخت نورهای موجود و کاربرد و هارمونی آنها با یکدیگر ضروری است و در هر نوع عکاسی که با نور سر و کار داریم باید یکایک نورها را بشناسیم و آنهایی را که تمام و یا قسمتی در تصویر ما را تحت تاثیر قرار داده و خراب میکنند کاملاً مسلط باشیم و قبل از عکاسی آنها را مرتب کنیم. مسئله مهم دیگر شدت و قدرت نورهای متنوع در هر تصویر است مثلاً در نور پردازی پرتره اگر نیمۀ تیره تر صورت دارای هارمونی با قسمت روشن صورت نباشد مسلماً پرتره‌ای که میاندازیم مورد رضایت و پسند ما نخواهد بود. نسبت شدت نور در قسمتهای مختلف تصویر را نمیتوان با نگاه معمولی تشخیص داد بلکه احتیاج به سالها تجربه و تست و مطالعه کاربردی نورها دارد. این اشکال نه فقط روی پوست صورت بلکه در زمینه پشت مدل و لباس او نیز باید کنترل و اصلاح شود. اگر در یک تصویر از بیست مدل با سن متفاوت و لباس و رنگ متنوع باید عکس دسته جمعی بیاندازیم، تعادل دادن به فرم نشستن یا ایستادن افراد تنها مشکل ما نیست بلکه طبیعی و خوشرنگ نشان دادن صورت و اندام مدل‌ها، نوع و شدت نور چراغ‌ها و از همه مهم‌تر زاویۀ تابش نور به یکایک مدل‌ها بدون آنکه یکدیگر را خراب کنند و کنتراست و رنگ مناسب و طبیعی بوجود بیاوریم کار بسیار مشکلی است و با پرتره از یک یا دو نفر خیلی فرق خواهد داشت.

در مورد عکسبرداری‌های معماری همین مشکل هارمونی و تناسب نور را با قسمت‌های مختلف دکور و ساختمان خواهیم داشت و سایۀ ستون‌ها یا نور پنجره ها و یا اندازه روشنایی اشیاء و مبلمان کار بسیار مشکل و خسته کننده است و در عمل ممکن است ساعت‌ها وقت ما صرف آماده کردن فضای معماری در تصویر شود در عکاسی تبلیغاتی که سوژه ها و اشیاء در استودیو توسط طراح یا عکاس چیده میشود نیز باید از نظر نور سایه ها و رنگ با یکدیگر تصویر جذاب و گویایی بوجود بیاورد و اگر موفق نشویم؛ در عکس ما اشیاء فرم طبیعی و مناسب خود را از دست خواهند داد و ارزش و زحمات ما کاملاً بی ارزش خواهد شد.

در عکاسی تبلیغاتی اگر طراح و سفارش دهنده کالا جنس یا شیئ مورد نظر را همراه اشیاء یا دکور مناسب دیگری سفارش دهند آنوقت نورپردازی ما دچار مشکلات جدیدی خواهد شد ما مجبوریم در درجه اول طوری نورپردازی کنیم که تولید اصلی در تصویر ما حرف اول را بزند و هر بیننده ای با اولین نگاه جذب سوژۀ تبلیغاتی یا بااصطلاح آرتیست صحنه شود در ضمن بقیه سوژه های کمکی از پارچه و دکور گرفته تا گل و سنبل همه و همه باید درست و حرفه ای نورپردازی شده باشند و همه جذابیت آنها در درجه اول در خدمت کالای مورد نظر ما باشد. این دو نوع نورپردازی کار آسانی نیست و هر عکاس تبلیغاتی برای موفق شدن در این نورپردازی واقعاً به تجربه و تسلط کافی به نور و نورپردازی نیاز خواهد داشت. وقتی نورپردازی را انجام میدهیم چند اشکال جدید بوجود میاید اول همه اینکه سوژه تبلیغاتی از نظر ابعاد و فرم اصلی تحت تاثیر نورپردازی ما تغییر خواهد کرد. که در مورد بسیاری از سوژه ها این اتفاق عکس ما مورد قبول قرار نمیگیرد. مثلاً یک بطری نوشابۀ کوچک در کنار یک شاخه گل شبیه یک گالن خواهد شد. واقعی و طبیعی نشان دادن تولیدات در کنار هر دکور ممکن است با نورپردازی غیر حرفه‌ای تغییر فرم و ابعاد دهد رفع این عیب   تمرین و تجربۀ فراوانی لازم دارد. برای طبیعی و در ضمن جذاب بودن اشیاء مختلف در تصویر احتیاج به چندین منبع نور متفاوت از نظر فرم و شدت خواهیم داشت که با تغییر زاویه تابش آنها هارمونی فرم رنگ زیبایی بین سوژه مورد نظر و بقیه اشیاء بوجود بیاوریم.

[ چهارشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۳:۳۳ ب.ظ ] [ آرمان ]

نوشته: مسعود معصومی

بیشتر عکاسان آماتور عادت دارند دوربین را تا مقابل چشمان خود بالا بیاورند و از این ارتفاع عکاسی کنند، بسیاری مواقع اینگونه عکس‌ها معمولی و ساده و بی‌روح خواهند شد. مخصوصاً اگر سوژه مقابل دوربین از نظر فرم و اندازه و زمینه با لنز انتخاب شده نیز هارمونی نداشته باشد. تغییر دادن ارتفاع دوربین و هم چنین انتخاب لنز مناسب در رابطه با عمل جدید دوربین، عکس‌های کاملاً متفاوتی بوجود میاورد، این موضوع شامل به چپ یا راست حرکت دادن دوربین نیز می‌شود مخصوصاً اگر بخاطر قرار دادن سوژه اصلی در یک زمینه متفاوت و کاملاً جدید دوربین را نیز پایین و بالا و چپ و راست جابجا نماییم و سوژه را مطالعه کنیم.

1976 – Kuusamo, Finland – photograph by Arno Raphael Minkkinen

برای مثال اگر شخص کنار دریا ایستاده باشد شما می‌توانید با بالا و پایین آوردن زاویه دوربین نه تنها ابعاد صورت، بدن و پاهای مدل خود را به شدت تغییر دهید بلکه با قدری حرکت به طرفین سوژه می‌توانید زمینه پشت او را از ابر و آسمان به دریا و از دریا به ماسه و از ماسه به درخت و آنچه که در زمینه دور قرار دارد تغییر دهید.

Italy_2012_ 53 - Version 2

در درس‌های گذشته این حرکات را برای تغییرات زاویه تابش نور نیز اشاره کردیم. ولی این بار با تغییر محل دوریبن همه چیز شدیداً تغییر خواهد کرد.


در یکایک رشته‌های متفاوت عکاسی مسئله ارتفاع دوربین در رابطه با سوژه و نوع آن اهمیت دارد، اگر کودکی روی شکم دراز کشیده و مثلاً یک بچه گربه نیز روبروی صورت او به او نظاره کرده مسلماً روی شکم دراز بکشید، لنز تله انتخاب کنید و از نیم‌رخ هر دو مدل با یک زمینه محدود و رنگی عکاسی کنید بخصوص اگر نور از پشت به آنها بتابد مطمئن باشید عکس کاملاً حرفه‌ای انداخته‌اید. در ضمن تغییر محل دوربین در اندازه و ابعاد سوژه تغییرات زیادی بوجود میاورد، برای نمونه یک میوه مثلاً گلابی را روی میز قرار بدهید و از پرسپکتیو عمود به گلابی و بعد موازی با لبه میز، گلابی را تماشا کنید. از تغییر فرم آن مخصوصاً تغییر زمینه پشت آن حتماً تعجب خواهید کرد. رابطه فرم سوژه شما با اضلاع تصویری شما نیز تغییر خواهد کرد و در بعضی از عکس‌ها سوژه کادر را کاملاً پر کرده و در بعضی دیگر به صورت یک شیار باریک دیده خواهد شد. با وجود اینکه دوربین‌های جدید کار را آسان کرده‌اند، از محاسبه نور تا واضح کردن و تعویض فیلم و محاسبه کنتراست و سایر مشکلات تکنیکی را خود دوربین انجام میدهد ولی هنوز دوربینی ساخته نشده که کادر مناسب و ارتفاع و زاویه درست و جذاب سوژه شما را نیز نشان بدهد.

Matera, Basilicata, 2010 - Photograph by Jeff Curto

عجله نکنید و با دقت تغییرات فرم و اندازه و شکل هر سوژه را زوایای بالا و پایین و چپ و راست مطالعه کنید و بخاطر بسپارید. شما باید با تمرین و دقت تغییرات اندازه یک سوژه را که نزدیک شما قرار گرفته در روابط با زمینه پشت آن کاملاً متوجه شوید و بعد زاویه و ارتفاع لنز و دوربین را انتخاب کنید. این دقت بخصوص شامل انتخاب لنز مناسب می‌شود.


اگر با ارتفاع معمولی مقابل چشم کاملاً قهر کنید مطمئن باشید انقلابی در کشف و ضبط تصاویر جدید خود بوجود آورده‌اید در این متد و عکاسی جدید چند مسئله را باید در نظر گرفته و انجام دهید.


1. استاندارد را در عکاسی کنار بگذارید. بالا و پایین چپ و راست هر سوژه را با نوع استاندارد مقایسه کنید.

2. از تجربیات ضد و نقیض نترسید، کادرهایی کاملاً متفاوت بیاندازید و مقایسه کنید.

3. مرتباً با تمرین کشف جدید کنید. یک سری ِ متفاوت بیاندازید کنار هم بچینید مقایسه کنید.

Angles in Photography

4. در حد عکس هوایی از بالا عکاسی کنید و کوچک شدن اشیاء را مشاهده کنید.

5. اشکال و فرمهای کوچک و بزرگ را به صورت ضد نور سر راه دوربین و سوژه قرار دهید.

6. سه‌پایه مجهزی که حداقل و حداکثر ارتفاع آن بسیار زیاد باشد انتخاب کنید تا هنگام کار کم نیاورید.

7. کادربندی را بهم بزنید. عقب خلق فرم و تصویر گرافیکی باشید.


8. از سوژه‌هایی که در برابر لنز سوپرواید، پرسپکتیوی آوانگارد بوجود میاورند استفاده کنید.

در یکایک تمرینات فوق آنچه را در آن وضوح اهمیت حیاتی دارد شدیداً واضح عکاسی کنید، فقط اگر محو شدن سوژه‌هائی در کادر به زیبایی رنگ و فرم سوژه اصلی کمک می‌کند با تله و دیافراگم باز عکاسی کنید که حتماً محو شود.

Grabbing tree by hand

دقت کنید در عکاسی‌های معماری  و طبیعت رابطه بین سوژه‌های جلو و عقب تصویر اهمیت زیادی دارد، حتماً لازم نیست واقعی باشند، با جابجایی و انتخاب ابزار و سوژه‌های فرم‌دار به خلاقیت و افکار تصویری خود جامه عمل بپوشانید. در این نوع عکاسی اگر نیمی از صورت را فقط از زاویه خاص تلقی کنید و زمینه پشت نیز نیمه دیگر تصویر را معنی‌دار پر کرده باشد، کاری آوانگارد و مدرن است. نور و سایه و کنتراست و تضاد رنگ در کادربندی شما بمراتب مهم‌تر از قوانین استاندارد است.

How to position your off-camera flash


[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۳:۵۸ ب.ظ ] [ آرمان ]

نویسنده: مسعود معصومی

شاید با بودن عکاسان صاحب نام خبری، از اینکه من هم درباره‌ی عکاسی خبری چیزی می‌نویسم تعجب کنید ولی فراموش نکنید سالها در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، فتوژورنالیسم را در رشته روزنامه‌نگاری و روابط‌عمومی تدریس میکردم. آنچه که در زیر میخوانید خلاصه‌ای از درس فتوژورنالیسم آن دانشکده است که البته حجم آن به مراتب بیشتر بود، کوتاه شده و به روز شده‌ی آنرا به یادگار از آن روز برای شما مینویسم. در صورت لزوم میتوان آنرا وسیع‌تر و حرفه‌ای‌تر نیز با تکالیف عملی توام کرد و نتایج بهتری گرفت.

 

RCC 2005 Grad, Amelia Phillips,  Wins at Best of Photojournalism Competition

عکاسی خبری (فتوژورنالیسم)

 

مقدمه

 

“China Through My Eyes”

بیشتر روزنامه‌گاران نه تنها درباره‌ی مسایل و مطالب روز مقاله می‌نویسند بلکه همراه نوشتن باید عکس هم بیاندازند. هر چند پیدایش عکاسی دیجیتال کار را بسیار آسان کرده است ولی در هر صورت روزنامه‌گار مجبور است حداقل اطلاعات درباره تکنیک عکاسی خبری، شناخت فیلم مناسب و نور را داشته باشد. درس و مطالبی را که درباره‌ی فتوژورنالیسم میخوانید برای کسانی است که به تئوری مقدماتی تکنیک عکاسی آشنائی دارند و مشکل سرعت و دیافراگم یا فیلم و لنز را پشت سر گذاشته‌اند. به همین دلیل بهتر است مثال‌های تصویری مطالب را خود شما به عنوان تکلیف انجام دهید.

 


اگر یک نگاه به روزنامه‌های قرن گذشته بیاندازیم متوجه می‌شویم که در صفحه‌ی اول از یک عکس نیم صفحه یا حداقل یک چهارم صفحه اثری نبود، با شروع قرن بیستم و پیدایش گراورسازی از روی عکس صفحه اول روزنامه‌ها تغییر شکل داد و کمتر روزنامه‌ای چاپ می‌شود که یک عکس نیم صفحه درباره‌ی اتفاقات داغ روز نداشته باشد در صورتی که نوشته و مطالب درباره‌ی آن حادثه بیشتر از چند خط نیست. مردم معمولی و خوانندگان روزنامه اول عکس را تماشا می‌کنند و بعد شرح زیر آن را می‌خوانند و اگر کنجکاوی آنها ارضاء شده باشد احتمالاً حوصله خواندن تمام مقاله را نخواهند داشت.

 


یک عکس خبری نسبت به واقعه و سوژه خبری سه تفاوت مهم دارد:

 


1-     فضای حادثه جمع و جور شده و واقعه به اصطلاح برش خورده و کادر بندی شده است.

 


2-     زمان حادثه بسیار کم شده و از تمام مدت واقعه فقط چند صدم ثانیه آن ثبت شده است.

 Photojournalism Julie Denesha


3-     واقعیت حادثه در رابطه با تفکر و اندیشه و هدف نویسنده قدری دست کاری شده است.

 


البته عکس‌هایی نیز هستند که گویا تر از هزار حرف هستند و با خود حوادث تاریخ سازی را رقم زده اند، این گونه عکسها رویای هر عکاس خبری و روزنامه‌نگار است.

 

Photojournalism Julie Denesha

عکس‌های مخفی و جنجالی که آن هم هیجان و ارزش خبری مخصوص به خود را دارد مبحث دیگری است که درس و تکنیک جداگانه ای به نام پاپارازی دارد.( این لغت از اسم پاپارازو، عکاس در فیلم "زندگی شیرین" فلینی گرفته شده است)

 


 

 Photojournalist Julie Denesha


وسایل ضروری عکاس خبری

 


1-     دوربین 135، دو بدنه‌ی جداگانه که بتوان در صورت لزوم از یک صحنه هم سیاه و سفید و هم رنگی و یا با دو حساسیت مختلف مثلا100آ-اس-آ و25000 آ-اس-آ همراه داشت.

 2-     زوم یا لنزهایی که از واید 35میلیمتر تا تله 200میلیمتر قابلیت بازی داشته باشد.

3-     فلاش دستی با قدرت زیاد و امکان تغییر زاویه تابش برای لنزهای  واید و تله.

 4-     رینگ یا فیلتر کلوزآپ که امکان عکسبرداری از اسناد، نوشته ها و یا عکس و غیره داشته باشد.

 محتوی تصویری در عکس‌های خبری سرنوشت ساز هستند و تفاوت و ارزش عکس خبری موفق در گویایی محتوای آن است.

  هر چه درباره وضعیت سوژه مورد نظر اطلاعات بیشتری از قبل داشته باشید در کیفیت عکس خبری شما تاثیر فراوانی خواهد گذاشت.

    تا سر حد امکان از تداخل اشیاء و سوژه‌های اضافه که به سوژه مورد نظر شما کمک نمی‌کند جلوگیری کنید.

   در صورت امکان حداکثر کادر بندی تصویری را در لحظه عکاسی انجام بدهید. معمولاً کادره کردن سوژه بعد از عکاسی در موقع چاپ به کیفیت عکس لطمه خواهد زد.

 Photojournalism Julie Denesha

  در حداقل زمان بهترین نقطه را برای سوژه مورد عکاسی در رابطه با لنز و دوربین انتخاب کنید.

 


   در صورت امکان آنچه را می پسندید و لازم و ضروری میدانید در تصویر خود وارد کنید و بر عکس هر چه غیر ضروری و زشت است از کادر انتخابی خود خارج کنید. البته در بعضی از عکس‌های خبری مخصوصاً رپرتاژهای خبری و سیاسی این کار غیر ممکن است. باید بعد در چاپ با کمک فتوشاپ اصلاح کنید. امروزه یکی از ارجعیت‌های دوربین دیجیتال در همین سادگی مونتاژ و روتوش است.

 

 


فتوژورنالیسم ـ یک عکس در خدمت سوژه های مطبوعاتی مانند کنفرانس‌های مطبوعاتی کنفرانس‌های سیاسی ـ نشست‌های هنری ـ نشست‌های سینمایی ـ تئاتر ـ ورزشی - سخنرانی‌های مختلف با تماشاچیان سالن و انبوه و سخنرانی‌های در سالن‌های کوچک با مدعوین خصوصی و دعوتی چه مطبوعات چه حرفه‌ای‌ها و خصوصی- جشن‌ها - عزاداری‌ها - روزهای تاریخی و اتفاقات ناگهانی مرگ و میرها - تودیع جوایز از نوبل تا اسکار- افتتاح‌ها و بسیاری کارهای مطبوعاتی دیگر که به عکس و عکاسی احتیاج پیدا می‌کند. در هر کدام از سوژه‌های فوق  زاویه ـ دوربین ـ لنز- محل و سایر وضعیت عکاسی باید دقیقاً با سوژه درست انتخاب شده باشد و گرنه عکس خبری کاملاً سرد و خشک است و جذابیت تصویری نخواهد داشت. آنچه که در عکاسی خبری باید رعایت شود عبارت است از :

 


1-     آرتیست موضوع در تصویر کاملاً مشخص باشد.

 


2-     حالت شخص مورد نظر در رابطه با نوع جلسه درست عکاسی شده باشد (اگر حالت شخص در تضاد شدید باشد برای آرشیو و استفاده‌های دیگر و متضاد به درد خواهد خورد مانند ژست خندان در عزاداری و قیافه گریان در جشن‌ها).

 


3-     علت برپایی جلسه و آرتیست آن باید با انتخاب محل درست عکاس نشان داده شود.

 

Photojournalism and documentary photos photo

4-     دست‌ها، صورت‌ها چه خود سوژه اصلی چه اطرافیان مزاحم عکاس و تصویرسازی نباشد و با مقصود عکاس همه چیز در هارمونی باشد.

 


5-     با تعویض لنز و تغییر محل و بخصوص تغییر ارتفاع – زاویه دید – وسعت تصویر و رابطه‌ی مدل و سوژه اصلی با جلسه و مهمانان حتماً دیده شود.

 


 Photojournalism and documentary photos photo

 


رپرتاژ و فتورپرتاژ

 


رپرتاژ از جلسه‌ی سخنرانی مخصوصاً اگر طولانی باشد و در ضمن تمام یا بیشتر مطالب سخنران به صورت مقاله در رپرتاژ چاپ خواهد شد چنین جلسه‌ای به فتورپرتاژ یا به زبان ساده تر یک سری عکس احتیاج دارد. عکاس باید به فراخور سوژه‌ی مورد بحث نه تنها پرتره‌ی سخنران را - هم کلوزآپ صورت هم با دست - بلکه با سالن و مدعوین نیز باید عکاسی کند. به فراخور سوژه روزنامه نوع سخنرانی و دیدگاه نویسنده و عکاس هم می توان مثبت و تبلیغاتی عکس‌ها را انداخت و هم می‌توان بر عکس، عکس‌ها و جلسه و سخنران را کاملاً منفی و مسخره نشان داد. با لنز تله از انتهای سالن می‌توان سخنران را از روبرو و هم چنین از چپ و راست سالن، نیم رخ عکاسی کرد. در ضمن با لنز نرمال و لنزهای واید سخنران و مدعوین و مدعوین و سخنران و در ضمن فقط مدعوین مخصوصاً اگر چهره‌ی معروف باشند جداگانه عکاسی کرد. دقت و گوش کردن مدعوین و یا چرت زدن و دهن دره کردن آنها بستگی به طرز تفکر گزارش‌گر و عکاس و روزنامه‌ی عکاس دارد که چه نوع رپرتاژی مورد نظر هیات تحریریه و نویسنده می‌باشد. عکاسان آزاد معمولاً از یک چنین جلساتی هر دو نوع تصاویر را تهیه می‌کنند و هر سری را به مشتری مخصوص آن ارایه می‌دهند. فقط باید دقت کرد در جلسات سیاسی و انتخاباتی هر نوع عکس مجاز نیست و می‌تواند برای عکاس بعد از چاپ دردسر ایجاد کند.

 


 

 Photojournalism and documentary photos photo


افتتاحیه ها و جلسات خیریه و تبلیغاتی

 


اگر از افتتاح یک بیمارستان – ایستگاه مترو- سالن ورزشی و امثالهم رپرتاژ تهیه می‌کنید حالت سخنران- لحظه‌ی مورد نظر- حالت مدعوین و مردم- پرچم‌ها- علامات رسمی- گل‌ها- نوار افتتاحیه و در صورت یادبودی بودن جلسه، نمونه‌های تصویری- تاریخی که زمان‌های متفاوت را در یک تصویر نشان بدهد ضروری هستند در حاشیه تمام اینگونه جلسات همیشه چند صحنه‌ی  غیر‌مترقبه و سوژه‌های مهیج نیز وجود دارد.

 


 

 


میتینگ رژه و دمونستراسیون

 

در عکس‌های این سوژه ها باید حتماً پلاکاتها- اونیفرم – لباس – پرچم ها و مخصوصاً چهره‌ها و صفوفی که با سوژه‌ی میتینگ رابطه دارد عکاسی شود. استفاده از لنز واید شدید و تله‌های قوی در ضمن زاویه‌ی مناسب و یا حتی غیر عادی فتورپرتاژ را گویاتر و جذاب تر خواهد کرد.

 


 

 


نمایشگاه‌ها

 


در رپرتاژ از نمایشگاه باید معماری سالن - هنرمند و استادان - مجسمه و یا سوژه‌هایی که به نمایشگاه مربوط می‌شود به صورت جداگانه توام با انسان و بدون انسان عکاسی شود تا بتوان در رابطه با مقاله و رپرتاژ از عکس‌ها در متن استفاده کرد. اگر مقاله مفصل و همه جانبه باشد و عکاس از تمام زوایا و سوژه‌های مربوط به مقاله تصویر نداشته باشد متاسفانه تکرار عکاسی در بسیاری مواقع ممکن نیست و عکاس موقعیت زمانی خود را از دست داده است. در بسیاری از نمایشگاه‌ها عکاس به نور- فیلتر و حتی دوربین متنوع احتیاج پیدا خواهد کرد چه بهتر که در چنین جلساتی عکاس هر دو نوع 135 و 120 را همراه داشته باشد، در نمایشگاه‌های نقاشی و یا نمایشگاه اشیاء شفاف و یا تاریخی پشت ویترین به فیلتر پولار احتیاج خواهد شد. معمولا این‌گونه نمایشگاه‌ها نورپردازی شده اند و عکاس فقط باید فیلتر و فیلم مناسب را در رابطه با کلوین نور داشته باشد.

 


 

 


موزه‌ها، مساجد و معابد

 


در تهیه رپرتاژ از این‌گونه مراکز بر خلاف بقیه رپرتاژها به سه پایه احتیاج دارید. در ضمن نور موجود در این‌گونه سالن‌ها در تمام روز جذاب نیست و بهتر است عکاس قبلاً از محل دیدن کرده و زمان و ساعت مناسب را پیدا کند در ضمن به نور اضافه که حتماً باید لامپ نور روز(5500 کلوین) باشد که در مخلوط شدن با نور پنجره‌ها رنگ‌ها خراب نشود. کتیبه - نقاشی - پرتره - گچ بری‌ها و مجسمه‌ها هر کدام نورپردازی حرفه ای خود را لازم ندارد که از دایره‌ی کار و تجربه‌ی عکاسان خبری وسیع‌تر است و بهتر است عکاسان خبری آن را بیاموزند یا از همکاران خود در رشته عکاسی صنعتی و معماری استفاده کنند. چون فلاش خبری به هیچ وجه به درد این عکاسی نخواهد خورد و حتماً عکس سوژه‌های موجود در محل را غیر حرفه ای و تاریک و زشت خواهد کرد. به طور مثال عکس کامل از سقف مسجد شیخ لطف الله در اصفهان یا مسجد امام که در یک روز تاریخی با حضور شخصیت‌های مذهبی باید عکاسی شود یا کلیسای جلفا در مراسم عید پاک در عمل عکاس خبری با مشکل نورپردازی روبرو خواهد شد. معمولاً مراسم و جلساتی که در محل مخصوص و یا تاریخی انجام بگیرد که عکس مخلوطی از عکس خبری به اضافه معماری و یا تکنیکی است. عکاسان باید صبر و حوصله و دانش کافی داشته باشند و با انواع دیگر عکاسی‌ها ( اشیاء- معماری) آشنا شوند.

 


 

 


رپرتاژ از تئاتر و اپرا و باله و رقص‌های محلی

 


عکاسی تئاتر و سینما همانند عکاسی صنعتی یا عکاسی معماری و سایر رشته‌های حرفه ای عکاسی قوانین و شرایط و آموزش حرفه ای را دارد و از تهیه یک رپرتاژ خبری از تئاتر و یا باله و امثالهم به مراتب سخت‌تر و پیچیده تر است. از آخرین تمرین‌ها با لباس بازی و نورهای اجرائی عکس تهیه کنید دست شما بازتر است. لحظه‌هایی را که از تمام مساحت و دکور استفاده می‌شود و تعداد زیادتری بازیگر در صحنه هستند و در ضمن خشک و مرده نیست برای رپرتاژ هنری مطبوعاتی مناسب تر است. فیلم حساسیت بالا به مراتب کار شما را راحت‌تر خواهد کرد. بهترین دکور را که در پرده‌ها می پسندید با واید کامل از پشت سر تماشاچیان عکاسی کنید. اگر در مقاله صحبت از دکور خواهد شد به این زاویه احتیاج پیدا خواهید کرد. کلوزآپ بازیگران اصلی را در مهیج‌ترین لحظه بازیگری عکاسی کنید. از لحظات بحث و گفتگوی نویسنده، کارگردان با بازیگران در حین تمرین حتما عکس بیاندازید. اگر مقاله با مصاحبه توام شود وجود این عکس ضروری است. اگر کارگردان و نویسنده روی صحنه نباشند و ردیف اول نشسته‌اند، در تمرینات آخر از بین بازیگران ردیف اول آنها را عکاسی کنید. از فلاش استفاده نکنید با نور موجود عکاسی کنید. آنچه باید در مقاله و رپرتاژ بازتر شده و نویسنده به صورت نقد و تحلیل مطالب را عنوان کند شما باید در بین عکس‌های رپرتاژ خبری تئاتر و باله و غیره داشته باشید: کل دکور با بازیگران بیشتر، تمام دکور پرده‌ها بدون بازیگر، صحنه انبوه بازیگران در بازی دسته جمعی و مهیج و زنده، بازیگران اصلی یک نفره، دو نفره و حداکثر سه نفره مخصوصاً اگر در رابطه با داستان باشد. عکس از حضور نویسنده و کارگردان هم روی صحنه و هم در حال تماشای بازی. ارکستر و همسرایان را حتماً جداگانه از پهلو و روبرو عکاسی کنید. تمام قد، یک نفره و نیم تنه دو نفره و بیشتر گویا‌تر است.

 


حادثه اصلی داستان باید در بهترین لحظه عکاسی شود. در گیری، قتل، دوئل، فریاد، بهت و حیرت، شادی و برخورد تماماً در رابطه با داستان، لحظات مهم و ارزشمند تصویری هستند که کمک بزرگی به کامل شدن و رسا بودن مقاله خواهد کرد.

 


 

 


رپرتاژ از روزهای تاریخی و جشن‌های سالانه و فستیوال‌های بزرگ در هوای آزاد و یا سالن یا استادیوم‌ها

 


در بیشتر رپرتاژ‌های فوق حتماً باید خود را به محلی بالاتر از سطح زمین برسانید. ایوان‌ها، داربست‌ها، سقف وسائل نقلیه، ایوان منازل مشرف به محل، بالکن‌های سالن‌ها. به دلیل تنوع تغییرات لحظه‌ای سوژه‌ها مخصوصاً در رژه‌ها مجبورید مقدار بیشتری مواد اولیه مصرف کنید. در این‌گونه مراسم همیشه تعداد زیادی نوشته و شعار و پرچم‌های مخصوص نیز وجود دارد حتما باید از پرچم‌ها و نوشته‌ها و آرم‌ها عکس داشته باشیم. درتمام فستیوال‌ها چهره‌های گروهی با حرکتی هم شکل دارید، مانند شعار دادن، شعر خواندن، عصبانی بودن، شاد بودن، دست زدن، هورا کشیدن‌های دسته جمعی که باید برای تکمیل رپرتاژ عکاسی کنید.

 


در بیشتر مراسم فوق ممکن است به فراخور نوع تجمع چهره‌ی معروف سیاسی، هنری، علمی و ورزشی حضور داشته باشند. چندین عکس از حالات این مدعوین ضروری است.

 


سوژه‌های متضاد مثلاً میتینگ سیاسی یا رسمی با پس زمینه پوستر تبلیعاتی کمدی و شوخی. فستیوال و رژه جوانان با چند تماشاچی بسیار پیر و با چهره ای کاملا متعجب یا شوخ. یک نوزاد خوابیده روی شانه‌ی پدر یا آغوش مادرش. یا مثلاً قاطی شدن شرکت کنندگان با یک الاغ سوار در حال عبور. بعضی مواقع لباس و یا تی شرت نوشته دار، کلاه غیر عادی، حتی چهره‌ی یک آدم استثنائی، تک نوازنده طبل، شیپور یا ساز دیگر، دایره‌ی رقاصان خیابانی، توقف چند نفر کنار دستفروش‌های در حال نوشیدن نوشابه با بطری یا شوخی یا گلاویز شدن دو نفر با پس زمینه فستیوال و سوژه‌ی اصلی به مطالب و محتوای رپرتاژ کمک می کند.

 


 

 


رپرتاژ‌های ورزشی

 


اینگونه رپرتاژها به چند دسته تقسیم می شوند. 1- داخل سالن‌های ورزشی کوچک، استادیوم‌های سرپوشیده از مسابقات شطرنج و بیلیارد و پینگ پنگ تا والیبال، بسکتبال، فوتبال سالنی، شمشیر بازی، ژیمناستیک، شنا و شیرجه و ... 2- فضای باز مثل مسابقات فوتبال، اسب دوانی و اسکی. تنوع و تفاوت فضائی و در ضمن مشکلات عدم امکان نزدیک شدن به شرکت کنندگان ما را مجبور می‌کند بیشتر از راه دور عکاسی کنیم. در بیشتر عکاسی‌های فضای آزاد احتیاج به تله‌های بسیار بزرگ داریم. در سالن‌ها هم برای کلوزآپ قهرمانان به لنز تله احتیاج پیدا خواهیم کرد در نتیجه به علت تله بودن لنز و در ضمن احتیاج به سرعت‌های بالا مجبوریم مشکل را با فیلم حساسیت بالا حل کنیم. تغییر محل عکاسی به فراخور نوع مسابقه، تنوع پس زمینه و تنوع عکس‌ها را بالا خواهد برد. آفتاب‌گیر فانوسی برای مسابقات هوای آزاد ضروری است یا مطالعه ی کتاب‌های ورزشی و تماشای عکس‌ها و تمرین و مقایسه‌ی عکس‌های خیلی حرفه‌ای با عکس‌های خودتان به راحتی متوجه نقص کار خود و اشکالات و کمبود لنز، محل ایستادن نامناسب و سایر نقایص خواهید شد. زوم‌های با کیفیت بالا که متاسفانه چندان ارزان هم نیست قدری کار را آسان‌تر خواهد کرد و ممکن است به تغییر لنز و تغییر محل احتیاج کمتری پیدا کنید. اگر به عکس‌های استثنائی مثلاً کلوزآپ چهره‌ی شناگر در خط پایان و یا دونده‌ها در خط پایان احتیاج دارید فقط نقاط خاص را باید انتخاب کنید. یا پرش اسب سوار از روی مانع از روبرو و چهره ی کلوزآپ سر و سر اسب با هم فقط از یک نقطه خاص ممکن است. اگر احتیاج به تماشاچی نباشد بسیاری از عکس‌ها را می توان در تمرینات نهائی نیز از ورزشکاران تهیه کرد که معمولاً شانس ورود به فضای مسابقه هم وجود دارد و کار عکاسی آسان‌تر خواهد شد.



عکس‌های استثنائی خبری، حوادث واقعی و ابتکاری

 


بخشی از عکس‌های خبری اختصاص به عکس‌هایی دارند که یا شما به طور اتفاقی از زندگی روزمره و گشت و گذار در شهر یا طبیعت با آن برخورد می‌کنید که عکس بسیار جالب و دیدنی است. و اگر عادت کنید همیشه یک دوربین کوچک و جدیداً دیجیتال همراه داشته باشید این‌گونه سوژه‌ها را ثبت خواهید کرد. از حاجی فیروز خسته و کنار کوچه به خواب رفته گرفته تا فقیر و نوازنده‌ی دوره گرد که قیافه و لباسی استثنائی دارد. کبوتر سفیدی که روی چراغ ماشین پلیس گشت نشسته تا گنجشکی که داخل یک کلاه فلزی سربازی جوجه گذاشته است. در ضمن صدها سوژه مشابه نیز وجود دارد که خود شما با قدری ابتکار و خلاقیت می‌توانید بوجود بیاورید و با یک زمینه‌ی مناسب که سوژه را نیز جذاب‌تر می‌کند عکاسی کنید. گربه دوچرخه سوار، بانوان خیلی شیک در یک مهمانی با لباس اشرافی و انگشت در دماغ، گدای کنار خیابان با لباس ژنده و پاره ولی موبایل به دست و چهره‌ای جدی و تاجرگونه. خلاصه عکس‌هایی که یا شدیداً باعث تضاد و تعجب می شوند یا عکس‌هایی که کاملا خنده آور و یا شوک دهنده هستند. با تماشای کتاب‌های عکاسی و گردش در شهر می‌توانید به فکر و خلق ده‌ها تصویر بیافتید یادداشت کنید و سعی کنید که شرایط انداختن آنها را فراهم آورید.

 


 


پرتره خلاقه خبری واقعی و ساختگی

 


پرتره خبری و مطبوعاتی از قدیمی‌ترین و رایج‌ترین پرتره‌هاست. چهره معروف با ژست مناسب و باز همان شخصیت معروف با ژستی کاملاً غیر عادی یا در وضعیت غیر عادی. در بیشتر شکار پرتره لحظه ای بهتر است مدل از عکاسی شما بی خبر باشد چندین عکس از یک سوژه بیاندازید صورت و دست در تصویر بریده نشوند. در چاپ می توانید فضای اضافه را حذف کنید و اگر زمینه‌ی پشت ضروری است با واید ضعیف کار کنید، در بسیاری از چهره‌های جوان ضد نور ولی با محاسبه‌ی قسمت تاریک صورت جذاب‌تر است. معمولا در ضد نور خورشید 2 دیافراگم بازتر عکاسی کنید. نیم رخ خبری با دست و یا صورت غیر عادی جذاب است. البته در بیشتر سوژه‌های فوق اگر مدل موافق باشد و همکاری کند مسلماً عکس‌های زیباتر و حرفه ای تری می توانید بیاندازید.

 


پرتره‌های دسته جمعی- توریستی- خانوادگی و پیک نیک- گروه‌های جوانان در فضای معماری تاریخی اگر جای مناسب و مسلط به فضای مورد لزوم را پیدا کنید پرتره دسته جمعی با فضای اطراف آنها از نظر فرم رابطه‌ی جذابی بوجود می‌آورد و مخصوصاً اگر لنز تله داشته باشید و یکی دو نفر را با هم عکاسی کنید تصاویر متفاوت به دست می‌آورید. سنگ فرش در پس زمینه‌ی گروه (از بالا باید عکاسی شود) جذاب است مخصوصاً اگر به شما نگاه کنند و ژست شاد هم بگیرند. در کوهستان پرتره‌های دسته جمعی با طبیعت و یا تک نفره‌ی خبری در حال ترسیدن- پرت شدن- آویزان شدن و غیره تصاویر خبری جالبی خواهند شد. فرم دادن به گروه در رابطه‌ی با لباس و ژست حتماً جذاب خواهد شد. با تمرین به ابتکارات و تخیل‌های جدیدی دست پیدا خواهید کرد. برای عکاسی دسته جمعی به دو نوع واید و برای یک و دو نفره به نرمال و تله‌ی ضعیف احتیاج دارید. اگر مربی یا راهنما یا مسئول همراه گروه باشد از زاویه پشت راهنما در جلو و بقیه در پشت و هر دو واضح عکاسی کنید. به فراخور مقاله و یا مصرف تصویر هم باید بدون خبر کردن گروه بی خبر عکاسی کنید و هم به آنها فرم داده عکاسی کنید.

 


 


رپرتاژ‌های تصویری

 


نوع مقاله و سوژه‌ی مورد نظر نویسنده به خصوص برداشت نویسنده و عکاس در تهیه رپرتاژ تصویری مهم ترین مسئله است که باید به آن توجه داشت. مثلا اگر رپرتاژ گورستان ارامنه در تهران است لانگ شات قبرستان در فصل بهار و زمستان، مجسمه‌ها، خرابی‌ها و بسیاری سوژه‌های متفاوت بدون وجود انسان باید عکاسی شود، تعدادی ضد نور با غروب خورشید، در نور روز و در مه رپرتاژ شما را کامل‌تر و جذاب‌تر خواهد کرد. بعضی از سوژه‌ها مدل نیز لازم دارد مثلا قبرستان شهدای مکه در گلزار شهدا نه تنها سوژه‌های ثابت و نوشته‌ها و گل‌ها را باید عکاسی کنید به چند بازدید کننده پیر لازم دارید. زاویه مناسب، نور مناسب، لنزهای سوپر واید تا تله مورد احتیاج خواهند شد. به فراخور نوع مقاله، ساعت و فصل عکاسی باید هماهنگ باشد. هنوز حیاط و فضای قبرستان‌های قدیمی تهران امامزاده‌ها و محلات و کوچه پس کوچه‌های قدیمی برای رپرتاژ تصویری جذاب است، در مورد جذابیت‌های شهرهای دیگر ایران باید پرس و جو کنید. مراسم خانقاهی اقلیت‌های مذهبی و بومی نیز همراه مطالب و نوشته‌ و رپرتاژهای تصویری حرفه‌ای بدست خواهد آمد.

 


 


رپرتاژهای تصویری در شهر

 


اگر رپرتاژ تصویری مربوط به یک شهر باشد مثلاً نیشابور، شهر بابک، زابل و غیره مخصوصاً شهرهائی که مدرنیته در حال خراب کردن و تغییر دادن چهره آن شهر است نه تنها ابنیه و آثار، لباس‌های محلی مردم، وسائل زندگی، خانه‌های قدیمی، چهره‌های پیر بلکه حتی درختان کهن، حوض‌های سنگی، سنگ فرش کوچه‌ها و سمبل‌ها را نیز باید جداگانه عکاسی کنید. دقت کنید بعضی شهرها کتیبه و نوشته دیواری، مشاغل اختصاصی و یا موزه دارد تماماً در رپرتاژ تصویری شما جای مخصوص خود را خواهند داشت. عکاسی از توریست خیلی خارجی در شهر‌های قدیمی ایران در لحظه‌ی مناسب می‌تواند تصویری استثنائی بوجود بیاورد. در تهیه رپرتاژ تصویری در تغییر سوژه ای که در یک شهر یا محل عکاسی شما کاملاً معروف و مشخص است و قیافه و فرم تاریخی و ثابتی دارد بپرهیزید حداکثر می توانید خلاقیت و سوژه‌ی مورد نظر خود را با آن مخلوط کنید. گذاشتن عینک یا جلیقه‌ی مدرن و امروزی تن یک مجسمه‌ی تاریخی کردن اگر به گوشه‌ی قبای کسی بر نخورد  اشکالی ندارد در مورد دست بردن در سوژه‌های مقدس مذهبی باید دقت کنید بوی توهین و مسخره نگیرد و گرنه ارزش و اعتبار شغلی شما زیر سوال خواهد رفت.

 


هر چند کنتراست سوژه‌ها و وسائل زندگی با زندگی مردم و دهات آنها خیلی زیاد و چشمگیر شده است ولی متاسفانه آنقدر عمومی و تکراری گردیده که نمایش یک کنتراست دیگر بیننده را شوکه نمی‌کند. اسب سوارها با لباس محلی و موبایل به دست، دختران دهاتی با شلوار جین و کلاه لبه‌دار، چادر عشایر و تلویزیون 32 اینچ دیگر خیلی مهم نیست. به همین دلیل است که دیگر چهره‌ی دهاتی که بادیدن یک صحنه در پایتخت شوکه شده و انگشت به دهان مبهوت نگاه کند تقریباً وجود ندارد. آنچه که هنوز نه فقط شوک می‌دهد بلکه شدیداً ما را غم زده می کند دست بردن غیر حرفه‌ای و احمقانه در معماری شهرهای قدیمی و تداخل آن با سوژه‌های تو خالی و زننده است. مانند آگهی موبایل نوکیا یا تبلیغ تخلیه چاه چسبیده و نوشته شده مثلاً روی یک درب یا آجر دوره سلجوقی. اعلانات تبلیغاتی یا یادگاری نوشتن روی آثار ساسانی. تضاد هیکل و قیافه‌ها با لباس و وسائل، هنوز جذاب است.

 


 


رپرتاژ داستانی

 


هر عکس مشخصات یک سوژه را نشان می‌دهد. حال اگر چندین عکس لحظات و مشخصات مختلف یک سوژه را از زوایا و فضاهای مختلف نشان دهند این عکس‌ها در کنار هم رپرتاژ یا داستان تصویری را بوجود می‌آورند. مثلاً اگر از فرمان، داشبورد، سردنده، دستگیره، سپر، آرم و مجسمه‌ی جلوی موتور یک ماشین خیلی قدیمی همراه چند عکس آن ماشین کنار یک ساختمان قدیمی و کهنه به خصوص با مدل یا راننده‌ای با لباس و کلاه همان دوران عکس بگیریم، یکایک عکس‌ها، کلاسیک قدیمی بودن و کهنگی و همه عکس‌ها کنار هم رپرتاژ یک ماشین قدیمی را نشان داده و تعریف می‌کند.

 


ممکن است این کار را با کپی از عکس‌های جوانی یک زن و شوهر شروع کنید و با عکس‌های ازدواج و مخلوط کردن آن عکس‌ها با زندگی امروز آنها در منزل رپرتاژ گذر عمر در انسان را تعریف کنید.

 


دایره و ابتکار سوژه‌ها در عکاسی ژورنالیستی فراوان است. دیروز تا امروز یک شهر، کودکی تا بازنشستگی یک شخصیت ورزشی، هنری، سیاسی، تولد، رشد، زایمان تا پیری یک حیوان خانگی همه و همه رپرتاژ عکاسی نامیده می‌شوند. در عکاسی رپرتاژ باید دقت کنید رابطه‌ی تصاویر با یکدیگر قطع نشود. در ضمن در یکایک آنها قوانین مربوط به نوع همکاری همان سوژه کاملاً رعایت شود، که در مجموع دقت زیاد، رعایت قوانین فنی و درک خود موضوع بسیار اهمیت دارد.

 


در بعضی از عکس‌ها شکار لحظه مانند خنده، گریه، تعجب، ترس به کامل شدن رپرتاژ کمک می‌کند. زمان و مکان سن پیری و جوانی، تازگی و کهنگی سلامت و خرابی، به عبارتی نمایش تضاد از مشخصات بعضی از رپرتاژها است. به دلایل فوق داشتن دوربین و لنزهای سریع‌العمل کار شما را آسان تر می‌کند. محاسبه‌ی اتومات نور، تعویض اتومات فیلم، سه پایه کوچک، فیلم یدک و اضافه، دو فلاش کوچک برای نورپردازی‌های خاص در هوای آزاد، در بعضی از عکس‌های رپرتاژ بهتر است فلاش به کار نبرید و با نور موجود عکاسی کنید در آن وقت به یک بدنه یا کاست جداگانه و فیلم با حساسیت بالا احتیاج پیدا خواهید کرد.

 


بسیاری از مواقع با یک عکس خبری و داستانی تصمیم دارید دیگران را آگاهی دهید. مثلاً بنایی منزل‌تان تمام شده و با یک عکس و جمله‌ی مثلاً آخ جون بالاخره تموم شد، دوستان را دعوت می‌کنند یا کودکی به دنیا می‌آید و با پرتره صورت او و از طرف او مهمانان را دعوت می‌کنند، یا دوستان را با عکسی از مزرعه، دریا، یا جنگل دعوت می‌کنید این شامل بازگشتن از سفر حج یا از مسافرت نیز می‌شود.

 


بعصی مواقع از شکار، ماهیگیری یا بازدید از یک شهر باستانی که انجام داده‌اید یک رپرتاژ مصور تهیه می‌کنید که در حد یک فیلم کوتاه برای دوستان شما و خود شما که حتماً داد سخن هم خواهید داد، جذاب است.

 


اگر در یکایک عکس‌های داستانی رعایت زاویه، نور و سوژه را کرده باشید و در ضمن ارزش اجتماعی و تاریخی یا مذهبی داشته باشند همراه یک نوشته‌ی کوتاه شانس چاپ در مجلات و روزنامه را نیز به دست می‌آورند. مراسم تعزیه، مراسم قالی‌شوران اردهال، مراسم اقلیت‌های مذهبی، قره کلیسا، ازدواج‌های محلی، جشن‌ها با لباس‌های محلی و بسیاری سوژه‌های مشابه که دیدن رپرتاژ آنها برای همگان جذاب و آموزنده است.

 


تولد کودک، ماکروی دست و پای کودک، عطسه‌ی کودک، گریه کودک، شکلات خوردن، شیر خوردن، اولین نشستن، اولین سعی در ایستادن تا بالاخره تاتی تاتی کردن و دست در دست مادر یا کنار گربه‌ی منزل مجموعه رپرتاژی است که برای خانواده ارزش تاریخی خواهد داشت. البته ممکن است بین بعضی عکس‌ها مدت زمانی فاصله پیدا کند.

 


یا مثلاً رپرتاژمصور از ماهی‌گیری، یک لانگ شات از رودخانه با جنگل یا درخت و سنگ و حوض‌چه‌ی نیم ساکن آب و ماهیگیری که کنار رودخانه ایستاده یا روی یک تخته سنگ قلاب به دست یا تور به دست ایستاده، عکس بعدی ماهیگیر با هیجان سرپنجه بلند شده و چوب و قلاب را با نهایت قدرت و سرعت به سرعت به پشت سر کشیده و به قلاب او یک ماهی چاق و چله به دام افتاده عکس سوم کلوزآپ ماهی در ساحل کنار ماهی‌های قبلی افتاده یک کلوزآپ بسته تر از فقط صورت ماهی در داخل سبد این چند عکس رایج و طبیعی رپرتاژی از ماهیگیری است. حال اگر شما از نور و اشعه‌ خورشید، ذرات و قطرات ریز و درشت آب که همراه ماهی در فضا به صورت واضح یا بارانی شکل نشان داده شوند. چهره‌ی خندان ماهیگیر با کلاه و لباس یا نشسته و منتظر تکان قلاب و در حال تقریباً چرت زدن، چند مرغ ماهی‌خوار در کناره دیگر رودخانه و ده‌ها زاویه و تصاویر دیگر که حتماً در محل پیدا خواهید کرد، به جذابیت کامل شدن و هیجان انگیز شدن رپرتاژ شما کمک خواهد کرد.

 


از یک بچه کوچک دختر یا پسر به صورت نوه‌ی ماهیگیر با قلاب کودکانه در حال تقلید از پدر بزرگ از به خواب رفتن نوه قلاب به دست کنار رودخانه و نگاه مهربان پدر بزرگ به نوه تماماً در رپرتاژ شما معنی و جای خود را دارند. این‌که واقعی است یا شما نتظیم کرده‌اید اصلاً فرقی نمیکند، مهم این است که شما یک رپرتاژ مهیج و کامل و جذاب تهیه کرده‌اید. هر سوژه‌ای قابل برنامه‌ریزی کردن برای عکاسی رپرتاژی و داستانی است. قایق رانی‌ها، پیاده‌روی در جنگل، جنگل‌بانان در حال کار حتی چوب برها چه به صورت مجاز و قانونی چه غیر قانونی و خیانت به طبیعت هر دو رپرتاژهای جذاب و زیبای عکاسی با معانی و دیگاه فرهنگی- هنری مختلف تلقی خواهد شد.

 


شنا یا یک ورزش یاد گرفتن یک کودک با ثبت لحظات هیجان انگیز تصادفات، ترس شادی کودکی، مواظبت و احتیاط، دلهره و مواظبت مادر یا پدرها همکاری یا مخالفت برادر یا خواهر بزرگ‌تر تماماً مجموعه‌های جذاب و مناسبی است که می‌تواند به عنوان رپرتاژ عکاسی تهیه کنید. مهم گسترش، خلاقیت و کشف صحنه‌هائی است که به داستان مصور شما روح و جذابیت تصویری ببخشد. تسلط به تکنیک، نور با تله‌های مناسب، انتخاب فیلم درست و ثبت لحظات از همه مهم‌تر سرعت عمل شما به خصوص خلق صحنه‌هائی رپرتاژ را متنوع‌تر و درازتر کند اهمیت دارد با تخیل و رؤیاپردازی توام با تسلط به تکنیک و داشتن وسائل حتماً شما را موفق خواهد کرد. در خرج چند فـِـرِم نگاتیو خسیس نباشید. ممکن است بعضی مواقع داستان و رپرتاژی را شروع کنید که به تغییرات فصل، محل و شاید آدم‌ها داشته باشد آن وقت صبورانه باید یادداشت کنید و هر صحنه‌ی مورد نظر خود را در زمان و مکان مناسب عکاسی کنید، هر بیننده‌ای با دیدن سری عکس‌های شما متوجه حوصله و صبر و خلاقیت شما خواهد شد.

 


معمولاً در رپرتاژی معماری ساختمانی، تولیدات صنایع دستی کارگاه‌ها، کوره‌های شیشه‌گری یا سفال حفاری‌های باستانی و باسنان شناسی، اعیاد و مراسم تعزیه‌ها و جشن‌ها، تماماً سوژه‌هائی هستند که صحنه‌ی آخر باید صبر کنید و حضور داشته باشید وگرنه رپرتاژ ناتمام و نیمه کاره است.

 


فرض کنید از لحظه ورود یک بازیگر به اطاق گریم تا لباس و کلاه و غیره و بعد صحنه‌های مختلف آن بازیگر تا لحظه افتادن پرده و تشویق تماشاگران و دسته گل و خداحافظی یک رپرتاژ کامل و جذاب عکاسی است. هر چه صحنه‌های داستان شما متنوع‌تر و در فضای متفاوت باشد، وقت و دقت و از همه مهم‌تر تکمیل بودن وسائل شما، لنز‌ها، چراغ‌ها و فیلتر‌ها اهمیت و مصرف پیدا خواهد کرد. بعضی از رپرتاژها مثلاً از عکس یک صخره بزرگ و یک سنگ نتراشیده تا پایان کار یک مجسمه‌ساز و احتمالاً نصب آن در یک محل یا در مقابل دید تماشاگران یک نمایشگاه  می‌توانند رپرتاژی صبورانه، خلاق و بسیار جذاب شود. ساخت سازهای زهی، بافت گلیم یا فرش، از جلگه با گوسفندان تا پشم و دوک و نخ و رنگ و بافت و نمایش نه تنها این گونه سوژه‌ها بسیار جذاب و خلاقه است، مطمئن باشید تماماً قابل نمایش دادن و حتی فروختن است. از چاپ کتاب و پوستر گرفته تا کاتالوگ و مقاله این‌گونه رپرتاژها مصرف حرفه‌ای دارد. در ضمن درآمد هم دارد. فکر نکنید اگر کارتان را فروختید یعنی تاجر شده‌اید و به هنر عکاسی خیانت کرده‌اید، اشتباه می‌کنید این موفقیت در فروش، نشانگر حرفه‌ای شدن شماست.

 


 


عکاسی سری از یک سوژه یا عکاسی دنباله‌دار

 


هر وقت در یک فضا و صحنه‌ای قرار گرفتید که یک سوژه را یه عنوان اصل و مرکز خلاقیت خود انتخاب کردید و در همان محل و در رابطه با فضا با اضافات آن ولی بدون دور شدن از اصل خلاقیت خود عکس‌های متعدد و پشت سر هم انداختید که حالت عکس در عکس پیدا کرد این کار عکاسی دنباله‌دار است که حالت توالی دارد در اصل این نوع هنر عکاسی فرار از هنر دگم و استاندارد است که شما معتقدید اضافات و جزئیاتی در کنار هر سوژه قرار دارد که به اندازه خود آن سوژه جذاب و گویاست.

 


در ضمن وسعت فکری و اجتماعی هنر عکاسی در این نوع عکس‌ها وقتی یکایک آنها مخلوطی از خلاقیت و تسلط تکنیکی شما بشود خواهید دید این تسلسل و توالی و تکرار هنر ارزش بیشتری به کار عکاسی شما خواهد داد این عکاسی به صورت‌های کاملاً متفاوت به نتایج موفق و یکسانی خواهد رسید.

 


1-     چند کودک در یک ساحل مشغول بازی هستند عکس سوپرواید و واضحی از فضای آسمان دریا و کودکان و خلاصه کل مجموعه‌ی موجود می‌اندازید.

 


2-     از دور با لنز تله توپ بازی دو کودک را که آنرا دینامیک (توسط زمان آهسته) کرده‌اید به تصویر فوق اضافه می‌شود.

 


3-     از دور با لنز نرمال دو کودک را از لابلای چند کودک تماشاگر این بار واضح عکاسی می‌کنید.

 


4-     با لنز تله‌ی قوی کلوزآپ صورت آنها را عکاسی می‌کنید.

 


5-     سایه‌های آنها و یا انعکاس آنها را روی برکه‌ی ساحل و یا آب ساکن عکاسی می‌کنید.

 


6-     از نزدیک‌تر با لنز چشم ماهی، فرم بدن آنها را هنگام بازی به پرسپکتیو می‌برید.

 


7-     یک عکس دسته جمعی شاد و حالت یادگاری که به شما توجه کرده‌اند می‌اندازید.

 


8-     در حال رفتن و دور شدن از شما که صورت‌شان را برگردانده‌اند و با دست همگی از شما خداحافظی می‌کنند و یا هر عکس ژست مورد علاقه خود را گرفته است.

 


9-     یک سگ سیاه که در بعضی از عکس‌های فوق در گوشه و کنار بوده و در عکس آخر کنار شما ایستاده یا نشسته رفتن کودکان را نظاره می‌کند.

 


مجموعه عکس‌های فوق به اضافه سیلوئت بعضی از آنها در مقابل افق خورشید نه تنها یکایک عکس‌ها جذابیت هنری خلاقیت کافی و تکنیک موفقی دارد بلکه کنار همه یک تسلسل تصویری موفق و زیبا به دست آورده‌اید حال اگر سوژه‌ی شما بازی توام با کنجکاوی یک گربه و قورباغه در کنار یک برکه باشد باز همانند عکس‌های فوق اول با فضای بسته‌تر و باز بسته‌تر تا سر حد ماکرو مثلاً پنجه‌ی گربه و کله‌ی قورباغه و انواع و اقسام خلاقیت‌های داستانی و تداوم این در حیوان و استفاده از فرم کنتراست رنگ پرسپکتیو و تفاوت تکنیک عکاسی نمایش حرکت بزرگنمائی و جهش و سرعت آنها همه و همه باز یک عکاسی سوژه در سوژه جذابی خواهد شد بازی چرخ و فلک بچه‌ها با هیجان خنده و ترس و گریه و فریاد آنها با رنگ و فرم وسائل بازی، یک کار هنری است.

 


اگر نور و زاویه و شدت تابش آنرا نیز در نمونه‌هائی که آوردیم وارد کنید و سوژه‌ها را با نوع نور خود دست کاری کنید کاراکتر مختلفی پیدا می‌کند مسلماً بیشتر از دو سیخ اضافه با گوجه کار کرده‌اید.

 


باید اضافه کنم مانند بسیاری از عکاسی‌های دیگر این نوع عکاسی نیز صبر و بردباری، عجول نبودن، تمرکز و فکر کردن، به سرعت کشف صحنه کردن و آماده دائمی بودن از قبیل دوربین و فیلم محاسبه‌ی نور سه پایه همه باید کاملاً آماده کار باشند فقط نگاه در ویزور و تیک.. علت این است که بعضی از صحنه‌ها که با کاراکتر و صفت صورت و حرکت بدن انسان یا جانور بستگی دارد وقت برای آماده کردن وسائل ندارید و چون زمان ربطی به کار شما ندارد بهتر است اگر به یک سوژه‌ی جذاب برخورد کردید در صورت لزوم حتی تمام روز روی یک یا دو سوژه کار کنید. اگر عکاسی متوالی شما به مساحت خاصی از نور خورشید یا خود قرص خورشید بستگی دارد مجبورید آن لحظات را از دست ندهید و ثبت کنید.

 


یا اگر در حین کار تخیل و خلاقیت شما کشف جدیدی در رابطه با سوژه‌ی زمان به دست آورد مانند سوژه و ابر و مه یا صورت‌ها به صورت سیلوئت با خورشید یا نقش یک قطعه سنگ در بازی گربه و قورباغه با جابجائی اشیاء و محل عکاسی خلاقیت و کشف خود را جدی بگیرید و به آن عمل کنید.

 


بعضی مواقع دانش تجریه‌ی شما درباره‌ی رنگ نور در ساعات غروب یا سپیده دم اگر به ایده انتخاب سوژه‌ی شما کمک می‌کند ساعت کار خود را نیز تنظیم نمائید.

 


مثلاً اگر یک قایق بادبانی در تلاطم دریا با سرنشینان آن سوژه‌ی انتخابی شماست، خوب می‌دانید ضد نور و استفاده از برق زدن سطح آب یا سیاه کردن فرم قایق در لابلای امواج الماس شکل دریا و یا در افق سرخ رنگ چه تصاویر متفاوت و زیبائی بوجود می‌آورد. اگر تصویر شما چند ماه هم فاصله بیافتد ما خبردار نخواهیم شد، مهم این است که عکس‌های شما معنی دار و فکر شده باشند آنچه بینندگان را مسحور می‌کند و به تمجید وادار می‌کند نتیجه‌ی کار شماست.

 


زمان فقط نشان دهنده تحمل و صبر و حوصله و تشخیص هنری و روشن بودن خواست شماست اگر تشخیص داده‌اید که قایق بادبانی را هم در باد شدید روی امواج لازم دارید و هم در یک افق رمانتیک و آرام و شاعرانه باید صبورانه هر دو عکس را در زمان خودش عکاسی کنید. باید بدانید در عکاسی دنباله‌دار به ترتیب زمان بندی داشتن نقشه و فکر از قبل یک سوژه ده‌ها عکس مختلف - تمرکز روی یکایک عکس‌ها - عدم تکرار عکس‌های مشابه - سرعت عمل خود و وسائل - کشف جدید هنگام کار - بی حوصله شدن از کوره در رفتن - انتخاب درست لنزها برای هر عکس.

 


بعد از چند بار که موفق به تهیه عکس‌های متوالی و دنباله دار شدید به فکر باشید که اصولاً یک داستان را همراه با مدل و قهرمان خودتان خلق کنید یک یا دو پرنده‌ی خشک شده را در فضاهای متنوع و جذاب زندگی ببرید و با عکس آنها را علی‌رغم فرم ثابت و خشک شده‌ای که دارند با رنگ و فضای سایر سوژه‌ها متحرک و زنده نشان بدهید این کار حتی با یک مجسمه کوچک نیز عملی است.

 


در بعضی از اماکن و محل‌های بخصوص شانس این نوع عکاسی هم بیشتر و هم آسان‌تر است که درضمن قدری تکراری است شما نیز حتماً سری عکس‌هائی که از سیرک، دنیای بازی، معرکه‌گیرها و رقصانندگان مار و میمون و خرس گرفته‌اند دیده‌اید.

 


در سوژه‌های فوق هم هنوز صدها عکس بکر و نینداخته وجود دارد استفاده از چشم ماهی و یا تله‌های قوی استفاده از زیر سوژه‌ها - سقف سوژه‌ها - و استفاده از فیلتر و نورهای ابتکاری عکس‌های جدید و تازه‌ای به دست می‌دهد. حتی می‌توانید خودتان یک بازیگر، یک تماشاچی کوچک به صحنه‌ها اضافه کنید.

 


می‌توانید چند تکه پارچه رنگی یا پرچم، بین دوربین و سوژه‌های اصلی قرار دهید و عمق‌های رنگی مصنوعی بوجود بیاورید ما متوجه نخواهیم شد که پرچم‌ها کار شما است و با خود از منزل آورده‌اید ما فقط برای ایده و خلاقیت شما در رابطه با محل ایستادن مناسب شما هورا میکشیم.

 


به دقت داستان و سوژه‌ی خود را مطالعه کنید این بسیار اهمیت دارد که سوژه‌ی شما با عکاسی رنگی جذاب می‌شود یا به دلایل مختلف حرفه‌ای از قبیل کنتراست و فرم، سیاه و سفید آن جذاب‌تر می‌شود.

 


اگر گچ بری، گل زنی و نقش آفرینی یک پیرمرد هنرمند استاد گچ‌بری سوژه‌ی شماست مسلماً سیاه و سفید آن جذاب‌تر است. یا اگر داستان شما زندگی و تولد یک کره اسب سفید از یک مادیان سیاه است آن هم سیاه و سفیدش قشنگ‌تر خواهد شد. این شامل بازی یک کودک بومی بندری با یک گربه‌ی سفید در کوچه پس کوچه‌های جنوب هم می‌شود.

 


در عکاسی دنباله‌دار سیاه و سفید باید در فکر تنوع فرم با استفاده از کنتراست در رنگ موجود باشید. هر سوژه‌‌ای را هم که به سوژه‌های اصلی اضافه می‌کنید سعی کنید در کنتراست شدید سیاه و سفید جای بگیرند. حال اگر از فیلم رنگی استفاده می‌کنید درهای رنگی، پرده‌های رنگی، دستمال رنگی، لباس‌های رنگی و آسمان رنگی در کنار سوژه‌های اصلی، تنوع و فرم زیبای رنگ و بازی آنها را بوجود می‌آورد. هر چه قدرت تخیل خود را بیشتر به کار بیاندازید و بیشتر فکر کنید و رابطه فرم رنگ را در داستان تصویری خود بیشتر بگنجانید، عکس‌های زیباتری به دست خواهید آورد. در سوژه‌ها و داستان‌هائی که داخلی است و فضای اطراف آن در اختیار شماست، نه همیشه بلکه کم و بیش بعضی مواقع فلاش ضعیف و نرم (hazy) یا رفلکتور به رنگ‌های شما جلا و شفافیت بیشتری می‌دهند چون معمولاً در عکاسی داخلی بدون نورهای قوی (پنجره - خورشید - فلاش) خطر زیاده مسطح شدن و بی روح شدن تصویر وجود دارد که با کمک فلاش و آئینه می‌توان شدت نور را در بعضی از نقاط بالا برد و کنتراست مناسبی بوجود آورد دقت کنید نور در خلاقیت شما جای مناسبی در رابطه با سوژه‌ی شما داشته باشد.

 


 


عکس‌های با مدت مصرف

 


باید دقت کنید عکس‌هائی که برای زمان و تاریخ مشخصی وارد یک مقاله یا رپرتاژ می‌شود از نظر زمان بندی و تاریخی از هم دور نباشد و خواننده مدعی نشود که عکس‌ها از یک آرشیو قدیمی یک عکاس استفاده شده است. مثلاً اگر مقاله در رابطه با هوای آلوده شهر و یا ترافیک گره خورده‌ی خیابان ها است، شما نمی توانید از آرشیو خود یک عکس قدیمی از دوران هوای تمیز و آسمان آبی شهر یا خیابان ها با ماشین کم و قدیمی برای هیئت تحریریه بفرستید. اگر ناگهان مقاله ای درباره‌ی خبر سکته و مرگ یک هنرمند کهن سال است، بهتر است عکس دوران جوانی او را چاپ نکنید و این‌گونه عکس‌هائی را که از جوانی او دارید برای مقاله درباره‌ی شرح زندگانی او استفاده کنید. تا سر حد امکان از نمونه عکس‌های لحظه و یا خیلی جذاب خود در رپرتاژ و مقالات معمولی استفاده نکنید و آنها را برای صفحه مخصوص و روز مخصوص بگذارید.

 


 


عکس‌های بدون شرح

 


باید دقت کنید عکس شما یا اصلاً هیچ توضیحی لازم نداشته باشد و یا حداکثر با یکی دو لغت داستان را تعریف کند برای این منظور باید در کادربندی عکس چه موقع چاپ عکس و چه موقع استفاده در روزنامه دقت کنید و قسمت‌های غیر ضروری آن را که به منظور شما مربوط نیست چاپ نشود. اگر بیشتر از یک عکس از کارهای شما چاپ می شود در مورد انتخاب ابعاد آن و یا درجه بندی اهمیت آن حتماً دقت کنید و اگر نویسنده خود شما نیستید حتماً درباره‌ی اهمیت و ارجحیت عکس‌ها نسبت به یکدیگر به او کمک کنید. مقاله را حتماً قبل از چاپ بخوانید تا بتوانید از نظر گویائی و زیبائی عکس مناسب را ارائه دهید بلکه از نظر تاریخی- جغرافیائی و ربط به مقاله مناسب باشد. چاپ عکس‌های زلزله‌ی رودبار یا بم در مقاله‌ی زلزله افغانستان کار درستی نیست. هم چنین پرتره‌ی بدون شرح مردم زلزله زده بهتر است واقعاً در محل واقعی باشد.

 


 


نکات مهم در نگاه اول به روزنامه مصور

 


فراموش نکنید خوانندگان اولاً عکس را نگاه می کنند و بعد مطلب را می‌خوانند، مطالعه و یادگرفتن فرم و صفحه‌بندی و ابعاد هر روزنامه در سرنوشت عکس شما موثر است. تیتر درشت و فاصله و محل آن نسبت به محل عکس شما آنقدر مهم است که اگر محل عکس نسبت به تیتر و مقاله درست نباشد اثر مستقیم و جذاب خود را از دست بدهد، اگر خواننده صفحه روزنامه را فقط 3 ثانیه نگاه کند عکس شما برای جلب توجه و نگاه در خاطر ماندن و تکان دادن و تحت تاثیر قرار دادن بیننده فقط همان ثانیه اول را در اختیار دارد "اسم" علامت و یا مهر خود را کنار یا زیر عکس فراموش نکنید.

[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۳:۴۶ ب.ظ ] [ آرمان ]

 

مــــامــــوگــــرافــــي (mammography) از دو كــلـمـــه (mamm(o به معني پستان و graphy به معني نمايش بوده و در كل به معني پرتونگاري از غده پستاني يا پستان نگاري است.

فيزيولوژي

سرطان به عنوان يك بيماري لاعلاج مدت ها است كه فكر بشر را به خود مشغول كرده است. علم ثابت كرده است علي‌رغم عدم وجود يك درمان قطعي براي اين بيماري، تشخيص زود هنگام و به مـوقـع ايـن بـيـمـاري بـه پـزشـكـان كـمك مي‌كند كه حـداقـل از پـيـشـرفـت اين بيماري جلوگيري كنند. يكي از رايج‌ترين سرطان ها مخصوصا در بين زنان سـرطـان سـينه است و از ميان روش هاي مختلف تشخيص سرطان سينه، ماموگرافي به عنوان روشي با ميزان مقبوليت بالا بسيار رايج و متداول است.


چگونه كار مي كند؟

در مـامـوگـرافـي عـمـدتـا از دو نوع ديد پستان را بررسي مي‌كنند: ديد پهلوي جانبي و ديد انتهايي.

MLO) Medio - lateral oblique ): اين تصوير از يك زاويــه مـايـل گـرفـتـه مـي‌شـود. در حـيـن انـجـام يـك ماموگرافي تصوير  MLOاز يك زاويه 90 درجه گرفته مي‌شود چون بافت پستان را فقط مي‌توان از يك چـهــارم بــالايــي بـيــرونــي پستـان و زيـر بغـل تحـت تـصــويـربـرداري قـرار داد. بـه وسـيـلـه‌تـصـويـر MLO ماهيچه‌هاي سينه به طور جانبي از بالا به پائين قابل مـلاحظـه هستند در تصوير MLO شكل ماهيچه‌ها بايد به صورت منحني باشند به حالتي كه ماهيچه ها در حـالـت استراحت هستند، قسمت مياني پستان بـايـد بـه حالت برجسته باشد. در اين قسمت مهم است كه تمام قسمت‌هايي كه مورد تصويربرداري قـرار مـي‌گيرند فشرده شوند. براي تصويربرداري بيمار طوري قرار مي‌گيرد كه تكنسين بتواند بافت پستان را به طور مايل بدون دستگاه قرار دهد سپس دستگاه به طور خودكار بافت را فشرده كرده و پس از تـثـبـيــت زاويـه و مكـان، عكـس‌بـرداري صـورت مي‌گيرد.

:CC)Cranio - Caudal) ايـن تصـويـر كـه از بالاي بافت پستان گرفته مي‌شود ، در هر نوع ماموگرافي رايـج است. اين تصوير كل اجزاي بافت پستان را مــورد بــررســي قــرار مــي‌دهــد. بـافـت‌هـاي چـربـي موجود در پستان به صورت قسمت هاي تاريك در تــصـــويـــر ديـــده مـــي‌شـــونـــد. امـــا بـــه گـــونــه‌اي كــه ماهيچه‌هاي زيرين نيز قابل ملاحظه باشند در اين تصوير نيز نوك پستان بايد به صورت نيم‌رخ قابل ملاحظه باشد. در اين حالت تكنسين پستان را درون دستگاه قرار مي‌دهد و در اين حالت فشرده‌سازي بـافـت بـه صـورت افـقـي اسـت. لازم بـه ذكـر است نحوه‌قرار دادن بافت در محفظه‌مخصوص دستگاه و نـيـز نـحـوه‌ايـستادن بيمار در اين مراحل بسيار با اهميت است.


در چه مواردي به كار مي رود؟

ماموگرافي عمدتا به منظور شناسايي و تشخيص سرطان پستان و نيز به منظور ارزيابي توده هاي قابل لمس و ضايعات غير قابل لمس پستان مورد استفاده قرار مي گيرد. تست ماموگرافي عمدتا از دو بخش اســاســي تـشـكـيــل شــده اســت. الـف- مـامـوگـرافـي آزمـايشـي، ب- مـاموگرافي تشخيصي. ماموگرافي آزمـايشـي عمـدتا براي افرادي به كار مي‌رود هيچ نشانه‌  باليني مبني بر اين كه مبتلا به سرطان سينه هـسـتـنــد وجــود نــدارد. يـك آزمـايـش مـامـوگـرافـي استـانـدارد شـامل دو بخش است، به عبارت ديگر پستان را از دو ديد مورد بررسي قرار مي دهند. يكي ديد پهلوي جانبي مايل و ديگري ديد انتهايي است.  مــامــوگــرافــي تـشخيصـي يـا مـامـوگـرافـي مشـورتـي روشي از ماموگرافي است كه در مواردي استفاده مي‌شود كه يك غده در پستان مشاهده شده و يا يك حـالـت غـيـرطـبـيـعـي مـشـاهده شده است و نيازمند مطالعه و بررسي بيشتر است. بر همين اساس اين نوع ماموگرافي بايد متناسب با هر مورد و هر بيمار خاص باشد.


مزايا و معايب ماموگرافي

‌تـشـخـيــص زودرس و بــه مــوقــع بـافـت‌هـاي سرطاني كوچك

‌تشخيص توده‌هاي موجود در پستان بيماران بالاي 50 سال

‌دز اشـعــه ايـكـســي كـه در مـامـوگـرافـي انجـام مــي‌گـيــرد بـي‌خـطـر بـوده و داراي عـوارضـي قـابـل اغماض است.

 كنتراست بالا، وضوح بالا و طراحي سيستمي براي ايجاد تصاوير دقيق با جزئيات.

‌در مـامـوگـرافـي‌هاي مدرن خطر آلوده شدن بيمار به راديواكتيو  بسيار   پائين است و از اين لحاظ اين آزمايش يك تصويربرداري بي‌خطر است.

بعضي از بيماران به دليل احساس دردي كه در طــول مــامــوگــرافــي بـه علـت فشـرده‌سـازي پستـان متحمل مي شوند از اين آزمايش دوري مي‌كنند اما بـايـد گـفت امروز با پيشرفت تكنولوژي و اختراع روش هاي جديد انجام ماموگرافي اين عمل كاملا بي‌درد شده است. وضوح تابش پرتو هاي يون ساز  xو خطر آن براي بيماران همواره مهمترين خطر در كار با ماموگرافي است كه براي حل اين مشكل به تازگي روش هايي ارائه شده اند كه از اولتراسوند يا ليزر براي ماموگرافي استفاده مي كنند.

[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۳:۳۱ ب.ظ ] [ آرمان ]

By replacing analog film and film processing with digital images, the GE Digital Mammography Platform, pictured above, offers significant advantages including less waste and reduced energy, water, and chemicals use.

در سال 2000 ، GE Healthcare  ماموگرافی دیجیتالی را معرفی کرد که ارتقاء مراقبت سلامت را در زنان نشان می داد. تقویت تصویربرداری دیجیتالی به صورت واضح بوده و منجر به تشخیص سریع در زمینه مراقبت بیماران بوده است.  سطر تولید ماموگرافی GE'SSenographe Essential ( سونوگرافی ضروری)Senographe DS ( سونوگرافی DS )Senographe 2000D ( سونوگرافی 2000D )Seno Advantage Workstation ( پیشرفت ایستگاه سونوگرافی )مزایای ماموگرافی دیجیتالی در تماس با بیمار، کلینیکی و پذیرش برای بیمار ...کاهش حافظه غیر ضروری بیشتر از 20 درصد- کاهش استرسهای بیمار- کاهش عرضه و ارائه مقدار دز موثر.برای کلینیک...

       کیفیت تصویربرداریرا با پردازش الگوریتم افزایش دهید

       اصلاح contrast برای ارتقاء تشخیص

      افزایش دامنه دینامیک با زمینه کامل ( FFMD ) توسط تصویربرداریارتقاء فرصتها در زمینه مصارف جدید مانند ابزار قبل جراحی کاهش استرسهای کلینیکی کار پژوهیSenographe Essentialمحلول برای میزان بالا با گوناگون جمعیت بیماری سونوگرافی GE بصورت ماموگرافی دیجیتالی ضروری است. دستگاه تصویربرداری دقیق تقریبا به هر زنی اجازه میدهد که با عرضه منفرد یا به صورت موج یاب بزرگ به اسانی با تصویربرداری وسیع breast هماهنگ میشود.

قابلیتهای دیجیتالی جریان کار و تصویربرداری 3D ( در سه بعد) را به صورت بهینه فراهم میکند و قابلیت مداخله برای ماموگرافی فراهم میکند.  موج یاب وسیع به صورت خاصی برای ماموگرافی به اندازه cm31*24طراحی شده است وزمینه وسیعی را فراهم میکند.

  ادغام بی وقفه و تصویر بهینه ای در چارچوب عکسبرداری ایجاد می شود. طراحی کار پژوهی برای کل کارمندان بالینی بصورت کارامد فراهم میشود. تقویت بازدهی FFDM

Senographe DS

عکسبرداری به میزان بالا با بالینی چند منظوره ترکیب میشود.سونوگرافی DS با قابلیت انعطاف پذیری تلفیق میشود و انتخاب محلول ماموگرافی برای تصویربرداری breast بکار میرود. لامپ تصویر به اهستگی بصورت متراکم شده برای راحتی بیمار عرضه میشود. سیستم سونوگرافی با صفحه نمایش ادغام میشود، تشخیص و تداخل در سیستم ایجاد میشود. با انتخاب stereotaxy ، تاثیر هزینه بصورت اختصاصی با اتاق تداخل ایجاد میکند.

مسیر دو جانبه منحصر به فرد اند( قطب مثبت) با مولیبدیوم / فیلتر رادیوم در طول انواع بافت breast افزایش می یابد. پارامترهای بهینه اتوماتیکی بطور موثری افزایش می یابد. شبکه ضریب هوشی دقیق ، تصویربرداری واضحی را ایجاد می کند.( حتی برای نسج دنسیتی((dens tissue )

Senographe 2000D 

کیفیت دیجیتالی و قابل اطمینان بودن GE در هزینه سیستم 

تمام زمینه دیجیتالی سونوگرافی 2000D با جریانات برنامه وسیعی ترکیب میشود.راه حل مناسب در زمینه هایی است که با هزینه محدود تکنولوژی ماموگرافی دیجیتالی را عرضه میکند. فعالیت کارپژوهی و بی وقفه به تکنولوژیست کمک میکند که به ازمایش در زمینه بیماری متمرکز شود.  صفحه منحصر به فرد موج یاب کیفیت تصویربرداری بهتری را فراهم میکند. ویژگیهای اتوماتیکی بصورت سریع و اسان ادامه می یابد. ویژگیهای بالینی پیشرفته مانند انرژی دوجانبه ، در مقایسه با توموسینایسس(tomosynthesis )کیفیت تصویربرداری بهتری را ایجاد می کند. 

دسترسی متقابل و ایرودینامیک جریان کار

دوطبیب در اولویتهای تصویربرداری یکسان breast مساعدت نمودندو سهیم شدند.بازنگری ایستگاه به سفارشات مصرف کنندگان اجازه میدهد که نمایش تصویربرداری و بازنگری نیروی سونوگرافی 2000D با سرانگشتان شما را ایجاد میکند. بر اساس ایستگاه GE ایجادشده ایستگاه AW ، ایستگاه R تداخل شبیه سازی فیلم تکنولوژیهای کنترل از طریق تحلیل و تجزیه اسان و پیشرفت جزئیات تصویربرداری سینه صورت میگیرد.

-با تماس پائین ، بررسی ایستگاه کلینیکی پیشنهاد میشود.

-پیشرفت سونوگرافی بررسی ایستگاه کاری

-حفظ اطلاعات بیشتر با چند مدالیته بودن و بررسی نقطه مفرد تصویربرداری

تولیدی . اتصالی. تشخیص مطمئن. مزیت سونوگرافی در ایستگاه کاری با حداکثر نیرو و اجرای ضرورت سونوگرافی باسیستم های ماموگرافی دیجیتالی DS عرضه میشود.

بر اساس ایستگاه GE Healthcare ، پروتکل(AW ) ویژگیهای مزایای ایستگاه سونوگرافی با دو محلول بالا کنترل میشود. و در ظرف چند ثانیه تصویربرداریbreast گرفته میشود. دستگاه سوم برای تصویربرداری چند جهتی و ثبت اطلاعات بیمار قابل دسترسی است.بررسی دستگاه پیشرفته سونوگرافی نیروی تصویربرداری را راه اندازی میکند.

مشخصات انعکاسی به تصویربرداری اجازه ان را می دهد که با پردازش بالا نشان داده شود و یا به صورت خودکار یا به صورت دستی با دکمه ساده قابل رویت شود.  مصرف گر اختصاصی پروتکلها ، ابزار و انتخابات به حداکثر میرسد. صفحه کلیدها عملکرد انگشتان را نشان میدهد.ارتباط ذخیره سازی از طریق DICOM و سایر قالبها صورت میگیرد. 

 بروشور تولیدی،جریان کاری را اصلاح میکند و تشخیص کیفیت، مطالعه موارد را در سونوگرافی 2000D در عملکرد تصویربرداری در لینکهای زیر مشاهده میکنید:

 http://www.gehealthcare.com/usen/xr/mammo/docs/Seno2000Dbrochure.pdf 

http://www.gehealthcare.com/usen/xr/mammo/docs/BethesdaMemHospitalCaseStudy.pdf


http://www.gehealthcare.com/usen/xr/mammo/images/video/Senographe2000D.wmv


http://www.gehealthcare.com/usen/xr/mammo/products/2000dimg.html


Source: http://GEHealthcare.com



[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۲:۴۱ ب.ظ ] [ آرمان ]

نویسنده: مهندس سرور بهبهاني، مهندس محمد كريمي مريداني

A woman having a mammogram, with the radiographer operating the machine behind a screen.

يكي از مهم‌ترين و موثرترين راه‌هاي تشخيص سرطان سينه، به خصوص در مراحل اوليه بيماري، انجام ماموگرافي است. يكي از موثرترين راه‌هاي مبارزه با اين بيماري نيز تشخيص آن در مراحل اوليه پيدايش است. به عقيده اكثر پزشكان در صورت تشخيص به موقع سرطان در مراحل اوليه مي‌توان درمان موثرتري را انجام داد و از ميزان مرگ و مير احتمالي كاست. مطالعات نشان مي‌دهند كه تصويربرداري ماموگرافي دوره‌اي در زنان بدون نشانه، نرخ ابتلا به سرطان را به ميزان زيادي كاهش مي‌دهد. عمده سرطان‌هاي پستان از بافت غده اي سينه منشأ مي‌گيرند كه با تغييرات آناتوميك و انحراف در مجراي طبيعي و رسوب ذرات كلسيفه ريز با قطر تقريبي 500 ميكرومتر و بروز توده‌هاي كوچك و بزرگ همراه است. سرطان‌هاي پستان معمولا از ربع خارجي پستان آغاز شده و ممكن است توده‌هاي بدخيم، به فاشياي قفسه سينه اتصال يابند يا به پوست گسترش پيدا كنند و موجب فرورفتگي شوند.



سرطان پستان به تدريج گسترش مي‌يابد و اين گسترش در اغلب موارد گره‌هاي لنفي در زير بغل و در طول شريان پستاني داخل را در بر مي‌گيرد. در حدود 90% از ضايعات خوش خيم و بدخيم پستان از طريق لمس پستان شناسايي مي‌شوند. با اين حال ممكن است تا زمان قابل لمس شدن يك تــوده بــدخـيــم بــدون درد و مـنـفــرد،گـستـرش بـه گـره‌هـاي لـنـفـي صـورت گـرفـتـه بـاشـد. بـنـابـراين تشخيص در مراحل اوليه سرطان، به عنوان يك عامل حياتي در درمان موفق به شمار مي‌رود.


مباني ماموگرافي

مـامـوگـرافـي انـجـام راديـوگـرافـي از نـسـج نـرم پستـان‌هـا اسـت و عمـدتـا بـه منظـور شنـاسـايـي و تشخيص سرطان پستان و نيز به منظور ارزيابي توده‌هاي قابل لمس و ضايعات غير قابل لمس پستان مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

به طور تخميني مي‌توان گفت كه با استفاده از مـامـوگرافي، سرطان پستان دو سال قبل از قابل لـمـس شـدن ضـايـعـه غـيـر طـبـيعي قابل شناسايي است.

جذب پرتو‌ Xدر بافت عمدتا از طريق جذب فوتو الكتريك و كمپتون صورت مي‌پذيرد. در انرژي‌هاي بالاتر از  kev30 جذب فوتو الكتريك كاهش قابل ملاحظه اي يافته و پديده كمپتون بر آن غلبه مي‌كند كه باعث جذب نسبتا يكنواخت پرتو در بافت‌هاي داراي عدد اتمي متفاوت شده و در نتيجه كنتراست تصوير كاهش مي‌يابد.

اما در انرژي‌هاي بين kev20 تا 30  ‌اغلب برخوردها از طريق پديده فوتو الكتريك صورت مي‌گيرد كه در اين حالت به علت توليد بسيار ناچيز پرتوهاي پراكنده و جذب در راديــوگــرافــي از نسـج نـرم بـايـد از كيلـوولـت‌هـاي پـاييـن بـراي افـزايـش احتمـال جـذب فوتوالكتريك استفاده كرد.

digitalmammo

دستگاه ماموگرافي

به طور كلي هر دستگاه ماموگرافي از چهار جزء اصلي تشكيل شده است:

1) تيوب اشعه ايكس

2) كمپرسور

3) سيستم گيرنده تصوير

4) صفحه كنترل عوامل تابش


1) تيوب اشعه ايكس

در حال حاضر سه نوع لامپ مولد پرتو ايكس در ماموگرافي وجود دارد كه براساس جنس هدف يا آند آن ها، تقسيم بندي مي‌شوند و عبارتند از:

لامپ‌هاي پرتو ايكس با هدفي از جنس تنگستن، موليبدن و آلياژ موليبدن-تنگستن. در مولد‌هاي پرتو ايكس از صافي‌ها جهت بالا بردن كيفيت دسته پرتو توليد شده و حذف پرتوهاي كم انرژي موجود در آن و كاهش دوز جذبي پوست بيمار استفاده مي‌شود. دسته پرتو ايكس توليد شده در دو مرحله قبل از رسيدن به بيمار فيلتر مي‌شود.

مرحله اول مربوط به روغن درون لامپ و شيشه آن مي‌شود كه به آن صافي ذاتي مي‌گويند.

مرحله دوم يا صافي اضافي در واقع صفحات فلزي با ضخامت‌ها و جنس‌هاي متفاوت هستند كه بسته به مقدار انرژي دسته پرتو و جنس هدف بر سر راه پرتو‌هاي اوليه قرار مي‌گيرند.

در لامپ‌هاي مولد پرتو ايكس ماموگرافي، نوع صافي و ضخامت آن بسيار مهم است.

صافي‌ها قادر هستند با حذف بخش عمده اي از پرتو‌هاي ترمزي، از كاهش كنتراست تصوير توسط اين پرتوها جلوگيري كنند. شدت پرتوهاي ايكس خروجي از لامپ مولد اشعه پرتو، در تمام قسمت‌هاي دسته پرتو ايكس توليد شده يكسان نيست، بلكه در سمت آند نسبت به سمت كاتد داراي شدت كمتري است. اين كاهش شدت در قسمتي از پـرتـوهـاي خـروجـي كـه تقـريبـا مـوازي بـا سطـح آند هستند، به علت جذب مقداري از فوتون‌هاي پرتو ايكس در هدف صورت مي‌پذيرد. اين تغييرات در شدت اشعه را اثر پاشنه آند مي‌نامند كه مقدار آن به زاويه خروجي دسته پرتو تابشي از هدف وابسته است.

در ماموگرافي با توجه به شكل مخروطي پستان ها، جهت تابش يكنواخت لازم است كه شدت پرتو در قسمت ضخيم تر بافت (سمت قفسه سينه) بيشتر از قسمت نازكتر (قسمت نوك پستان) باشد.


2) كمپرسور

كمپرسور وسيله اي شفاف، محكم و از جنس پلاستيك (Lexan) با ضخامت mm 1 است كه براي فشرده كردن عضو به كار مي‌رود. سطح كمپرسور بايد صاف و موازي سطح سيني نگه دارنده كاست بوده و از لحاظ دانسيته اتمي و ضخامت بايد همسان و يكنواخت بـاشـد. در غيـر ايـن صـورت بـه علـت عـدم جـذب يكنـواخـت دسته پرتو در كمپرسور، مكـان‌هاي مختلف عضو به طور يكنواخت تابش نديده و باعث تفسير اشتباه پزشك مي‌شود.

لبه جلويي كمپرسور كه به سطح قفسه سينه بيمار تكيه مي‌كند، داراي زاويه 85 درجه و 3 الي 4 سانتي متر جهت عقب راندن چربي‌هاي زير بغل بالا مي‌آيد. اين زاويه نبايد شيب‌دار و منحني باشد، چون در هنگام استفاده از كمپرسور، بافت احشايي پستان تا حد لازم فشرده نشده و ضخيم‌تر از مكان‌هاي ديگر بافت باقي مي‌ماند.

در اين صورت اين قسمت از بافت،كمتر ازحد لازم تابش مي‌بيند و يا اين‌كه اصلا در ميدان تابش قرار نگرفته و از حيطه تصويربرداري حذف مي‌شود.

در هر دو صورت، اطلاعات نهفته موجود در اين بخش از تصوير حذف شده و باعث اشتباه پزشك مي‌شود.


3) گيرنده‌هاي تصوير

در ماموگرافي سه نوع گيرنده تصوير وجود دارد:

الف) فيلم با تابش مستقيم اشعه ايكس

ب) كاغذ‌هاي زيرو راديوگرافي

ج) فيلم‌هاي همراه با صفحات تشديد كننده

 به علت برتري استفاده از صفحات تشديد كننده از لحاظ پرتوگيري بيماران و كيفيت تصاوير، دو روش اول از رده خارج شده اند.


4) صفحه كنترل عوامل تابش

‌كيلو ولتاژ پيك

در ماموگرافي گستره كيلو ولتاژ كاربردي در تمامي انواع تيوب‌ها با استفاده از سيستم فيلم اسكرين بينkvp 25 تاkvp40  متغير است. بهترين كنتراست در kvp 28  تا 30 و با استفاده از تيوب با آند موليبدن به دست مي‌آيد.

‌ميلي آمپر

در تيوب‌هاي مولد پرتو ايكس ماموگرافي، تغييرات ميلي آمپر از چند ميلي آمپر تا 400 ميلي آمپر تغيير مي‌كند. مقدار ميلي آمپر تنظيم شده تابعي از نوع ژنراتور (تك فاز يا سه فاز)، اندازه كانوني، فاصله عضو تا نقطه كانوني و مدت زمان تابش است.

‌مدت زمان تابش

مدت زمان تابش بسته به نوع گيرنده تصوير، قابليت‌هاي هندسي دستگاه ماموگرافي و كيلو‌ولتاژ تنظيمي، تغيير مي‌كند. در ماموگرافي با تابش مستقيم فيلم، مدت زمان تابش بين 1/0 تا 3 ثانيه است كه با استفاده از سيستم فيلم - اسكرين سريع تر، مي‌توان مدت زمان تابش را كوتاه تر كرد و از احـتمـال ايجـاد آرتيفكـت حـركتـي (Motion Artifact) و تــكـــرار راديـــو گــرافــي و در نـتـيـجــه از پرتوگيري بيش از حد بيمار كاست.

mammogram1

اصول فيزيك ماموگرافي

اساس اشعه  Xاز يك منبع الكترون ( كاتد) و يك هدف ( آند ) تشكيل مي‌شود كه داخل يك حباب شيشه اي و خالي از هوا ( خلاء ) قرار گرفته اند. با ايجاد اختلاف پتانسيل (kVp) بين آند و كاتد ايجاد ميدان الكتريكي قوي حاصل از آن الكترون‌هاي سطح كاتد شتاب يافته (ma) و با سرعت به آند برخورد مي‌كنند (بمباران الكتروني.) در اثر اين پديده بيش از98% الكترون‌ها پس از برخورد به سـطـح آنـد مـتـوقـف مـي‌شـونـد و انـرژي آن‌ها به صورت انرژي گرمايي آزاد مي‌شود.

كمتر از 2% الكترون‌ها پس از برخورد به سطح آند به لايه‌هاي مداري اتم‌هاي آند نفوذ مي‌كنند و در اثر جاذبه هسته اتم در آند متوقف شده يا تغيير مـسـيـر مـي‌دهـنـد. بـه دنـبـال تـوقـف يا تغيير مسير الـكـتـرون‌هـا، مقداري از انرژي جنبشي آن‌ها به صورت فوتون‌هاي اشعه  xآزاد مي‌شود و به اين دليل در اصطلاح به آن اشعه ترمزي گفته مي‌شود. در حـالـت ديـگـري پـس از تـصادم الكترون‌هاي شتابدار با آند، الكتروني از لايه‌هاي اطراف اتم خارج شده و اتم داراي بار مثبت شده و در نتيجه نـاپـايـدار مي‌شود. جهت بازگشت اتم به حالت پــايـدار، مـحـل الـكـتـرون خـالـي تـوسـط الـكـتـرون ديگري از لايه پر انرژي تر جبران مي‌شود كه در اثر اين جابجائي، مابقي انرژي الكترون به صورت فوتون‌هاي اشعه  xساطع مي‌شود. طول موج اين فوتون‌ها در هر ماده (آند) متفاوت بوده و بستگي به عدد اتمي آند دارد.

در يــك لامــپ اشـعــه  xبــا افــزايــش اختـلاف پتانسيل، تعداد الكترون‌هاي شتاب گرفته نيز افزايش مي‌يابد و اين افزايش ادامه يافته تا زماني كه پس از آن با بالاتر بردن اختلاف پتانسيل، تعداد الكترون‌هاي ساطع شده ثابت باقي بماند. به اين نقطه كار تيوپ اشعه  x، نقطه اشباع گفته مي‌شود. از اين نقطه به بعد با گرم كـردن سطـح كـاتـد تـوسـط فيـلامـان تعـداد الكتـرون‌هـاي تحـريـك شده كه در اثر ميدان الكتريكي موجود شتاب گرفته و به سطح آند برخورد مي‌كنند، افزايش مي‌يابد.

 ‌لذا با تنظيم ميزان گرماي سطح كاتد ( كنترل ولتاژ اعمال شده فيلامان) مي‌توان ميزان  maرا مستقل از  kvp تنظيم نمود. بيش از 98% از انرژي الكترون‌هاي برخورد كننده به سطح آند به صورت انرژي گرمايي آزاد مي‌شوند كه اين مقدار انرژي در سطح بسيار كوچكي از آند متمركز مي‌شود و به همين  دليل مي‌تواند موجب ذوب آند شود. در تيوب‌هاي جديد، آند به صورت صفحه از جنس بسيار مقاوم در برابر گرما ساخته مي‌شود. به منظور افزايش سطح برخورد الكترون‌ها، آند را به كمك يك موتور الكتريكي مي‌چرخانند تا به اين ترتيب در هر لحظه يك نقطه از محيط دايره در مقابل الكترون‌هاي شتابدار ساطع شده قرار گـيــرد و سـطــح كـوچـك آنـد افـزايـش مـي‌يـابـد. لامـپ آنـد دوار در دستگـاه‌هـاي مـدرن تـصـويـرنـگـاري امـروزي مـانـند آنژيوگرافي، فلوئورسكوپي، راديوگرافي عمومي،  CT اسكن و ماموگرافي به كار مي‌رود.

سطحي از آند را كه از آن تشعشع ساطع مي‌شود نقطه كانوني (focal spot) مي‌نامند. هر قدر اين سطح كوچك‌تر باشد، رزولوشن (resolution) تصوير بهتر خواهد بود. از طرف ديگر با كوچكتر شدن اندازه نقطه كانوني احتمال صدمه آند به دليل گرماي زياد نيز افزايش يافته و در نهايت موجب كاهش طول عمر تيوب مي‌شود. به عنوان مثال در يك دستگاه ماموگرافي توان الكتريكي كه توسط ژنراتور در اختيار تيوب قرار مي‌گيرد معادل kw3   ‌است كه بيش از  kw 9/2به انرژي حرارتي و كمتر ازkw 1/0   به اشعه  xتبديل مي‌شود. مقدار انرژي توليد شده را مي‌توان يك بخاري برقي با چهار المنت حرارتي مقايسه كرد. انرژي حرارتي توليد شده در تيوب‌ها به كمك پنكه الكتريكي و روغن عايقي كه در محفظه پـوشـشـي دور لامـپ اشـعـه قـرار دارد بـه بـيـرون منتقل مي‌شود. اندازه نقطه كانوني در دستگاه‌هاي ماموگرافي امروزي بر اساس تنظيم ميدان الكتريكي اعمال شده بر لامپ اشعه تنظيم مي‌شود و غالبا در دو اندازه 3/0ميلي مترمربع و 1/0 ميلي مترمربع است. با توجه بـه تـوضيحات ياد شده از نقطه كانوني با سطح 1/0ميلي‌متر مربع فقط در موارد نياز به رزولشن بسيار بالا و به طور معمول در كليشه بزرگنمايي استفاده مي‌شود كه انتخاب در دستگاه‌هاي مدرن غالبا به صورت خودكار صورت مي‌گيرد.


كنترل پرتودهي خودكار ((Automatic Exposure Control(AEC)

برخي از دستگاه‌هاي ماموگرافي قادرند پارامترهاي تابش را به طور خودكار كنترل كنند. اين كنترل مي‌تواند به صورت تمام خودكار باشد يعني تكنسين هيچ دخالتي در تـنـظيم عوامل تابش ندارد يا اين‌كه نيمه خودكار باشد كه تكنسين با تنظيم كيلو ولتاژ خروجي، اجازه تنظيم ميلي آمپر ثانيه را به دستگاه مي‌دهد.

در اين سيستم سلول‌هاي حساس فتوتايمر موجود در زير بوكي، هلال كوچكي از بخش مركزي عضو را پس از يك تابش كوچك ابتدايي، از لحاظ دانسيته تقريبي آن ارزيابي كرده و سپس نسبت به دانسيته بافت، پرتو دهي مناسب را اعمال مي‌كند.


ليزر ماموگرافي

با استفاده از ليزر و سي تي اسكن، روش جديدي براي تصويربرداري از سينه بدون اشعه ايكس ارائه شده است كه نياز به بيوپسي را كم مي‌كند و ارزش تشخيصي بالايي دارد.

اين روش شبيه سي تي اسكن با اشعه ايكس است ولي ليزر جاي اشعه ايكس را گرفته است. ليزر با فركانسي توليد مي‌شود كه با ضريب جذب اكسي و دي اكسي هموگلوبين مطابقت دارد. بيمار، يكي از پستان هايش را در محفظه اسكن قرار مي‌دهد طوري كه كاملا معلق بماند و با هيچ قسمتي از سيستم در تماس نباشد.

بـا تـابـش ليـزر و انـدازه گيري ضرايب جذب بـافتـي،تصـويـر سـه بعـدي به دست مي‌آيد كه به راحتـي مـي‌تـوان مثبت يا منفي بودن تست را از روي آن تـشـخـيــص داد. ايــن سـيستـم تحـت نـام مــامــوگــرافـي لـيـزري بـرش نـگـاري كـامـپـيـوتـري (CCTLM) عرضه شده است.

بسياري از ماموگرافي‌ها به نتيجه قطعي درباره سـرطـان منجـر نمـي شـوند، چون خواندن آن‌ها مشكل است. در نتيجه بيماران ناچار به بيوپسي مي‌شوند كه عملي دردناك است. سيستم جديد با كم كردن احتمال نياز به بيوپسي كيفيت زندگي را براي زنان بالا مي‌برد.


مشكلات ماموگرافي

موضوع تابش پرتو‌هاي يون ساز  xو خطر آن براي بيماران همواره مهم‌ترين ريسك در كار با مـــامــوگــرافــي اســت. در يــك آزمــايــش مـعـمــول ماموگرافي، ميزان تابش به بيمار بينmGy 5/1  ‌تا mGy5/2  ‌است. اين موضوع خود ريسك ابتلا به سـرطـان را افـزايـش مـي‌دهـد. به صورت تئوري نشان داده شده است كه هر بار تابش به ميزان 4 در ميليون احتمال ابتلا را افزايش مي‌دهد. احتمال ابتـلاي فـرد بـه سـرطـان سينه در حالت معمولي 1500 در ميليـون اسـت. بنابراين افزايش ريسك چـنـدان زيـاد نيسـت. بـا ايـن حـال بـراي حـل ايـن مشكل به تازگي روش‌هايي ارائه شده اند كه از اولـتــراسـونـد يـا لـيـزر بـراي مـامـوگـرافـي اسـتـفـاده مي‌كنند.


تصويربرداري سينه با تي اسكن

تي اسكن كه اسكن امپدانس الكتريكي يا EIS نيز ناميده مي‌شود در سال 1999 توسط سازمان غذا و داروي آمريكا  )FDA(براي استفاده به عنوان يــك وسـيـلــه كـمـكــي مــامــوگــرافــي در كمـك بـه تشخيص سرطان سينه ، مورد تاييد قرار گرفت. تـــي - اســكـــن از امــپـــدانـــس الــكــتـــريــكــي  بــراي اندازه‌گيري جريان عبوري از بافت سينه استفاده مي‌كند و به آشكار ساختن تومورهاي سرطاني كــمـــك مـــي‌كــنـــد و بــرعـكــس تـصــويــر بــرداري تـي‌اسـكـن مـي‌تواند مشخص كند كه يك بافت تومور خوش خيم (غير سرطاني ) است.

تــــي اســكـــن بـــا انـــدازه گــيـــري جـــريـــان‌هـــاي بـيــوالـكـتــريـكــي كــم، تـصــويــر‌هــاي همـزمـانـي از مشخصات امپدانس الكتريكي سينه تهيه مي‌كند. به كمك اين نتايج مي‌توان به سرطاني بودن يا غير سرطاني بودن بافت منطقه مورد نظر پي برد. ضميمه كردن تصاوير تي اسكن با ماموگرافي، تعداد بافت برداري هاي ( biopsy ) غير ضروري را كاهش مي‌دهد.

تـصـــويـــربـــرداري امـپـــدانـســـي تـــي اسـكــن از سـيـنــه، مــانـنــد اشـعــه ايـكــس‌ (x-rays) و راديونوكلوئيدها از اشعه استفاده نمي كند، فشرده كردن  (compression) سينه و همچنين تزريق يا نمونه برداري بافت از سينه به وسيله سوزن يا برش جراحي لازم نيست. تي اسكن با استفاده از جريان‌هاي الكتريكي كم، يك تصوير (map) از سينه توليد مي‌كند. يك جريان الكتريكي از طريق يك الكترود كه به بازوي بيمار وصل مي‌شود وارد بدن مي‌شود. جريان الكتريكي از سينه عبور مي‌كند سپس توسط  پروبي كه روي سينه قرار گرفته از روي سطح پـوسـت انـدازه گيـري مـي‌شـود. پـروب تـي اسكـن شبيـه پـروبـي است كه در آزمايشات اولتراسوند استفاده مي‌شود. از آنجا كه رسانايي الكتريكي بافت سرطاني با بافت سالم متفاوت است ، تومورهاي سرطاني در تصاوير نهايي به دست آمده مانند نقاط سفيد روشن نمايش داده مي‌شوند. تصوير همزمان (map) از خصوصيات الكتريكي سينه، در مانيتور سيستم تي  اسكن نشان داده مي‌شود. ماموگرافي تقريبا 85 درصد سرطان‌هاي سينه را كشف مي‌كند و تنها وسيله آزمايش مورد تاييد  FDA است كه به كشف سرطان در زنان بـدون عـلامـت يـا نشـانـه بيمـاري كمـك مـي‌كنـد. امـا بـه هر حال، ماموگرافي 15 درصد سرطان‌هاي سينه را  نمي تواند كشف كند. تصويربرداري سينه با تي اسكن، يك پيشرفت جديد و اميدواركننده در تشخيص سرطان سينه است. تصويربرداري با تي اسكن  كه در تلفيق با ماموگرافي استفاده شود، از ماموگرافي به تنهايي حساس تر است.

نتايج نشان مي‌دهند كه تي اسكن يك راه حل مقرون به صرفه  براي افزايش دقت تشخيص و قبول وجود سرطان سينه است. اطلاعات تي اسكن به تشخيص پزشك براي توصيه انجام دادن يا ندادن بافت برداري، كمك كند. ديگر آزمايشات تكميلي ماموگرافي مانند MRI و پزشكي هسته اي به طور قابل ملاحظه اي نسبت به تصويربرداري تي اسكن پر هزينه بوده  و بيمار پسند (patient  friendly) نيست.


ماموگرافي و تشخيص زودرس سرطان سينه  

مطابق با گزارش  سازمان غذا و داروي  آمريكا (FDA) ماموگرافي مي‌تواند 85 تا 90 درصد از سرطان‌هاي پستان را در زنان بالاي 50 سال حداقل 2 سال قبل از احساس آن كشف كند.

ماموگرافي براي زنان بالاي 40 سال هر دوسال يك بار و براي زنان بالاي 50 سال سن سالي يك بار توصيه مي‌شود.با توجه به شايع بودن سرطان پستان در بانوان اهميت انجام درست ماموگرافي بيشتر نمايان است .با توجه به اين‌كه كليه مراحل آماده سازي بيمار، ارتباط، تهيه عكس، تست شرايط صحيح دستگاه مطب و كليه پارامترهاي كه در كيفيت عكـس مـوثـر هستنـد بـر عهـده تكنسيـن اسـت، دانـش تكنسيـن و تكنيـك درست انجام ماموگرافي بيش از پيش اهميت خود را نشان مي‌دهد. چه بسا در صورت عدم آگاهي و انجام ناصحيح ، ماموگرافي باعث تشخيص نادرست و يا عدم تشخيص به موقع مورد مشكوك شود كه در هر صورت مي‌تواند ضايعات جبران ناپذيري براي بيمار داشته باشد. علاوه بر اين رفتار و اگاهي تكنسين مي‌تواند باعث اعتماد، اطمينان و عدم نگراني بيمار شود‌.


سرطان پستان  

سرطان پستان شايع ترين نوع سرطان در ميان زنان است. در سال 1998 در كشور كانادا بيش از 19000 مورد سرطان پستان تشخيص داده شده است و آمار فوت ناشي از اين بيمـاري 6000 مـورد ثبـت شـده است. در كشور امـريكـا ايـن ارقـام تقـريبـا به 10 برابر مي‌رسد. در حدود 4% از آمار سالانه فوت زنان در آمريكاي شـمــالــي مــربــوط بــه ايــن بـيمـاري مهلـك اسـت. متاسفانه تا كنون در كشور ايران آمار قابل اعتمادي از تعداد مبتلايان به بيماري سرطان پستان و فوت ناشي از اين بيماري ارائه نشده است. امكان ابتلا به سرطان  پستان در سنين مختلف متفاوت است. به طور خلاصه مي‌توان  عنوان كرد:

تا 25 سالگي، كمتر از يك در هزار

تا 50 سالگي، يك در 63

تا 75 سالگي، يك در 15

تا 90 سالگي، يك در 9

به غير از سن، عوامل ديگري نظير سابقه قبلي سرطان پستان و سابقه خانوادگي، ريسك سرطان را بالا مي‌برند. موارد ديگر از جمله حاملگي دير هنگام و چندين عامل ديگر تاثير كمتري در اين امر دارند. زماني كه يك غده به حالت قابل تشخيص مي‌رسد معمولا بين دو تا هشت سال از تشكيل سلول‌هاي آغازي سرطاني مي‌گذرد.

غدد كوچك ( حدود 5/0 سانتي متر ) توسط مــامــوگــرافــي كـشــف مــي‌شـونـد. غـدد بـزرگ‌تـر مي‌تواند در معاينه دوره اي خود شخص يا پزشك كشف شود.


ريسك و فايده ماموگرافي

در اينجا اين سوال مطرح مي‌شود  با توجه به اين كه ماموگرافي از اشعه ايكس استفاده مي‌كند، آيا خود اين احتمال ابتلا به سرطان را بالا نمي برد. بــا در نـظــر گــرفـتــن ايــن نـكـتــه كــه سـيـستـم‌هـاي ماموگرافي جديد  براي اين كار طراحي شده اند ، دز دريافتي بيمار بسيار ناچيز است.

بررسي‌ها نشان مي‌دهد، دز لازم جهت ايجاد ســرطــان 100 تــا 1000 بــار بـيـشـتــر از دز مـعـمـول ماموگرافي است.

[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۲:۳۳ ب.ظ ] [ آرمان ]

Movement-Blur

به تصویر کشیدن حرکت در عکس موضوعی است که اکثر عکاسان فقط هنگامی که از رویدادهای ورزشی یا اشیا متحرک پر سرعت عکاسی می کنند به آن می اندیشند. اما علاوه بر عکاسی ورزشی که ثبت حرکت درآن یک گزینه عالی برای عکاسان است تقریبا در تمامی شاخه های عکاسی به تصویر کشیدن حرکت کاربرد داشته و با کمک این تکنیک می توان تصاویر زیبایی خلق نمود. فارغ از اینکه آن حرکت چقدر آهسته، کوچک و یا ظریف باشد.

MOVEMENT AND MOTION

1- از سرعت شاتر پایین تر استفاده کنید


دلیل اصلی به تصویر کشیده شدن حرکت در عکس اینست که مدت زمانی که دریچه شاتر باز می ماند به مقداری است که سنسور دوربین فرصت کافی برای ثبت حرکت سوژه را دارد.

MOVEMENT AND MOTION

لذا مهمترین نکته برای ثبت حرکت در تصویر استفاده از سرعت شاتر کمتر است. وقتی شما از سرعت شاتر بالا استفاده می کنید ( مثلا 400/1 ) باز و بسته شدن شاتر چنان سریع اتفاق خواهد افتاد که فرصتی برای به تصویر کشیده شدن حرکت سوژه باقی نمی ماند. مگر اینکه سوژه شما سرعت خیلی بالایی داشته باشد. اما اگر از سرعت شاتر پایین تر( مثلا 1 ثانیه ) استفاده کنید سنسور دوربین تمام حرکاتی را که سوژه در طی مدت یک ثانیه انجام داده است ثبت خواهد کرد.

MOVEMENT AND MOTION

چگونه سرعت شاتر را انتخاب کنیم ؟


اینجاست که میزان سرعت حرکت سوژه شما مطرح می شود. عکاسی از یک حلزون در حال حرکت و یک اتومبیل در پیست مسابقه با سرعت شاتر یکسان می تواند نتایج کاملا متفاوتی را در پی داشته باشد.


فاکتور دیگری که در تعیین سرعت شاتر باید به آن توجه کرد میزان نور محیطی است که عکاسی در آنجا انجام می شود. استفاده از سرعت شاتر پایین به این معناست که شما اجازه می دهید نور بیشتری وارد دوربین شود و در نتیجه این خطر بوجود می آید که عکس شما دچار نوردهی بیش از حد (over expose ) شود. ما در ادامه مطلب روش هایی را برای کنترل نور ورودی به دوربین معرفی خواهیم کرد که شما با استفاده از آنها خواهید توانست با نگرانی کمتری نسبت به این موضوع، سرعت شاتر خود را کاهش دهید.

MOVEMENT AND MOTION

بنابر توضیحاتی که داده شد این سوال که برای ثبت یک حرکت چه سرعت شاتری مناسب است پاسخ قطعی ندارد و با توجه به پارامترهایی مانند سرعت حرکت سوژه ، نور محیط، میزان نورانی بودن خود سوژه و میزان حرکت و کیفیتی که عکاس برای به تصویر کشیدن حرکت مد نظر دارد پاسخ متفاوت خواهد بود. بهترین راه برای یافتن پاسخ این سوال تجربه کردن است که دوربین های دیجیتال برای اینکار ایده آل هستند زیرا شما می توانید بدون صرف هزینه خاصی هر تعداد عکس که مایل باشید با آنها بگیرید.



در نور شدید چگونه از سرعت شاتر پایین استفاده کنیم ؟

 استفاده از سرعت شاتر پایین باعث راه یافتن نور بیشتری به داخل دوربین می شود و خطر خراب شدن عکس در اثر جذب بیش از حد نور توسط سنسور(over expose) را افزایش می دهد. بنابراین ما باید به دنبال راهی باشیم که بتوانیم این خطر را خنثی کنیم.


در زیر ما به سه راه اصلی برای کاهش دادن این خطر اشاره خواهیم کرد. و البته راه چهارمی هم هست و آن اینست که منتظر شویم تا هوا تاریکتر شود ! به همین علت است که اکثر عکسهای ازین دست، شب هنگام و یا در زمان طلوع یا غروب خورشید گرفته می شوند.


1- انتخاب دیافراگم بسته تر

یکی از راه های مبارزه با ورود نور به دوربین تنظیم دریچه دیافراگم روی حالت های بسته تر است. بدیهی است هر چه این دریچه بسته تر باشد نور کمتری وارد دوربین خواهد شد. اگر شما حالت تقدم شاتر (Shutter Priority Mode) را انتخاب کرده باشید دوربین به صورت خودکار این کار را انجام خواهد داد. اما اگر می خواهید دوربین را به صورت دستی تنظیم کنید باید هر مقدار که سرعت شاتر را پایین تر انتخاب می کنید اندازه این دریچه را کوچکتر انتخاب کنید تا میزان نور ورودی به دوربین متناسب باقی بماند.


شاید فکر کنید که متناسب نگه داشتن این دو پارامتر با یکدیگر کار سختی باشد اما اینطور نیست. زیرا اندازه این دو پارامتر در دوربین ها بصورت پله به پله در نظر گرفته شده است. این پله ها طوری طراحی شده اند که اگر شما یک پله سرعت شاتر خود را کاهش دهید در واقع مدت زمان باز بودن دریچه شاتر خود را نسبت به پله قبلی دوبرابر کرده اید. (مثلا از 250/1 به 125/1) .

همین مسئله در مورد دریچه دیافراگم هم صادق است. یعنی اگر شما دریچه دیافراگم خود را یک پله کوچکتر کنید در واقع اندازه این دریچه را نسبت به پله بالاتر نصف کرده اید. با دانستن این نسبت ها حالا شما می توانید این دو پارامتر را نسبت به هم به راحتی تنظیم کنید !

2- کاهش ایزو


راه دیگر مبارزه با نور بیش از حد وارد شده به دوربین، کاهش دادن ایزو است. عدد ایزو تعیین کننده میزان حساسیت سنسور دوربین به نور است. هر چه این عدد بزرگتر باشد یعنی میزان حساسیت سنسور دوربین به نور بیشتر است و این سنسور نور بیشتری را جذب خواهد کرد. لذا شما می توانید با انتخاب ایزوی پایین تر سرعت شاتر کمتری را انتخاب کنید .


3- استفاده از فیلترهای کاهش دهنده نور


اینگونه فیلتر ها با قرار گرفتن بر روی لنز میزان نور ورودی به آن را کاهش می دهند و در نتیجه شما خواهید توانست از سرعت شاتر پایین تری استفاده نمایید. عملکرد این فیلتر ها درست مثل عملکرد عینک آفتابی بر روی چشم شماست. حتی برخی از عکاسان هنگامی که به اینگونه از فیلترها دسترسی ندارند از عینک آفتابی خود بجای آنها استفاده می کنند ! استفاده از این فیلتر ها برای ثبت عکسهای مورد نظر ما در روشنایی روز بسیار مفید و موثر است.


دو نوع از این فیلتر ها ، فیلتر های ND(Neutral Density) و فیلترهای پولارایزر هستند. به یاد داشته باشید که فیلترهای پولارایزر علاوه بر اینکه میزان نور ورودی به دوربین را کاهش می دهند تاثیرات دیگری هم روی عکس می گذارند ( مانند از بین بردن اثر انعکاس و یا تغییر رنگ در برخی قسمت های عکس مانند آسمان ).

capturing-motion-in-photography.jpg

دو تکنیک دیگر


از جمله تکنیک های دیگری که برای گرفتن اینگونه عکس ها می توان از آنها بهره جست یکی استفاده از فلش در کنار استفاده از سرعت شاتر پایین است که با این روش شما می توانید سوژه اصلی را در عکس ثابت نمایش دهید در حالی که گویی سایر عناصر عکس در حال حرکت هستند . 

Blurred

تکنیک دیگر که panning نام دارد اینست که شما دوربین خود را همراه با سوژه حرکت دهید. با این روش سوژه اصلی بصورت واضح در عکس ثبت خواهد شد اما پس زمینه تصویر متحرک بودن سوژه را نشان خواهد داد.

 

2- دوربین را کاملا ثابت نگه دارید

Motion-Photography.jpg

دو راه برای ثبت حس حرکت در عکس وجود دارد، یکی اینکه سوژه متحرک باشد و دیگری اینکه دوربین متحرک باشد (یا هر دو). در اکثر عکس های از این دست این سوژه است که حرکت می کند. در اینگونه موارد شما باید هر کاری که از دستتان بر می آید انجام بدهید تا دوربین در حین ثبت تصویر کاملا ثابت و بودن کوچکترین حرکتی باشد، در غیر این صورت به دلیل سرعت پایین شاتر علاوه بر حرکت سوژه حرکت دوربین نیز در تصویر ثبت شده و باعث افت کیفیت تصویر و از بین رفتن زیبایی عکس خواهد شد. حتی الامکان سعی کنید از سه پایه استفاده کرده یا اینکه دوربین را در جایی کاملا ثابت قرار دهید. حتی بهتر است بجای فشردن شاتر از ریموت کنترل استفاده کنید تا فشار انگشت شما بر روی دکمه شاتر باعث تکان خوردن دوربین نشود.


3- استفاده از حالت تقدم شاتر (Shutter Priority Mode)


همانطور که در بالا توضیح دادیم، مهمترین نکته برای ثبت حرکت در یک عکس، تنظیم سرعت شاتر است. حتی یک تغییر کوچک در سرعت شاتر می تواند تاثیر زیادی روی عکس شما داشته باشد. بنابراین شما باید هنگام تنظیم دوربین مدی را انتخاب کنید که بتوانید حداکثر کنترل را روی سرعت شاتر داشته باشید. پس باید مد دوربین خود را روی حالت تنظیم دستی و یا حالت تقدم شاتر (Shutter Priority Mode)قرار دهید.


 همانطور که در قبلا در اینجا توضیح دادیم این حالت، حالتی است که به شما اجازه می دهد سرعت شاتر را خودتان انتخاب کرده و دوربین خود، تنظیم سایر پارامترها مانند اندازه دریچه دیافراگم را بر عهده می گیرد و در نتیجه دیگر لازم نخواهد بود که شما نگران سایر تنظیمات باشید.

این حالت برای گرفتن عکس هایی که در این مقاله مد نظر ماست بسیار پرکاربرد و مفید است زیرا شما می توانید با استفاده از این حالت، سرعت شاتر دلخواهتان را انتخاب کنید و اطمینان داشته باشید که سایر تنظیمات را خود دوربین به درستی انجام خواهد داد و جای نگرانی برای خراب شدن عکس نیست.


راه دیگر انتخاب مد تنظیم دستی و تنظیم همه پارامترهای دوربین توسط خودتان است.


[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۲:۲ ب.ظ ] [ آرمان ]

 نوشته: مسعود معصومی

black-and-white-portraits

دوران پرتره‌های خیلی جدی و شق و رق سپری شده، باید با استفاده از تکنیک کامل و قدری احساس و خلاقیت پرتره را در لحظه‌های جذاب بوجود آورد. که البته عکاسی پرتره کلاسیک به این آسانی هم نیست. ولی در عکاسی دیجیتال خیلی از مشکلات را در لحظه عکاسی برطرف میکنیم.

old-man-photography

پرتره پلی است که چشم ما را با زمان گذشته، خاطرات انسان‌ها پیوند میدهد. در ضمن پرتره هم سند تصویری یک زمان و دوران است و هم میتواند برداشت ذهنی جذابی از یک انسان در زمان خاص خود باشد.


در پرتره سیاه و سفید، جدی‌تر، ساده‌تر و بی زمان‌تر و حتی قدیمی‌تر جلوه دادن تصویر است. در پرتره رنگی با کمک رنگ روح و شادابی تصویری بیشتری بدست می‌آید و بیننده با پرتره رنگی رابطه نزدیک تر و ساده‌تری برقرار می‌کند.

portrait-photography

در عکاسی پرتره عوامل تکنیکی موثری باعث خلق اثری خواهد شد که نموداری از سلیقه و خلاقیت و تسلط عکاسی را نشان میدهد عوامل موثر در تغییرات و جذاب شدن پرتره عبارتند از: زاویه و محل دوربین، کادربندی، پرسپکتیو، زمینه پشت، ابعاد عکس، گرین یا پرز، فرم دادن، خلاقیت تصویری و از همه مهمتر نـــور. هارمونی رابطه صحیح بین عوامل فوق و مخصوصاً در خدمت گرفتن بجا و درست نور باعث بوجود آمدن یک پرتره جذاب و گرم خواهد شد. حق تقدم و رعایت ارجعیت هر یک از عوامل فوق تغییرات اساسی در نتیجه‌گیری تصویری خواهد داشت که در عکاسی پرتره بهتر است قبل از عکاسی سلیقه و نظر انتهایی خود را با انتخاب عامل موثر‌تر رعایت کنید.

black-and-white-photography

با تغییر محل و ارتفاع دوربین در عکاسی پرتره با تعویض لنز و استفاده از واید و از بالای نردبان عکاسی کردن فرم دینامیک و جدیدی در عکاسی پرتره خلق خواهیم کرد و یا بالعکس با انتخاب لنز تله و پایین آوردن زیاده از حد دوربین و از زیر زانو عکاسی کردن، ابعاد غیر استاندارد و جذابی به مدل خواهیم داد به عبارت دیگر دوربین بدست دور و بر مدل گشتن و مرتب دکلانشور زدن دلیل تنوع و خلاقیت در پرتره نیست بلکه بهتر است کاملاً مسلط و خودآگاه با رعایت مواردی که اشاره شد عکاسی کنیم. خارج شدن از دکور و زمینه پشت بعلت عدم توجه و سرعت بدون دلیل باعث خراب شدن کادر در هنگام چاپ خواهد شد. مجبور خواهیم شد برای چاپ نکردن قسمت اضافه زمینه پشت، کادربندی مناسب مدل را فدا کنیم.


خجالت کشیدن از مدل باعث عدم برقراری رابطه احساسی و در نتیجه از دست دادن زوایا و فرم مناسب مدل خواهد شد و مطالعه چهره و اسکلت بندی آن. اندازه و ابعاد بدن انسان‌ها در خلق تصویر گویا شدیداً موثر است. باید از طریق لنز دوربین بخصوص تله مشکلات فوق را شناسایی کرد و با رعایت تکنیک آنها را برطرف کرد.

child-portrait

رنگ پوست در پرتره اهمیت فراوان دارد و نوع چراغ و نور و رعایت زاویه تابش توسط نورهای نرم پوست را تمیزتر و شفاف‌تر نشان خواهد داد و بر عکس نورهای مستقیم بخصوص تابیدن از زاویه نادرست خشونت و زبری پوست را شدید خواهد کرد. حساسیت فیلم و در بعضی مواقع مارک آن در نوع پرتره‌های کلاسیک و جدی بهتر است از فیلم‌هائی با حداقل پرز یا گرین استفاده کرد و بالعکس در پرتره‌های مدرن که با ذهنی‌گرائی بیشتری توام است میتوان برای تشدید مقصود خودمان از فیلم‌هائی با گرین شدید استفاده کنیم. استفاده از فیلترهای نرم کننده در پرتره‌های مد و مدرن، استفاده از فیلترهای رنگی در جلوی بعضی از منابع نوری حالت جذاب و زیبایی بوجود می‌آورد.


در عکاسی پرتره معمولاً مدل در عکس‌های اول خشک و ناراحت دیده می‌شود و عکاس هم در سه چهار فریم اول هنوز به اندازه کافی به نور و زمینه و فرم صورت مدل مسلط نشده است. بهتر است حداکثر دقت و خلاقیت خود را بکار بگیرد که در همان چند فرم اول مشکلات و معایب کار و نوع کاراکتر مدل را شناسایی کند و با رفع اشکالات در فرم‌های بعدی ایده‌ها و خلاقیت خود را بکار ببندید. انتخاب لنز مناسب نیز با دقت در همان فرم‌های اول انجام خواهد گرفت تا زمینه پشت از کادر خارج نشود. حول شدن یا زیاده از حد دور و ورمدل گشتن باعث خسته شدن و عدم تمرکز خواهد شد. بهتر است عکاس جای ثابت و یا حتی محل سه‌پایه را انتخاب کند و با حرکت دادن و تغییر فرم بدن، صورت و دست‌های مدل در هر پز، نور مورد نظر را انتخاب کرده عکاسی کند.

black-and-white-photography

با قدری صبر و حوصله و دقت در صورت مدل، عکاس می‌تواند مسائل مختلف از قبیل کنتراست سایه و روشن‌های صورت، فرم قرار گرفتن سرو و موها، رابطه سر با دست‌ها، و بخصوص نگاه را انتخاب کند. هر قدر اعتماد بنفس عکاس در کشف و رفع مشکلات بیشتر شود و تسلط کافی به تکنیک و نور داشته باشد سرعت عمل او بیشتر می‌شود. هر چه زودتر و سریعتر عکاس با لطافت و کلام مناسب با مدل رابطه برقرار کند مدل نیز در مقابل نور و دوربین راحت‌تر و طبیعی‌تر خواهد شد و بهتر حرف شما و خواسته‌های شما در تغییرات ژست و فرم خود را می‌فهمد انجام می‌دهد.

Majken Kruse  Portrait through the Window

عمق و وضوح هر پرتره به سلیقه و خواست شما بستگی دارد. کادربندی شما و اینکه از صورت و بدن مدل چه اندازه در کادر شما دیده می‌شود میزان احتیاج شما به مقدار وضوح را مشخص می‌کند. اگر در کادربندی عکاس وضوح یا محو بودن قسمت‌هایی از تصویر صحیح انجام شود، کادره کردن و بریدن موها، گوش‌ها، دست‌ها و حتی چانه معنی پیدا می‌کند وگرنه عکس خراب شده و از بین رفته بنظر می‌رسد.


اگر مدل تمام قد ایستاده و ما مخصوصاً دوربین را در سطح زمین قرار داده‌ایم، پرسپکتیو پاهای مدل بشدت دراز خواهد شد در چنین عکسی زمینه پشت و دست ها و صورت کوچک‌تر از حد طبیعی خواهد شد و وضوح و یا نور و کادربندی در جذاب شدن تصویر نقش حیاتی خواهد داشت.

رنگ‌ها، سایه‌ها و فرم‌های هندسی در زمینه‌ی پشت باید با دقت بیشتری انتخاب شود. خصوصاً افقی یا عمودی انتخاب کردن کادر دوربین سرنوشت‌ساز است. در کادرهای مربع که زمینه‌ی پشت مساحت بیشتری را اشغال خواهد کرد، فرم قرار گرفتن بدن و دست‌ها اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. عکاس باید بتواند در کمتر از چند ثانیه، مسئله‌ی ابعاد صورت و بدن، ابعاد تاریکی‌ها و نوع سایه‌ها و همچنین فرم و نوع دکور پشت‌ را مطالعه و انتخاب کند. وگرنه بعد از عکاسی باید عکس انداخته شده را شدیداً کادره کند تا به فرم مورد نظر خود برسد. البته بعضی از عکاسان دیجیتال کارهای فوقدر برنامه فتوشاپ انجام میدهند. در پرتره هوای آزاد و تمام قد باید سوژه‌های موجود در کادر زمینه پشت را با تغییر ارتفاع و زاویه دوربین به زیباترین و مفیدترین شکل درآورد.

در پرتره در استودیو هر چه نور از نظر زاویه تابش به محل دوربین نزدیک شود، سایه‌ها در مدل کمتر شده و سوژه زیاده از حد حجم خود را از دست میدهد، بهتر است نورها به اندازه کافی سایه ایجاد کنند در صورت زیاده از حد شدن کنتراست میتوان توسط نور ضعیف‌تر یا رفلکتور سایه‌ها را قدری روشن کرد. نور اگر خیلی از پهلو به مدل بتابد حالت نور غروب را پیدا خواهد کرد و سایه‌ها نیز کاملاً سیاه و بزرگ خواهد شد. رفع اشکالات کنتراست در عکاسی دیجیتال را بهتر است تا سر حد امکان موقع عکاسی برطرف کرد. نور کاملاً از روبرو، مانند نوری که فلاش‌های روی دوربین بوجود می‌آورند، بدترین نوع نورپردازی است. برق زدن پیشانی و بینی، انعکاس شدید در چشم، بدون حجم شدن صورت، نور مستقیم از روبرو، پوست صورت را زیاده از حد سفید خواهد کرد و رنگ پوست تغییر می‌کند.

نور از پهلو یا از بالا را بیشتر عکاسانی انتخاب می‌کنند که بیشتر میل دارند پرتره حالت تئاتری پیدا کند. در استفاده از نور روز اگر مدل را کنار پنجره قرار دهیم که نور از پهلو بصورت او بتابد با انتخاب یک زمینه‌ی تاریک و درهم ادغام شدن تاریکی پشت به طرف تاریکی صورت حالت پرتره‌ی معروف به تئاتری بوجود می‌آورد که همین نور را می‌توان در استودیو با چراغ نیز بوجود آورد. حجم برجستگی در این نوع پرتره بمراتب شدیدتر از پرتره‌هایی است که از روبرو با نورهای نرم عکاسی شود.

باید دقت کرد که سایه‌‌های اجزاء صورت مخصوصاً بینی از نظر اندازه‌ی سایه و محل قرار گرفتن سایه‌ مورد پسند باشد. نور از بالا نیز در درجه اول پیشانی و صورت را روشن کرده و جذاب می‌کند فقط باز سایه‌ی بینی که تا لب بالا ادامه پیدا می‌کند و همچنین سیاهی شدید دور چشم مخصوصاً پلک‌ها سیاه و زننده است و بهتر است با نور ضعیف‌تری از روبرو یا با مقوای سفید این تاریکی‌ها روشن‌تر شود. حال اگر در پرتره مخصوصاً نیم‌رخ هیچگونه نوری به صورت نتابانیم و فقط زمینه‌ی پشت را روشن کنیم مانند آن است که نیم‌رخ شخصی را با قیچی از کاغذ سیاه بریده باشیم. معمولاً تار مو، عینک، بینی قلمی و زیبا و لبهای خوش‌فرم نیم‌رخ جالبی بوجود می‌آورند که با نورهای رنگی حالت دهنده می‌توان عکس‌های سوبژکتیو زیبائی خلق کرد.

استفاده از اشیاء رنگی که نور از آن عبورکند و یا تورهای رنگی نیز به زیبائی نیم‌رخ کمک می‌کند.


در عکاسی پرتره برای نرم‌تر شدن پوست صورت می‌توان از وسائل مختلفی استفاده کرد.


لنزهائی که نرم عمل می‌کنند و از کنتراست طبیعی میکاهند مانند لنزهای سوفتار زایس.(Softar)

فیلترهای نرم کننده یا ابری کننده که در هر نوع زمینه‌ی پشت نیز نرم جلوه خواهد کرد.

فیلترهای استار که صورت را نرم کرده و نقاطی را که انعکاس نور داشته باشد بصورت ستاره‌های چند شعاع نشان می‌دهد.( Star)

مالیدن وازلین روی شیشه لنز یا فیلتر محافظ که شدت آن هم در اختیار خود ما میباشد.(Fogy)

با دیافراگم‌های باز عکاسی کنیم و یکی دو دیافراگم هم کمتر نور بدهیم نوع نور را هم نرم انتخاب کنیم.

رتوش صورت (جوش - زخم) را در عکاسی دیجیتال میتوان بعد از عکاسی در فتوشاپ انجام داد ولی تغییرات نورپردازی اجزاء صورت را بهتر است هنگام عکاسی برطرف کنیم.

 


پرتره دو نفره و دسته جمعی


آنچه که درباره نورپردازی پرتره تک نفره آموخته‌ایم در پرتره چند نفره هم باید رعایت کنید. آنچه که اضافه باید بیاموزید این است که ابعاد بدن مدل‌ها، نوع وابستگی فامیلی (زن و شوهر - مادر و کودک - پدر و مادر و فرزندان - پدر بزرگ و مادر بزرگ با نوه‌ها) چیدمان هنری و زیبائی مخصوص خود را لازم دارد. یک پدر یا مادر خیلی چاق را نمیتوان جلوی کادر نشاند و یا یک مدل چهار شانه لازم نیست سرتاسر شانه و بدن او در کادر دیده شود. چرخاندن بعضی از مدل‌ها، جلو یا عقب‌تر نشاندن آنها و رعایت هارمونی لباس‌ها در عکاسی چند نفره اهمیت دارد. یک خانم با لباس شب شیک و یک آقا با شلوار جین کهنه و بچه‌های نیمه برهنه، بیشتر پرتره خبری محسوب میشود و برای خنداندن بیننده است. البته اگر اجرت خوبی دریافت کنید اشکالی ندارد. در مورد عکس‌های رسمی - عروس و داماد - چهره‌های معروف، چه هنرمند چه سیاستمدار و یا ورزشکار و یا پرتره انسان در حال کار (نوازنده - مجسمه‌ساز - نقاش) قوانین پرتره باید انجام شود، در ضمن نمایش کاراکتر پرتره شدیداً اهمیت دارد.


عکسبرداری از انسان رایج ترین رشتۀ عکاسی است. تنوع مصرف عکس انسان از کارت شناسایی تا یادگاری در صدها مراسم انسان از تولد تا مرگ همگی با پرتره رنگی یا سیاه و سفید از یک نفره تا دسته‌جمعی چه در استودیو و داخل اطاق و چه در هوای آزاد و طبیعت آنقدر رایج شده و تنوع و وسعت پیدا کرده که هر رشتۀ عکاسی را که بیاموزیم باید فراگیری عکاسی پرتره را نیز به یادگیری خود بیافزاییم. اختراع و کشف هنر عکاسی با تهیه عکس از انسان شروع شده و در طول یکصد سال عکس انسان علاوه بر آلبوم‌های یادگاری و خانوادگی- در مطبوعات- در دکورها و باشگاه‌ها و عکسهای تبلیغاتی- کنار لوازم زندگی و خوراکی‌ها و لباس‌های مد روز و صدها تنوع دیگر سر درآورده و بعنوان عکاس پرتره باید قوانین نور- صحنه‌سازی شناخت لوازم ضروری- لنز و دوربین و آنچه را که به زیباتر شدن عکس کمک میکند را بیاموزیم و تمرین کنیم. اگر سوژۀ ما فقط پرتره باشد و بقیۀ اشیاء موجود در تصویر سلیقه و تنوع محسوب میشود صورت انسان و رعایت یکایک اجزاء صورت مخصوصاً چشم‌ها نقش اصلی را بازی میکنند اگر ارتفاع لنز در رابطه با فرم قرار گرفتن صورت زیاده از حد لازم بالاتر و یا پایین‌تر از چشم قرار بگیرد، ابعاد پیشانی و کله انسان و یا بر عکس لب‌ها و چانه از صورت طبیعی خارج شده و صورت انسان فرم و قیافۀ واقعی خود را از دست میدهد در عکاسی پرتره بعضی مواقع با کمک تغییر ارتفاع دوربین و تغییر محل تابش نورها عیب صورت انسان را کمتر میکنیم و باصطلاح شخص را زیباتر نشان میدهیم. اگر در صورت انسان دقت کنیم بین نیمه چپ و راست صورت هر انسان تفاوت‌های کوچکی وجود دارد با شناخت نیمۀ مناسب میتوانیم تصاویر جذاب‌تری از آن صورت تهیه کنیم.


طرز نشستن و فرم دستهای انسان‌ها نیر متفاوت است و عکاس باید با تمرین و دقت در فرم نگاه و نشستن هر انسان بهترین و طبیعی‌ترین فرم را شناسایی کند، آنوقت میتوان با تمرین و تجربه اندوزی در نورپردازی جهت و زاویه مناسب را با کمک نورپردازی صحیح زیباتر عکاسی کرد. در یادگیری عکاسی پرتره باید نسبت به فاصله چشم انسانها گودی چشم‌ها برآمدگی و ابعاد پیشانی دراز یا گرد بودن چانه و مستطیل یا دایر بودن اسکلت سر با استفاده از نوع بهتر نور و انتخاب محل مناسب برای چراغ‌ها به زیباترین فرم هر صورت دست پیدا کنیم. موضوع پر اهمیت دیگر زاویۀ نگاه انسان و میزان و شدت نگاه انسان به دوربین و لنز است. تفاوت انسانها و زیبا یا زشت بودن نگاه را عکاس با تمرین و چهره‌شناسی میتواند یاد بگیرد و هنگام عکسبرداری مدل را همراه نشستن و حرکت دست و زاویۀ نگاه به جذابترین فرم نزدیک کند.


شدت و مساحت قسمت‌های روشن صورت و قسمت سایه یا تاریک در انسانها متفاوت است و باید با شناخت و یادگیری رابطۀ نور و شدت و مقدار مساحت آنرا در صورت‌های مختلف یاد بگیریم مقیاس سر انسانها نسبت به گردن و شانه‌ها متفاوت است. برای سرهای بزرگ و پهن بهتر است با ایجاد قدری سایه‌های مناسب در صورت و پیشانی و چانه ابعاد جمجمه را قدری کوچکتر و خوش‌فرم‌تر نشان بدهیم. اگر سر مدل درازتر از حد معمول است با نورپردازی چانه را تاریک‌تر میکنیم و با قدری بالاتر بردن دوربین از سطح چشم ابعاد چانه را کوچکتر می‌کنیم و در مورد مدل‌هایی که بر عکس پیشانی آنها بلندتر است دوربین را قدری پایین‌تر از سطح چشم آورده و قدری در پیشانی سایۀ مناسب ایجاد میکنیم. در هوای آزاد نیز پرترۀ صورت باید دقیق‌تر نورپردازی شود با توجه به شدت و مرکزیت نور روز اجرای جزئیات نورپردازی پرتره و تغییرات ابعاد سر انسان در نور روز مشکل‌تر است. باید با انتخاب محل مناسب که کنترل و تغییر دادن اثرات نور و سایه در اختیار ما باشد میتوان ابعاد صورت را درست‌تر و جذاب‌تر نشان داد. کمک گرفتن از رفلکتور سفید برای روشن‌تر کردن قسمت‌های تیره و استفاده از مقوا یا پارچه سیاه برای جلوگیری از  روشن شدن قسمتهای ناخواسته ضروری است. بعضی از عکاسان پرتره در هوای آزاد هم از نورهای مصنوعی استفاده میکنند. در این صورت دقت در کلوین و هارمونی رنگ‌ها در فیلم‌های رنگی مشکل است. کنتراست و شدت نور نیز باید در نورپردازی مخلوط دقیق‌تر باشد در غیر این صورت، نور و فرم صورت شدیداً مصنوعی و غیر طبیعی جلوه خواهد کرد.


اگر عکاسی پرتره نیم‌تنه باشد یعنی دستها نیز در تصویر وجود دارند پرسپکتیو دستها و وضوح آنها و هم چنین طرز قرار گرفتن آنها نسبت به شانه‌ها و فرم صورت اهمیت دارد. اگر مدل نشسته باشد باید مواظب پرسپکتیو و طرز نشستن مدل باشیم چون ممکن است فشار روی شانه بعلت نشستن روی مبل یا صندلی گود و راحت حالت قوز درآوردن و یا زیاده از حد پهن شدن شانه‌ها باعث غیر طبیعی شدن فرم بدن و سر مدل شود در ضمن باید هارمونی کامل بین نورپردازی صورت و دستها و حتی وسیله‌ای که مدل روی آن نشسته وجود داشته باشد وگرنه متاسفانه فرم بدن مدل غیر طبیعی و معیوب خواهد شد.


نورپردازی و فرم قرار دادن دستها از نظر پرسپکتیو و نور و وضوح باید با صورت و گردن و شانه‌ها زیباترین و طبیعی ترین فرم را داشته باشند. اگر مدل در حالت ایستاده باشد در عمل کار عکاس سخت‌تر خواهد شد و بوجود آوردن هارمونی بدن و دستها احتیاج به اشیاء یا سوژه‌ای در زمینه یا کنار مدل خواهد داشت در قرون گذشته یک سکو یا صندلی کنار مدل قرار میدادند که فرم قدیمی و تکراری است و بهتر است نه تنها مدل نشسته عکاسی شود بلکه از قسمتی از شانه و بازوها و یا تکیه گاه دستها صرف نظر شود و با انتخاب لنز مناسب و نور مناسب ابعاد و نور مدل را با ابتکار در تلفیق با زمینۀ پشت و اطراف مدل راحت‌ترین فرم نشستن و طبیعی‌ترین ژست را نشان داد. تمرین مکرر در نورپردازی صورت همراه دستها و شانه و اشیاء اطراف مدل ابعاد طبیعی بدن و ژست مدل را باید بوجود بیاوریم در غیر این صورت از نشستن مدل گرفته تا فرم دستها و صورت غیر طبیعی خواهد شد بیشتر اوقات سینمایی و ژست غیر طبیعی خواهد شد. زمینه پشت مدل همراه اشیاء آن میتواند به طبیعی‌تر شدن مدل کمک کند. ولی بهترین کار همان نورها و محل صحیح چراغ‌ها هستند.


اگر قرار باشد پرتره دو نفره یا دسته جمعی بیاندازیم هر چند وجود چند مدل و چیدمان و صحیح کنار هم قرار دادن مدل‌ها به آسان‌تر و حتی زیباتر شدن عکس ما کمک میکند ولی آنچه که قدری کار ما را مشکل‌تر میکند نورپردازی چند نفره و هارمونی و طبیعی بودن نور یک گروه چند نفری است که با تمرین و دقت و حرفه‌ای عکاسی کردن به عکاسی پرتره دسته جمعی تسلط پیدا خواهیم کرد که موفقیت بزرگی است. در پرتره دسته جمعی هارمونی دادن در نشستن و ایستادن مدل‌ها، هارمونی نور صورت و بدن آنها دقت در چیدمان آنها از نظر ابعاد و فرم بدن آنها. دقت در فرم و رنگ لباس آنها دقت و سلیقه در نسبت سن آنها در چیدمان و تقسیم بندی مدل‌ها با تمرین و شناخت گرافیکی و هنری عکاس بوجود میاید که با تمرین مکرر متوجه مشکلات در زیبا کردن و طبیعی کردن مدل‌ها خواهید شد. در عکسهای دسته جمعی کاربردی مانند دسته جمعی ورزشکاران- بازیگران سینما و تئاتر- اهل هنر و سیاست میتوانیم با استفاده از  فضای اطرف مدل‌ها و چیدمان و کمک گرفتن  از وسائل و زمینۀ آنها به تصویر طبیعی و جذاب دست پیدا کرد. اگر در عکس گروهی ورزشکاران علاوه بر استفاده از لباس بعضی از آنان را میتوان روی زمین نشانده عکاسی کرد و با کمک وسائل ورزشی در کنار تصویر عکس جذاب و طبیعی و خاطره‌ای بوجود آورد.


خوشبختانه با پیشرفت عکاسی دیجیتال اجرای سلیقه و خواسته‌های متنوع بمراتب آسان‌تر شده و در زمان عکسبرداری میتوانید چندین فرم متفاوت در چیدمان مدل‌ها همراه دکور و اشیاء در نورهای متنوع و متفاوت سلیقه خود را ثبت کرد که خود کمک فراوانی به بالا رفتن تجربه و سلیقۀ ما خواهد کرد. در عکسبرداری دسته جمعی داشتن نور مناسب و نرم در تعداد و ابعاد متنوع برای روشن کردن مدل‌ها با سیستم دیجیتال امروزی بمراتب آسان‌تر گردیده و زودتر به اهداف هنری و تکنیکی خود میرسید  در هوای آزاد هم میتوانید با تنوع چیدمان و تغییرات فرم مدل‌ها و اشیاء تصاویر متنوع و متفاوتی برای مصارف تصاویری که تهیه کرده اید خواهید داشت.


تسلط به وضوح صورت و دستها، نگاه جذاب و مناسب مدل‌ها در هارمونی مناسب با لنز و کادربندی شما در بالا رفتن درجه و حرفه‌ای بودن عکس شما کمک میکند.


لطیف و نرم نشان دادن صورت و حتی دستها با کمک لنزهای نرم کننده بوجود میاید در ضمن علاوه بر لنزهای فوق، فیلترهای نرم کننده به قیمت خیلی ارزانتر به اندازه قطرهای مختلف برای لنزهای متفاوت ساخته‌اند که نه تنها در عکاسی پرتره بلکه در عکاسی از طبیعت و اجزای طبیعت هم بکار میرود. با کمک این فیلتر میتوان آسمان و هوای مه آلود جذاب و طبیعی بوجود آورد.


بعضی از دکورها یا اشیاء در صحنۀ عکسبرداری دسته جمعی میتوانند باعث خراب شدن تصویر یا زشت شدن عکس دسته‌جمعی بشود مانند وجود پنجره بزرگ در زمینۀ پشت یا وجود مبل‌های چوبی براق و یا اشیاء فلزی که با انعکاس نور فرم‌های هندسی ناخواسته بوجود میاورند؛ شدت و مساحت زیاده از حد این نقاط نورانی روی چیدمان مدل‌ها و مخصوصاً ابتکار و خلاقیت عکاس در خلق فرم و نور زیبا و حساب شدۀ عکاس اثر منفی و شدید خواهد گذاشت و باید با تغییر محل آنها یا حرکت چراغ‌ها از انعکاس نور و ایجاد فرم هندسی نورانی در عکس جلوگیری کرد. اگر انعکاس‌ها خیلی زیاد و متنوع نباشند بعضی مواقع با فیلتر پولار میتوان مشکل را حل کرد بشرط آنکه انعکاس‌ها شدید و یا فلزی نباشند.


مهمترین مسئله در پرتره دسته جمعی حرفه‌ای بودن و  باندازه کافی روشن کردن صحنه توسط نورهایی است که از جهت عکاس و دوربین به نفرات از ردیف اول چیدمان تا ردیف آخر چیدمان نفرات توسط عکاس انجام گرفته است. هر چه مساحت نور حرفه‌ای‌تر و کامل‌تر باشد رفع بقیه عیوب نورپردازی از چیدمان مدل‌ها گرفته تا استفاده از اشیاء اضافی و تمام صحنه آسان‌تر خواهد شد. در ضمن داشتن نور کافی امکان استفاده از دیافراگم‌های بسته‌تر بعلت احتیاج به عمق میدان و هم چنین سرعت مناسب برای حفظ لحظۀ ژست نگاه و فرم چشم و لب و دهان و صورت و ژست مدل‌ها آسان‌تر و طبیعی‌تر و حرفه‌ای‌تر خواهد شد. در ضمن تسلط به مجموعه نورهای جلو و بالای سر، این شانس را بوجود میاورد که عکاس بتواند سلیقه‌های متفاوت و حرفه‌ای‌تری با تغییرات چیدمان و جابجا کردن مدل‌ها و اشیاء بوجود بیاورد. شانس ایجاد تنوع در عکس‌های پیچیده و مشکل دسته‌جمعی موفقیت بسیار مهمی برای عکاس در ایجاد یک عکس دسته جمعی جذاب و متفاوت است.


[ سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۸:۵۰ ق.ظ ] [ آرمان ]

نوشته: مسعود معصومی  

dance

معمولاً همیشه سعی می‌کنیم با رعایت انتخاب سرعت مناسب در هر نوع عکاسی مخصوصاً سه پایه نیز همراه نداریم سوژه‌ی مورد انتخاب و نظر ما واضح و مشخص در عکس بیافتد. حال اگر سوژه‌ای را انتخاب کنیم که زیبائی و جذابیت آن موقعی بدست بیاید که اصلاً واضح نباشد بلکه بر عکس شدیداً به اصطلاح کش آمده باشد و حرکت را نشان بدهد آنوقت باید بر عکس عمل کنیم و با انتخاب زمان‌های طولانی (البته با رعایت دیافراگم بسته که فیلم زیاد نور نخورد) آنوقت عکس‌های دینامیک و منحصر به فردی خواهیم داشت که با نور دادن طولانی بدست آمده است. معمولاً در شب و بعد از غروب که نور کم است و به ما اجازه می‌دهد به زمان‌های چند ثانیه یا حتی چند دقیقه دست پیدا کنیم، کار آسان‌تر است. فراموش نکنید باید یک سه‌پایه‌ی محکم و قابل اطمینان داشته باشید.

 

تکرار یک سوژه بصورت مکرر در یک تصویر حرکت یک سوژه در تصویر، حرکت نقطه یا سوژه‌ای روشن و نورانی در تصویر هم دینامیک و ثبت حرکت را بوجود خواهد آورد.

 


1-     اگر در یک صحنه مثلاً فضای یک پارک را با نیمکت‌های چپ و راست در تصویر دارید حال دوربین را بر روی سه پایه قرار داده دیافراگم را کاملاً ببندید (هر چه بسته‌تر که به زمان‌های طولانی احتیاج پیدا کنید بهتر) و حال مدل شما از روی یکایک نیمکت‌ها جا عوض کند و روی هر نیمکت که می‌نشیند، شما از یک فاصله ثابت و مشخص (برابر با نور لازم برای دیافراگم انتخابی شما) بصورت و یا تمام فیگور او بدون اینکه به شما نور اصابت کند فلاش بزنید حال که عکس را چاپ کنید مدل شما روی یکایک نیمکت‌ها با ژست‌های مختلف در تصویر دیده خواهد شد مانند این است که از پنج قلوها عکاسی کرده‌اید. چون پارک تاریک است و مثلاً یکی دو دقیقه‌ای درب دوربین باز است فقط لحظاتی که شما فلاش می‌زنید تصویر آن صحنه‌ی نور داده شده در عکس بوجود خواهد آمد.

 

2-     یک بچه یا حیوان خانگی یا هر سوژه متحرک دیگر از جلوی دوربین شما رد می‌شود و شما با فواصل مشخصی به او نور تابانده فوراً خاموش می‌کنید (فلاش بسیار ساده‌تر است) در تصویری که بدست می‌آورید آن شخص در یک تصویر با ژست‌های مختلف تکرار خواهد شد که البته اگر از فلاش استفاده کنید در تمام تصاویر واضح و شفاف است حال اگر ژست و لباس عوض کند بیننده‌ها مبهوت خواهند شد.

 

square

3-     در شب‌های چهاردهم ماه، دوربین را روی سه‌پایه قرار دهید و افق شرق و آسمان را تا بالای سر خود در تصویر کادر بندی کنید حال هر نیم الی یک ساعت که ماه از افق بیرون می‌آید با سرعت مثلاً (125/1) یا (60/1) یک بار عکس ماه را بیاندازید و این کار را مثلاً چهار پنج بار که ماه در کادر شما حرکت کرده روی همان فیلم قبلی عکاسی کنید اگر فواصل ماه در تصویر شما حدوداً مساوی باشد در یک تصویر چهار الی پنج ماه شب چهارده خواهید داشت که همه‌ی آنها داغ و جذاب است.  می‌توانید در مدت زمانی که بین دو حرکت ماه از نقطه اول به دوم است با یک مقوای سیاه جلوی لنز را بپوشانید که آسمان چند بار یا طولانی نور نخورد و خود سرانه روشن نشود.

 

pnetree2

4-     دوربین را روی سه پایه قرار داده و یک خیابان چراغانی شده را در کادر انتخاب کنید حال توسط یک وسیله‌ی نقلیه آهسته با دوربین باز حرکت کنید. این بار چراغ‌ها بصورت خطوط رنگ و وارنگ در تصویر شما منعکس خواهند شد.

 


5-     دوربین را روی دست گرفته و با انتخاب زمان (بی) و دیافراگم بسته مثلاً یک الی دو دقیقه دوربین را بصورت نیم هلالی یا ضرب‌در رو به لامپ‌ها گرفته و دورانی یا ضرب‌دری حرکت می‌دهید فراموش نکنید در تمام مدت این کار باید درب دوربین باز باشد.

 

6-     دوربین را مقابل یک صفحه‌ی تاریک روی سه‌پایه قرار دهید حال یک چراغ قوه کوچک را که فاصله آن را با دوربین از نظر متراژ حساب و واضح کرده‌اید درب دوربین را باز بگذارید و نور چراغ قوه بطرف لنز یک تصویر یک شکل تخیلی رسم کنید (محاسبه‌ی دیافراگم را با روشن کردن چراغ قوه در رابطه با فاصله آن با لنز بدست آورید) در طول مدت کار به شما یا کسی که چراغ قوه را حرکت می‌دهد نور نخورد.

 

serenity2

7-     در شب در کنار گل‌کاریهای یک پارک دوربین را روی سه‌پایه قرار دهید زمان روی (بی) و دیافراگم برابر فاصله نور تا گل. حال در بین گل‌ها حرکت کرده از فاصله‌ی ثابت برای گل‌ها بعضی از آنها را روشن کنید تصویر سوررئال خوش رنگ و زیبائی بوجود آورده‌اید.

 hourofdarkness


8-     در جلوی زمینه‌ی تیره مدل لباس توری سفید و از چپ به راست چرخان و رقص کنان آهسته حرکت کنید و شما تمام مدت نور ممتد به او بتابانید و رویb (بی) عکاسی کنید مانند این است که از یک روح یا شبح در حال حرکت عکس انداخته‌اید می‌توانید در یکی از حرکت‌ها بایستید تا صورتش واضح نشود. مدت زمانی که توقف می‌کنید باید از نظر مدت نور دهی درست باشد و بعد دوباره حرکت کند، مخلوطی از شبه و روح و یک چهره واضح (چه بهتر ماسک بگذارد) خواهید داشت.

 

9-     بالای پل بزرگ‌راه بایستید و از وسط با زمان طولانی و دیافراگم بسته عکاسی کنید یک سری خطوط ضعیف‌تر قرمز در اطراف راست خواهید داشت که نشانه رفت و آمد ماشین‌ها است، سه‌پایه و کادر ثابت فراموش نشود.

 

sbend

10-  یک فواره را در شب با زمان باز طولانی عکاسی کنید کوهی از برف یا مه بدست خواهید آورد؛ کنار فواره اگر به قوی سفید داخل حوض یک فلاش بزنید پرنده واضح و شفاف و در مقابل آب حرکت کرده و به شکل پشمک خواهد افتاد.

 

long exposure photo of the ferris wheel

11-  یک اسب سوار در شب از روی مانع بپرد و شما با لامپ مثلاً هزار وات یا بیشتر موقع پریدن از روی مانع او را نورپردازی کرده روی (بی) عکاسی کنید؛ تصویر اسب و اسب‌سوار شبیه شوالیه ارواح خواهد شد که در فضا به پرواز درآورده‌اید.

 


12-  از فشفشه یا آتش‌بازی با سرعت آهسته عکاسی کنید (مانند همیشه سه‌پایه و دیافراگم بسته فراموش نشود) چندین حرکت فشفشه را روی یک صحنه ثابت بیاندازید زیباتر خواهد شد.

 


13-  در شب‌های بارانی که رعد و برق در افق تکرار می‌شود، روی سه‌پایه طولانی درب دوربین را باز بگذارید (البته مقصود دیافراگم و لنز است) و چندین رعد و برق را روی همان فیلم ثبت کنید، البته افق روشن خواهد شد تمرین کنید یاد خواهید گرفت که در مدت زمانی که از رعد و برق خبری نیست جلوی لنز را با مقوای سیاه بپوشانید و فقط زمانی که رعد و برق زده می‌شود مقوا را کنار ببرید.

 lunar


محاسبه‌ی نور در بیشتر عکاسی‌هائی که توضیح دادیم تجربی است ولی بخاطر داشته باشید معمولاً خطر سفید شدن یا باصطلاح زیاد نور خوردن کمتر اتفاق خواهد افتاد؛ بلکه برعکس نسبت تاریک بودن صحنه فیلم شما بطرف under شدن میل دارد اینستکه حتی اگر چند واحد نوری اضافه هم محاسبه کنید تصاویر شما خراب نخواهد شد. اگر در موقع عکاسی و تمرینات اولیه زمان و دیافراگم را یادداشت کرده باشید به سرعت یاد خواهید گرفت که چه زمانی درست است.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۴۲ ق.ظ ] [ آرمان ]

 نوشته: مسعود معصومی

هر چه تفاوت رنگ و کنتراست سوژه اصلی و انعکاس آن بیشتر باشد عکس آنها جذاب‌تر خواهد شد در ضمن می‌توانید با انتخاب لنزهای واید و نزدیک شدن به سطح انعکاس ابعاد و پرسپکتیو دو تصویر مضاعف را کاملاً سوررئال و خلاق تغییر فرم دهید.

انعکاس پرتره صورت انسان یا اشیاء بر روی کره‌های براق طوری تغییر فرم خواهد داد که به یک کاریکاتور فکاهی شباهت پیدا خواهد کرد دقت کنید در چنین وضعیتی سوژه مناسب انتخاب کنید، انعکاس فرم‌های ساختمانی بر روی سطح آب یا بر روی شیشه‌های ساختمان دیگر مانند موج شن‌های کویر مخصوصاً اگر به کنتراست و تضاد رنگ نیز در تصویر دقت کنید سوژه‌های مناسبی هستند.

mirror photography

نِت کردن باید روی سوژه منعکس شده انجام شود مگر اینکه در خلق یک فرم دلیل خاصی برای واضح کردن سطح شفاف داشته باشید مانند قطرات چرب و یا آب روی سطح لاک ماشین که قطرات واضح و سوژه منعکس در قطرات محو شوند. اگر تشخیص اینکه کدامیک از دو نوع فوق جذاب‌تر است مشکل است می‌توانید هر دو را امتحان کنید و تجربه کنید که چه سوژه‌هائی واضح باشند جذاب می‌شوند و چه سوژه‌هائی محو شوند بهتر است.

انعکاس‌های قرینه که هم سوژه و هم انعکاس آن در تصویر دیده می‌شود هر چه سطح شفاف صاف‌تر و بدون شکست و موج باشد قرینه‌ها بهم شبیه‌تر و نزدیک‌تر خواهند شد و اگر سطح شفاف ناصاف و موج‌دار و مشجر باشد سوژه نامفهوم‌تر خواهد شد بهتر است در نوع دوم سوژه‌هائی را انتخاب کنید که بجای فرم، بیشتر لکه‌های رنگ و یا کنتراست باشند چون فرم آنها دیده نخواهد شد.

بعضی مواقع قرار دادن یک شیی‌ء یا سوژه‌ی کوچکی روی سطح شفاف، که با سوژه اصلی رابطه زیباتر و فرم داشته باشد و هر دو واضح شوند می‌تواند فرم و تصویر جدیدی بدست بیاید.

dewdrop-reflections

بعد از یک باران مفصل اگر در شهر حرکت کنید چه در سطح خیابان و آسفالت و چه روی ماشین‌ها و سوژه‌های براق مانند فلزات طلائی مسی یا برنزهای همراه قطرات و انعکاسات سوژه‌های مختلف تصاویر جالبی در انتظار شماست. برای اینکه از منعکس شدن تصویر خودتان در عکس جلوگیری کنید باید بیشتر با لنزهای تله کار کنید یا در زاویه‌ای بایستید که تصویر شما در روی سطح شفاف دیده نشود.

reflection-girl-photos

در شیشه‌هائی که بعضی از اشیاء در پشت آنها قرار گرفته مانند ویترین بوتیک‌ها و مغازه‌ها دکور رستورانها و غیره اگر ابر، خورشید و آسمان یا سوژه‌ی جذاب دیگری منعکس شده باشد معمولاً در کادر بسته و کلوزآپ سوژه‌های پشت شیشه قطرات خود شیشه و سوژه‌های منعکس در آن حتماً سوژه‌های جالبی برای خلاقیت جلوه‌های ویژه بوجود می‌آیند.

در دوربین‌هائی که اتومات فوکوس می‌کنند بهتر است آن را از اتومات خارج کنید و خودتان در مورد سطح مورد نظر تصمیم بگیرید و گرنه دوربین احتمالاً فقط سطح شفاف را واضح خواهد کرد.


شاید در قدیم و عکاسی‌های کلاسیک در جلوه‌های ویژه کادربندی مشخص و فرم‌های استانداردی وجود داشته ولی امروزه ذهنی‌ترین و عینی‌ترین جلوه‌های ویژه انعکاس حرف خود را می‌زند و لازم نیست دست و بال خود را بیخود و بی‌جهت ببندید و فکر کنید فقط باید فرم خاصی را عکاسی کنید. بخاطر داشته باشید پرسپکتیو غیر واقعی، کش‌دادن تمام یا قسمتی از سطح شفاف یا سوژه‌ها تغییر دادن فرم و فضای تصویری باید هدف شما باشد و هیچ دلیلی ندارد به دنبال واقعیت متفاوتی بگردید.

baby-reflection-photography

اگر مساحت سطح شفاف کفاف کادربندی شما را نمی‌دهد فوراً یک دیوار و ایوان بلندتر یا سکو و محل مرتفع‌تری پیدا کنید که به مساحت بزرگتری از انعکاس دست پیدا کنید.

water-reflection-photography

سایه‌ای وسیع در غروب همراه بخش روشنی از آسمان و خورشید سوژه‌ی جالبی است. انعکاس همان فضا بر روی سطح یک فنجان با قسمتی از خود فنجان در اطراف آن تصویری ذهنی و بسیار دیدنی برای عکاسی است. انتخاب لنز و زاویه‌ی دوربین نسبت به اشیاء کوچک که فرم آنها را شدیداً تغییر می‌دهد، عکس شما را جذاب‌تر خواهد کرد.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۳۰ ق.ظ ] [ آرمان ]
 نوشته: مسعود معصومی

زندگی در شهر یعنی تماس روزانه و همیشگی با معماری. از دوران غارنشینی تا برج‌نشینی با مصالح و معماری آغشته‌ایم. نه فقط راحتی و آرامش بلکه زیبائی و هنر را نیز با معماری توام کرده‌ایم عکس معماری نیز باید در خدمت و معرفی هم زیبائی و هنر و هم راحتی و آرامش معماری باشد. نور و روشنائی و تاریکی آن. رنگ نور. شدت نور. زاویه‌ی تابش نور و نوع نور در یکایک سوژه‌های عکاسی معماری سرنوشت نوع آن سوژه معماری را مشخص می‌کند. هر نوری نمی‌تواند نظر و خواسته‌ی مهندس و طراح را که پله‌گردان با پنجره‌های باریک و عمودی طراحی کرده نشان بدهد. یک شومینه که با چوب و سنگ طبیعی ساخته شده در ضمن فضائی بس رمانتیک و شاعرانه بوجود آورده اگر با لامپ‌های مهتابی فراوان که سقف را پوشانده عکاسی شود فضای عاشقانه‌ی ما بیشر به چلوکبابی یا پیتزا فروشی تبدیل خواهد شد. در ضمن نورپردازی این فضا با شمع که بسیار جذاب میشود کار آسانی نیست و عکاس باید دانش و تجربه‌ی زیادی در رابطه نور و معماری داخلی داشته باشد تمام رشته‌های عکاسی مانند پرتره در استودیو با اشیاء و لوازم زندگی در آتلیه‌ی عکاسی صنعتی و بسیاری عکسبردای‌های دیگر به نورپردازی و تنوع نور نیازمند میشود. ولی عکاسی معماری چه داخلی و چه خارجی بدون نورپردازی و انتخاب صحیح نور حتماً جذابیت لازم را نخواهد داشت.

 

از مهمترین مشکلات عکاسی معماری شناخت پرسپکتیو و انتخاب نقطه درست و حرفه‌ای دوربین است. هر تصویری که ساختمان و معماری سوژه‌ی اصلی آن باشد معمولاً از هر زاویه و نقطه‌ای میتوان با یک لنز واید همه چیز را در عکس دید و انداخت. این عکس‌ها مسلماً صدها اشکال و ایراد معماری و زیبائی‌شناسی خواهد داشت و فقط عکسبرداری از نقطه‌ای که بهترین پرسپکتیو سوژه و محل را نشان میدهد قابل قبول و حرفه‌ای محسوب میشود. معمولاً عکاس‌ها و گرافیست‌ها در یک سالن بیشتر جذب اشیاء زیبا و سوژه‌های چشم‌گیر می‌شوند ولی یک معمار سالن و اطاق را حتی بهتر از دکوراتورها درک میکند و محل دوربین را بهتر تشخیص میدهد. فقط ممکن است تجسم زاویه‌ی دید 180 درجه را نداشته باشد که با کمک عکاس و تماشای صحنه از درون لنز نقطه نهائی و درست دوربین را پیدا خواهد کرد.

 nanhe river landscape bridge by wxy architecture

اگر عکاس نور و چراغ به اندازه کافی همراه داشته باشد شانس هنری‌تر کردن و بالابردن سطح زیبائی در عکس معماری را خواهد داشت. همانگونه که بعضی مواقع از نفوذ یا شدت نورهای موجود در صحنه، حال چه نور روز از پنجره باشد و چه چراغ‌های سقف و دیوار باید کم کرد تا در تمام تصویر نور جذاب و زیبائی بوجود بیاید.

 
hyper-collage photography by jim kazanjian
 

عکاسی معماری

 

مقدمه

 

اولین مشکل در عکاسی معماری، انطباق پرسپکتیو معماری با پرسپکتیو عدسی و لنز در عکاسی است. یک ساختمان مرتفع و در ضمن طویل در دوربین، طبیعی و واقعی دیده نمیشود و حتماً ساختمان یا برج از حالت و فرم طبیعی خود خارج شده و بصورت هرم دیده خواهد شد به این دلیل دوربین و لنز در عکاسی حرفه‌ای معماری باید امکان تغییر دادن پرسپکتیو و فرم هندسی یک ساختمان را داشته باشد این مشکل فقط با دوربین‌های فانوسی (دوربین‌های بزرگ) و یا لنزهائی که قابلیت تغییر پرسپکتیو را دارند رفع خواهد شد.

 
 

مشکل دوم. در عکاسی معماری، سایه‌ها و خطوط و حجم یک ساختمان است که در ساعات و نورهای متفاوت تغییر فرم میدهند. این مشکل با کمک فیلتر، لنز و زمان عکسبرداری باید حل شود.

 

عکس‌های معماری باید بفراخور مصرف آن تهیه شود. عکس از یک برج مدرن را که برای طراح یا دفتر مهندس سازنده آن عکاسی میکنیم با عکسی که برای طرح تبلیغاتی بانک یا مؤسسه‌ای که در آن ساکن است کاملاً تفاوت خواهد داشت. هر چه آشنائی عکاس معماری با تاریخ معماری، هنر معماری و اجزاء معماری و شهرسازی بیشتر باشد کار عکاسی او آسانتر و عکس‌های او نیز با دیگران متفاوت است. این تنها دلیلی است که معمارانی که با عکاسی آشنا شده‌اند و حتی بخاطر تفریح از معماری‌های باستانی تا مدرن عکاسی کرده‌اند، عکس‌های آنها بمراتب گویاتر و جذابتر است.

 

آشنائی با ظهور و چاپ عکس نیز به عکاسان معماری کمک میکند عکس‌های بدون نتیجه و مصرف نیاندازند و در ضمن خیلی از عکس‌هائی را که در صحنه‌ی عکاسی اشکالات رنگ و کنتراست داشته است در موقع چاپ جبران کرده و عکس را باصطلاح نجات دهند. آنچه را به عنوان مشکلات و سختی‌های عکاسی معماری گفتیم فقط شامل عکس‌های معماری حرفه‌ای است. اگر معماری با طبیعت، زندگی مردم، حوادث و تبلیغات توام شود بمراتب آسانتر خواهد شد و قوانین و شرایط سخت و خشک عکاسی معماری شامل آنها نخواهد شد. مراسم و جشن‌هائی که در کنار آثار باستانی قدیم و یا میدان‌ها و استادیوم‌های مدرن ورزشی انجام میشود، باید دقت کنیم که معماری در خدمت سوژه‌ی اصلی و جذابتر کردن تصویر باشد نه اینکه مراسم و سوژه‌ی مورد نظر فدای فرم و یا ستون‌ها و ساختمان شده باشد. وقتی از ماسوله یا ابیانه عکس میاندازیم ابرهای آسمان، طبیعت و کوه در حد ده ماسوله اهمیت پیدا میکند. گل‌ها و کوچه‌ها باید در رابطه با معماری قدیمی و طبیعت زیبای امروز باشند تا یک‌پارچگی و آرامش تصویری حفظ شود.

 

نمایش سبک و دوران تاریخی معماری و هارمونی اجزاء تصویر در عکاسی معماری اهمیت دارد. اگر آثار باستانی باستانی را برای کتاب معماری عکاسی میکنیم، پاکت پلاستیکی یک بار مصرف روی پله‌های تخت جمشید یا وانت و دوچرخه کنار کاخ پاسارگاد، همانقدر زننده و غلط است که سقف‌های زیبای کاشی‌کاری‌ها و آجرهای صفوی و سلجوقی را با لامپ‌های مهتابی و تصاویر انتخاباتی و نوشته‌های یادگاری آدم‌ها عکاسی کنیم. اگر به علت نادانی و بی تفاوتی کولر آبی در کنار پنجره‌ی چوبی تاریخی یک مسجد نصب شده است باید با انتخاب زاویه عکاسی و استفاده از پوشش‌های طبیعی کولر را ناپدید کنیم وگرنه سفارش دهنده حق دارد عکس ما را قبول نکرده و دور بیاندازد.

 

عکس‌های معماری همانند رشته‌های دیگر عکاسی در رابطه با نوع مصرف عکس باید تهیه شود و اگر سفارش دهنده‌ای وجود ندارد و ما به پیشواز کاریابی و مشتری رفته‌ایم، میتوانیم عکس‌های درست و اصلاح شده را برای میراث فرهنگی و کتاب‌های معماری و عکس‌های انتقادی و عیب و نقص‌دار را برای سازمان مرمت آثار باستانی یا مطبوعات و مقالات انتقادی بفرستیم.

 

بعضی مواقع ادغام دو زمان دور از هم توسط معماری و اشیاء یا انسان و حیوان بصورت جدی یا حتی طنز عکس جالبی خواهد شد. ولی آن عکس عکس معماری نیست بلکه از سوژه‌ی معماری در آن استفاده شده است.

 

·        داشتن لنزمناسب برای نمایش پرسپکتیو جذاب در عکس معماری سرنوشت ساز است.

 

·        انتخاب ساعت عکاسی معماری در رابطه با تابش نور مناسب و زاویه‌ی صحیح عکاسی باعث گیرائی در عکس معماری است.

 

·        موفقیت در رسیدن به رنگ، طرح و سبک در معماری به تجربه و دانش و هنر عکاس معماری مربوط میشود.

 

·        خلاقیت در انتخاب زاویه برای نمایش بزرگ نمائی یا ابهت اجزاء معماری هنر دیگر عکاس معماری است.

 

·        استفاده از اشیاء یا چیدمان اجزاء معماری نمایانگر سلیقه، تجربه و تسلط عکاس معماری است.

 

مطالب زیر حدود تنوع و تفاوت عکاسی معماری را نشان میدهد.

 

عکاسی معماری قدیم باستانی

 

 

مجموعه‌های باستانی: تخت جمشید- تخت سلیمان- ارک بم- میدان نقش جهان- صحن حرم‌های مشهد، قم، شاه چراغ- سی و سه پل- پل‌خواجو
england-architecture-phootgraphy
 

اجزاء معماری قدیم باستانی

 

 

ستون‌ها- سرستون‌ها- پله‌ها- گنبدها- مناره‌ها- سرسراها- کتیبه‌های سنگی- مجسمه‌ها- محراب‌های زرتشتی- محراب‌های اسلامی- پنجره‌های رنگی- درب‌های ارسی- پنج‌دری- سه‌دری

 

 

معماری جدید و وسیع

 

شهرک‌ها- مجموعه‌های ساختمانی- برج‌ها- مجموعه‌های ورزشی- مجموعه‌های فرهنگی و مذهبی- استادیوم‌ها- سالن‌های سرپوشیده- هتل‌های بین‌المللی

 

 

اجزاء معماری مدرن

 

طرح آجر- طرح بتون- طرح سنگ- نمای شیشه‌ای- پله‌های مدور- لابی‌های بلند و لابی‌های دو طبقه- درب‌های چوبی- درب‌های فلزی بزرگ- پنجره‌های فلزی- طرح مبلمان‌ها- پذیرائی- خواب- کتابخانه- آشپزخانه- اطاق کودکان- سالن ورزشی کوچک

 

ماکت‌ها

 

 

ماکت با زمینه‌ی واقعی- ماکت با زمینه‌ی کامپیوتری- ماکت با زمینه‌ی هوای آزاد- ماکت در استودیو- دتای ماکت- نمای داخل ماکت- ماکت در پرسپکتیو

 

 

دوربین‌های عکاسی معماری

 

کاربرد حرکات فنی در تغییرات و اصلاح معایب و مشکلات معماری فقط با این نوع دوربین‌ها ممکن است. تک‌فیلم (فیلم تخت) در ابعاد 10x12 - 13x18 - 20x25 که صفحه لنز و صفحه تصویر جداگانه قابل تغییر زاویه و دید است و هر حرکت کار خاصی را انجام میدهد.
 

مصارف عکس معماری

 

 

کتاب‌های درسی معماری- مقالات معماری نمایشگاه‌ها و روزهای تاریخی- اعیاد و جشن‌ها- فستیوال‌ها و سمینارهای معماری- سازمان میراث فرهنگی- سازمان جلب سیاحان- موسسات توریستی شرکت‌های مسافرتی هوائی و زمینی- شهرداری‌ها- فروشگاه‌های صنایع دستی- کتابفروشی‌ها- هتل‌ها- کارت پستال‌ها- غرفه‌های ایرانی خارج از کشور- دفتر‌های مهندسی- مهندسین طراح- مقاطعه‌کاران- دفاتر نقشه کشی- فروشگاه‌های لوازم ساختمانی، فروشگاه‌های مصالح ساختمانی- رساله‌های کارشناسان معماری و ساختمان

 

 

عوامل و شرایط مؤثر در خلق عکس موفق

 

·        انتخاب سوژه: هر عکاس بفراخور فرهنگ تجربه و رشته‌ی مورد علاقه خود سوژه‌ای را می‌پسندد.

 

·        کادربندی: هر عکاس اول در هنگام عکاسی و دوم در چاپ کادر مورد اعتقاد خود را انتخاب می‌کند.

 

·        نوع نور: بفراخور سوژه‌ی مورد نظر از منابع نور، خورشید، سایه، فلاش و لامپ استفاده میکند.

 

·        نوع فیلم: بدلیل مصرف از اسلاید- نگاتیو رنگی یا سیاه وسفید استفاده میکند.

 

·        اندازه فیلم: 135mm یا 6x6  یا 4x5inch برای مصارف بترتیب (خبری)- (پرتره و طبیعت)- (معماری و تبلیغات) است.

 

·        اندازه گیری صحیح نور: به دلیل دسترسی به رنگهای درست، کنتراست صحیح و امکان چاپ مناسب می‌باشد.

 

·        شناخت دوربین و لنز: بدون دوربین و لنز مناسب و شناخت کاربردی آنها هر نوع عکاسی به اشکال برخواهد خورد.

 

·        خلاقیت و ابتکار: شناخت محو یا واضح شدن بخشی از تصویر به دلیل تفکر و خلاقیت در تصویر سازی است.

 

·        ظهور مناسب: لابراتوآر حرفه‌ای یا مغازه‌ی عکاسی غیرحرفه‌ای سرنوشت تصویر را می‌تواند عوض نماید.

 sheikh zayed bridge by zaha hadid photographed by hufton+crow

·        چاپ و کیفیت آن: انتخاب لابراتوآر حرفه‌ای، جنسیت کاغذ مات و براق و کنتراست آن آخرین تست کار عکاسی است.

 

·        کادر و قاب: اینکه عکس چگونه کادره شده و چگونه قاب شده یا پرس شود سلیقه و دید هنری پایانی عکاس است.

 

قبل از شروع به عکاسی‌های مختلف عکاس نسبت به عوامل فوق آشنائی و دانش و تجربه کافی داشته باشد تا با مربوط کردن یکایک آنها با هم در هنگام عکاسی سرعت عمل زیادی داشته و هم ضایعات کار را به حداقل رسانده و در ضمن به یک عکس موفق و حرفه‌ای نیز دست پیدا کند.

[ دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۹:۱۶ ق.ظ ] [ آرمان ]

در دنیای مدرن امروزی که دوربین های دیجیتال به صورت اتوماتیک تمام تنظیمات و فوکوس را به آسانی و به راحتی انجام می دهند(البته در بیشتر موارد)، یکی از بزرگترین تفاوت ها بین یک عکاس خوب و یک عکاس متوسط توانایی در کادربندی عکس است.

در هر عکسی که ثبت می شود، تصمیم اینکه لبه های عکس یا قاب آن کجاها باشد با عکاس بوده (کراپینگ) و به همین صورت زاویه دید را نیز می توان تعیین و تغییر داد. اگر سوژه، مردم و یا اشیای متحرک باشد، عکاس این فرصت را دارد که این اجزا را به هر شکلی که دوست دارد در قاب عکس و در کنار هم قرار دهد.

توجه کنید که در اینجا از کلمه "شکل" استفاده شده است چرا که تمام عکاسی راجع به همین است : خلق "اشکال" و بافت های متنوع مورد علاقه خودمان !

 

 عکس منظره یا لند اسکیپ

اگر از یک منظره عکاسی می کنید و یا از هر شی ساکن، طبیعتا این شما هستید که باید با جابجا شدن و تغییر زاویه دید اجزای مهم عکس را در کنار یکدیگر قرار بدهید.

کادربندی قوانین متعددی دارد که البته بهتر است راهنما خوانده شود تا قانون، قوانین حالت دستوری نداشته و راهنما می تواند نقش کمک کننده به عکاس را داشته باشد. این قوانین در ترکیب و کادربندی برای زیباتر شدن عکس بسیار مفید می باشند، گرچه گاهی متوجه خواهید شد که ممکن است یک عکس خیره کننده از این قوانین پیروی نکرده باشد.

تنها زمانی می توانید گاهی این قوانین را رعایت نکنید که آنها را به خوبی یاد گرفته باشد، اما این به شرطی است که حداقل بدانید شما دارید بر خلاف قوانین عمل می کنید و ثانیا دلیل آن را نیز بدانید !

یکی از مهمترین قوانین در کادربندی قانون یک سوم است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

 

استفاده از قطرها

صحبت از قطرها در کادر عکاسیست که البته این قطرها نامریی هستند. اگر بتوان سوژه را روی قطرهای یک کادر قرار داد، حالت دینامیک یا تحرک بیشتری به عکس داده می شود. اجزای سوژه معمولا از یک نقطه شروع (ابتدای قطر) و در یک نقطه تمام (انتهای قطر) می شود.

 

هنر ترکیب بندی در وهله اول انتخاب زاویه دید مناسب و در مرحله بعد قرار دادن اجزای مورد علاقه شما به سلیقه خود در عکس و بالاخره اطمینان از اینکه قاب یا کادر عکس را دوست دارید !

دقت کنید که هیچ عاملی نظم موجود را به هم نریزد به ویژه در کناره های عکس اشیای اضافی وجود نداشته باشند.

[ یکشنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۲ ] [ ۱۰:۵۰ ق.ظ ] [ آرمان ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

عکاسی و تصویربرداری پزشکی بسیار به هم نزدیکند.
حتی خیلی از جدیدترین روشها و آلگوریتم های آنالیز تصویر در هر دو مبحث بسیار شبیهند!!
پس تصمیم گرفتم این موضوعات را کنار هم جمع آوری کنم.
لینک های مفید
امکانات وب